کتابهای پیشنهادی رهبر شهید به ما
نگاهی به فهرستی از کتابهای ارزشمندی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیتالله سیدعلی خامنهای فراتر از مرزهای ژانر و موضوع، در طول سالیان به عنوان منابعی قابل تأمل و الهامبخش معرفی کردهاند.
فارس - خط رهبری: کتاب، همدم اندیشهها و پنجرهای به سوی تجربههای بیشمار است. وقتی این پنجره به دست کسی گشوده میشود که سکان هدایت فکری و معنوی جامعهای را بر عهده داشته است، اهمیتی دوچندان مییابد. این گزارش، نگاهی است به فهرستی از کتابهای ارزشمندی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیتالله سیدعلی خامنهای فراتر از مرزهای ژانر و موضوع، در طول سالیان به عنوان منابعی قابل تأمل و الهامبخش معرفی کردهاند. از قصههای گیرا و عمیق رمانهای خارجی که تلنگری به انسانها میزنند و تاریخ و سرنوشت خود را فریاد میزنند، تا متون اعتقادی و سیاسی که بنیانهای فکری را پیریزی میکنند؛ از روایتهای حماسی دفاع مقدس که غیرت و ایثار را بازمیتابانند، تا تاریخ معاصر که سرگذشت یک ملت را روایت میکند؛ و همچنین کتابهایی که مخاطب اصلیشان نوجوانان امروز و فرداسازان این سرزمین هستند. با ما در این کاوش همراه شوید تا دریابیم کدام آثار، شایسته تامل از نگاه رهبری بودهاند.
تاریخ مردم، نه پادشاهان به روایت نهرو
تابستان ۱۹۲۸. دختری دهساله به نام ایندیرا دور از پدرش، در منطقهای ییلاقی اقامت دارد. پدر که درگیر مبارزه سیاسی است، نمیتواند کنارش باشد؛ اما سکوت فاصله را با قلم میشکند. برای دخترش نامه مینویسد. نه نامههای خشک پدرانه، بلکه روایتهایی ساده و شیرین از تولد زمین، پیدایش زندگی، شکلگیری نخستین انسانها و آغاز تمدنها. این نامهها بعدتر در قالب کتابی منتشر شد. اما این تازه آغاز ماجرا بود.
نهرو که زندگیاش میان مبارزه و زندان میگذشت، در سال ۱۹۳۰ بار دیگر پشت میلهها قرار گرفت. زندان برای او سکون نبود؛ فرصتی بود برای اندیشیدن و نوشتن. از اکتبر ۱۹۳۰ تا اوت ۱۹۳۳ در دو دوره زندان، نامههای تازهای برای ایندیرا نوشت. این بار نه فقط درباره آغاز جهان، بلکه درباره تاریخ بشر؛ از تمدنهای کهن تا تحولات بزرگ جهانی. این مجموعه بعدها با عنوان «نگاهی به تاریخ جهان» در سه جلد منتشر شد.
نهرو خود را تاریخنگار حرفهای نمیدانست؛ او پدری بود که میخواست نسل آینده جهان را عمیقتر بفهمد. نگاه او با تأکید بر هند و آسیا، تاریخ را از زاویهای غیراروپایی روایت میکند. تجربه مبارزه و رهبری او نیز به تحلیلهایش عمق بیشتری بخشیده است.
