يطلبپیشنهاد تغییر ساعت رسمی کشور در نیمه اول سال
در میانه ناترازی بیسابقه برق، هر راهکاری که بتواند باری از دوش شبکه تولید و توزیع بردارد، نه یک «انتخاب» که یک «ضرورت ملی» است. در این میان، یکی از سادهترین و کمهزینهترین اهرمها، بازگشت به قانون تغییر ساعت رسمی کشور است؛ سیاستی که متأسفانه در سال ۱۴۰۲ و با وجود هشدار کارشناسان از دستور کار خارج شد. ۱. صرفهجویی معادل یک نیروگاه اتمی، بدون یک پیچ و مهره بر اساس اعلام رسمی سخنگوی صنعت برق و وزیر نیرو، اعمال ساعت تابستانی معادل صرفهجویی ۱۲۰۰ مگاواتی در اوج مصرف شبانه است؛ عددی که برابر با تولید یک نیروگاه اتمی مانند بوشهر است. ساخت چنین نیروگاهی سالها زمان و میلیاردها دلار سرمایه میطلبد. حال پرسش اینجاست: چرا باید چنین ظرفیت عظیمی را که تنها با جابجایی عقربههای ساعت فعال میشود، نادیده گرفت؟ ۲. احترام به وقت شرعی و سبک زندگی اسلامی-ایرانی یکی از مغفولماندهترین ابعاد ماجرا که برای جامعه متدین ایران اهمیت ویژهای دارد، تطابق ضرباهنگ زندگی با اوقات شرعی است. در وضعیت فعلی (بدون ساعت تابستانی)، در اوج تابستان اذان صبح حوالی ساعت ۳ بامداد است و طلوع آفتاب پیش از ساعت ۵ صبح. این یعنی پس از اذان صبح، ساعاتی طولانی از روشنایی باارزش صبحگاهی در خواب یا انتظار برای شروع کار هدر میرود. اعمال ساعت تابستانی این چرخه را معقول میکند: اذان صبح به ساعت ۴ بامداد (وقتی معقولتر برای بیداری) و طلوع آفتاب به ۶ صبح منتقل میشود و فاصله میان عبادت، طلوع خورشید و شروع کار به حداقل میرسد. این یعنی احیای برکت صبح، نه هدر دادن روشنایی خداوندی! ۳. هماهنگی سیستمهای اجتماعی و حملونقل عمومی ساعت رسمی، نبض تپندۀ تمام برنامههای یک کشور است. هنگامی که ساعت رسمی با طلوع و غروب خورشید هماهنگ نباشد، فقط زندگی شخصی افراد مختل نمیشود، بلکه کل سیستمهای خدماتی از ریل خارج میشوند. در تابستان بدون ساعت تابستانی، نخستین ساعات روشنایی روز در سکوت و بیتحرکی هدر میرود، در حالی که شبکه حملونقل عمومی، جدول زمانی ادارات، مدارس، بانکها، بازارهای مالی و حتی برنامههای صداوسیما، همگی بر اساس ساعت رسمی ثابت برنامهریزی میشوند. تأخیر دو ساعته میان طلوع خورشید و شروع کار رسمی، یعنی میلیونها شهروند و کسبوکار، گرانترین دقایق روشنایی طبیعی را از دست میدهند. بازگشت ساعت تابستانی، این شکاف را ترمیم میکند و نظمی منطقی میان ریتم طبیعت و برنامههای ملی برقرار میسازد. ۴. معمای وسعت ایران: چرا شرق کشور بیش از همه نیازمند تغییر ساعت است؟ وسعت ۱۹ درجهای ایران -با اختلاف بیش از یک ساعت زمان واقعی خورشیدی میان شرق و غرب- چگونه میتواند با یک سیاست واحد ملی هماهنگ شود؟ در نبود ساعت تابستانی، این نابرابری طبیعی نهتنها حل نمیشود، بلکه بیعدالتی بزرگتری علیه نیمه شرقی کشور شکل میگیرد. در استانهای شرقی، خورشید بسیار زودتر از میانگین کشوری طلوع میکند. با حذف ساعت تابستانی، طلوع آفتاب در این مناطق گاه به ۴ صبح میرسد و تا پیش از آغاز کار روزانه در ساعت ۷، سه ساعت تمام از روشنایی طبیعی گرانبها به هدر میرود. این یعنی اتلاف سرمایهای که میتوانست جایگزین بخشی از برق مصرفی در ساعات اوج شود. اعمال ساعت تابستانی، یک سپر حمایتی برای شرق کشور است: با جابجایی یک ساعته، طلوع آفتاب به حدود ۵ صبح منتقل میشود و این فاصله اتلافزا کاهش مییابد. به عبارت دیگر، عدم تغییر ساعت، نیمه شرقی ایران را از گردونه بهرهوری نور طبیعی خارج میکند، در حالی که بازگشت به ساعت تابستانی میکوشد این ناترازی درونی را تا حد امکان تعدیل کند و سهم مناطق شرقی را از برکت روشنایی صبحگاهی بازگرداند. ۵. اقتصاد عصرگاهی و سلامت روان جامعه فراموش نکنیم که طولانیتر شدن عصرها به لطف روشنایی بیشتر، موتور محرکه کسبوکارهای خرد، تفریحات خانوادهها و کاهش جرایم و تصادفات است. در شرایطی که فشار اقتصادی و روانی بر مردم سنگینی میکند، یک ساعت روشنایی بیشتر در پایان روز، خدمتی رایگان به سلامت روان و اقتصاد خانوادههاست. از مجلس و دولت میخواهیم که با دیدی باز، این تغییر ساعت را تصویب و اجرا کنند.
مجلس شورای اسلامی، ریاستجمهوری، وزارت نیرو
0100
