بیایید شعار بسازیم
✍🏻نگرانی برای ضعیف شدن «رتوریک شعار» در بسیج اجتماعی⚪ بیایید شعار بسازیم...یکی از ابعاد کمتر مورد توجه در تحلیلهای سیاسی معاصر درباره کنش جمعی در جمهوری اسلامی، مسئله «رتوریک شعار» و نقش آن در گفتمانسازی عمومی است. تجربه انقلاب اسلامی ایران نشان میدهد که شعارهای سیاسی نه صرفاً ابزارهای هیجانی، بلکه سازوکارهایی برای تولید معنا، ایجاد هویت جمعی و سازماندهی اراده سیاسی هستند. به تعبیر دقیقتر، شعارها نوعی «فشردهسازی گفتمانی» به شمار میروند؛ یعنی مجموعهای از مطالبات، هویتها و جهتگیریهای سیاسی در قالب عباراتی کوتاه اما پرقدرت بیان میشوند.امام خمینی(ره) بارها بر قدرت کلام جمعی در بسیج سیاسی تأکید کرده بودند. انقلاب اسلامی با شعارهایی چون «اللهاکبر»، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و «نه شرقی، نه غربی» توانست شبکهای از معانی مشترک در میان تودهها ایجاد کند. این شعارها صرفاً واکنشهای سلبی نبودند، بلکه افق ایجابی انقلاب را نیز نشان میدادند؛ یعنی علاوه بر نفی طاغوت، تصویری از نظم مطلوب آینده را ارائه میکردند. از همین رو بود که شعارهای انقلاب توانستند به سرعت به «دالهای مرکزی» گفتمان انقلاب تبدیل شوند و در حافظه تاریخی جامعه تثبیت شوند.با این حال، در مقاطع تنشآلود فعلی (از جمله در جریان جنگ دوازده روزه و اکنون در بحبوحه جنگ رمضان) شاهد نوعی فقر رتوریکی در عرصه شعارهای میدانی هستیم. با گذشت نزدیک به یک ماه از آغاز این وضعیت و با وجود تجمعات شبانه و میدانی مردمی در شهرهای مختلف، بخش عمده شعارهای مطرحشده یا تکرار کلیشههای پیشیناند یا فاقد عمق معنایی و ماندگاری گفتمانی هستند.
بخش قابل توجهی از شعارهای کنونی، از نظر ساختار گفتمانی، صرفاً «شعارهای سلبی» محسوب میشوند؛ یعنی تنها بر نفی دشمن یا مخالفت با یک وضعیت تمرکز دارند، بیآنکه بیانگر افق مطلوب یا مطالبه ایجابی باشند. در رتوریک سیاسی، شعار ایجابی شعاری است که نهتنها دشمن یا مسئله را مشخص میکند، بلکه خواست جمعی و جهت حرکت را نیز بهصورت روشن صورتبندی میکند.در مقابل، بسیاری از شعارهای رایج امروز یا از نظر ادبی ضعیفاند یا از نظر گفتمانی فاقد ظرفیت تبدیلشدن به «نمادهای پایدار» هستند. برای مثال شعارهایی مانند «سپاهی نقطهزن، اینترنشنال رو بزن» یا «نه سازش نه تسلیم، نبرد با آمریکا» (که خودم با آنها کاملا موافقم و در تجمعات با همه وجود فریاد میزنمشان)، گرچه ممکن است در لحظه هیجان ایجاد کنند، اما فاقد آن ساختار زبانی و معنایی هستند که بتواند به سرعت در حافظه جمعی تثبیت شود. حتی شعارهایی که از دل برخی نوحهها یا مداحیهای حماسی بیرون میآیند (مانند «بزن که خوب میزنی») به دلیل وابستگی شدید به متن اصلی خود، به سختی میتوانند بهعنوان شعارهای مستقل در میدان سیاسی عمل کنند.با نگاه تحلیل گفتمانی، شعار زمانی به یک «دال بسیجکننده» تبدیل میشود که چند ویژگی را همزمان داشته باشد: نخست، ایجاز زبانی و ریتم موسیقایی که امکان تکرار جمعی را فراهم کند. دوم، وضوح معنایی و قابلیت درک سریع برای عموم مردم. سوم، داشتن بعد ایجابی که افق مطلوب را نشان دهد. چهارم، قابلیت تبدیل شدن به نشانه هویتی یک جنبش یا گفتمان.