از اینرو رهبر شهید انقلاب یکبار در جمع فرماندهان سپاه پاسداران فرمودند: «این کتاب جواهر لعل نهرو -نگاهی به تاریخ جهان- را بخوانید؛ در بخشی که دخالت و نفوذ انگلیسها در هند را بیان میکند، تصویر میکند، تشریح میکند - او آدمی است هم امین، هم مطّلع - میگوید صنعتی که در هند بود، علمی که در هند بود، از اروپا و انگلیس و غرب کمتر نبود و بیشتر بود. انگلیسها وقتی وارد هند شدند، یکی از برنامههایشان این بود که جلو گسترش صنعت بومی را بگیرند. خب، بعد کار هند به آنجا میرسد که دهها میلیون آن وقتها، صدها میلیون در دورههای بعد، فقیر و گدا و خیابانْخواب و گرسنهی به معنای واقعی داشته باشد.» ۱۳۹۲/۰۶/۲۶
البته این اولین باری نبود که ایشان به این کتاب و نویسنده اشاره میکنند، سه سال قبل در دیدار نخبگان جوان فرموده بودند: «من یقین دارم شما جوانها کمتر هم به تاریخ و به این چیزها اهمیت میدهید. یکهزارمِ آنچه را که اتفاق افتاده را هم شما در تبلیغات و در حرفها نشنیدهاید.» ۱۳۸۹/۰۷/۱۴
این سخن که در ضمن بیان و توضیحی در مورد شرح جنایات انگلیسیها در تاریخ معاصر ما مطرح شد، به یک نویسنده مستند شده بود: جواهر لعل نهرو. مردی انقلابی و ضد انگلیسی.
روح دفاع مردم روسیه در جنگ و صلح
رمان جنگ و صلح روایتی از تاریخ اجتماعی روسیه است. تولستوی دغدغههای آن روزهای مردم روسیه را در خلال دیالوگهای شخصیتهای داستانش برای مخاطب بازگو میکند. یکی از مهمترین این گفتگوها بحث پیرامون انتخاب یکی از این دو راه است؛ ماندن و جنگیدن و یا فرار کردن.
رهبر شهید انقلاب در بیان برجستگی این رمان میفرمایند: «دورهی سختی برای یک کشور – چه سختی جنگ باشد، چه سختی اقتصادی باشد، چه فشارهای گوناگون سیاسی باشد - دورهی نشان دادن ظرفیتهاست؛ که این ملت چقدر ظرفیت دارد، چقدر قابلیت اظهار وجود دارد، چقدر لیاقت بقا دارد. لذا بهترین آثار هنری هم که انسان نگاه میکند، یا بخشهای زیبای بهترین آثار هنری، مربوط به همین دورههای این کشورهاست. شما به آثار داستانی که وجود دارد، اگر نگاه کنید، شیرینترین و هنرمندانهترین نوشتههای هنری و رمانهای بزرگ مربوط به بخشهایی است که ملتی دارد کار بزرگی از این قبیل انجام میدهد. «جنگ و صلح» تولستوی مربوط به مقاومت عجیب مردم روسیه است در مقابل حملهی ناپلئون و حرکت عظیمی که مردم مسکو انجام دادند برای ناکام کردن ناپلئون. تولستوی کتابهای دیگری هم دارد، اما به نظر من این کتاب برجستگیاش به خاطر این است که کاملاً بر محور روح دفاع مردم روسیه است.» ۱۳۸۴/۰۶/۳۱
از رمان کلاسیک تا تحلیل سیاسی با گوژپشت نوتردام
در دل پاریسِ قرن نوزدهم، سایه عظیم کلیسای نوتردام بر شهری افتاده که هم زیبایی را در خود دارد و هم بیرحمی را. ویکتور هوگو در سال ۱۸۳۱ از همین فضا شاهکاری ساخت که هنوز خواندنی است: «گوژپشت نوتردام».
قهرمان داستان، کازیمودو، زنگزن گوژپشت کلیساست؛ مردی طردشده و تنها که قلبی سرشار از محبت دارد. زندگی او با ورود اسمرالدا، دختر کولیِ زیبا و آزاد، دگرگون میشود. اسمرالدا دل در گرو یک سرباز جوان دارد، بیآنکه بداند کشیش کلیسا نیز شیفته او شده است. این کشمکش پنهان، ماجرایی آکنده از عشق، حسادت و قدرتطلبی میآفریند که سرانجامی تلخ و تراژیک دارد؛ مرگ اسمرالدا و ناپدید شدن کازیمودو، تصویری از سرنوشت معصومیت در برابر جامعهای سنگدل ترسیم میکند.
