رزمایش دختران ایران؛ زن در خط مقدم حماسه
زن، آغازگر حماسهای است که تاریخ از گفتنش هراس دارد.زن، آن رمز ماندگار آفرینش، قلب حماسه سازی است، که قلم ها همواره از روایت حقیقتش لرزیده است.قرنها نام مردان را در کتاب جنگ نوشتند و مردان را بر بلندای سردرِ جنگنامهها نشانده، نامشان را با خون دشمن زراندود کردند، کسی نگفت آنکه شعلهٔ غیرت را درسینهها افروخت، زن بود؛ آنکه با دستانی از جنس صبوری کویر، قهرمانان را از دلِ آتش میربود و در گهوارهٔ عشق، شیرمردان روزهای سخت را میپروراند.اوست که با دستانی از جنس صبر، قهرمان میسازد؛از گهواره تا میدان، صدای گامهایش طنین فتح دارد.دلش دژ است، نگاهش پرچمو سکوتش، فریاد هزاران نبرد ناگفته.
زن از نخستین گامش در کوچهباغِ هستی، فتح را با خود همراه دارد.از نگاهش پرچم، از قلبش سنگر، و از سکوتِ سرخ اوست که هزاران فریادِ نبردهای ناگفته سر برمیآورد. بیجهت نیست که میگویند: «کربلا در کربلا میمُرد اگر زینب نبود»؛ و این یعنی هر حماسهای اگر به روایتِ زنانه گره نخورد، محکوم به فراموشیِ ابدی است.زن است که خونِ ریخته را به روایت ماندگار فتح و درد را به پرچمی برافراشته، بدل می کند.زن، خاک را ایمان میبخشد؛زخم را شرف؛و وطن را زنده نگه میدارد با جان خویش.این روزها، دختران و زنان ایران زمین، همان دخترانی که با قصههای رستم و دیو بزرگ شدند، در میدانِ نبرد روایت و رزمایش، با غروری آتشین و ایثاری تاریخی، تار و پودِ ایران را میبافند. دلهای آرام و گرم شان چون خورشیدی، خاک سرزمین را گرما و نور می بخشد، روایت های حماسی شان،سپری در برابر تیرگیهاست. آن ها در صفهای منظمِ رزمایش، نه فقط اسلحه که ارادهٔ یک ملت را بر دوش میکشند.
اگر روزی تاریخ قلم را از کفِ مردان بازستاند، بیهیچ تردیدی خواهد نگاشت: «حماسه از زن آغاز شد، و تا نَفَسِ زنان حماسه ساز در قفسِ سینه میتپد، هیچ پرچم حقی بر خاک نخواهد افتاد.» دختران و زنان حماسه ساز ایران اسلامی، ثابت کردهاند که غیرت مرز نمیشناسد و شجاعت،زن و مرد برنمیتابد.آنها این روزها با هر گامِ استوار در دلِ خیابان، روایت، ایثار، رزمایش و هر فریادِ حق شان، نام ایران را زندهتر از همیشه در دفترهای تاریخ حک میکنند.
15:13 - 29 فروردین 1405