بازسازی ساعات پایانی عمر امیرالمؤمنین (ع) از زبان یک طبیب
آیین رونمایی از کتاب «اثیر»، تازهترین اثر احسان ناظمبکایی در باغ کتاب تهران برگزار شد؛ اثری داستانی اما متکی بر مستندات علمی که چهل و چند ساعت پایانی عمر امیرالمؤمنین (ع) از زبان یک طبیب مسیحی را به تصویر کشید.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، آیین رونمایی از کتاب اثیر، به قلم احسان ناظم بکایی با حضور محمدحسین رجبی دوانی و حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی طباخیان در باغ کتاب تهران برگزار شد.داستان تخیلی با شخصیتهای واقعی؛ روایتی از زبان طبیب حضرتمحمدحسین رجبی دوانی، ضمن تسلیت شهادت جانگداز رهبری، امام خامنهای، ایشان را بهترین مروج کتاب و کتابخوانی دانست و گفت: جای این رهبر بزرگ به شدت خالی است.وی درباره کتاب «اثیر» نوشته احسان ناظم بکایی، اظهار داشت: این کتاب به حوادث روزهای آخر عمر شریف امیرالمؤمنان علیهالسلام پرداخته است. داستان تخیلی است اما با شخصیتهای واقعی و کاری بدیع و جدید به شمار میآید.رجبی دوانی افزود: نویسنده از زبان طبیب حضرت، مطالبی را درباره زخم سر مقدس امیرالمؤمنین بر اثر ضربت ابنملجم مرادی بیان کرده و نقش شخصیتهای منفی مؤثر در تخریب وجهه و سیاستهای امیرالمؤمنین را به تصویر کشیده است.این پژوهشگر تاریخ اسلام تصریح کرد: اگرچه داستان از زبان طبیب روایت میشود، اما عمدتاً به نقش مخرب شخصیت خبیثی همچون اشعث بن قیس کندی میپردازد؛ کسی که با سیاستهایش در کوفه، مانع تحقق سیاستهای الهی حضرت شد.وی با اشاره به فرمایش رهبر شهید، خاطرنشان کرد: ایشان اندکی پیش از شهادت در سالروز ولادت امیرالمؤمنین فرموده بودند که آن حضرت فقط مرد جنگ سخت نبود، بلکه در جنگ نرم نیز نگذاشت اهداف عالیهاش به انجام نرسد. به گفته رجبی دوانی، منظور رهبر شهید دقیقاً امثال اشعث بن قیس بودند که با سوءاستفاده از جایگاه اجتماعیشان، مانع تحقق اهداف حضرت شدند و خود اشعث نیز نقش مستقیم در ضربت خوردن و شهادت امیرالمؤمنین داشت.
وی در پایان از نویسنده کتاب «اثیر» قدردانی کرد و گفت: آقای ناظم بکایی این موضوع مهم را در قالب داستان و شخصیتپردازی به خوبی به تصویر کشیده است.عبور از مرزهای مذهبی برای اثبات حقانیت امیرالمؤمنین (ع)حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی طباخیان نیز، با اشاره به ویژگیهای این اثر، اظهار داشت: یکی از وجوه جالب کتاب این است که شخصیت تاریخی را در بستر زمان و مکان خودش بررسی میکند.وی افزود: کتاب «اثیر» جامعهای متکثر را به تصویر میکشد که در آن، از دوستان نزدیک امیرالمؤمنین علیهالسلام تا مخالفین سرسخت ایشان حضور دارند. طباخیان با اشاره به تقابل شخصیت اشعث بن قیس کندی در این کتاب، تصریح کرد: این اثر ناخودآگاه به مخاطب میآموزد که نباید صرفاً بر اساس ظاهر و جایگاه افراد قضاوت کرد، بلکه باید به موازین نگاه کرد.این کارشناس مسائل تاریخی، حضور ایرانیان در کوفه را یکی از نکات برجسته کتاب دانست و خاطرنشان کرد: در کوفه با تکثر نژادی ایرانی، عرب حجازی، عرب یمانی، تکثر مذهبی، ایدئولوژیک و سیاسی مواجهیم. همین تکثر باعث میشود جامعه در مقاطعی مانند ابتدای صفین عملکرد مثبت و در مقاطعی مانند خاتمه صفین عملکرد ضعیفی داشته باشد.طباخیان این ویژگی را برای فضای امروزی نیز درسآموز خواند و گفت: ما باید همیشه در جوامع متکثر نگران باشیم و در رقابت برای اثبات، جریان حق را حاکم کنیم و اجازه ندهیم جریان نفاق بر جامعه مسلط شود.