سالها بعد، این رمان در گفتوگویی سیاسی نیز یاد شد. طارق متری وزیر سابق فرهنگ لبنان میگوید در سال 2010 در دیدار سعدالحریری با رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای نگاهی به وی کردند و گفتند که آیا رمان گوژپشت نوتردام را خواندهای؟ مشخص بود که سعد الحریری این رمان را نخوانده بود. سپس امام خامنهای ادامه دادند: این داستان یک زن بسیار زیبا و شاید زیباترین زنهای پاریس است و طبیعی است تمام کسانی که قدرت داشتند به دنبال او بودند. اشخاص دارای نفوذ و ثروت. اسم این زن چه بود؟طارق متری جواب داد: اسمرالدا…امام خامنهای نگاهی به طارق متری کردند و با تبسمی گفتند: آفرین، معلومه که تو وزیر فرهنگ هستی؟!
سپس رهبر شهید گفتند که تمامی اشخاصی که ویژگی های این زن را در زیبایی و لطافت میدانستند خواهان سوء استفاده از وی بودند. این زن (اسمرالدا) خنجری زیبا و تیز همراه خود داشت تا در برابر سوء استفادهکنندگان از خود دفاع کند. امام خامنهای ادامه دادند : آقای نخست وزیر! لبنان شبیه این زن زیباست. عروس مدیترانه است. تمامی کشورها خواهان آن هستند و اسرائیل تهدید و خطری برای آن است… اما سلاح حزبالله مانند خنجر اسمرالدا است.
سرگذشت استعمار، روایت تلخ یک سلطه جهانی
مجموعهی «سرگذشت استعمار» اثر مهدی میرکیایی، روایتی روشن و تأثیرگذار از یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ جهان است. استعمار هرچند ریشههایی کهن دارد، اما شکل مدرن آن از قرن پانزدهم و با آغاز سفرهای دریایی اروپاییها شکل گرفت؛ سفری که با نام اکتشاف آغاز شد، اما خیلی زود به غارت، سلطه و بردگی انجامید. پرتغالیها و پس از آن انگلیس، اسپانیا و هلند، با رسیدن به آفریقا و آسیا، سرزمینها، ثروتها و حتی انسانها را به تصرف خود درآوردند. میرکیایی در این مجموعه، با نگاهی دقیق و روایتی جذاب، خواننده را با واقعیتهای تلخ استعمار روبهرو میکند؛ واقعیتهایی که هنوز هم ردّ آنها در نابرابریهای امروز دیده میشود. این کتابها تنها یک روایت تاریخی نیستند، بلکه دعوتیاند به فهم گذشته برای ساختن آیندهای آگاهانهتر.
رهبر شهید انقلاب نیز در معرفی این کتاب در دیدار با نخبگان و استعدادهای برتر تحصیلی فرمودند: «من اخیراً یک کتابی دیدم که یکی از همین نویسندگان خودمان [مهدی میرکیایی] نوشته، به نام سرگذشت استعمار؛ پانزده، شانزده جلد کتاب 150 صفحهای، 120 صفحهای است؛ تشریح میکند که استعمار چگونه در قارّهی آمریکا و در قارّهی آسیا توانست ثروتهای اینها را از بین ببرد و خودش را ثروتمند کند. کشور انگلیس ثروتمند نبود، فرانسه ثروتمند نبود، کشورهای اروپایی ثروتمند نبودند؛ اینها ثروت کشورهای دیگر را گرفتند.» ۱۴۰۱/۰۷/۲۷
این مجموعه نه تنها شرحی بر وقایع تاریخی بلکه تحلیلی عمیق از ریشههای قدرتهای امروز و ثروتاندوزی آنان از طریق غارت ملتهاست که رهبر شهید انقلاب، جوانان را به مطالعه آن تشویق کردند.
