تحلیل مرشایمر از فشار تنگه هرمز بر مبانی اقتصاد آمریکا
دکتر مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل و جفری ساکس، استاد سرشناس اقتصاد بینالملل در گفتگویی مفصل تبعات تشدید جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران را تشریح کرده و تأکید میکنند که در نردبان تشدید، دستبرتر همچنان از آن ایران است و آمریکا و اسرائیل در این مسیر به هیچ مقصودی نخواهند رسید.
گروه تحلیل بینالملل: دکتر مرشایمر و دکتر ساکس، دو کارشناس شناخته شده مسائل بینالملل، در یک گفتگوی دو نفره توضیح میدهند که برخلاف تصور رایج، اقتصاد آمریکا صرفاً به پترودلار وابسته نیست بلکه عناصر اصلی در اقتصاد آمریکا و قطعاً اقتصاد جهانی، به جریان مستمر و مطمئن انرژی وابسته هستند و اختلال ناشی از انسداد تنگه هرمز و تخریب تأسیسات نفتی و پالایشی، بسیار فراتر از دلارزدایی، به اقتصاد آمریکا و جهان آسیب خواهد زد. ایشان هشدار میدهند این جنگ نهتنها برای آمریکا و اسرائیل دستاوردی نخواهد داشت، بلکه مبانی اقتصاد جهانی و بالتبع اقتصاد آمریکا را نابود خواهد کرد.در نردبان تشدید، برتری همچنان با ایران استمرشایمر با تأکید بر منطق «جنگ فرسایشی» توضیح میدهد که ایران نهتنها برای چنین سناریویی آماده است، بلکه در هر سطح از تشدید درگیری توانایی پاسخگویی مؤثر دارد؛ به این معنا که هرچه جنگ طولانیتر و پیچیدهتر شود، مزیت نسبی به سمت ایران متمایل میشود. او استدلال میکند که ایران میتواند بهصورت مرحلهبهمرحله هزینهها را افزایش دهد، از حمله به نیروها و پایگاههای آمریکا در منطقه گرفته تا بیثباتسازی کشورهای خلیج فارس و مهمتر از همه، ایجاد اختلال در جریان انرژی جهانی که پیامد آن ضربه به اقتصاد بینالمللی است. در این چارچوب، جنگ به فرآیندی تبدیل میشود که در آن ایران با استفاده از عمق استراتژیک، ابزارهای نامتقارن و ظرفیت ایجاد شوک اقتصادی، میتواند توازن را به زیان آمریکا تغییر دهد و حتی بدون پیروزی کلاسیک نظامی، دست بالا را در فرسایش طرف مقابل بهدست آورد. آمریکا برای خروج از این باتلاق باید بهای سنگینی را پرداخت کندهر دو کارشناس بر این نکته تأکید دارند که آمریکا عملاً در یک بنبست راهبردی گرفتار شده و فاقد یک «راهبرد خروج» مشخص است؛ به این معنا که هیچ گزینهای وجود ندارد که هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی کمهزینه و آبرومندانه باشد. از یکسو، ادامه جنگ به معنای تشدید فرسایش، افزایش هزینهها و بالا رفتن ریسکهای منطقهای و جهانی است؛ از سوی دیگر، خروج یا اعلام پایان جنگ، بهطور گسترده بهعنوان شکست و عقبنشینی تحقیرآمیز آمریکا تعبیر خواهد شد. مرشایمر همچنین اشاره میکند که حتی ترک یکجانبه میدان توسط آمریکا لزوماً بحران را حل نمیکند، زیرا ممکن است درگیری میان ایران و اسرائیل ادامه یابد و پیامدهای آن همچنان دامنگیر منافع آمریکا باشد. در نتیجه، آمریکا در وضعیتی قرار گرفته که هر مسیر پیشرو هزینهزا و پرریسک است و این دقیقاً همان تعریف یک تله راهبردی است که خروج از آن بدون پرداخت بهای سنگین ناممکن است.جنگ اکنون فراتر از منطقه و از جهاتی یک جنگ جهانی استدکتر ساکس، تأکید میکند که خطر اصلی جنگ در ظرفیت آن برای ایجاد یک شوک سیستمیک در اقتصاد جهانی نهفته است؛ به این معنا که ایران با در اختیار داشتن اهرمهای ژئوانرژتیک، میتواند جریان حیاتی نفت و گاز را مختل کند و همزمان با هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی مانند پالایشگاهها، خطوط لوله و تأسیسات صادراتی، عرضه جهانی را بهشدت کاهش مییابد.
