کمال شرف کاریکاتوریست در گفتوگو با فارس از راز آزادی قلمش گفت
کمال شرف، چهره مطرح هنر کاریکاتور، در گفتگویی متفاوت، ابعاد جدیدی از نبرد فرهنگی در منطقه را واکاوی کرد. او با بیان اینکه عدالت آرمانی، تنها وطن و عقیده مقدس من است. شرف معتقد است کاریکاتور به دلیل ایجاز و سرعت انتقال، امروز استراتژیکترین سلاح برای بیداری ملتها و مقابله با ماشین جنگی رسانهای غرب است.
خبرگزاری فارس: شاید شما هم نام «کمال شرف» را با صفت «باشرف» شنیده باشید. هنرمندی یمنی که قلمش این روزها کمتر از سلاح نیست. آثار او فراتر از مرزها رفته و از غزه تا ایران، هر جا که نبردی میان حق و باطل باشد، رد پای طرحهای او دیده میشود.او که هنر خود را وقف جبهه حق کرده، با ظرافتی ستودنی توانسته است استیصال دشمن را به تصویر بکشد. با وجود فاصله جغرافیایی، کمال شرف خود را همسنگر ما میداند.به همین دلیل با کمال شرف به گفت و گو نشستیم تا کمی درباره هنر در این روزها صحبت کنیم.آقای شرف نقش هنرمندان در شکلگیری «جبهه مقاومت فرهنگی» در منطقه را چگونه ارزیابی میکنید؟هنر در نبرد رسانهای که امروزه به عرصهای پیشرو و بسیار تأثیرگذارتر از گذشته تبدیل شده، نقشی اساسی دارد. با ظهور اینترنت و شبکههای اجتماعی، اهمیت این حوزه دوچندان شده است.هنر کاریکاتور توانایی برقراری ارتباط سریع با آگاهی مردم و تأثیرگذاری عمیق را دارد، بهویژه اگر حرفهای به کار گرفته شود؛ چرا که با سادگی و هماهنگیاش با ابزارهای رسانهای نوین (که مایل به ایجاز و فشردگی ایده در قالبهای مؤثری چون ویدیوهای کوتاه و تصاویر هستند) شناخته میشود و با سرعت بسیار در فضای مجازی انتشار مییابد. از این رو، معتقدم هنر یک سلاح استراتژیک است و نقشی کلیدی در شکلدهی به جبهه مقاومت ایفا میکند.
به نظر شما مفهوم «پیروزی» چیست؟پیروزی برای من، ثبات در مبانی معنوی و ایمانی است که منجر به ایستادگی در موضع و نبرد شجاعانه تا آخرین نفس میشود.پیروزی یعنی فداکاری با ایمان و صداقت، و بخشش بیحد و مرز.پیروزی یعنی افشای فریب و گفتن حقیقت همانگونه که هست، بدون هیچ واهمهای.پیروزی همان «پیروزی خون بر شمشیر» است که برای من یک اصل مقدس محسوب میشود.پیروزی یعنی تسلیم نشدن و خاضع نگشتن تحت هر شرایطی.پیروزی یعنی عدم عقبنشینی از اخلاق و عدالتِ آرمانمان، علیرغم تمام سختیها.در دنیایی که بمبها بر آن مسلط هستند، چرا و چگونه «خط» و «رنگ» میتوانند مؤثرتر از سلاح باشند؟بمبها ممکن است برخی را مجبور به ترس و تسلیم کنند و قطعاً ما را به شهادت میرسانند، اما در تغییر باورهایی که در اعماق روح رخنه کردهاند، ناتوان هستند. با کشتن، اثرِ اندیشه و روح از بین نمیرود. اما خط و رنگ میتوانند باورها را تغییر دهند و تا حد زیادی از تأثیر بمبها بر آگاهی و اراده مردم جلوگیری کنند.با توجه به اوضاع و تحولات منطقه، کدامیک از آثارتان را به مخاطبان ایرانی توصیه میکنید؟من آثار بسیاری را در جریان تجاوز به غزه ارائه کردم که در آنها بر «ائتلاف شیطانی» که مرتکب نسلکشی شد، تمرکز داشتم؛ ائتلافی میان آمریکا، اسرائیل، رژیمهای خائن عربی و نظام منافق جهانی.این همان ائتلافی است که امروز علیه ایران و لبنان دست به تجاوز میزند و همان است که به یمن حمله کرد و عراق و سوریه را به ویرانی کشاند. شاید این آثار بتوانند تصویری ساده از حقیقت و اهداف این جنگها ارائه دهند.
چگونه با این سطح از آزادی به موضوعات میپردازید و حتی گاهی هم زبان ها و همسایه های خود را هم نقد می کنید؟این موضوع دو دلیل دارد:نخست، دلیلی درونی: من تنها با یک بازرس و رقیب کار میکنم و آن «عدالتِ آرمانی» است که ترسیم میکنم. هیچ خط قرمز یا ترسی که مرا از بحث درباره موضوعی مهم برای فاش کردن حقیقتی که به آن باور دارم بازدارد، نمیشناسم. این باعث میشود که حقیقت و عدالتِ آرمانم، همان وطن، زبان، قومیت و عقیده مقدس من باشد.دوم: من در یمن فضای گستردهای برای بیان این مسائل با آزادی کامل در اختیار دارم.دیدگاه کمال شریفی به جهان و جبهه حق و باطل در سی سال آینده چگونه است؟از سنتهای الهی در هستی این است که حق، هر چقدر هم که نیروی فریب و باطل قدرتمند باشد، هرگز خاموش نخواهد شد. ما مرحلهای سخت و بزرگ را پشت سر گذاشتهایم و امروز در اوج آن هستیم. معتقدم که ما در آستانه شکلگیری نظم جدیدی برای جهان و بهطور خاص برای منطقه هستیم؛ دورانی که در آن اندیشه مقاومت شکوفا شده و نوسازی بزرگی در ساختار گفتمان آن رخ خواهد داد. این گفتمان گسترش مییابد تا تمامی آزادگان جهان را که مخالف صهیونیسم بینالملل هستند، در بر بگیرد؛ صهیونیسمی که هر روز بیشتر به سمت افول میرود. تغییر دیدگاه ملتهای جهان نسبت به آن و طنینانداز شدن صداهای قدرتمندی که امروزه به نقد آن پرداخته و چهره واقعیاش را آشکار میکنند، خود گواهی بر این مدعاست.
12:22 - 4 اردیبهشت 1405