گاز هم می‌تواند نیروی رسانه‌ای دشمن باشد

در روزهای توقف جنگ چند انفجار در دو یا سه نقطه کشور باعث ایجاد حاشیه‌هایی در ذهن مخاطب شده است، اتفاقاتی که اگر با هوشمندی با آن مواجه نشویم می‌تواند به گلوله‌های ذهنی دشمن تبدیل شود.
چند روزی از توقف جنگ ۱۲روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی نگذشته که جبهه‌ای تازه اما بی‌صدا در فضای رسانه‌ای گشوده شده است؛ جبهه‌ای که در آن، «حادثه‌ای روزمره» به «شاهدی امنیتی» بدل می‌شود و «انفجار یک خانه» به «ادامه جنگ».رسانه‌های معاند تلاش می‌کنند با تکرار مداوم خبر انفجار گاز در چند خانه مسکونی در شهرهای مختلف ایران، چنین القا کنند که این انفجارها بخشی از عملیات تداومی علیه ایران هستند؛ روایتی که شاید برای مخاطب هم باور پذیر باشد.مهم‌انگاری از امر عادییکی از تکنیک‌های محوری در جنگ رسانه‌ای پس از بحران‌های میدانی، استفاده از اصل برج‌سازی رسانه‌ای است. بر اساس این نظریه، رسانه‌ها لزوماً نمی‌گویند مردم چگونه فکر کنند، اما با انتخاب و تکرار هدفمند یک موضوع، تعیین می‌کنند که مردم به چه چیزی فکر کنند.در همین چارچوب، دشمن با انتخاب اخبار کاملاً روزمره و غیرامنیتی، نظیر انفجار گاز ناشی از نشت یا سهل‌انگاری، آن‌ها را در کانون توجه رسانه‌ای قرار می‌دهد و با تکرار، برج‌سازی، و اتصال معنایی آن به وقایع امنیتی، ذهن مخاطب را هدایت می‌کند به سمت یک برداشت از پیش طراحی‌شده: اینکه ایران همچنان تحت حمله است.
این در حالی است که در یک نمونه آمار تجمیعی که توسط مراجع مسئول ارائه شده، تنها در پنج ماه ابتدایی سال ۱۴۰۲، ۳۵ مورد انفجار گاز در منازل مسکونی در ایران به ثبت رسیده که علت عمده آن‌ها سهل‌انگاری، عدم رعایت نکات ایمنی یا نقص فنی بوده است.این حوادث متأسفانه جان ۱۲ نفر را نیز گرفته‌اند؛ اما هرگز در سال‌های گذشته، دستمایه تحلیل‌های امنیتی نبوده‌اند. اکنون اما همان رخدادهای عادی، از سوی رسانه‌های معاند با واژگانی مانند «مشکوک»، «هم‌زمان با آتش‌بس»، «ادامه حمله پهپادی» بازتعریف می‌شوند. بازی با قاب ذهنی مخاطب رسانه‌ها نه فقط خبر را منتقل، بلکه معنا و حس خاصی از آن را القا می‌کنند. مثلاً وقتی بی‌بی‌سی فارسی یا ایران‌اینترنشنال در تیتر خود می‌نویسند: «انفجار مرموز دیگر در اهواز؛ منابع محلی احتمال حمله را رد نمی‌کنند»بدون آنکه منبع موثقی ارائه شود یا ارتباطی اثبات‌شده میان حادثه و عملیات نظامی برقرار شود، صرفاً با بازی زبانی، فریم یا قاب ذهنی خاصی در ذهن مخاطب می‌سازند. نتیجه، چیزی نیست جز تردید، بی‌اعتمادی و حس تهدید پنهان.این چارچوب‌سازی، به‌ویژه در فضای پساجنگ، برای دشمن اهمیتی حیاتی دارد؛ زیرا ناکامی میدانی را می‌تواند با عملیات روانی جبران کند و در نبود فُرم جنگ، «فرم تهدید» را زنده نگه دارد.
چرا این سبک روایت دقیقاً الان فعال شده است؟رژیم صهیونیستی پس از جنگ اخیر، با یک بحران وجهه مواجه است؛ نه فقط در منطقه، بلکه حتی در افکار عمومی غرب. آنچه امروز به‌صورت کمپین خبرسازی و برجسته‌سازی انفجارهای خانگی در ایران می‌بینیم، تلاشی برای بازسازی همان پرستیژ از‌دست‌رفته است. جنگ تمام شده، اما پروژه ترس‌افکنی باید ادامه یابد.در واقع، جنگ شناختی وارد فاز دوم خود شده: حمله به ذهن و ادراک مخاطب با ابزار اطلاعاتی ناقص یا تحریف‌شده. در این جنگ، دشمن نیاز به نیروی ویژه ندارد، بلکه چند تصویر از خانه‌های تخریب‌شده و چند تیتر با واژه‌هایی چون «ابهام»، «مرموز» یا «احتمال حمله» کفایت می‌کند.#نشت_گاز#اخبار_جنگ #انفجار
17:13 - 23 تیر 1404

3 إعادة النشر5 التفاعل
387٫8k من المشاهدات


1 الإجابة

‌مرتضی عباسیان‌ صورة الملف الشخصي
@abbasian31324 تیر 1404
تعليقًا على
کاملا درسته