جنگ سرد مسلح؛ هوشمندانه و پادشکننده

هر جنگی پس از مدتی به توافق و آتش‌بس ختم می‌شود. زمان بین آتش‌بس و توافق را "جنگ سرد مسلح" می‌نامند. پس در حال حاضر ایران و آمریکا در زمان جنگ سرد مسلح هستند.مهمترین ویژگی جنگ سرد مسلح "هوشمندی و در عین حال پادشکنندگی" است، یعنی طرفین بخصوص مهاجم و شروع کننده در این مقطع با هوشمندی کامل، تحولات میدانی و سیاسی را پایش، پویش و رصد کرده و بطور مداوم از طریق پیش خرید زمان و پیش خرید اطلاعات از یکطرف بدنبال "معتبرسازی تهدید" و از سوی دیگر با فشار دیپلماتیک بدنبال "امتیازگیری و باج گیری" از طرف مقابل است.در حال حاضر آمریکا همین استراتژی دوگانه "تهدید- مذاکره" را در قبال ایران دنبال می‌کند. از یک‌طرف تهدید به حمله نظامی می‌کند و از سوی دیگر در چارچوب دکترین "صلح از طریق قدرت" با وساطت پاکستان دعوت به مذاکره می‌کند.پس مقطع جنگ سرد مسلح یک زمان بسیار حساس و خطرناک است که کشور را در حالت "نه جنگ و نه صلح" قرار می‌دهد، این وضعیت بخصوص برای مدافع بدترین حالت است. چون مهاجم در این حالت ابتکار عمل دارد و بدنبال تغییر فرمول جنگ برای فشار بر طرف مقابل و تحمیل مذاکره است، به عبارتی دیگر صلح تحمیلی و عقب‌نشینی اجباری. تداوم زمان جنگ سرد مسلح توسط ترامپ ناظر بر این است که از یک‌طرف در میدان نظامی به بن بست رسیده است و به همین دلیل بدنبال تغییر استراتژی نظامی و تغییر فرمول جنگی خود برای غافلگیری است و از سوي ديگر در میدان دیپلماسی بدنبال باج گیری و امتیازگیری زیاده خواهانه از ایران است. ج.ا.ایران برای برون رفت از وضع موجود قبل از اینکه به فکر "توافق جامع با آمریکا باشد ابتدا باید به فکر ترک مخاصمه" باشد.
گام گذاشتن در مسیر توافق جامع از یک‌طرف یعنی تسلیم دکترین صلح از طریق قدرت شدن است و از سوي ديگر دیوار بی اعتمادی ۴۸ ساله بین ایران و آمریکا بقدری زیاد است که در زمان جنگ سرد مسلح امکان رسیدن به توافق جامع وجود ندارد مگر اینکه خطوط قرمز و منافع ملی به ارزانی حراج شود.پس بهترین استراتژی در زمان جنگ سرد مسلح ابتدا ترک مخاصمه است و ج.ا.ایران باید ابتدا بدنبال ترک مخاصمه با آمریکا باشد تا کشور را از حالت نه صلح و نه جنگ نجات داده و سپس با فارغ باز و بر اساس یک طرح دیپلماتیک مطالعه شده و کارشناسی شده با رعایت خطوط قرمز نظام بدنبال توافق جامع باشد.خوشبختانه در شرایط فعلی یعنی زمان جنگ سرد مسلح با تدابير خوب مسئولین سیاسی و نظامی ج.ا.ایران، آمریکا هم در میدان نظامی و هم در میدان دیپلماسی به "بن بست استراتژیک" رسیده است.در میدان نظامی به محاصره ناموفق دریایی بسنده کرده است و تا کنون دست‌آورد ملموس و مؤثری نداشته است. در میدان دیپلماسی هم تا کنون موفق به تحمیل امیال و اغراض سیاسی خود نشده است.ج.ا.ایران باید با ابتکار عمل زمان جنگ سرد مسلح را به نفع خود مدیریت کند، برای اینکار بهترین استراتژی این است که جنگ را در سطح اقتصادی حفظ کنند. تا وقتی که جنگ اقتصادی است بازنده آن آمریکا و کشورهای خلیج فارس و تا حدودی کشورهای اروپایی هستند اما اگر جنگ از حالت اقتصادی به نظامی تبدیل شود صحنه جنگ و صفحه شطرنج جنگ به نفع آمریکا ورق می‌خورد.جنگ تحمیلی سوم ابتدا به شکل نظامی آغاز شد و قرار بود هفته دوم به امنیتی تبدیل شود و نهایتأ در هفته سوم جنگ با پیروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام شود اما با مقاومت جانانه مردم و نیروهای مسلح ج.ا.ایران برعکس شد و جنگ وارد "مرحله پادشکنندگی" شد.
در مرحله پادشکنندگی تاب‌آوری عملیاتی نیروهای مسلح ج.ا.ایران و تاب‌آوری اجتماعی مردم افزایش یافت و عکس آن در جبهه کفر بود که تاب‌آوری عملیاتی آنها بشدت کاهش یافت و در این مقطع که روز بیستم جنگ بود، با تدبیر خوب فرماندهان نظامی ج.ا.ایران بخصوص "استراتژی دریامحور" شهید تنگسیری که معمار "رژیم امنیتی تنگه هرمز" است، صحنه جنگ نظامی به جنگ اقتصادی تبدیل شد. به محض اینکه صحنه جنگ به نفع ایران ورق خورد ترامپ بحث مذاکره و آتش‌بس را مطرح کرد، "حال که آمریکا در هر دو صحنه جنگ یعنی نظامی و سیاسی به بن بست استراتژیک رسیده است از طریق طرح فریب مذاکره بدنبال تغییر صحنه جنگ از اقتصادی به نظامی است". با توجه به مطالب پیش گفته پیشنهاد می‌شود اولآ مسئولین سیاسی قبل از اینکه بدنبال توافق جامع با آمریکا باشند، ابتدا بدنبال ترک مخاصمه با آمریکا باشند.ثانیا مسئولین نظامی از طریق حکمرانی دریایی مراقبت کنند که صحنه جنگ اقتصادی به نظامی تبدیل نشود. به عبارتی دیگر صحنه جنگ کماکان در سطح اقتصادی حفظ شود.فتح‌الله کلانتری عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی
14:12 - 6 اردیبهشت 1405



1 Reply

Profile picture of ‌اتاق خبر آمریکا‌
@USANR6 اردیبهشت 1405
Replying to
اگر هفت آرزو داشتم یکی خدمت در دانشگاه دفاع ملی بود در لباس سرباز... حیف و صد حیف که سعادت نداشتم...