نبرد قهرمانان شرق و غرب در قصه تنتن و سندباد
قصهی "تن تن و سندباد" اثر محمد میرکیایی از آنجایی شروع میشود که چند چهرهی قهرمان در داستانهای غرب، به رهبری تن تن که خود یکی از معروفترین این قهرمانهاست، راهی سرزمینهای شرقی میشوند تا با قهرمانان شرق وارد جنگ و نبرد شده و آن ها را به زانو درآورند. اما قهرمانان شرقی به همین راحتی در برابر کسی زانو نمیزنند و در کنار رهبر خود سندباد، مبارزه ای نفسگیر و پرهیجان را آغاز میکنند.
نام دو قهرمان بزرگ افسانهای که کودکان زیادی طی سالیان متمادی با آنها خاطره داشتهاند، سبب شده تا این اثر در نگاه اول توجه مخاطبین کودک و نوجوانان را به شدت جلب کند. اما "تن تن و سندباد" تنها قهرمانانی نیستند که در این داستان زیبا و خواندنی به مصاف هم میروند. از دیگر قهرمانانی که خوانندگان در این کتاب با آنها رو به رو میشوند میتوان به قهرمانان شرقی نظیر علاءالدین و غول چراغ جادو، رستم، علی بابا، پهلوان پنبه و قهرمانان غربی همچون سوپرمن، تارزان، کاپیتان هادوک و پروفسور اشاره کرد.
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای در یادداشتی کوتاه بر کتاب داستانی «تن تن و سندباد» که در آبان ماه ۱۳۷۳ به نگارش درآمده مرقوم داشتهاند: «من هم همین قصّه را همیشه تعریف میکردم! حیف که خیلیها آن را باور نداشتند. حالا خوب شد، شاهد از غیب رسید! راوی این حکایت که خود همه چیز را به چشم خود دیده، حکایت تن تن و سندباد را چاپ کرده است. حالا دیگر کار من آسان شد! همین بس است که نسخهی این کتاب را به همهی بچهها بدهم.» ۱۳۷۳/۰۸/۰۶
پلی میان ادبیات کهن و دنیای کودکان
کتاب «قصههای خوب برای بچههای خوب» اثر مهدی آذریزدی، گنجینهای از داستانهای جذاب و پندآموز است که سالهاست قلب کودکان و نوجوانان را تسخیر کرده است. این مجموعه هشت جلدی، با زبانی ساده و شیوا، مفاهیم عمیق اخلاقی و تربیتی را در قالب قصههایی برگرفته از شاهکارهای ادبی فارسی مانند «کلیله و دمنه»، «مرزباننامه»، «مثنوی مولوی» و «قصههای قرآن» به نسلهای کوچک منتقل میکند.
آذریزدی با خلاقیت خود، این گنجینههای کهن را برای مخاطب امروزی بازآفرینی کرده و دنیایی پر از شخصیتهای دوستداشتنی – از حیوانات سخنگو گرفته تا انسانهای خردمند – را پیش روی کودکان قرار داده است. هر داستان، دریچهای به سوی دنیایی نو و سرشار از درسهای زندگی است که به رشد فکری و اخلاقی کودکان کمک شایانی میکند.
این اثر ارزشمند، مورد تحسین رهبر شهید انقلاب نیز قرار گرفته بود. ایشان در سال ۱۳۸۶ با اشاره به جایگاه ویژه این مجموعه در تربیت فرزندانشان فرمودند: «من خودم را از جهت رسیدگی به فرزندانم، بخشی مدیون این مرد [مهدی آذریزدی] و کتاب این مرد میدانم.» ۱۳۸۶/۱۰/۱۵ این جمله نشاندهندهی تاثیر عمیق و ماندگار کتاب «قصههای خوب برای بچههای خوب» در پر کردن خلاءهای فرهنگی و تربیتی در جامعه است.
