این جاده روستایی سه سال شاهد مهر یک معلم بود
در روستایی که مدرسهای در آن نبود، مهر یک معلم اجازه نداد تحصیل یک دانشآموز دختر متوقف شود، همراهی این معلم در جاده روستایی راهی برای رسیدن به مدرسه را پیدا کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، «من در جنگ رمضان به دانشآموزانم گفتهام کلاس ما هیچوقت تعطیل نمیشود؛ حتی اگر مدرسه بسته باشد.» این جمله را مهرداد محمدی، معلم روستایی شهرستان سنقر و کلیایی، با لبخندی آرام میگوید؛ جملهای که شاید ساده به نظر برسد، اما پشت آن سالها تلاش، عشق به آموزش و همراهی با دانشآموزانی نهفته است که در دل یک روستای کوچک درس میخوانند.مهرداد محمدی ۱۵ سال است که در آموزش و پرورش تدریس میکند. او در ابتدای خدمت خود هشت سال در شهرستان اسدآباد معلم بود و پس از ازدواج به شهرستان سنقر منتقل شد. خودش درباره آن روزها میگوید: «وقتی به سنقر آمدم، حضور در میان همکاران دلسوز و ارزشمند این شهرستان برایم دلگرمی بزرگی بود و احساس کردم در کنار خانوادهای تازه قرار گرفتهام.»
اما شاید مهمترین انتخاب زندگی حرفهای او، ماندن در مدارس روستایی باشد. محمدی با وجود داشتن امتیاز لازم برای تدریس در مدارس شهری، ترجیح داده است همچنان در روستاها خدمت کند. او میگوید: «سادگی و معصومیت دانشآموزان روستایی و در عین حال محرومیتهایی که دارند، باعث شد دلم نخواهد از آنها جدا شوم. حتی از طرف اداره آموزش و پرورش و مدیریت محترم، آقای کیهانی، پیشنهاد تدریس در مدارس شهر به من داده شد، اما من بودن در کنار دانشآموزان روستایی را انتخاب کردم.»
این روزها کلاس درس او در دبستان شهید الیاسی روستای ده حمزه برگزار میشود؛ مدرسهای کوچک با تنها یک کلاس، جایی که چند پایه تحصیلی در کنار هم درس میخوانند. محمدی درباره شرایط کلاس میگوید: «امسال هفت دانشآموز دارم؛ سه پسر و چهار دختر. یک دانشآموز پایه اول، چهار دانشآموز پایه چهارم و دو دانشآموز پایه پنجم. چون روستا کوچک است، در حال حاضر دانشآموزی در پایههای دوم، سوم و ششم نداریم.»تدریس چند پایه در یک کلاس، کار سادهای نیست و نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. این معلم روستایی درباره شیوه کار خود توضیح میدهد: «وقتی به دانشآموزان پایه اول درس میدهم، برای پایه چهارم و پنجم تکلیف یا فعالیتی در نظر میگیرم تا مشغول باشند. بعد از آن که تمرینهای پایه اول را میدهم، به سراغ تدریس پایه چهارم و پنجم میروم. این کار باعث میشود وقت هیچکدام از دانشآموزان هدر نرود.»
روستای ده حمزه در حدود ۳۰ کیلومتری شهرستان سنقر قرار دارد؛ مسافتی که برای محمدی بخشی از مسیر روزانه معلمی است. اما سختیهای کار او فقط به فاصله جغرافیایی محدود نمیشود. با اعلام آموزش مجازی در ایام جنگ رمضان، دانشآموزان این روستا با مشکل جدی اینترنت روبهرو شدند. محمدی میگوید: «اینترنت در روستا ضعیف بود و دانشآموزان نمیتوانستند به راحتی از کلاسهای مجازی استفاده کنند. من کلیپهای آموزشی را در برنامه شاد ارسال میکردم، اما میدانستم کافی نیست.»
برای همین تصمیم گرفت راه دیگری پیدا کند. او هفتهای دو روز به روستا میرفت و در مسجد یا مدرسه برای دانشآموزان کلاس رفع اشکال برگزار میکرد. به گفته او، گاهی دانشآموزان برای دریافت اینترنت به نقطهای از روستا میرفتند که آنتندهی بهتری داشت. محمدی میگوید: «آنها پیامها را آنجا باز میکردند و بعد در روزهایی که به روستا میآمدم، با هم درسها را مرور میکردیم.»او باور دارد دانشآموزان روستایی علاوه بر درس، مسئولیتهای دیگری هم دارند. «بیشتر این بچهها در کارهای روزمره به خانوادههایشان کمک میکنند. زندگی در روستا سختیهای خاص خودش را دارد، اما با وجود همه این شرایط، علاقه آنها به درس خواندن واقعاً قابل تحسین است.»
او در این مسیر نقش خانوادهها را نیز بسیار مهم میداند و میگوید: «معلم درس میدهد، اما اگر خانوادهها همراه نباشند، کار کامل نمیشود. همکاری اولیا برای پیشرفت تحصیلی دانشآموزان بسیار مهم است.»در میان خاطرات سالهای تدریس، نام یک دانشآموز هنوز در ذهن این معلم پررنگ است؛ مهدیه حیدری. محمدی درباره او میگوید: «وقتی برای تدریس به روستای طویلای سفلی میرفتم، در مسیر روستای چارچشمه دانشآموزی به نام مهدیه حیدری زندگی میکرد. چون آن روستا معلم نداشت، سه سال از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ او را در مسیر رفت و برگشت با خودم به مدرسه میآوردم تا بتواند درس بخواند و بعد دوباره به خانه برمیگرداندم.»
13:36 - 17 اردیبهشت 1405