برای سیاست «نگاه به شرق» راهبرد عملیاتی نداریم
همزمان با سفر رئیسجمهور کشورمان به چین، اهمیت نگاه به شرق و ظرفیتهای نهفته در روابط تهران ـ پکن بیش از پیش خود را نشان میدهد؛ ظرفیتی که اگر درست و هوشمندانه به کار گرفته شود، میتواند بسیاری از گرههای اقتصادی و سیاسی کشور را بگشاید.
فارس - خط رهبری: «ایران و چین با سابقه کهن تمدنی در دو سوی آسیا، قدرت تحولآفرینی در صحنه منطقهای و جهانی را دارند. عملیاتی نمودن تمامی ابعاد توافق راهبردی، این راه را هموار میکند.» رهبر معظم انقلاب«خط رهبری» با تکیه بر تأکیدات مکرر رهبر انقلاب در ضرورت توزیع متوازن ظرفیت دیپلماسی کشور در سطح جهان و رهایی از انحصار غربزدگی، این بار به سراغ یکی از مهمترین پروندههای سیاست خارجی رفته است؛ توافق راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین. همزمان با سفر رئیسجمهور کشورمان به چین، اهمیت نگاه به شرق و ظرفیتهای نهفته در روابط تهران ـ پکن بیش از پیش خود را نشان میدهد؛ ظرفیتی که اگر درست و هوشمندانه به کار گرفته شود، میتواند بسیاری از گرههای اقتصادی و سیاسی کشور را بگشاید. در همین راستا، «خط رهبری» گفتوگویی اختصاصی با دکتر مهدی خورسند، کارشناس مسائل شرق آسیا انجام داده است تا ابعاد این توافق و الزامات بهرهبرداری واقعی از آن را واکاوی کند.
۱- به نظر شما زمینههای اصلی فعال شدن راهبرد کلانِ «نگاه به شرق» در حوزهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی که از سوی رهبر انقلاب مطرح شد چه بوده است؟
ما در حوزه رویکرد «نگاه به شرق» تلاش کردهایم در تنظیم روابط خارجی خود بهویژه در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی، یک راهبرد منطقی و عقلانی را دنبال کنیم. با توجه به تاریخ کهن ایران و ظرفیتهایی که در طول چند دهه و حتی سدههای گذشته از نوع ارتباطات ما با شرق و غرب شکل گرفته است، کوشیدهایم رویکردی متوازن میان نگاه به غرب و نگاه به شرق داشته باشیم. البته با تأکید بر «نگاه به شرق» که خود یک راهبرد منطقی و عقلانی محسوب میشود، سعی کردهایم روابط خود را با کشورهای شرقی تقویت کنیم؛ کشورهایی که در سالهای اخیر تجربهای نو و فضایی تازه برای همکاری ایجاد کردهاند و توانستهاند نهادگراییهای بزرگ منطقهای را شکل دهند. کشورهای آسیایی امروز سهم چشمگیری در تولید ناخالص داخلی (GDP) نظام بینالملل دارند و آیندهای درخشان پیش روی آنان متصور است.
در همین راستا، رهبر معظم انقلاب نیز با نگاهی دوراندیشانه، همواره بر ضرورت تقویت ارتباطات بینالمللی تأکید داشتهاند. جهانبینی ایشان اساساً بر «تعامل سازنده با دنیا» استوار است؛ مفهومی که در سند چشمانداز ۱۴۰۴ نیز بهصراحت ذکر شده است. با این حال، بهدلیل بیاعتمادیهای متعددی که در طول دهههای گذشته از سوی غرب بهویژه آمریکا و اروپا تجربه کردهایم، معظمله اولویت را برای تأمین منافع ملی در روابط با شرق قرار دادهاند. به باور من، این رویکرد بر دو محور اصلی استوار است: نخست، تجربه تاریخی و روابط سنتی ایران با کشورهای شرق؛ و دوم، بیاعتمادی عمیق نسبت به غرب و خسارتهایی که از محل عدم همکاری صحیح و منطقی آمریکا و اروپا به ایران وارد شده است. در مقابل، همکاریهای مثبت و سازنده کشورهای شرقی با جمهوری اسلامی ایران، بستر مناسبی برای توسعه روابط فراهم آورده است. افزون بر این، رشد، پیشرفت و چشمانداز درخشان کشورهایی چون چین، روسیه و دیگر کشورهای آسیایی، جایگاه ویژهای را برای آنان رقم زده است؛ تا جایی که بهدرستی گفته میشود «سده حاضر، سده آسیاست».