به همین دلیل است که شعارهای انقلاب اسلامی هنوز پس از دههها در حافظه جمعی زندهاند. شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» در واقع یک صورتبندی کامل گفتمانی بود: استقلال در سیاست خارجی، آزادی در نظم اجتماعی و جمهوری اسلامی به عنوان الگوی حکمرانی. این شعار نهتنها نفی سلطه خارجی و استبداد داخلی را در خود داشت، بلکه افق نظم مطلوب را نیز بهروشنی بیان میکرد.در مقابل، ضعف شعارسازی در وضعیت کنونی میتواند به تضعیف فرآیند «اتحاد کلامی» منجر شود. اتحاد کلامی به این معناست که جمعیت، از طریق تکرار یک زبان مشترک، به نوعی خودآگاهی جمعی دست مییابد. این خودآگاهی، خود منشأ تولید قدرت اجتماعی است. در واقع شعارها یکی از سادهترین و در عین حال مؤثرترین ابزارهای تبدیل «انبوه افراد» به «سوژه جمعی» هستند.اگر زبان مشترک ضعیف باشد، کنش جمعی نیز دچار پراکندگی معنایی میشود. در چنین وضعیتی، حتی تجمعات گسترده مردمی نیز ممکن است فاقد آن انسجام نمادین لازم برای تبدیل شدن به یک گفتمان پایدار باشند.از این منظر، بازسازی ظرفیت شعارسازی در رتوریک سیاسی جمهوری اسلامی یک ضرورت فرهنگی و گفتمانی است. این مسئله نه صرفاً وظیفه بدنه مردمی، بلکه مسئولیت زبانشناسان، نخبگان فرهنگی، شاعران آیینی، مداحان، فعالان رسانهای و حتی نظریهپردازان گفتمان سیاسی است.در این زمینه میتوان چند راهکار عملی پیشنهاد کرد:۱. تولید آگاهانه شعارهای ایجابیشعارها باید علاوه بر نفی دشمن، بیانگر آرمان مطلوب باشند؛ برای مثال تأکید بر مفاهیمی مانند عزت، مقاومت، امنیت ملی، عدالت و استقلال.
۲. بهرهگیری از ظرفیت ادبیات فارسی و شعر آیینیسنت ادبی فارسی سرشار از ترکیبات کوتاه و پرقدرت است. استفاده از این ظرفیت میتواند کیفیت زبانی شعارها را ارتقا دهد.۳. طراحی گفتمانی پیشینی توسط نخبگان فرهنگیدر بسیاری از جنبشهای سیاسی جهان، شعارهای مؤثر بهصورت تصادفی شکل نمیگیرند، بلکه محصول کار فکری در حلقههای فرهنگی و رسانهای هستند.۴. پیوند شعار با روایت کلان مقاومتشعارها باید در دل یک روایت بزرگتر قرار گیرند؛ روایتی که بتواند مبارزه، هویت ملی و آرمانهای دینی را به هم پیوند دهد.۵. سادگی و ریتمپذیری زبانیشعار مؤثر باید کوتاه، آهنگین و قابل تکرار در جمعیتهای بزرگ باشد.به بیان دیگر، اگر «قدرت کلام جمعی» به کمک شعور و عقلانیت انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ آمد، حفظ و تقویت همان قدرت کلامی در شرایط کنونی نیز ضرورتی استراتژیک است. شعارها تنها صداهای پراکنده در خیابان نیستند؛ آنها صورتهای فشرده یک گفتمان سیاسیاند. هرچه این صورتبندی دقیقتر، عمیقتر و ایجابیتر باشد، توان بسیج اجتماعی و قدرت نمادین آن نیز افزایش خواهد یافت.و در پایان: ✊🏻 اللهاکبررررررر┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄https://zil.ink/tinachamin 17:49 - 5 فروردین 1405