ایستگاه خیابان روزولت
کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» نوشته محمد محبوبی، اثری پژوهشی در حوزه ادبیات تاریخی است که به روایت مستند تسخیر سفارت آمریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ توسط دانشجویان خط امام میپردازد. نویسنده با اتکا بر هشتاد عکس و منابع متعدد فارسی و انگلیسی، به بررسی ریشههای این رویداد از دوران حکومت پهلوی تا پیامدهای پس از آن پرداخته است. این کتاب به فعالیتهای مداخلهجویانه آمریکا پس از انقلاب و رمزگشایی اسناد لانه جاسوسی اشاره دارد و هویت برخی جاسوسان سیا را آشکار میسازد. «ایستگاه خیابان روزولت» با حفظ ترتیب زمانی و تحلیل واقعگرایانه، یکی از وقایع کلیدی تاریخ معاصر ایران را باز میکاود.
رهبر شهید انقلاب در توصیف این کتاب عبارت بلندی میفرمایند: «این، گزارشی متقن و پرفایده از یک حادثهی مهم در تاریخ انقلاب یعنی تسخیر لانهی جاسوسی در سال ۵۸ است. این کتاب پُرکنندهی یکی از خلأهای رسانهئی و تبلیغاتی ما است.» مهر ماه ۱۴۰۳
این توصیف از زبان ایشان که مطالعات وسیعی داشتند، نشاندهندهی استحکام و قدرت این اثر است که توانسته خلا بزرگی را پر کند. ایشان در طول سالهای متمادی در دیدارهایشان به این ماجرا که بخش مهمی از تاریخ معاصرمان است اشاره کرده و توجه همه را به این واقعه معطوف میکردند.
حکایت مردان گردان ابوالفضل (ع)
در جوابشان میگفتم: "من جوانیام را به پای جبهه گذاشتهام. اگر تمام خانوادهام یکی یکی در این راه قربانی شوند، دست از آرمانهای امام برنمیدارم و اگر به غیر از پاهایم هر دو دستم قطع شود باز به جبهه میروم و مثل یک گونی سنگری مقابل تیر و ترکشهای شماها میخوابم."
این چند جملهای از کتاب "آب هرگز نمیمیرد" اثر حمید حسام است که اگرچه در زمرهی کتابهای خاطرهنگاری میگنجد اما از اسلوبی تازه و نو بهره برده است. محوریت کتاب، بازگویی خاطرات میرزامحمد سلگی است اما برای جامعیت از روایت و خاطرات تعدادی از رزمندگان و فرماندهان لشگر همدان نیز بهره برده است. خصوصیت دیگر کتاب، بیان صریح و شفاف و بدون اغراق راوی و نویسنده از وقایع جنگ است، بهطوریکه خوانند تصور میکند در وقایع و رخدادهای جنگ قرار دارد.
رهبر شهید انقلاب درباره این کتاب فرمودند: «سلام بر یاران حسین (علیهالسّلام) و سلام بر لشگر انصارالحسین همدان؛ و سلام بر شهیدان، دلاوران، فدائیان، شیران روز و عابدان شب؛ و سلام بر شهید زنده میرزا محمد سُلگی و بر همسر باایمان و صبور او؛ و سلام بر حمید حسام که دردانههایی چون سُلگی و خوشلفظ را به ما شناساند. ساعتهای خوش و باصفائی را با این کتاب گذراندم و بارها با دریغ و حسرت گفتم:
درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم / لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من همهزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران / که ره چون میتوانم یافتن سوی درون من همدر میان کتابهای خاطرات جنگ، این، یکی از بهترینها است. نگارش درست و قوی، ذوق سرشار، سلیقه و حوصله، همّت بلند، همه با هم دست به کار تولید این اثر شدهاند. کتاب خانم ضرّابی در شرح حال شهید عالیمقام علی چیتسازیان نیز دارای همین برجستگیها است. این دو نفر از ستارگان اقبال همدانند.» ۱۳۹۵/۱۱/۲۰
شهید مطهری، میراث فکری برای نسلها
مجموعه ۳۴ جلدی آثار شهید مرتضی مطهری، حاصل اندیشههای عمیق و قلم توانای این متفکر برجسته است که در موضوعات گوناگون فلسفی، اجتماعی، اخلاقی، فقهی و تاریخی، بیش از ۷۰ عنوان اثر را در بر میگیرد. این آثار که برخی در زمان حیات و مابقی پس از شهادت ایشان توسط انتشارات صدرا منتشر شدهاند، شامل کتابها، سخنرانیها و درسهایی است که از نوار پیاده و چاپ شدهاند. افزون بر این، حدود سی هزار برگ یادداشت و فیش تحقیقی نیز از این عالم وارسته به یادگار مانده است.
