ماجرای نویسنده عاشق پهلوی که پس از اغتشاشات عضو بسیج شد
میگفت پسرم جزء اغتشاشگران بود رفته بودم دنبالش که یکهو از جلو و پشتِ سر، چند پسر جوان ریختند دورم و یکیشان چنگ انداخت و ریشهایم را توی مشت گرفت و جوری مرا چرخاند که هنوز سرم گیج میرود!
چرا بعضیها باور نمی کنن و خودشون رو میزنن به کوچه علیچپ؟ همش میگن اینا کار خودشونه (یعنی بچه های بسیجی و انقلابی)... الله اکبر ازین حجم خود را بنفهمی زدگان!