وی مهمترین نکته کتاب را تغییر دیدگاه شخصیت اصلی در چهار ساعت آخر عمر دانست و تصریح کرد: این تغییر دیدگاه، جنسی از حقانیت امیرالمؤمنین را اثبات میکند. برای پذیرش حقانیت علی بن ابیطالب، لازم نیست حتماً مبانی تشیع را داشت. حتی یک محقق آلمانی مانند وی مهمترین نکته کتاب را تغییر دیدگاه شخصیت اصلی در چهار ساعت آخر عمر دانست و تصریح کرد: این تغییر دیدگاه، جنسی از حقانیت امیرالمؤمنین را اثبات میکند. برای پذیرش حقانیت علی بن ابیطالب، لازم نیست حتماً مبانی تشیع را داشت. حتی یک محقق آلمانی مانند مادلونگ که مسلمان نیست، در کتاب خود به این نتیجه رسیده که علی شایستهترین فرد برای خلافت و مظلوم واقع شد.طباخیان، اثر آقای ناظم بکایی را کاری هنرمندانه و بسیار مؤثر در معرفی حقانیت امیرالمؤمنین به مخاطبان غیرمسلمان و آکادمیک توصیف کرد. که مسلمان نیست، در کتاب خود به این نتیجه رسیده که علی شایستهترین فرد برای خلافت و مظلوم واقع شد.طباخیان، اثر آقای ناظم بکایی را کاری هنرمندانه و بسیار مؤثر در معرفی حقانیت امیرالمؤمنین به مخاطبان غیرمسلمان و آکادمیک توصیف کرد.
چالشهای نویسنده در پردازش دراماتیک شخصیتهای مقدساحسان ناظمبکایی، نویسنده اثر، در ابتدای سخنان خود گفت: خداوند متعال را بابت این اتفاق سپاسگزارم. اعتقاد قلبی من دربار این کار و هر فعالیت دیگری این است که برای کار کردن درباره هر شخصیتی، ابتدا باید خود آن بزرگوار اجازه کار را صادر کند.وی با اشاره به اشتیاق چندینسال خود برای نگارش این اثر افزود: من چندین و چند بار برای آغاز این کار خیز برداشته بودم؛ حتی در سال ۱۴۰۱ قرار بود کاری مصور دربارۀ امام علی (ع) انجام شود که میسر نشد، تا اینکه در سال ۱۴۰۳ یک فرصت پیش آمد.این نویسنده در ادامه به روند جمعآوری اطلاعات و ساختار داستانی کتاب خود پرداخت و گفت: بابت نگارش این اثر و ساختار زنجیرهای آن، از منابع مختلفی استفاده و اطلاعات گستردهای را جمعآوری کردم. در این مسیر، دفترچهای دارم که تقریباً تنها دارایی ارزشمند من است و در آن قصهها و شخصیتهای ماجراها را یادداشت کردهام که حاصل آن ۵۰ داستانک و چهرهنگاری شد.وی با تبیین چالشهای پردازش شخصیتهای مقدس در عرصه درام توضیح داد: طبیعتاً در اینگونه آثار، شخصیتهای مقدسی چون امام علی (ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) شخصیتهای محوری هستند. اما از این منظر که در مذهب شیعه نمیتوانیم برای معصومین (ع) مابهازای دراماتیک در نظر بگیریم و مثلاً مانند کتابهای خارجی بگوییم امام علی (ع) در گذشته خودش چه کار میکرد، عملاً دست نویسنده بسته است. بنابراین، شخصیت اول داستان نمیتواند مستقیماً حضور ملموس درام داشته باشد.
