سقوط ترامپ از جنگ و مذاکره تا فحاشی
فراتحلیلِ توقفِ مذاکرات ایران و آمریکا در دورهٔ آتشبس حکایت از یک واقعیتِ انکارناپذیر دارد: کاخ سفید نهتنها در میدانِ نظامی، بلکه در عرصهٔ دیپلماسی نیز دچار سردرگمیِ مزمن و اختلافاتِ داخلیِ عمیق است و آمریکا امروز در شرایطی نیست که بتواند بهسمتِ جنگ بازگردد؛ فشارِ فزایندهٔ جهانی بر واشنگتن برای توقفِ جنگ و عدمِ همراهیِ متحدانِ سنتی و همچنین پیامدهای اقتصادی و صنعتیِ عمیقترِ ازسرگیریِ درگیری برای کل جهان، نشانههایی از شکستِ راهبردیِ آمریکاست و در این میان، ایران نهتنها موضعِ قدرتِ خود را در منطقه از دست نداده، بلکه با هوشمندی آن را تثبیت کرده است.
سه مؤلفهٔ خاموشناشدنیِ قدرت ایران در دور جدید مذاکرات:
۱. جامعهٔ ایران، برخلافِ تمامِ ادوارِ پیشینِ مذاکرات، امروز بر «مقاومت» بیش از «توافق» اصرار دارد. این خواستِ جمعی، هر تیمی را در پشتِ میزِ مذاکره به بازویِ فولادی تبدیل میکند.۲. گزینهٔ نظامی بهعنوانِ جایگزینِ مذاکره و «مرحلهٔ بعدی» برای آمریکا بلااثر شده است؛ تهدیدی که روزی برگِ برندهٔ واشنگتن بود، اکنون به خطِ بطلانی بر محاسباتِ غلط بدل گشته است.۳. قدرتِ چانهزنیِ ایران بهواسطهٔ برگهای معاملاتیِ جدیدِ ژئوپلیتیکی، رشدِ محسوسی یافته و معادلاتِ منطقه را به نفعِ محورِ مقاومت تغییر داده است.
ضرورتِ فوریِ تولیدِ دو تصویرِ راهبردی در فضای رسانهای
در شرایطِ کنونی، هرگونه محتوای مؤثر باید دو تصویرِ موازی و مکمل را بسازد:۱. «بازدارندگیِ ایران» توسط بخشهای نظامی: تصویری که همزمان دو مؤلفهٔ «آمادگیِ کامل» و «اقدامِ سختِ قاطع» را در خود دارد. ۲· «ایستادگیِ ایران» توسط بخشهای سیاسی و اجتماعی: تصویری که سه رکنِ «همبستگیِ ملی، یکپارچگیِ حاکمیت و ایستادن بر حقوقِ حقهٔ ایران» را تجسم میبخشد.
شکستِ فاحشِ آمریکا در اجماعسازی برای محاصرهٔ تنگهٔ هرمز
پس از ناکامی در میزِ دیپلماسی، واشنگتن تلاش کرد اهرمِ نظامی_اقتصادیِ محاصرهٔ تنگهٔ هرمز را به کار گیرد، اما پاسخِ متحدانِ سنتی، تحقیری تاریخی بود:۱· بریتانیا اعلام کرد در طرحِ آمریکا مشارکت نمیکند و به ائتلافِ دریایی واشنگتن نمیپیوندد. ۲· استرالیا صراحتاً گفت برنامهای برای مشارکت با آمریکا علیه ایران ندارد. ۳· ژاپن اعلام کرد تصمیمی برای اعزامِ نیرو جهت مشارکت در مینروبی یا عملیات در تنگهٔ هرمز اتخاذ نشده است.بنابراین، این انزوای بیسابقه، نشانهٔ آشکارِ فروریختنِ ائتلافسازیِ آمریکایی در مهمترین آبراهِ راهبردیِ جهان است.
واکنشهای کوبندهٔ داخلیِ آمریکا به توهینِ ترامپ به رهبرِ کاتولیکها
توهینِ اخیرِ دونالد ترامپ به پاپ لئو، نهتنها یک لغزشِ دیپلماتیک، بلکه سقوطِ اخلاقیِ نظامِ تصمیمگیریِ واشنگتن را افشا کرد. واکنشها در خودِ آمریکا چنان بود که تصویرِ «اتحادِ داخلی» را یکسره درهم شکست:۱· شبکهٔ سیبیاس بهنقل از سه کاردینالِ ارشدِ آمریکایی: «پاپ لئو به ما الهام داد که بر اساس آموزههای کاتولیک علیه جنگِ ناعادلانه با ایران صحبت کنیم.» ۲· آرشبیشاپ کوکلی، رئیس کنفرانس اسقفهای کاتولیکِ آمریکا: «ناامیدم که رئیسجمهور چنین کلماتِ تحقیرآمیزی دربارهٔ پدرِ مقدس نوشت؛ پاپ لئو رقیبِ او نیست.» ۳· آنتونیو اسپادارو، سردبیر مجلهٔ تمدّنِ کاتولیک: «ترامپ ملتمسانه از پاپ میخواهد عقبنشینی کند، اما پاپ به زبانی حرف میزند که در چارچوبِ زور و سیاست خلاصه نمیشود.» ۴· پرامیلا جایاپال، سناتور آمریکایی: «شاید این توهینِ دیوانهوار و نفرتانگیز، جیدی ونس را متقاعد کند که متممِ ۲۵ را برای برکناری ترامپ فعال کند.»
آمریکا در یک میدانِ چندلایه –دیپلماسی، نظامی، ائتلافسازی و حتی اخلاقِ عمومی – شکست خورده است و ایران با تکیه بر بازدارندگیِ واقعی، ایستادگیِ ملی و برگهای ژئوپلیتیکیِ جدید، نهتنها توقفِ مذاکرات را به یک فرصت تبدیل کرده، بلکه گفتمانِ قدرت را در منطقه بازنویسی کرده است و هر که در واشنگتن تصمیم میگیرد، باید این حقیقت را بپذیرد:«معادله تغییر کرده و تهران ضلعِ غالب آن است». بهنظر میرسد دولتِ ترامپ بهدلیلِ دو تصمیمِ اولیه در جنگ با ایران، در بنبست قرار گرفته است: اولاً، این تصمیم [و تصور] که نیرویِ هوایی بهتنهایی برای وادار کردنِ رژیم به تسلیم کافی است؛ و دوماً، عدمِ تشکیلِ ائتلافِ بزرگی از کشورها برای همراهی [با آمریکا در جنگ]؛ ائتلافی که میتوانست به واشنگتن اجازه دهد ناوگانِ بزرگی از کشتیهای جنگی را تشکیل دهد و تهدید به بازگشاییِ تنگه با زور کند، یا در صورتِ بینتیجه بودنِ تهدیدها دست به اقدامِ عملی بزند. تحلیلگران میگویند در نتیجه، ایران توانسته است از تنگه بهعنوانِ یک سلاحِ اقتصادی استفاده کند، آن را ببندد و قیمتِ جهانیِ نفت را افزایش دهد.
21:19 - 24 فروردین 1405