پیامد چنین اختلالی، سرایت بحران در سراسر بازارهای مالی و زنجیرههای تأمین جهانی است؛ لذا این جنگ اکنون از درگیری منطقهای فراتر رفته و به یک بحران اقتصادی جهانی با ابعاد گسترده تبدیل شده است، زیرا زیرساختهای انرژی بهسادگی قابل جایگزینی یا ترمیم نیستند و هرگونه آسیب جدی به آنها اثرات بلندمدت و چندلایه بر اقتصاد جهانی خواهد داشت.ترامپ به نوعی توهم دچار بوده و روایات او در جهت خوداقناعسازی استجفری ساکس، تأکید میکند که هیچ بخش از اظهارات ترامپ با واقعیت و شواهد میدانی تطابق ندارد. او این شکاف میان گفتار و واقعیت را یک تاکتیک سیاسی نمیداند، بلکه معتقد است که چنین وضعی ناشی از نوعی گسست از واقعیت یا حداکثر تلاش برای ساخت روایتهایی است که برای مدیریت تصویر و فشار روانی داخلی صورت میگیرد. این مسئله در کنار اظهارات غیرمعمول درباره موضوعاتی مانند کنترل تنگه هرمز، این نگرانی را تقویت میکند که تصمیمگیری در سطح عالی بر پایه برداشتهای نادرست و حتی نوعی «خوداقناعسازی» صورت میگیرد؛ او هشدار میدهد که این وضعیت شاید ناشی از نوعی بیماری روانی در ترامپ باشد و میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی به دنبال داشته باشد.فضای سیاسی در داخل آمریکا، به شدت آشفته و متشنج استدکتر مرشایمر هشدار میدهد که این جنگ موقعیت ترامپ را در آستانه انتخابات بهشدت تضعیف کرده و از دست دادن کنترل کنگره قطعاً قدرت اجرایی او را فلج خواهد کرد. در سطحی عمیقتر، ساکس از نوعی فروپاشی مسئولیتپذیری در ساختار سیاسی سخن میگوید، جایی که نخبگان یا از ترس هزینههای سیاسی حاضر به مقابله با تصمیمات پرریسک نیستند یا اساساً نقش نظارتی خود را ایفا نمیکنند.
نتیجه این وضعیت، ترکیب خطرناکی از جنگ خارجی و ضعف کنترلهای داخلی است که میتواند هم به بیثباتی سیاسی در داخل دامن بزند و هم کیفیت تصمیمگیری در حوزه سیاست خارجی را بیش از پیش تنزل دهد.انسداد فیزیکی شریان انرژی، بیش از دلارزدایی، اقتصاد آمریکا را تهدید میکنددر این گفتوگو، ساکس توضیح میدهد برخلاف تصور رایج درباره «پترو دلار»، باید توجه داشت که قدرت اقتصادی آمریکا صرفاً به این وابسته نیست که نفت جهان به دلار قیمتگذاری یا تسویه شود. او استدلال میکند که تمرکز بیش از حد بر نقش دلار در بازار نفت، یک سادهسازی گمراهکننده است که توجه را از عامل تعیینکنندهتر منحرف میکند؛ او تأکید میکند که اقتصاد آمریکا، به ثبات و تداوم عرضه فیزیکی انرژی وابسته است. ساکس، هشدار میدهد که اختلال در جریان واقعی نفت و گاز بهدلیل بسته شدن مسیرهایی مانند تنگه هرمز یا تخریب زیرساختهای انرژی بسیار خطرناک است؛ این اختلال مستقیماً به جهش قیمتها، کمبود عرضه و در نهایت بحران اقتصادی در آمریکا منجر میشود.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید. 22:32 - 18 فروردین 1405