ناظمبکایی افزود: در چنین شرایطی، باید از شخصیتهای منفی یا دیگر چهرههای پیرامونی استفاده کرد. در بین این شخصیتها، انتخاب چهرههای غیرمسلمان به ما کمک کرد تا از زاویهای متفاوت به شخصیت اصلی نزدیک شویم. نهایتاً یکی از شخصیتهای شناختهشدهای که انتخاب شد، یک پزشک مسیحی است.وی با اشاره به راز ماندگاری آثار تاریخی گفت: هنگامی که با آقای میرباقری صحبت میکردم که چرا اثری مثل «مختارنامه» هنوز جذاب است و خیلی از سریالها و کارهای دیگر ماندگار نشدهاند، به این نکته اشاره کردند که مهم این است که به کار خود باور و ایمان داشته باشی. این روزنامهنگار با تأکید بر ضرورت حضور مشاوران در آثار تاریخی خاطرنشان کرد: واقعیت این است که به غیر از بررسیهای تاریخی، حضور اساتید و مشاوران در حوزه درام بسیار لازم است. ما متأسفانه در حوزه درام ضعف داریم؛ اما برعکسِ آن چیزی که تصور میشود، نویسندگان و اساتید دیگر با دقت بسیار بالایی آثار را نگاه میکنند. در این کار نیز نکات بسیار ریزی را متذکر شدند که من باور نمیکردم چنین فضای دقیق و جالبی وجود داشته باشد.ناظمبکایی درباره فضاسازی و تایملاین شخصیتها گفت: با مشاوران درباره اینکه فضاسازیها چگونه باشد و خانهها چه شکلی داشته باشند صحبت میکردیم. من شکل خانهها را میکشیدم تا مشخص شود دقیقاً باید چگونه باشد. حتی درباره اینکه ترورها چگونه اتفاق افتاده، واقعیتها را بررسی کردیم. سپس شخصیتها را تایملاین کردیم؛ یعنی مشخص کردیم که مثلاً این آدم در پنجسالگی یا دهسالگیاش چه اتفاقی برایش افتاده است. شاید به خاطر سالها فعالیت در حوزه روزنامهنگاری است که آموختهام حرفها و رویدادها در داستان باید منطق علمی و تاریخی داشته باشند.
نویسنده این کتاب در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگیهای پژوهشی اثر اشاره کرد و گفت: من مقالات پزشکی درمورد ضربه به سر با شمشیر و حتی سم مطالعه کردم. میخواهم بگویم مطالب این کتاب همگی دارای استنادات علمی هستند.وی با تشکر از طراح جلد کتاب اظهار داشت: روی جلد کتاب، اسم تمام کسانی که نقشی در شهادت و آزار امام علی (ع) داشتند، آمده است؛ از عایشه، طلحه، زبیر و عبدالله بن زبیر گرفته تا ابوموسی اشعری، معاویه و خیلی از آدمهای دیگر. در طرح جلد، ما یک شمشیر بزرگ را میبینیم و متوجه میشویم کسی که در ۲۱ رمضان ضربه نهایی را به حضرت علی (ع) زد، تنها یک نفر نبود، بلکه تمام این آدمها در این توطئه بزرگ نقش داشتند.ناظمبکایی تأکید کرد: تمام منابع با جزئیات دقیق در کتاب آمده است تا مخاطب بداند برای تحقیق بیشتر به کجا باید مراجعه کند. یک نکته خیلی مهم این است که رشته تخصصی من هیچوقت تاریخ نبوده است؛ بنابراین هنگام خوانش کتابهای تاریخی، تلاش کردم اشتباهات تاریخی را در اینجا حل کنم. برای تمام شخصیتها و مکانها، پینوشت و توضیحات لازم را قرار دادم تا مخاطب عادی در مواجهه با نامها دچار سردرگمی نشود و ویژگیهای هر شخصیت را بهوضوح درک کند. همچنین در ساختار قصه، از تکنیکهای فلاشبک و فلاش فوروارد استفاده شده است تا ابعاد ماجرا روشنتر شود.