۲- چه فرصتهایی در قالب توافق ۲۵ ساله ایران و چین برای توسعه زیرساختهای اقتصادی ایران قابل تصور است؟
من باید به این نکته اشاره کنم که نباید این سند را صرفاً بهعنوان یک سند لایتناهی در نظر گرفت که میتواند تمام آرزوها و آمال ما را محقق سازد. قطعاً ایران از نظر ژئواکونومیکی، ژئوپولیتیکی و ژئوانرژی دارای امتیازات و برتریهای مهمی در منطقه غرب آسیا است؛ امتیازاتی که کشور چین را واداشته تا وارد یک توافق بلندمدت با ایران شود. چین امروز دارای دانش، توان اقتصادی و توان تجاری بسیار بالایی است. فناوریهای پیشرفته و هایتک این کشور که حتی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده، میتواند به ایران کمک کند. به نظر میرسد چینیها که در آستانه تبدیلشدن به قدرت نخست اقتصادی و تجاری جهان هستند، قادر خواهند بود بخشی از نیازهای ایرانِ تحت تحریم و فشارهای خارجی را تأمین کنند؛ بهویژه در حوزههایی که طی دهههای گذشته به دلیل وجود تحریمهای گسترده، ایران امکان وارد کردن فناوریهای نوین را نداشته است. همکاری با چین میتواند در تقویت زیرساختهای کشور نقشآفرین باشد.
بر اساس سند همکاریهای جامع ۲۵ ساله ایران و چین، همکاریهای دوجانبه در حوزههای اقتصادی، تجاری، تعاملات بخش خصوصی و مناطق آزاد پیشبینی شده است. چین در زمینه مدیریت مناطق آزاد تجارب ارزشمندی دارد. همچنین همکاریها در حوزه فناوری، گردشگری، مشارکتهای راهبردی اقتصادی، همکاریهای دانشگاهی و علمی، و حتی همپوشانی و حمایتهای متقابل در مواضع منطقهای و بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر این، توسعه همکاریهای نظامی و دفاعی نیز در این سند مطرح شده است که میتواند برای ایران حائز اهمیت باشد.
یکی از حوزههای مهم همکاری، سرمایهگذاری چین در بخش انرژی ایران است؛ بهویژه در حوزه زیرساختهای برق و آب که کشور ما با چالشهای جدی در آن روبهرو است. استفاده از دانش و فناوری چین در این عرصه میتواند بخشی از مشکلات کشور را برطرف سازد. بسیاری از کشورهای عربی نیز دقیقاً همین مسیر را دنبال کردهاند؛ بهویژه از طریق قراردادهای «نفت در برابر توسعه» که در دهه گذشته میان چین و کشورهایی همچون عراق، امارات، مصر، الجزایر و مراکش به امضا رسیده است. این قراردادها عمدتاً در حوزههای انرژی، حملونقل و زیرساختی بودهاند. از این رو، انعقاد قراردادهای بلندمدت با چین برای ایران نیز امری طبیعی است و میتواند دانش و فناوری این کشور را در خدمت توسعه زیرساختهای ملی قرار دهد.
