دکترین هوشیاری در بزنگاه آتشبس
تاریخ دیپلماسی و نبرد، همواره شاهد لحظاتی است که سرنوشت یک ملت نه فقط در میانه غرش هواپیما جنگنده و موشک ها، بلکه در سکوت سنگین اتاقهای مذاکره رقم میخورد. اکنون که پس از چهل روز ایستادگی سرافرازانه در برابر تهاجم ترکیبی و سنگین، طرح ده مادهای ایران بهعنوان مبنای یک آتشبس دو هفتهای مورد پذیرش قرار گرفته، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی قطبنمای حرکت در مسیر پرپیچوپخم دیپلماسی هستیم.منشور حرکت ما در این مسیر، فراز درخشانی از نامه ۵۳ نهجالبلاغه است؛ آنجا که امیرالمؤمنین علی (ع) میفرماینداز دشمنت بعد از آن که از در صلح و آشتى درآمد سخت بترس❗️❗️❗️زیرا او چه بسا بوسیله صلح نزدیک مىشود تا از شیوه غافلگیرى استفاده کند ، پس احتیاط و دقت را پیشه کن و در چنین مواردى زود باور و خوش گمان مباش.بر پایه این کلامِ و با توجه به شرایط حساس کنونی، محورهای ذیل جهت لحاظ در راهبرد مذاکره تقدیم میگردد:۱. امیرالمؤمنین (ع) با ظرافتی بینظیر هشدار میدهند که "دشمن نزدیک میشود تا غافلگیر کند". در علوم سیاسی مدرن، این همان "جنگ در لباس صلح" است. پذیرش طرح ایران از سوی دشمن متخاصم، نباید لزوماً به معنای تغییر ماهیت او تعبیر شود. این عقبنشینی میتواند یک مانور تاکتیکی برای رصد دقیقتر توان نظامی ما، بازسازی قوای تحلیلرفته خود و شکستن اجماع روانی جامعه باشد. در این دو هفته، "نزدیک شدن" دشمن در میز مذاکره نباید منجر به دور شدن ما از آمادگی رزمی شود.
۲. در عرف دیپلماتیک، "اعتماد" واژهای لوکس و اغلب خطرناک است. حضرت علی (ع) صراحتاً می فرمایند که در چنین شرایطی "خوشگمانی را متهم کن". این بدان معناست که هر کلمه، هر ویرگول و هر تبصره در توافق نهایی باید با نگاهی بدبینانه و با فرض "احتمال خیانت دشمن" تدوین شود. مسئول مذاکرهکننده باید بپذیرد که طرف مقابل نه از روی عدالتخواهی، بلکه از روی اضطرار به پای میز آمده است؛ لذا هر جا که احساس کند هزینه نقض عهد از هزینه پایبندی کمتر است، در شکستن آتشبس درنگ نخواهد کرد.۳. همانطور که در تحلیلهای برخی از صاحب نظران آماده است، یکی از بزرگترین خطرات این آتشبس، ایجاد شکاف میان "مرکزیت" و "بازوهای مقاومت" است. دشمن ممکن است بخواهد با آرام کردن جبهه ایران، با فراغ بال به سراغ کشورهای جبهه مقاونت برود (در همین ابتدا حمله به حزبالله لبنان را شاهد بودید) و آنها را در انزوا منهدم کند. وظیفه تیم مذاکرهکننده این است که آتشبس را به صورت "بستهای یکپارچه" تعریف کند؛ به گونهای که امنیت ایران از امنیت لبنان و کل جبهه مقاومت تفکیکناپذیر بماند. صلح علوی، صلحی است که عزت همه مؤمنان را حفظ کند، نه آنکه یکی را به بهای رهایی دیگری قربانی سازد.
۴. بازه دو هفتهای آتشبس، اوج جنگ رسانهای است. دشمن تلاش خواهد کرد ایران را "آغازگر احتمالی دوباره جنگ" معرفی کند. طبق سیره علوی، ما باید مراقب "خوی تجاوزگری" دشمن باشیم. اگر قرار است پاسخی به نقض عهدهای احتمالی داده شود، پیوست رسانه ای باید به گونهای باشد که افکار عمومی داخلی و جهانی، تقصیر را تماماً متوجه بیتعهدی دشمن و "نقض حاکمیت ملی" بداند. حفظ اجماع داخلی در این دو هفته، حیاتیتر از خودِ مذاکرات است.۵. حزم که در کلام حضرت آمده، به معنای دوراندیشی و بستن تمامی راههای نفوذ است. این دو هفته نباید زمان استراحت باشد، بلکه باید زمان "تثبیت دستاوردها" و "تقویت زیرساختها" برای سناریوهای احتمالی بعد از آتشبس باشد. همانطور که امام (ع) فرمودند، دشمن در لباس صلح نفوذ میکند؛ پس مراقبت از حوزههایی که ممکن است تحت لوای بازرسی یا توافقات جنبی مورد دستاندازی قرار گیرند، الزامی است.کلام آخر خطاب به: آقای مذاکرهکننده؛ طرح ده مادهای ایران نشان از قدرت مانور ما دارد، اما ضمانت اجرایی این طرح، نه امضای طرف مقابل، بلکه انگشت روی ماشه و چشمان باز است. اجازه ندهید شیرینیِ موقتِ توقف درگیریها، تلخیِ غافلگیری را به دنبال داشته باشد. ما به صلح مقتدرانه میاندیشیم، نه صلح منفعلانهاللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً و نَصراً لِلإسلامِ و المسلمین.
00:54 - 10 April 2026