این پژوهشگر با تأکید بر نقش برجسته ایرانیان در صدر اسلام تصریح کرد: من در این کتاب به نقش ایرانیها پرداختم؛ چراکه به نظر من جایگاه ایرانیان در تحولات آن عصر بسیار مهم است. یکی از عجیبترین و ارزشمندترین نکاتی که من از اساتید و کتابهای تاریخ ایران یاد گرفتم، این بود که واقعه عاشورا، واقعه غیبت و ماجرای خلافت امام علی (ع) همگی در پهنه "ایران بزرگ" اتفاق افتاده است. در واقع اگر عراق امروز را بخشی از ایران بزرگ بدانیم، متوجه میشویم که حضور ائمه اطهار (ع) در ایران بزرگ فقط به حضور امام رضا (ع) محدود نمیشود؛ بلکه واقعه غیبت و حکومت منجی نیز با این جغرافیا پیوند دارد. ما باید با توجه به روزگار جدید، روی این فضا تمرکز بیشتری بکنیم.وی در پایان با ابراز امیدواری از اینکه مخاطبان از خواندن کتاب رضایت داشته باشند، گفت: من سعی کردم تا جایی که امکان دارد، به جای مقدس جلوه دادنِ صرف و دور از دسترس کردن آدمها، واقعیتهای وجودی و تاریخی را روایت کنم. در این زمینه از آقای سلطانی نیز تشکر میکنم که پای مجوز انتشار و چاپ این اثر ایستادند.ناظمبکایی در تکمیل این بحث افزود: یکی از مسائل ما این است که ارادت یا دشمنی آدمها با امیرالمؤمنین (ع) طیفهای مختلفی دارد؛ همه مانند قنبر و کمیل نیستند که حضرت را با تعابیر خاص صدا بزنند. در آن فضا، برخی ایشان را "علی"، برخی "ابوتراب" و هرکس بسته به معرفت و زاویه دید خود خطاب قرار میداد. من نیز در این فضا تلاش کردم تمام جوانب و واقعیتهای تاریخی را در نظر بگیرم.
رجبی دوانی در ادامه با تأکید بر اهمیت تحلیل رویدادهای تاریخی گفت: حوادث و تحولاتی که در زندگی ما و در جامعه رخ میدهد، میتواند بسیار آموزنده باشد؛ این آموزهها هم در قالب درس و هم در قالب عبرت قابل بررسی هستند.وی در تشریح تفاوت این دو مفهوم اظهار داشت: درس، آموزهای است که از حوادث مثبت گرفته میشود؛ یعنی به ما میآموزد که چگونه عمل کنیم تا به رستگاری برسیم. در مقابل، عبرت شامل آموزههایی است که از جنبههای منفی تاریخ به دست میآید و به ما هشدار میدهد که چگونه رفتار نکنیم تا دچار سقوط و تباهی نشویم.این پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به اهمیت بررسی عملکرد نخبگان جامعه افزود: این درسها و عبرتها از حیث شناختِ نوع عملکرد خواص جامعه بسیار کلیدی هستند. شناخت رفتار خواص، هم در تحلیل درست تاریخ اسلام به ما کمک میکند و هم برای امروز ما و تعیین تکلیف در قبال حوادثی که رخ میدهد، فتنههایی که پدید میآید و امتحانات الهی که پیش رویمان قرار میگیرد، راهگشاست تا بدانیم چگونه عمل کنیم که بتوانیم از این آزمونها سربلند بیرون بیاییم. این اثر توانسته است تا حد قابل توجهی چنین فضایی را برای مخاطب خود ایجاد کند.
