آموزههای معمار اندیشه انقلاب برای امروز
در روزهای خاطره انگیز سال ۱۳۵۷، هنگامی که طنین اللهاکبر، طعم شیرین پیروزی انقلاب اسلامی را نوید میداد، مردی که او را «معمار فکری» این نهضت عظیم مینامیدند، همچون نگینی تابناک در آسمان اندیشه میدرخشید.
امّا اندکی بعد، در شبی تاریک از اردیبهشت سال ۱۳۵۸، گلولهای خائنانه، این چراغ فروزان را خاموش کرد و جامعه جوان ایران را در سوگ «استاد» و «مرشد» اندیشه خود نشاند و این روز به عنوان روز معلم در تقویم ثبت شد.نام او استاد «مرتضی مطهری»، طلایهدار جهاد فکری و ناجی انقلاب از التقاط و انحراف است. این نوشتار، تأمّلی است بر نقش بیبدیل او در پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و درسهایی که از آستان بلندش برای هدایت «عصر حاضر» میتوان فراگرفت.تولّد یک متفکر؛ طلیعههای اندیشهایمرتضی مطهری در بهمن ۱۲۹۸ ه.ش، در شهر فریمان (خراسان رضوی) در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان گشود. از دوازده سالگی، دروس حوزوی مشهد را آغاز کرد و با شور، عزمی جزم برای تکمیل تحصیلات خویش داشت؛ چنان که در سال ۱۳۱۵ش، در حالی که جوّ اختناقی رضاخانی علیه روحانیت سایه افکنده بود، رهسپار حوزه علمیه قم شد.او در این حوزه، به مدت دوازده سال از محضر امام راحل (فلسفه ملاصدرا، عرفان و اصول) و به مدت هشت سال از محضر آیتالله بروجردی (فقه و اصول) بهرهها برد. همچنین از شاگردان برجسته علامه سید محمدحسین طباطبایی (فلسفه و تفسیر) و آیتالله حاج میرزا علیآقا شیرازی (اخلاق و عرفان) بود.جهادِ همیشگی؛ نقشی بیبدیل در پیروزی انقلاباگر بخواهیم جایگاه استاد مطهری را در انقلاب اسلامی به درستی تبیین کنیم، باید اذعان داشت که نقش او فراتر از یک کنشگر سیاسی یا یک مبارز سنتی بود.او حلقه اتصال اندیشه ناب اسلامی به زبان روز و نیازهای جامعه عصر خود بود.
۱. معماری ایدئولوژی انقلاباساساً انقلاب اسلامی ایران، علاوه بر کنش سیاسی، بیش از هر چیز یک «فروپاشی ایدئولوژیک بود. نظام سلطه پیش از آن که با گلوله، با «تفکر» خود بر ذهن و جان مردم مسلط میشد.در این میدان پیچیده نبرد عقیدتی، استاد مطهری به عنوان «نظریهپرداز نظام اسلامی» و «ایدئولوگ انقلاب» ظاهر شد.او با نقد و پالایش اندیشههای وارداتیِ التقاطی (مارکسیسم، ناسیونالیسم افراطی و لیبرالیسم) و برخی نگرشهای متحجرانه داخلی، مبانی فکری انقلاب را تدوین کرد و مفاهیمی چون «حکومت اسلامی»، «ولایت فقیه»، و «عدالت اجتماعی» را با بیانی شیوا و مستدل در میان نسل جوان دانشگاهی و حوزوی تبیین نمود. ۲. سازماندهی میدان مبارزهسازماندهی قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲: استاد مطهری نه فقط یک نظریهپرداز در پشت صحنه، بلکه یک فرمانده میدان مبارزه بود. وی نقشِ اساسی در سازماندهی و هماهنگی قیام ۱۵ خرداد در تهران و ایجاد پیوند میان مردم پایتخت با رهبری امام خمینی(ره) ایفا کرد.تأسیس نهادهای انقلابی: نقش بنیادین و کلیدی او در تأسیس حسینیه ارشاد (۱۳۴۶) و سازماندهی جامعه روحانیت مبارز تهران (۱۳۵۵) غیرقابل انکار است. این نهادها به عنوان سنگرهای آگاهیبخش و متشکل کننده نیروهای مذهبی، نقشی سرنوشتساز در پیروزی انقلاب داشتند.تشکیل شورای انقلاب: او در اواخر عمر، در دیدار با امام خمینی(ره) در پاریس، مأموریت یافت تا شورای انقلاب اسلامی را برای مدیریت دوره گذار و پساانقلاب پایهگذاری کند. او سپس مسئولیت «کمیته استقبال از امام» را نیز شخصاً بر عهده گرفت.