۳- چه چالشهایی در مسیر عملیاتی شدن توافق راهبردی ایران و چین وجود دارد؟ به نظر شما سیاستمداران و کارگزاران ارشد کشور ما در اینباره باید به چه نکات کلیدی توجه کنند؟
متأسفانه ما در این حوزه با چالشهای فراوانی روبهرو هستیم. گرچه در حرف و برنامهریزی از روابط با شرق سخن گفته میشود اما در عمل، در شرایطی که نیازمند برنامهریزی بلندمدت و نگاه دقیق به منافع ملی هستیم، همکاریهای راهبردی با چین بهدرستی پیش نمیرود و منافع ملی ما از این سند همکاریها بهطور کامل تأمین نمیشود. فقر برنامهریزی و نبود نگاه راهبردی در روابط با چین موجب شده است که طرف چینی چنین برداشت کند که ایرانیها در بزنگاههای تاریخی، زمانی که میان شرق و غرب حق انتخاب دارند، در نهایت غرب را برمیگزینند؛ برداشتی که آشکارا برخلاف منافع ملی ماست. البته چینیها نیز در کنار قراردادهای پرمنفعت با ایران، تلاش کردهاند حسن نیت خود را نشان دهند. بهعنوان نمونه، در دوران اوج بحران کرونا که شمار فوتیهای کشور به ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر در روز رسیده بود، با روی کار آمدن دولت سیزدهم و پیگیریهای مستقیم در سطح ریاستجمهوری، بلافاصله میلیونها دُز واکسن در اختیار ایران قرار گرفت. این در حالی بود که پیش از آن، حتی ورود واکسن کرونا را هم به تحریمهای غرب و ندادن واکسن به ایران گره زده بودیم. این اقدام چین نشاندهنده حسن نیت آنان بود.
با این وجود، متأسفانه حتی در دولت سیزدهم نیز هیچ برنامه عملیاتی مشخصی برای بهرهگیری از ظرفیت همکاری با چین فراهم نشد. یادآوری این نکته ضروری است که پس از توافق برجام در سال ۲۰۱۵، نخستین رئیسجمهور از میان اعضای ۵+۱ که به تهران آمد، رئیسجمهور چین بود؛ آن هم با بستهای سرمایهگذاری به ارزش حدود ۴۰ میلیارد دلار. اما ایران نتوانست از این فرصت بهره ببرد و آن فضا عملاً از دست رفت. در ادامه، هنگامی که آشکار شد آمریکاییها و اروپاییها هیچگاه به تعهدات خود در برجام پایبند نیستند، وزیر امور خارجه وقت در سال ۲۰۱۹ پیشنهاد امضای سند همکاری ۲۵ ساله را مطرح کرد. این نشان داد که ایران در شرایط سخت به سراغ چین میرود و این امر متأسفانه به یک باور در میان چینیها تبدیل شده است؛ اینکه ایران تنها در شرایط بحرانی به همکاری با آنان نیاز دارد.
چنین برداشتی طبیعی است که موجب شود چین، ایران را بهعنوان یک شریک بلندمدت قابلاعتماد ننگرد. از نظر من، مهمترین عامل این وضعیت و بزرگترین مسئله برای این چالشهایی که شما فرمودید، نبود برنامه و راهبرد عملیاتی برای «نگاه به شرق» است. متأسفانه بهجز رهبر معظم انقلاب که همواره بر این نگاه تأکید داشتهاند، در میان مسئولان اجرایی کشور چنین راهبردی بیشتر به «شعاردرمانی» شبیه بوده تا یک سیاست واقعی و اجرایی.
۴- تحکیم ارتباطات و توسعهی فراگیر همکاریهای ایران با چین چگونه میتواند بهعنوان ابزاری کارآمد برای ما در مقابله با تحریمهای غرب به کار رود؟
چینیها در طول سالهای گذشته آموختهاند چگونه با ایران تعامل داشته باشند؛ بهگونهای که هم از آسیبهای ناشی از تحریمها در امان بمانند و هم بتوانند منافع خود را دنبال کنند. بدیهی است که چینیها نیز در وهله نخست به دنبال منافع ملی خود هستند. تحت چنین شرایطی، ضروری است ما نیز دقت کنیم که وقتی کشوری حاضر میشود سختیها و صدمات ناشی از تحریم ایران را بپذیرد و همچنان با ما همکاری کند، باید فضایی فراهم آوریم که این همکاری به بهترین شکل استمرار یابد.