رجبی دوانی در ادامه با انتقاد از شیوههای سنتی آموزش تاریخ در نظام آموزشی خاطرنشان کرد: متأسفانه از پیش از انقلاب تا کنون، درس تاریخ در مدارس به عنوان یک درس تلخ و کسالتبار برای دانشآموزان تلقی شده است. به جای اینکه تاریخ را بهگونهای تدریس کنند که دانشآموز مشتاق شود و به واسطۀ بهرهگیری از تاریخ، هم نسبت به سرگذشت خود، هم تاریخ دین خود و هم نسبت به آینده نگاه درستی پیدا کند، با اصرار شدید بر حفظ کردن صِرفِ تواریخ و حوادث و سختگیری در نمرهدهی، بچهها را از این ماده درسی زده میکردند. متأسفانه این وضعیت هنوز هم در مدارس و کتابهای درسی ما وجود دارد.وی با اشاره به چالشهای عصر رسانههای نوین تصریح کرد: از سوی دیگر، متأسفانه به سبب گسترش فضای مجازی، میزان کتابخوانی در میان جوانان و نوجوانان کاهش یافته است؛ چه برسد به اینکه این نسل بخواهد به سراغ کتابهای تخصصیِ تاریخی برود.این استاد دانشگاه، قالبهای داستانی را راهکاری مؤثر برای جذب نسل جدید دانست و گفت: با وجود کاهش سرانۀ مطالعه، نوجوانان و جوانان همچنان به داستان و رمان علاقهمند هستند. اگر ما بتوانیم مغز و محتوای حقایق تاریخی را در قالب رمان و داستان پیاده کنیم. حالا نیاز هم نیست حتماً عنوان رسمی خاصی روی آن بگذارید، بلکه به عنوان داستانهایی درباره حضرات معصومین از جمله امام حسین (ع) مطرح شود، حس کنجکاوی مخاطب به خصوص نسل جوان تحریک میشود.وی در پایان با تمجید از رویکرد نویسنده در نگارش این کتاب افزود: وقتی جوانان با زبان داستان با رویدادهای تاریخی آشنا شوند، خودِ این اتفاق میتواند به محرک و مشوقی قوی برای مطالعه تاریخ و ورود آنان به این عرصه تبدیل شود. از این جهت، کار جنابعالی در این کتاب بسیار ارزشمند است.
حجتالاسلام والمسلمین طباخیان نیز با اشاره به شیوه مواجهه درست با رویدادهای گذشته گفت: من تاریخ را بهگونهای مطالعه کردهام که گویی در همان دوره زندگی میکنم؛ یعنی با شادیهای اهل تاریخ شاد شدهام و در مصیبتهایشان شریک بودهام. ما در مطالعه و انتقال تاریخ، ابتدا باید این حس را در خودمان ایجاد کنیم و سپس برای مخاطب به نمایش بگذاریم.وی با تأیید دیدگاههای دکتر رجبی دوانی درباره آسیبشناسی آثار مکتوب افزود: مشکل عمده بسیاری از کتابهای تاریخی این است که مخاطب تخصصی برای فهم آنها باید مدام به منابع اصلی رجوع کند، اما مخاطب عمومی حوصله و زمان این کار تخصصی را ندارد. متاسفانه سبد مطالعه جامعه ما در حوزه تاریخ، مملو از آثاری اقتباسی است که در آنها انبوهی از نامها، زمانها و مکانهای بیسروتن و گنگ ردیف شدهاند و مخاطب در این هزارتوی نامفهوم گم میشود.طباخیان ثمره آثار داستانی و هنری را متفاوت دانست و اظهار داشت: در مقابل، ویژگی و ثمره کارهایی از جنس این اثر این است که دست مخاطب عمومی را میگیرند، با خود همراه میکنند، او را به عمق آن دوران میبرند و در اتمسفر آن زمان قرار میدهند تا مخاطب بتواند با شخصیتهای تاریخی زندگی کند.
