دکترین اشباع و فرسایش
یادداشت| با توجه به جنگ روانی گسترده آمریکا در جریان مذاکرات، تهدیدات مکرر مقامات کاخ سفید و رسانههای وابسته به آن، با هدف ایجاد ترس و فشار بر اذهان مردم و اختلال در آرامش هموطنان، پرداختن به پاسخ قاطع و پشمانکننده جمهوری اسلامی بر پایه دکترینهای متنوع و نو و با تکیه بر مولفههای حکمرانی تاب آور، خط بطلانی بر انگارههای غلط شکل گرفته نسبت به پیروزی بیدردسر دشمن در اثر حمله همه جانبه و برقآسا خواهد بود.
در بدترین سناریو متصور، یعنی اجرای تمامعیار سناریوی «روز صفر» با جنگ الکترونیک گسترده، استفاده از موشکهای کروز، بمباران سنگرشکنهای عمیق و تلاش مذبوحانه برای حذف رأس هرم فرماندهی، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ساختار فرماندهی پراکنده و مستقل، شبکه ارتباطی فیبر نوری زیرزمینی و پروتکلهای پدافندی و آفندی از پیش تعیینشده، نه تنها خللی در اراده و توان عملیاتی خود وارد نمیبیند، بلکه با حفظ کامل ظرفیتهای پدافندی متحرک، شهرهای موشکی کوهستانی و لانچرهای پراکنده بیابانی، موجی سهمگین و اشباعی از صدها موشک بالستیک و کروز دقیق را به سوی پایگاهها و منافع متجاوزین در منطقه خلیج فارس، ناوگروههای دریایی متکبر و مراکز حساس رژیم صهیونیستی روانه خواهد ساخت؛ همزمان، با بهکارگیری شناورهای تندرو، میدانهای مین هوشمند، زیردریاییهای سبک کلاس غدیر و موشکهای ضدکشتی ساحلی با برد بیش از سیصد کیلومتر، تنگه هرمز را در کمتر از چهل و هشت ساعت به روی جریان حیاتی نفت جهانی مسدود و شوکی ویرانگر بر پیکره اقتصاد استکبار و متحدانش وارد خواهد آورد، در حالی که محور مقاومت اسلامی نیز با هماهنگی کامل وارد میدان شده و جبههای چندلایه و آتشین را علیه متجاوزین میگشاید.
به نظر میرسد استراتژی نو جمهوری اسلامی ایران در نبرد پیشرو، مبتنی بر دکترین عمیق «اشباع و فرسایش» استوار است؛ دکترینی که پیروزی را نه در جنگ کلاسیک کوتاهمدت، بلکه در بالا بردن هزینه انسانی، مالی و سیاسی جنگ تا سطحی غیرقابل تحمل برای هیأت حاکمه واشنگتن و صهیونیستها جستجو میکند تا مهاجم را در باتلاقی از بحرانهای زنجیرهای — از بحران نفتی جهانی تا فشارهای داخلی و انزوای بینالمللی — گرفتار سازد.
دکترین «اشباع و فرسایش» یک دکترین نوین است که پس از ارزیابی دقیق جنگهای اخیر منطقه و تجربیات عملیاتی نیروهای مسلح، جایگزین الگوهای دفاعی سنتی شده و به جای تقابل لحظهای و هموزن با قدرت تهاجمی دشمن، بر ایجاد حجم انبوه و مداوم تهدیدهای معتبر، اشباع سامانههای دفاعی مهاجم، طولانیسازی درگیری و افزایش تصاعدی هزینههای انسانی، مالی، اقتصادی و سیاسی برای متجاوز تمرکز دارد تا نقطهای برسد که ادامه جنگ برای دشمن به لحاظ راهبردی و داخلی غیرممکن گردد. اشباع موشکی، پهپادی و دریایی، همراه با فعالسازی همزمان محور مقاومت و کنترل عملیاتی تنگه هرمز، ابزارهای اصلی تحقق این دکترین هستند
بدینترتیب، هرگونه اقدام تهاجمی تمامعیار علیه تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و توان بازدارنده جمهوری اسلامی، با پاسخی قاطع، چندلایه، دندانشکن و دارای اثر بازدارنده پایدار مواجه خواهد شد؛ پاسخی که نه تنها تمامی اهداف شوم متجاوزین را ناکام خواهد گذاشت، بلکه هزینههای راهبردی، اقتصادی و سیاسی سنگینی را برای دهههای آتی بر دوش استکبار جهانی و رژیم کودککش صهیونیستی تحمیل خواهد کرد و بار دیگر ثابت خواهد نمود که در معادلات راهبردی منطقه، اراده پولادین ملت ایران و توانمندیهای بومی نیروهای مسلح، هر محاسبه سادهانگارانهای از «جنگ برقآسا و پیروزی سریع» را به سخره خواهد گرفت و دیپلماسی واقعی را تنها گزینه عقلانی پیش روی دشمنان خواهد گذاشت.#دکترین_اشباع_و_فرسایش #حمرانی_تاب_آور 09:48 - 3 اسفند 1404