تدبیر هوشمندانه در تنگه راهبردی

در جهان آشفته کنونی نظام بین‌الملل، قدرت‌ها نه صرفاً با انباشت تسلیحات یا تولید ثروت که با «مدیریت گلوگاه‌های راهبردی» جایگاه خود را تثبیت می‌کنند و تنگه هرمز، این نقطه طلایی در نقشه ژئوپلیتیک، دقیقاً همان برگ برنده‌ای است که ایران می‌تواند با مدیریت تدریجی و هوشمندانه آن، معادلات قدرت را در جهان وارونه کند.
تنگه هرمز صرفاً یک آبراه نیست؛ عصاره غلیظ شده اقتصاد جهانی و حساس‌ترین نقطه فشار بر پیکره کشورهایی است که تصور می‌کنند می‌توانند ایران را در محاصره سیاسی و اقتصادی خود اسیر کنند.تحلیل دقیق مختصات ژئوپلیتیکی ایران نشان می‌دهد: جمهوری اسلامی به واسطه قرارگیری در نقطه تلاقی خشکی و دریا، همسایگی با غول‌هایی نوظهور چون چین و روسیه و دسترسی به کریدورهای انرژی، به بازیگری بدل شده که نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه می‌توان نقشش را در معادلات جهانی انکار کرد. از این منظر، تقابل آمریکا و متحدان غربی با تهران، هرگز بر سر میز مذاکره فنی بر سر برجام نبوده است؛ این ستیز، روایتی مدرن از «جنگ موجودیت‌ها» در نظم بین‌المللی است. جنگی که پیشینه‌ای دیرینه‌تر از انقلاب اسلامی دارد.هرمز؛ نبض اقتصاد جهان در قبضه تهرانداده‌های نهادهای بین‌المللی انرژی گویای یک واقعیت انکارناپذیر است: هر روز بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و حجمی عظیم از گاز طبیعی مایع (LNG) از شکم این تنگه عبور می‌کند. سهم هرمز در تأمین انرژی جهان عددی در حدود ۲۰ درصد است. اقتصادهای گرسنه آسیایی چون چین و هند و حتی بازارهای اروپایی، نفس خود را در این آبراه حبس کرده‌اند.اما ویژگی ممتاز هرمز در چیست؟ در «نبود مسیر جایگزین مؤثر». اختلال در این آبراه، فوری‌ترین و ویرانگرترین شوک را به زنجیره تأمین انرژی جهان وارد می‌کند. حتی آمریکا که مدعی خودکفایی نفتی است، از گزند التهاب هرمز در امان نیست. تورم داخلی، بی‌ثباتی بورس و به هم ریختن معادلات مالی جهان، تنها بخشی از پیامدهای هر آشوب کوچک در این منطقه است.
ایران و پنجره حقوقی مدیریت تنگهدر اینجا به یک معمای حقوقی ظریف می‌رسیم. در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS) دو رژیم برای تنگه‌های بین‌المللی تعریف شده: «عبور بی‌ضرر غیرقابل تعلیق» و «عبور ترانزیت». با این حال، ایران با هوشمندی تمام، ضمن عدم تصویب این کنوانسیون، در بیانیه تفسیری خود اعلام کرده که نظام «عبور ترانزیت» را عرفی ندانسته و آن را صرفاً برای کشورهای عضو الزام‌آور می‌داند.این رویکرد که در حقوق بین‌الملل با عنوان «معترض مستمر» شناخته می‌شود، بستری حقوقی برای تهران فراهم ساخته تا همچنان بر اعمال رژیم «عبور بی‌ضرر» در تنگه هرمز پای بفشارد. رژیمی که در شرایط جنگی، قابلیت تعلیق دارد. به عبارت روشن‌تر، ایران خود را در استفاده از پنج ابزار قدرتمند در این آبراه ذیحق می‌داند:۱. اخذ عوارض مشروط: ارائه خدمات امنیتی به کشتی‌ها در ازای دریافت عوارض؛۲. بازرسی در زمان جنگ: کنترل کشتی‌های تجاری برای جلوگیری از کمک به دشمن؛۳. توقیف در دریای سرزمینی: مضر تشخیص دادن عبور کشتی‌هایی که به نظم و امنیت ایران لطمه بزنند؛۴. محاصره دریایی: ممانعت از تردد به سمت بنادر دشمن؛۵. تعلیق موقت عبور: در مناطق خاصی از دریای سرزمینی به دلیل ضرورت امنیتی.راهبرد فشار تدریجی؛ از اختلال هوشمندانه تا انسداد کاملنکته محوری تاکید بر «بهره‌گیری تدریجی و هدفمند» از این ظرفیت‌ها است. توصیه راهبردی این است که ایران نباید مستقیماً به سمت گزینه حداکثری «مسدودسازی کامل» حرکت کند، بلکه باید با اجرای یک راهبرد پلکانی، ابتدا از ابزارهای فشار غیرمستقیم استفاده کند:- مرحله اول: ایجاد اختلال غیرمحسوس در امنیت روانی دریانوردی؛
- مرحله دوم: توقیف موردی و هدفمند کشتی‌های مرتبط با طرف‌های خصمانه بدون اعلام رسمی انسداد؛- مرحله سوم: تشدید تدریجی اقدامات و حرکت به سمت تعلیق عبور در بخش‌هایی از تنگه؛- مرحله نهایی: در صورت لزوم، انسداد کامل که شدیدترین گزینه محسوب می‌شود.این رویکرد افزایشی، ضمن کنترل هزینه‌ها و پیامدهای دیپلماتیک، دو مزیت کلیدی دارد: نخست، قدرت‌های جهانی را با طیفی از تهدیدات مواجه می‌کند که نمی‌توانند یک‌باره آن را مدیریت کنند. دوم، کشورهای منطقه را از مشارکت غیرمستقیم در اقدامات خصمانه علیه ایران بازمی‌دارد؛ چراکه می‌دانند امنیت اقتصادی خودشان نیز در گرو خویشتن‌داری در برابر تهران است.هرمز، نه یک تهدید که یک فرصت راهبردینظام بین‌الملل تنها زبان قدرت را می‌فهمد. تجربه نشان داده که عقب‌نشینی‌های یک‌جانبه نه تنها تنش را کاهش نمی‌دهد، بلکه بر طمع مخالفان می‌افزاید. تنگه هرمز برای ایران، نه یک اهرم بحران‌آفرین که ابزاری برای «بازدارندگی فعال» و «ایجاد موازنه در برابر فشارها» است.به کارگیری هوشمندانه، پله‌پله و قانونی این ظرفیت، می‌تواند معادله هزینه-فایده را برای قدرت‌های جهانی به نفع تهران تغییر دهد. در این بازی پیچنده، کسی برنده خواهد بود که زودتر از حریف، «مدیریت گلوگاه» را جایگزین «واکنش به بحران» کند.#تنگه_هرمز#راهیرد#آمریکا#محمدمهدی_مومنی‌ها
15:27 - 18 فروردین 1405
اقتصاد
سیاست
نظامی و امنیتی

2 بازنشر5 واکنش
257٫5k بازدید