سرنوشت چهار هدف آمریکا از جنگ علیه ایران
جان مرشایمر، رسماً اعلام کرد آمریکا در جنگ با ایران در هر چهار هدف راهبردی خود از جمله توقف غنیسازی، نابودی موشکها و تغییر رژیم کاملاً شکست خورد. نتیجه؟ ایران حالا قویتر از همیشه کنترل تنگه هرمز را در دست دارد.
گروه دیدهبان غرب: هدف اول؛ توقف غنیسازی هستهایواشنگتن با جدیت خواهان توقف کامل برنامه غنیسازی ایران بود. اما دو ماه جنگ، نتیجهای معکوس داشت. به اذعان مرشایمر، ایرانیها از این جنگ این درس را گرفتند که «اتفاقاً به سلاح هستهای نیاز دارند». وضعیت پیش از جنگ از نظر هستهای برای غرب بسیار مساعدتر بود؛ تعلیق غنیسازیهای ۶۰ درصد و نظارت مستمر آژانس بخشی از معادلات برجامی بود که ترامپ خود یکجانبه آن را پاره کرد. امروز ایران با ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد، از هر زمان دیگری به آستانه هستهای نزدیکتر شده است. هدف دوم؛ توقف حمایت از محور مقاومتآمریکا خواهان توقف کامل حمایت ایران از حوثیها، حماس و حزبالله بود. اما در طول جنگ، نه تنها مقاومت تضعیف نشد، که حملات حوثیها به کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ تا محدوده مدیترانه گسترش یافت. حزبالله حملات خود به شمال فلسطین اشغالی را تشدید کرد و حماس نشان داد که پس از ۱۵ ماه جنگ نابرابر در غزه، هنوز توان بازدارندگی دارد. جبهه مقاومت نه فروپاشید، که منسجمتر از گذشته عمل کرد. هدف سوم؛ خلع سلاح موشکی ایرانیکی از کلیدواژههای اصلی پنتاگون برای ورود به جنگ، حذف توان موشکی ایران بود. نتیجه اما برعکس شد. مرشایمر تأکید میکند: «بزرگترین درسی که ایرانیها از این جنگ گرفتند این بود که باید تا میتوانند موشک و سکوی پرتاب بسازند و آنها را در شهرهای موشکی پنهان کنند.» اسرائیل و آمریکا با وجود صرف ۸۰ میلیارد دلار هزینه مستقیم جنگ و مصرف حدود ۴۵ درصد از موشکهای دقیقزن خود، نتوانستند حتی یک درصد از توان موشکی ایران را نابود کنند. در مقابل، ایران دست به ابتکار عملی زد و از موشکهای خوشهای و مافوق صوت برای هدف قرار دادن عمق اسرائیل استفاده کرد.هدف چهارم؛ تغییر رژیممهمترین هدف واشنگتن، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با دولتی مطیع بود. مرشایمر اذعان میکند: «ما در هر ۴ مورد شکست خوردیم. ما به هیچکدام از این اهداف نرسیدیم و حتی میتوان گفت که اوضاع را بدتر هم کردهایم.» رهبری نظام تغییر نکرد، نخبگان سیاسی و نظامی یکپارچهتر از گذشته شدند و مردم در روز قدس زیر بمباران به خیابانها آمدند. رژیم چنج نه در تهران، که در واشنگتن رخ داد؛ جایی که استعفاهای زنجیرهای و برکناری ژنرالها، کاخ سفید را فلج کرده است.
باخت در همه جبهههامرشایمر تأکید میکند: «ما نهتنها به اهداف چهارگانهمان نرسیدیم، بلکه کنترل تنگه هرمز را هم از دست دادیم.» تنگهای که ۲۷ فوریه قبل از جنگ باز بود، امروز با یک باجه عوارضی تحت کنترل ایران درآمده که قبل از جنگ وجود نداشت و به احتمال زیاد، به همین شکل باقی خواهد ماند. ایران با صرف هزینهای کسری از بودجه نظامی آمریکا، توانست بزرگترین ارتش جهان را به چالش بکشد و زرادخانه ۸۰۰ میلیارد دلاری پنتاگون را به تحلیل برد. از وعده “پیروزی ۷۲ ساعته” تا اعتراف یک استراتژیست برجسته آمریکایی، تنها یک حقیقت وجود دارد: ایران و اراده مردمش، در برابر هژمونی غرب، ایستادهاند و این بزرگترین ضربه به غرور ابرقدرتی است که تصور میکرد با بمب میتواند تاریخ را بازنویسی کند.
برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 18:02 - 8 اردیبهشت 1405