شهید مطهری از سال ۱۳۲۵ شمسی قلم به دست گرفت و آثارشان به دلیل ویژگیهای منحصر به فردی همچون قابلیت استفاده برای عموم با سطوح علمی مختلف، تنوع موضوعی، توجه به نیازهای روز جامعه و بررسی همهجانبهی مسائل، بارها به چاپ رسیده است. امام خمینی (ره) تمامی آثار ایشان را «خوب» توصیف کرده و رهبر شهید انقلاب نیز آثار شهید مطهری را مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی معرفی نمودهاند و در مناسبتهای گوناگون، جوانان را به مطالعه این آثار تشویق کردهاند: «اگر کتابهای آقای مطهری مورد مطالعه و مداقه قرار بگیرد، انبوهی از معارف را به ذهن و دل هر خواننده سرازیر میکند؛ اینها مهم و لازم است.» ۱۳۸۴/۰۲/۱۱
سیاستنامه خواجه نظامالملک، متنی که هنوز تازه است
«سیاستنامه» از مهمترین آثار قرن پنجم هجری است که به موضوع کشورداری، شیوه فرمانروایی و اخلاق پادشاهان میپردازد. این کتاب را خواجه نظامالملک طوسی با نثری روان و بیتکلف نوشته؛ سادگی بیان او باعث شده مفاهیم عمیق سیاسی و اخلاقی برای خواننده قابل فهم و کاربردی باشد.
نگارش این اثر به دستور ملکشاه سلجوقی آغاز شد و در دوره پادشاهی محمد بن ملکشاه به پایان رسید. «سیاستنامه» مجموعهای از روایتها، اندرزها و تجربههای سیاسی است که از منابع گوناگون گردآوری شده است. در این کتاب، احادیث، آیات قرآن، سخنان بزرگان و حکایتهایی درباره شیوه عمل وزیران و امیران دیده میشود. در کنار این نقلها، بخش مهمی از کتاب نیز به دیدگاهها و نصایح شخصی خواجه اختصاص دارد.
در واقع «سیاستنامه» تنها یک متن نظری درباره سیاست نیست بلکه آیینهای از تجربه عملی حکومت در روزگار سلجوقیان است؛ اثری که هم راهنمای زمامداران بوده و هم منبعی ارزشمند برای شناخت اندیشه سیاسی در ایران اسلامی. دلیل اهمیت این کتاب را امام شهید انقلاب در دیدار با رئیس و مدیران وقت سازمان صداوسیما در سال ۱۳۸۳چنین فرموده بودند: «من یک وقت زمان ریاستجمهوری، در شورای عالی انقلاب فرهنگی جملهایی را از کتاب «سیاستنامه» خواجه نظامالملک نقل کردم. این کتاب، یکی از متون بسیار زیبا و فاخرِ ادبی ماست. با اینکه هفتصد، هشتصد سال از آن زمان میگذرد – دوره سلطان سنجر یا ملکشاه – درعینحال انصافاً مطالبش همچنان تازه است و انسان وقتی آن را میخواند، لذت میبرد.» 1383/09/11
16:56 - 18 May 2026