جنگ ترکیبی و آینده نبردهای نامرئی
در عصر جدید، جنگها دیگر با تانک و توپ آغاز نمیشوند؛ بلکه با شایعه، داده و بدافزار. نبردهای آینده در مرز میان صلح و جنگ، در لایهای خاکستری از اطلاعات و عملیات جریان دارند. این همان «جنگ ترکیبی» است که امروز امنیت ملی کشورها، از جمله ایران، را در سکوت تهدید میکند.پایان عصر نبرد کلاسیکدر قرن بیستویکم، مفهوم جنگ دیگر به معنای درگیری مستقیم نظامی نیست. جنگ ترکیبی یا Hybrid Warfare نوعی نبرد چندلایه است که در آن عملیات روانی، رسانهای، اقتصادی، سایبری و میدانی همزمان و بهصورت هماهنگ اجرا میشوند تا بدون شلیک مستقیم، ارادهٔ دشمن را از درون فرسوده کنند.در سالهای اخیر، این الگو از جنگ از اوکراین تا خاورمیانه گسترش یافته و امروز در پیرامون ایران نیز حضور پررنگی دارد؛ جنگی که مرز ندارد، آغاز مشخصی ندارد، و گاهی حتی پایانش هم دیده نمیشود. میدان روایت۱. جنگ شناختی و رسانهایدر این جبهه، «حقیقت» سلاح است. دشمن میکوشد روایتها را مهندسی کند تا ذهن جامعه را از درون تضعیف کند. انتشار اخبار ساختگی، تولید ترندهای هماهنگ و شایعهسازی علیه نهادهای ملی بخشی از عملیات شناختی علیه ایران محسوب میشود.در مقابل، توان رسانهای و سواد اطلاعاتی جامعه باید به سطحی برسد که بتواند بین واقعیت و عملیات روانی تمایز قائل شود.۲. جنگ سایبری و زیرساختیحملات سایبری به شبکههای برق، مخابرات، نفت و بانکها در سالهای اخیر نمونهای از بروز جنگ ترکیبی است. این حملات، معمولاً همزمان با عملیات رسانهای رخ میدهند تا اثر روانی چندبرابر ایجاد کنند.
ایران اگرچه در حوزهٔ پدافند سایبری پیشرفتهای چشمگیری داشته، اما نیازمند سامانهٔ هماهنگ فرماندهی دفاع دیجیتال میان نیروهای نظامی و نهادهای غیرنظامی است.۳. جنگ اقتصادی و معیشتیفشار اقتصادی و تحریم هدفمند، بازوی نرم جنگ ترکیبی است. در این مرحله، دشمن با بهرهگیری از رسانه و تحریم، افکار عمومی را به سمت بیاعتمادی به ساختار داخلی سوق میدهد.ترکیب این فشار اقتصادی با جنگ روانی میتواند موجب ایجاد ناآرامیهای اجتماعی و فرسایش سرمایهٔ اجتماعی شود.
ایران در میدان خاکستری
جنگ ترکیبی علیه ایران طی سالهای اخیر عمدتاً در سه محور شکل گرفته است:سایبری: نفوذ، خرابکاری صنعتی و جاسوسی دادهای؛رسانهای: عملیات شناختی علیه نهادهای سیاسی و فرهنگی کشور؛اقتصادی: مهندسی فشار تورمی و ارزی برای القای ناکارآمدی.در مقابل، ایران نیز بهصورت هوشمند در حال توسعهٔ «بازدارندگی ترکیبی» است؛ یعنی ترکیب قدرت دفاعی، اطلاعاتی، رسانهای و فناوری برای مقابلهٔ فعال با تهدیدات چندبُعدی.ضرورت تدوین دکترین ملی جنگ ترکیبیتجربهٔ کشورها نشان میدهد تنها ابزار فنی یا قدرت نظامی برای مقابله با جنگ ترکیبی کافی نیست. آنچه تعیینکننده است، انسجام ملی و روایت واحد از واقعیت است.پیشنهادهای کلیدی عبارتاند از:ایجاد مرکز فرماندهی جنگ ترکیبی در ساختار شورای عالی امنیت ملی؛آموزش تخصصی نیروهای رسانهای، سایبری و سیاسی در چارچوب «دانش جنگ شناختی»؛ارتقای تابآوری اجتماعی و رسانهای بهعنوان رکن اصلی بازدارندگی؛تولید روایت ملی و بومی در مقابل جنگ اطلاعاتی دشمن.در نهایت، آیندهٔ جنگها دیگر در جبهههای فیزیکی تعیین نمیشود، بلکه در ذهن ملتها شکل میگیرد. کشوری که بتواند روایت خود را حفظ کند، پیروز میدان نامرئی خواهد بود — حتی اگر هرگز شلیکی نکرده باشد.🖋️ سجاد طهرانیتحلیلگر مسائل امنیتی و ژئوپلیتیکی📆 ۲۱ مهر ۱۴۰۴
04:40 - 21 مهر 1404