اکنون که نفت ایران خریداری میشود و کشور تلاش دارد کالاها، فناوریهای مورد نیاز و نقدینگی لازم خود را از این مسیر تأمین کند، ضروری است بتوانیم بهدرستی از این فرصت بهره ببریم. چین امروز در حوزههای مختلفی از جمله فناوریهای نوین، انرژیهای تجدیدپذیر، تکنولوژیهای پیشرفته هایتک، هوش مصنوعی و علوم نو بسیار پیشرفته است. ایران میتواند در بخشهایی همچون مخابرات و زیرساختهای فناورانه، از دانش و تکنولوژی چین به نحو مؤثری استفاده کند.
علاوه بر این، در حوزه ساختوساز و بهویژه بحران مسکن که کشور با آن مواجه است، میتوان از ظرفیتهای چین بهرهمند شد. در بخش انرژی نیز استفاده از سرمایههای خرد چینیها در قالب نیروگاههای کوچک میتواند راهگشا باشد. این همکاریها هم به ایران کمک میکند تا بخشی از تحریمها را دور بزند و هم موجب میشود سازوکاری دقیق و حسابشده برای همکاریهای مشترک فراهم آید؛ سازوکاری که در نهایت به سود هر دو کشور خواهد بود.
۵- برخی افراد از عدم شفافیت در قراردادهای بین ایران و چین ابراز نگرانی میکنند. به نظر شما چگونه میتوان شفافیت و منافع ملی را در چنین روابطی را بهتر تضمین کرد؟
قاعدتاً عدم شفافیت در گام نخست میتواند نگرانکننده باشد و من نیز به منتقدان و کارشناسان حق میدهم که چنین دغدغهای داشته باشند. اما باید بپذیریم که در این شرایط لازم است به دولتمردان خود اعتماد کنیم. چنانچه طرف چینی تأکید دارد که جزئیات برخی توافقات علنی نشود، دلیل آن نگرانی از تحریمها و حفظ امنیت مسیرهای مالی است. در واقع آنان معتقدند افشای ریز جزئیات میتواند زمینه تحریمهای جدید را فراهم سازد و همان کورسوی امیدی که در روابط شکل گرفته را خاموش کند. البته سند همکاری 25 ساله منتشر شده است و مشخص شده که ما در چه زمینههایی میتوانیم همکاری داشته باشیم. بنابراین، ما باید اعتماد داشته باشیم که دولت انشاالله قراردادهایی معتبر و با پشتوانه با چین امضا خواهد کرد.
البته نگرانیها درباره عدم شفافیت بیراه نیست. در سطح بینالملل نیز شاهد بودهایم که چین با برخی کشورها قراردادهایی امضا کرده که نتایج آنها محل بحث بوده است. هرچند ما از جزئیات آن قراردادها اطلاع دقیقی نداریم اما میدانیم که در مواردی، کشور میزبان پس از سرمایهگذاری چین، هنگام بازپرداخت بدهی خود ناتوان بوده و در نتیجه، چین در ازای بدهیها برای مدتی اختیار یک بندر یا زیرساخت ایجادشده را در دست گرفته تا منافع خود را تأمین کند.
با این حال، به نظر میرسد این مسئله بیشتر ناشی از ضعف نوع قراردادهایی است که کشورهای سرمایهپذیر منعقد کردهاند تا ایرادی جدی به چین. چراکه چین نیز سرمایهگذاری انجام داده و بهطور طبیعی انتظار بهرهبرداری از آن را دارد. قاعدتاً چین نمیتواند پیش از موعد قرارداد طلبی داشته باشد یا تعهدات جدیدی مطالبه کند؛ اما ظاهراً پس از سررسید قرارداد، در اعطای مهلت یا تمدید زمان بازپرداخت چندان صبور نیست و سریعاً بازپسگیری منافع خود را مطالبه میکند.