این پژوهشگر تاریخ اسلام برای تبیین قدرت رسانه و داستان، به یک نمونه عینی اشاره کرد و گفت: اگر به آثار نمایشی مربوط به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) نگاه کنیم، میبینیم که ایشان اصحاب بسیار بزرگی داشتهاند. برای نمونه، جناب مالک اشتر نخعی شخصیتی بیبدیل است، اما در کنار او، شخصیت عظیمی چون جناب "هاشم بن عتبه" معروف به "مرقال" را داریم که در تعظیم و بزرگی کم از مالک ندارد. تا جایی که معاویه سفیان در میانه جنگ صفین منبر رفت و گفت: خیمه علی سه ستون داشت و من هر سه ستون را زدم؛ منظور او شهادت عمار یاسر، هاشم مرقال و عبدالله بن بدیل خزاعی بود.وی درباره پیشینه عبدالله بن بدیل افزود: عبدالله بن بدیل از خانوادهای به شدت معروف و مهم بود؛ پدرش در صلح حدیبیه رئیس قبیله خزاعه و دیپلمات قریش به جانب پیامبر اکرم (ص) بود. با وجود این عظمت تاریخی، امروز جامعه ما این چهرهها را نمیشناسد؛ اما اگر در خیابان قدم بزنید و از هر کسی درباره مالک اشتر بپرسید، انگار سالها با او زندگی کرده است. این شناخت عمیق، مدیون فیلم و سریال امام علی (ع) است که این صحابه خاص را برای پردازش انتخاب کرد. شاید اگر این توجه رسانهای برای چهرههایی مثل قیس بن سعد یا دیگران اتفاق میافتاد، امروز مردم با آنها مأنوس بودند.طباخیان تصریح کرد: این دقیقاً ثمره کار نمایشی است. من بارها تجربه کردهام که ۱۰ جلسه منبر رفتهام یا یک ترم کامل تدریس کردهام و در این مدت عمدًا صدها بار نام جناب مرقال را بر زبان آوردهام؛ اما در پایان دوره وقتی از دانشجویان میپرسم مهمترین صحابه امیرالمؤمنین (ع) چه کسی بود، باز هم نام مالک اشتر را میآورند. کار داستانی و نمایشی باعث میشود شخصیت بهدرستی در ذهن مخاطب بنشیند.
نویسنده و کارشناس تاریخ اسلام به ذکر تجربهای شخصی از تاثیر رمانهای تاریخی پرداخت و گفت: پیش از این، اثری از جناب آقای سالاری را مطالعه و دورخوانی کرده بودم که فکر میکنم مربوط به چاپهای اول یا دوم آن بود. همسرم چند سال بود که سوالات تاریخی متعددی درباره دوران امامت امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) داشت و من با وجود تمام زحماتی که کشیده بودم و مطالعاتی که داشتم، نتوانسته بودم پاسخ ملموسی به این ابهامات بدهم. اما وقتی این کتاب را که ظاهری به شدت عاشقانه و قالبی رمانگونه داشت به پایان رساندیم، تمام آن سوالات برای ما پاسخ داده شد.وی افزود: من تازه از طریق آن رمان متوجه شدم که شدت اختناق هارونالرشید در دوره امام موسی بن جعفر (ع) چقدر شدید بوده است. نویسنده با یکی دو هنر داستانی این فضا را ترسیم کرده بود؛ مثلاً در بخشی از داستان میگفت: "به بغداد رفتم و خواستم به زیارت موسی بن جعفر بروم، اما به من گفتند اگر میروی، نگو به زیارت موسی بن جعفر میروم؛ بگو میخواهم به مقابر قریش و سر مزار مردههای تازه بروم." نویسنده با تصویر کردن روضهخوانهای شیعه که پنهانی گریه میکردند، عمق خفقان را نشان داده بود و ثمره مهم این اثر نیز دقیقاً همین است.
