ماجرای لباسهایی که به آغوش خانه برگشتند!
لباسها همهجا هستند. از داخل کمد و کشوها بگیرید تا توی دل ماشین لباسشویی و روی بند رخت و حتی روی دسته مبل و صندلیها. اما عصر سی ویکم اردیبهشت لباسها راهی کافهای شدند که قرار بود مهمان ویژهاش همین دوستان پارچهای باشند.
گروه زندگی: اردیبهشت شیراز جان میدهد برای دورهمیهای ماندگار و دوستداشتنی، اما دورهمی که ما سراغش رفتهایم با همه جمع شدنهای دوستانه فرق دارد. اینجا مهمان ویژه دورهمی، لباسها هستند و قیچی و نخ و سوزن هم آمدهاند تا کمکی به دوستان پسماند صفری کنند. شش میز جمعوجور در کافهای دنج و باصفا که دور تا دورش را دارودرخت گرفته، فضای این دورهمی است اما صبر کنید، اینجا قرار است اتفاق تازهای در صنعت مد رقم بخورد. در همین شش میز کوچک، یک فکر بکر جریان دارد. آیه حمداوی، بانوی فعال پسماند صفر اهل شیراز با جمعی از دوستانش، از سال گذشته با الهامگرفتن از روز مد پایدار در جهان، به فکر روز تعمیر و رفو افتادند، اما امسال این روز برایشان رنگ و بوی دیگری داشت. روز وصلهپینه قرار بود با نخ و سوزن امید و قناعت، حال خیلیها را خوب کند. هر کوک در این روز، یک وصله به تن محیطزیست بود.
نه به عادت «بنداز بره»!
حمداوی از دنیای روز وصلهپینه میگوید: «شنیدید وقتی یک چیزی قدیمی و کهنه میشود، میگویند «بنداز دور بره»، ما میگوییم هیچ دوری وجود ندارد. همه دورها نزدیکاند و دور برای شما ، نزدیک به شخص دیگری است. علاوه بر این برای همه منسوجاتی که تولید میشود میزان زیادی آب و منابع مصرف میشود و بعد ما به همین راحتی بیندازیم دور؟ تازه شما بیندازید دور، این پسماند پارچه و البسه در دفن گاه دردسر زیادی تولید میکند و معمولاً بهخاطر عرض بالا در دستگاه گیر میکند و مشکلساز است. از طرف دیگر، اصلاً پسماند البسه تجزیه نمیشود و در ایران هم تکنولوژی بازیافتش وجود ندارد.»
کتانیهای قشنگتان هم اینجا نو میشوند!
حمداوی دست ما را میگیرد و به روز وصلهپینه میبرد، روزی که در ظاهر رفوی لباس و کفش انجام میشود، اما در حقیقت رابطه ما با محیطزیست را وصلهپینه میکند: «چهارنفره از دوستان خوبمان در کنار ما بودند و میز دوختودوز حسابی شلوغ بود. یکی از دوستان که استاد دانشگاه طراحی و دوخت بود، تسهیلگری انواع دوخت را برای مهمانان انجام میداد، یک دوست دیگرمان، به بازآفرینی و بهیافت لباسها کمک میکرد، مثلاً شالی که دیگر خیلی قابلاستفاده نبود، تبدیل به یک بلوز یا شومیز میشد، دوست پسماند صفری دیگرمان هم به رفو کمک میکرد، لباسهای سوخته، مستعمل، کفشهایی که ایراد جزئی پیدا کرده بودند و...»
روز وصله پینه، یک روز معمولی نیست!
خاطرههای روز شیرین وصلهپینه هم شنیدنی است: «یکی از دخترها یک پیراهن جین بلند آورده بود و میگفت کنار ساحل با آبشور دریا خراب شده یک مقدار، من بهش گفتم که نظر همه دوستان ما را بپرسد، خیلی پیراهن قشنگی داشت و حیف بود. یا مثلاً یکی دوتا خانم سنوسال دار باذوق آمده بودند و میگفتند دوختودوز و اصطلاحاً بازآفرینی بلدند و دوست دارند به تیم ما کمک کنند. یکی از کسانی هم که حسابی توجه همه را جلب کرد، خانمی بود که کیفهای قشنگی دوخته بود و بهنوعی خودش تعمیر کرده بود. حتی لباس تنش کار خودش بود. این خانم هم دوست داشت کنار ما در روز وصلهپینه کمک کند».
پسماند صفریهای هنرمند...
حمداوی از ژیله دویست تکه یکی از دوستان پسماند صفری میگوید که حسابی همه را سر ذوق آورده بود و یادگاری از رویداد پارسال بوده در واقع: «این دوست خوب ما رویداد پارسال را شرکت کرده بود و بعد انگیزه پیدا کرده بود همچین لباسی برای خودش بدوزد. وقتی با همین لباس آمد رویداد امسال، همه ذوق کردیم و دورش جمع شده بودیم و با لبخند سؤال پیچش میکردیم».وقتی عکس کاهوی خانگی دوستان پسماند صفری را میبینم، عطر سبزیجات تازه و معطر در گزارشم میپیچد. حمداوی میگوید این دوست پسماند صفری با آب خاکستر این کاهو را پرورش داده و آورده بود به رویداد وصلهپینه تا همه استفاده کنیم.
این لباسها دوست طبیعتاند
این هم یک پولیور جذاب و رنگارنگ که سوسک فرش خوار دمار از روزگارش درآورده بود و دوستان پسماند صفری که میدانند چقدر منابع و آب برای تولید این پولیور رفته، حیفشان آمده دورش بیندازند و اینجا با چند دوخت و تکهدوزی جین، یک محصول تازه و زیبا تحویل صاحبش دادند
تاخت بزنیم؟!
آیه حمداوی، برایم میگوید که به جز این میزهای شلوغ پر از پارچه و نخ و سوزن که برای روز رفو بوده، یک میز «بذار بردار» هم داشتهاند که پایه ثابت رویدادهایشان است و مال کسانی است که چیزی نیاز ندارند و اینجا میگذارند و اگر کسی هم محصول دلخواهش را پیدا کند میتواند بردارد.میز تاختزدن هم که ما را یاد خرید و فروشهای قدیمی میاندازد، میزی برای معاوضه است. میزی که باعث میشود همه با دل راضی از این رویداد بیرون بروند.در نهایت یک میز فروش هم گوشه رویداد دارند که با قیمت خیلی پایین برخی محصولات به فروش میرسند.
نخ و سوزنهای عاشق طبیعت...
روز وصله و پینه همه ما را یاد فرهنگ اصیل ایرانی در سالهای دور میاندازد. فرهنگی که مصرفگرا نبود و میدانست هر چیز ارزشمندی که تولید میشود باید تا آخرین روزی که فرسوده نشد استفاده شود و برای دور بودن این روز راههای زیادی از جمله روفو کردن وجود داشت. کفشها با یک ایراد جزئی دور انداخته نمیشدند و لباسها نوروز به نوروز تکراری نبودند، همه چیز در یکچرخه حال خوب کن، ارزشمند و دوستداشتنی بود و برای رسیدن به مد آدمها مسابقه نداشتند.حالا روز وصله و پینه، بازگشتی به همان روز یا شاید شروع تازهای در صنعت پوشاک و سبک زندگی خانوادههاست. اینکه باور کنیم، منسوجات خانگی ما و البسه میتوانند با بازآفرینی یا یک ایده خلاقانه، سالهای بیشتری پیش ما بمانند.#پسماند_صفر#روز_مد_پایدار#تولید_پوشاک 19:32 - 23 مه 2026