جغرافیای ایران چگونه هر نوع محاصره را میشکند؟
آغاز عملیاتی کریدور ایران-پاکستان خروج هوشمندانه تهران از بنبست تحمیلی واشنگتن و تثبیت سیادت ترانزیتی ایران در پیوندگاه قارهای است. این شاهراه راهبردی با خنثیسازی تهدیدات دریایی کاخ سفید، پیوند ژئواکونومیک جنوب و مرکز آسیا را به امنیت ملی ایران گره زد تا نشان دهد "جغرافیای قدرت" در منطقه، فراتر از اراده تحریمکنندگان بازتعریف شده است.
گروه تحلیل بینالملل: در حالی که تنشهای نظامی و سیاسی در جنوب غرب آسیا، بهویژه در منطقه خلیج فارس، با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ناامن ساختن تنگه هرمز و سپس تهدید ترامپ به بستن بنادر ایران و هرمز به اوج خود رسیده است؛ آغاز عملیاتی کریدور ترانزیتی «ایران-پاکستان-ازبکستان»، نهتنها یک پیروزی لجستیکی، بلکه یک «شطرنج راهبردی» هوشمندانه برای بیاثر کردن فشارهای بینالمللی و تثبیت نقش مرکزی ایران در پیوندگاه قارهای است. این کریدور که از بندر گوادر آغاز شده و با عبور از خاک ایران به قلب آسیای مرکزی میرسد، فراتر از یک مسیر تجاری، در حکم یک «کمربند امنیتساز» عمل میکند. معماری نوین قدرت؛ از بنبست جغرافیایی تا سیادت ترانزیتیایران با فعالسازی این مسیر، از الگوی سنتی «تقابل ژئوپلیتیک» به سمت «تعامل ژئواکونومیک» حرکت کرده است. جایگزینی این مسیر امن و پایدار با مسیرهای ناامن، ایالات متحده و رقبای منطقهای را با این واقعیت روبرو میکند که حذف ایران از معادلات جهانی انرژی و ترانزیت، هزینهای گزاف بر دوش اقتصاد بینالملل میگذارد. کاهش ۳۰ درصدی هزینههای حملونقل و تقلیل زمان ترانزیت از ۲۰ روز به ۱۰ روز، جذابیتی ایجاد کرده است که حتی متحدان سنتی واشنگتن را به سمت زیرساختهای ایرانی سوق میدهد.همافزایی گوادر و چابهار؛ پایان افسانه رقابت تخریبییکی از مهمترین ایعاد این همکاری، تبدیل «رقابت گوادر-چابهار» به یک «همافزایی مکمل» است. پیش از این، تصور میشد گوادر (تحت نفوذ چین) رقیب چابهار (با حضور هند) خواهد بود. اما این کریدور نشان داد که ایران توانسته است با تعریف یک مدل برد-برد، گوادر را به شبکه ریلی و جادهای خود متصل کرده و از ظرفیتهای کریدور CPEC (چین-پاکستان) برای تقویت کریدور شمال-جنوب استفاده کند. این به معنای اتصال مستقیم نفوذ اقتصادی چین به بازارهای اوراسیا از قلب ایران است.
تلهگذاری برای تحریم؛ نفت و کالا در خدمت دیپلماسیدر شرایطی که فشارها برای محاصره دریایی ایران افزایش مییابد، فعال شدن مسیرهای زمینی با ظرفیت ۱۰ میلیون تن در سال، یک «سوپاپ اطمینان استراتژیک» ایجاد میکند. وقتی منافع اقتصادی ازبکستان (به عنوان قدرت نوظهور آسیای مرکزی) و پاکستان (به عنوان قدرت هستهای منطقه) با زیرساختهای ایران گره میخورد، هرگونه اقدام نظامی یا تحریمی علیه شبکه ترانزیتی ایران، با واکنش زنجیرهای این بازیگران مواجه خواهد شد. ایران در حال تبدیل شدن به «هاب غیرقابل حذف» است که در آن، امنیت تجارت منطقه با امنیت ملی ایران پیوندی ناگسستنی مییابد.چشمانداز آینده؛ دیجیتالیسازی و حکمرانی بر کریدورهانکته کلیدی دیگر «نیازهای تکمیلی» است که نشان میدهد ایران برای تثبیت این پیروزی باید به سمت دیجیتالیسازی گمرکات و تعرفههای مشترک حرکت کند. موفقیت این کریدور میتواند سهم درآمد ترانزیتی ایران را تا ۱۵ درصد افزایش دهد که این به معنای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و عبور از اقتصاد تکمحصولی به سمت «اقتصاد خدمات راهبردی» است.
نتیجهگیریکریدور ایران-پاکستان، پاسخی قاطع به تلاشهای ایالات متحده برای انزوای ایران است. این مسیر نشان داد که موقعیت ژئوپلیتیک ایران قدرتی ذاتی دارد که هیچ دولتی در کاخ سفید نمیتواند آن را نادیده بگیرد. اگر ترامپ با تهدید به بستن تنگه هرمز و تحریمهای جدید، به دنبال محروم کردن ایران از ظرفیت بنادرش است، تهران با این کریدور در حال ساخت «سپری اقتصادی» است؛ مسیری که در آن، هر کامیون از مبدأ گوادر به مقصد تاشکند، پیامی از ثبات، نفوذ و اقتدار نوین ایران را به جهان مخابره میکند.
15:44 - 26 فروردین 1405