طباخیان با تأکید بر اهمیت به تصویر کشیدن واقعیتهای جامعه کوفه خاطرنشان کرد: این کتاب بخش جدی از جامعه کوفه، فضاهای روزهای پایانی عمر شریف امیرالمؤمنین (ع) و اختلافات درونی آن جامعه را بهخوبی نمایش میدهد. اصلاً کار نمایش و داستان همین است؛ اگر ما امروز زوجهای مورخ-نویسنده را در اختیار میداشتیم، جامعه ما به شدت با گذارهای تاریخی مأنوس میشد، بسیار جلوتر از جایگاه فعلی بودیم و به بسیاری از سوالات مردم پاسخ داده میشد.وی در پایان، این رویکرد را همسو با سنت ادبی بزرگان ایران دانست و گفت: تا این اتفاق نیفتد و ما به صرف لیست کردن پشتسرهم گزارههای تاریخی بسنده کنیم، کسی به تاریخ علاقهمند نمیشود و با آن انس پیدا نمیکند. این همان کاری است که حکیم ابوالقاسم فردوسی هوشمندانه انجام داد و بعدها بسیاری از بزرگان به تأسی از کار او، آن را تکرار کردند. تصور کنید اگر قرار بود اسطورههای فارسی در قالب گزارههای خشک تاریخی روایت شوند، امروز چقدر از آنها دور بودیم؛ اما چون در جنس داستان آمدند، ما امروز با آنها آشنایی و انس عمیق داریم و این بزرگترین ثمره کار داستانی است.
ناظم بکایی نیز درباره آینده تولیدات رسانهای مرتبط با تاریخ اسلام پیشبینی گفت: سال بعد، سریال «سلمان فارسی» پخش خواهد شد. دهه آینده، دهه سلمان فارسی خواهد بود. به نظرم تعداد فرزندانی که به دنیا میآیند و اسمشان سلمان و روزبه میشود، زیاد خواهد بود. کتابها ارزش افزودهای برای آثار ما هستند.ناظم بکایی با اشاره به سریال مصری «حشاشین» درباره حسن صباح که دو سال پیش پخش شد، اظهار داشت: بعد از پخش آن سریال، کتابفروشیها کتابهایی که درباره حسن صباح بود را بعد از ۶۰ سال دوباره چاپ کردند.وی افزود: برای سال بعد که سریال «سلمان فارسی» به عنوان بزرگترین اثر معنوی پخش خواهد شد ما چند اثر داریم؟ آیا وقتش نشده که رمان بنویسیم که مخاطب امروز، قصههای دیگری داشته باشد؟این نویسنده با تأکید بر اهمیت سلمان فارسی در هویت ایرانی گفت: در ایران امروز که هویت ملی خودش را مجدداً آزمون میکند، سلمان فارسی به عنوان حلقه اتصال اسلام و ایران به یکدیگر و یار غار امام علی (ع) باید مورد توجه قرار گیرد. ناظم بکایی تصریح کرد: حوزه تاریخ اسلام و تاریخ تشیع، اگر فضا را بلندنظرانه ببینیم، قصههای فراوانی دارد؛ از خاندان نوبختی که خودشان یک خاندان بزرگ هستند، تا شخصیتهای بزرگ و کوچک. ائمه ما و ایرانیها در هم تنیده هستند. بنابراین قصهها میتوانند کاملاً ایرانی باشند و برای مخاطب ایرانی هم جذاب باشند. نکته مهم این است که ما باید به بخش جهانی هم فکر کنیم.وی در پایان از آقای سلطانی درخواست کرد که کتاب را حتی به زبانهای دیگر ترجمه کند، زیرا در کشور عراق هم قابلیت انتشار دارد.#کتاب #کتابخوانی #امام_علی 21:57 - 28 اردیبهشت 1405