۳. نبرد با التقاط و هوشیاری سیاسیاستاد مطهری نخستین کسی بود که خطر جریانهای «چپزدۀ مسلمان» و گروهکهایی نظیر مجاهدین خلق (منافقین) را تشخیص داد و با شجاعت تمام، چهره واقعی آنها را افشا کرد.این هوشیاریِ مثالزدنی، دلیل اصلی دشمنی و در نهایت شهادت او توسط گروهک جنایتکار فرقان در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ بود. این گروه که خود را مذهبی جلوه میداد، در واقع از نفوذ روزافزون و محبوبیت استاد هراس داشت و او را به دلیل افشای انحرافات فکری و دفاع از خطّ امام(ره)، مانع بزرگ خود میدید. آفتاب همیشه تابان؛ درسهایی برای عصر حاضرپرسش اینجاست: با گذشت سالها از انقلاب، امروز چه آموزهای از میراث استاد مطهری میتواند چراغ راه ما باشد؟۱. ضرورت «بصیرت انقلابی» در برابر جنگ شناختیامروز، دشمن بیش از آن که بر طبل رویارویی نظامی بکوبد، صحنه جنگ شناختی و عملیات روانی را برای تضعیف باورهای مردم در پیش گرفته است. اگر در آن دوران خطر گروهکهای التقاطی وجود داشت، امروز خطری با لایههای پیچیدهتر تحت عنوان نفوذ فکری و فرهنگی جامعه را تهدید میکند. درس آموزنده مطهری آن است که برای هر پدیده انحرافی، پیش از آنکه فرصت رشد یابد، باید تبیینی انقلابی و مستدل داشت و با «جهاد تبیین» به وظیفه ذاتی خود عمل کرد.۲. «تحقیق و تفقّه» به جای تقلید فکرییکی از بارزترین ویژگیهای استاد مطهری، رویکرد تحقیقی و عمیق او به علوم اسلامی بود. او هیچ مطلبی را بدون دلیل نمیپذیرفت و هرگز تابع جوسازیها نشد. امروز، جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به روحیه «تحقیق و تفقّه» و «نقد منصفانه» نیازمند است تا در دام شعارهای زودگذر و تحلیلهای سطحی گرفتار نیاید. استاد مطهری به ما میآموزد که هرگز نباید از قافله علم و تحقیق عقب بمانیم.
۳. «عدالتخواهی» و «ولایتپذیری» دو بال پرواز انقلاباستاد مطهری در عین آن که یکی از برجستهترین مدافعان نظریه «ولایت فقیه» و خطّ امام(ره) بود، هرگز از نقد وضع موجود و مطالبه «عدالت اجتماعی» ابایی نداشت. به بیان دیگر، او معتقد بود **ولایتپذیریِ بدون عدالتخواهی، به سرمنزل مقصود نمیرسد، همان طور که عدالتخواهیِ فارغ از چارچوب ولایت، به بیراهه میرود.** این آموزه همواره برای پویایی نظام جمهوری اسلامی و پاسداری از آرمانهای بلند آن، ضروری و زنده خواهد بود.۴. جهاد تبیین؛ سلاح برّنده در نبرد روایتهاواژه «جهاد تبیین» اگرچه در سالهای اخیر از سوی رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای (رضوان الله تعالی) به عنوان یک فریضه فوری و همگانی مطرح گردید، امّا حقیقت آن است که «مطهریِ شهید» خود، یک تنه، سالها پیش از انقلاب تا آخرین لحظات زندگی، تجسّم عینی این جهاد بود.استاد مطهری به خوبی دریافته بود که سقوط رژیم طاغوت و استقرار نظام اسلامی، تنها با موعظههای احساسی یا شعارهای انقلابیِ بدون پشتوانه علمی ممکن نیست. او با تمام وجود به این اصل اعتقاد داشت: **«تبیینِ درست و بهنگامِ حقایق، از هر عملیات نظامی سختتر و سرنوشتسازتر است.»** تبیین در سه جبهه دشواراستاد مطهری، جهاد تبیین را در سه جبهه متقابل و پیچیده رهبری میکرد:۱. تبیین اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی: او با قلم شیوا و نافذ خود، چهره واقعی اسلامِ فقاهتی، اجتهادی، عدالتخواه و استکبارستیز را در برابر اسلامِ سطحی، خرافی، تحریفشده و سازشکارِ دربار و روشنفکران غربزده ترسیم کرد. کتاب گرانسنگ «خدمات متقابل اسلام و ایران» و مجموعه «اسلام و مقتضیات زمان» نمونه بارز این میدان تبیین است.