۶- مشخصا در موضوع چالش هستهای ایران و نیز تهدیدات نظامی آمریکا علیه کشورمان آیا میتوان از ظرفیتهای چین بهره برد؟ چگونه؟
در حوزه چالش هستهای، چین به دلیل عضویت در شورای امنیت سازمان ملل و برخورداری از حق وتو، میتواند جایگاه ویژهای در همکاری با ایران داشته باشد. با توجه به روابط دیرینه ایران و چین و همچنین امضای سند همکاری بلندمدت میان دو کشور، نزدیکی ایران و چین میتواند چین را بهعنوان یک همپیمان و شریک مهم در نظام بینالملل معرفی کند. بدین ترتیب، ایران دیگر در عرصه جهانی بهعنوان کشوری تنها و ایزوله تلقی نخواهد شد.
به باور من، مراودات دستگاه دیپلماسی ایران با چین و روسیه اقدامی منطقی و در راستای منافع ملی است. تصورم این است که ایران میتواند از ظرفیتها و کارت همکاری با چین برای کسب امتیازات بیشتر از غرب استفاده کند؛ البته به شرط آنکه در تعامل با چین، اقدامات واقعی و عملی نیز انجام دهد. این همکاری نباید صرفاً یکطرفه و مبتنی بر انتظار از چین باشد.
متأسفانه در داخل کشور این نگاه بهگونهای نادرست جا افتاده است؛ ما اغلب با «عینک توقع» به چین مینگریم و نه با نگاه واقعبینانه به منافع مشترک. در حالی که زمانی که چین اقدامی را در راستای منافع ملی خود انجام میدهد ــ حتی اگر این اقدام در تضاد با منافع ملی ایران باشد ــ بلافاصله غوغای رسانهای شکل میگیرد که چرا چین چنین کرد یا مگر چین «برادر ما» نبود؟ در حالی که باید توجه داشت در نظام بینالملل، همه کشورها صرفاً به دنبال منافع خود هستند و همکاریهایشان با ایران یا سایر کشورها دقیقاً بر اساس منافع ملیشان تعریف میشود، نه چیز دیگر.
بنابراین، پیش از آنکه از چین انتظار خاصی داشته باشیم، باید بررسی کنیم در مقابل چه اقدامی انجام دادهایم، چه مبادلهای شکل دادهایم، یا چه منافعی را بههم گره زدهایم که اکنون توقع داریم چین مطابق خواست ما عمل کند. وگرنه گلایههایی از این دست که «چین به ما پشت کرد» یا «به ما خنجر زد» واقعبینانه نیست.
۷- چه سیاستها و اقداماتی باید در سطح ملی و منطقهای دنبال شود تا ایران بتواند از رابطه با چین بهطور پایدار و متوازن بهرهبرداری کند؟
ما باید تکلیف خود را در حوزه سیاست خارجی مشخص کنیم. راهبرد «نگاه به شرق» همانطور که در ابتدا اشاره کردم بیشتر شعاری بوده و اقدامات عملیاتی ملموسی در پی نداشته است. بهعنوان نمونه، قراردادهایی که با روسیه در حوزه گاز امضا شده و وزیر نفت برای آن به مذاکره رفته است، نیازمند تبدیل شدن به اقدامات عملیاتی واقعی است. ضروری است حرکت ما به سمت قراردادهای تجاری و عملی با چین تقویت شود. یکی از گامهای مؤثر در این مسیر، انتخاب سفیرانی با تخصص فنی و اقتصادی است که برای طرف چینی اهمیت دارند. فرستادن صرف افراد سیاسی یا امنیتی بهتنهایی پیشرفتی ایجاد نخواهد کرد و روابط را بر همان مسیر قبلی ادامه خواهد داد.#خط_رهبری #اجلاس_شانگهای #چین #روسیه #شرق #تعامل_سازنده 15:35 - 2 سپتامبر 2025