تمدنسوزی به بهانه تمدنسازی: دکترین اشغالگری آمریکا
از منظر جامعهشناسی تاریخی و مطالعات پسااستعماری، اشغال نظامی سرزمینها توسط ایالات متحده، همواره با سه مؤلفهٔ تکرارشونده همراه بوده است: تجاوز به حاکمیت ملی، تعدی به حقوق بشر، و بازتولید خشونتی که ریشه در «تمدنگرایی استعماری» دارد.این الگو که برگرفته از «دکترین سرنوشت محتوم» و «وحشیگری توارثیِ بازنمودشده» در فرهنگ استعمارگرایانهٔ اجداد اروپایی مهاجر است، با پوشش «وظیفهٔ تمدنی» به تجاوز مشروعیت میبخشد. برخلاف روایت رسمی آمریکا که مدعی «صدور دموکراسی» و «توسعهٔ زیرساختی» است، شواهد تجربی در کشورهایی چون ویتنام، عراق، افغانستان، لیبی و سوریه نشان میدهد که فرجام اشغالگری چیزی جز ویرانی، آوارگی جمعی، عقبماندگی ساختاری و بازتولید خشونت نیست.
روانشناسی تاریخیِ فرهنگ آمریکایی، الگویی از «وحشیگریِ بازتولیدشده» را نشان میدهد که ریشه در نسلکشی بومیان سرزمین خود و تداوم آن در قالب مداخلات خارجی دارد. فرانتس فانون در آثار خود به این «منطقِ استعماریِ درونشده» اشاره میکند که خشونت را نه ابزار، که هدفِ مشروعیتبخش میداند.مستندات بینالمللی (از جمله گزارشهای عفو بینالملل و کمیته بینالمللی صلیب سرخ) نشان میدهد که زندانهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان، نظیر ابوغریب، بگرام و گوانتانامو، به نمادهای «وحشیگری سازمانیافته» تبدیل شدهاند. تجاوز جنسی به زندانیان، شکنجهٔ سیستماتیک، تحقیر مذهبی و بهکارگیری روشهای غیرانسانی، نه استثنا، بلکه رفتارهای هنجاریِ برخی از نیروهای نظامی و مأموران اطلاعاتی آمریکا در این مراکز بوده است. پژوهشهای روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که «فاصلهگذاری اخلاقی» و «شیءانگاری قربانی» در چنین ساختارهایی، هم عذاب وجدان را کاهش میدهد و هم خشونت را به «روال عادیِ» اشغال تبدیل میکند.
از منظر اقتصاد سیاسی، اشغالگری آمریکا همواره با «لیبرالیسمِ ریاضتبار» همراه بوده است: خصوصیسازی اجباری، بازکردن بازارها برای شرکتهای آمریکایی، و تحمیل بدهیهای کلان.نتیجه، کشوری است با زیرساختهای ویران، نسل جوان آواره، و اقتصادی که تنها به استخراج منابع وابسته میماند. به عبارت علمیتر، اشغالگری آمریکا یک «سیستمِ استخراجِ ارزش» است که سرمایههای مادی و نمادینِ جامعهٔ هدف را به بیرون منتقل و در مقابل، «فقرِ تولیدشده» و «ترومای نسلی» به جا میگذارد.بنابراین، آنچه آمریکا «صدور دموکراسی» مینامد، در عمل رؤیایی نخنما و پوششی برای تجاوز، عقبماندگی و آوارگی ملتهاست. زندان ابوغریب و تعرض به زنان زندانی، نه یک حادثه، که «نظامِ تحقیر» را در ذات این دکترین اشغالگری به تصویر میکشد. این دکترین، نه تنها نخنما، که ذاتاً ضدتمدن است.
20:47 - 30 اردیبهشت 1405