۲. تبیین خطر التقاط و چپزدگی:در دهههای ۴۰ و ۵۰، مکتبهایی با پوشش اسلامی اما با محتوای مارکسیستی و کمونیستی (مانند سازمان مجاهدین خلق - منافقین) در حال نفوذ میان جوانان انقلابی بودند. استاد مطهری بیپروا و هوشمندانه، تناقضهای فکری و عملی این جریانها را آشکار کرد و با نگارش «علل گرایش به مادیگری» و دهها مقاله و سخنرانی، جوانان را از افتادن در دام این «استعمار سرخ» نجات داد. او معتقد بود: «تبیینِ باطل، به اندازه تبیینِ حق ضروری است.»۳. تبیین مبانی تمدنی انقلاب:استاد مطهری هیچ گاه به پیروزی سیاسیِ انقلاب قانع نبود. او میخواست انقلابِ فکری و تمدنی شکل بگیرد. از این رو، به تبیین مفاهیمی چون «عدالت اجتماعی»، «آزادی معنوی»، «حقوق زن در اسلام»، «اقتصاد اسلامی» و «ولایت فقیه» به عنوان سنگبناهای یک تمدن نوین اسلامی پرداخت. کتاب «نظام حقوق زن در اسلام»و «ده گفتار» در این راستا، هنوز هم از منابع اصلی تبیین مبانی انقلاب به شمار میروند. هستی شناسی اقدام عملی در جهاد تبییناستاد مطهری «جهاد تبیین» را محدود به سخنرانی و کتاب نکرد. او برای این فریضه، یک اقدام عملیِ ساختاری نیز طراحی کرد: تأسیس نهادهای تبیینگر: ایجاد «حسینیه ارشاد» (به عنوان یک پایگاه علمی-تبلیغی نوین)، «جامعه روحانیت مبارز تهران» و «شورای انقلاب»، همه و همه در راستای سازماندهی جهاد تبیین برای مقاطع مختلف (پیش، حین و پس از انقلاب) بود.آسیبشناسیِ نهادهای تبیینی:او به موقع متوجه انحراف و تکروی در حسینیه ارشاد شد و با ترک آن، به جهانیان آموخت که جهاد تبیین نباید هرگز قربانی سلیقههای شخصی یا جناحی شود. گاهی «ترک میدان» نیز خود یک «تبیینِ عملی» است.
امروز که دشمنان نظام اسلامی با تمام قوا در فضای مجازی، رسانهها و دانشگاهها، در حال «مهندسی روایت» هستند و حقایق را واژگون جلوه میدهند، بازخوانی جهاد تبیین از منظر مطهری، چند گرهگشاست:- نخست: تبیین باید «بههنگام» و «پیش از دیر شدن» باشد. نباید منتظر ماند تا شبهه در جامعه ریشه دواند، سپس به مقابله برخاست.- دوم: تبیین «امتداد اجرایی» میخواهد. صِرف حرف زدن کافی نیست. باید ساختارهایی (مانند مدرسه، مسجد، اردو، شبکه اجتماعی، رسانه و...) برای تثبیت تبیین ایجاد کرد.- سوم: تبیین نیازمند «اخلاق و وداعت علمی» است. مطهری با همه شاگردان و حتی مخالفان، با احترام و استدلال گفتوگو میکرد. معتقد بود فحاشی و تخریب، نه تنها تبیین نیست، بلکه ضد تبیین است.- چهارم: هر کسی در هر جایگاهی وظیفه تبیین دارد. همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «همه باید به میدان جهاد تبیین بیایند.» استاد مطهری به ما آموخت که تبیین، کارِ انحصاری روحانیون و اساتید نیست؛ یک معلم، یک مهندس، یک مادر، یک دانشجو و حتی یک فعال رسانهای نیز میتواند روشنگر و تبیینکننده باشد.
رهبر شهید حضرت آیتالله خامنهای در توصیف استاد مطهری فرمودند: «مطهری یک معلم واقعی بود. او مکتبِ «جهاد تبیین» را به معنای حقیقی کلمه، در زندگی خود پیاده کرد. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به روحیه مطهری نیاز داریم.» (بخشی از بیانات در دیدار با اساتید دانشگاهها، ۱۳۹۹)در یک کلام...اگر «عدالتخواهیِ ولایتمدار» هدف انقلاب است، «جهاد تبیین» ابزار نیل به آن هدف است. استاد مطهری با خون خود امضا کرد که تا زمانی که حقایق به درستی تبیین نشوند، دشمن با تحریف و دروغپردازی، جامعه را از عدالت و ولایت جدا خواهد کرد.امروز، در عصر شبهههای رنگی و رسانههای دروغپرداز جهانی، میراث گرانقدر مطهری در باب جهاد تبیین، بیش از هر زمان دیگری چراغ فروزانی برای انقلابیونِ سراسر جهان است. بیایید بپرسیم: **آیا ما نیز در قامت خود، «مطهریِ وارث جهاد تبیین» هستیم؟استاد شهید آیتالله مرتضی مطهری، با قلم و اندیشه خود، قلعههای سستبنیان فکری طاغوت و التقاط را یکیک فرو ریخت و راه را برای انقلابی راستین و برآمده از متن اسلام ناب محمدی هموار ساخت. او مظلومانه به شهادت رسید تا بار دیگر به ما بیاموزد که:«پیروزی انقلاب اسلامی پایان راه نبوده و نیست، بلکه آغاز راهی دشوار و پرالتهاب برای حفظ و صیانت از آن است.»و امروز، تداوم این راه، جز با تکیه بر میراث گرانقدر مردانی چون «مطهری» و نسل اندیشههای ناب او میسّر نخواهد بود.#شهید_مطهری#روز_معلم#محمدمهدی_مؤمنی_ها 08:30 - 12 اردیبهشت 1405