جوایز محسن مخملباف هم هنری نبود مثل جعفر پناهی
محسن مخملباف که در دهههای نخست انقلاب از چهرههای مؤثر سینمای انقلاب بود، در دهههای بعد مسیر متفاوتی را پیمود و به چهرهای اپوزیسیون بدل شد. آثارش در جشنوارههای خارجی مورد توجه قرار گرفت؛ روندی که امروز نیز در فستیوالهایی چون کن درباره سینماگران مشابه ادامه دارد.
خبرگزاری فارس ـ سینما: «دو ساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجویی را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم و نه به کس دیگر. ادای وظیفه کردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.» این متن نامهای است که محسن مخملباف به سیدمحمد بهشتی مدیر بنیاد سینمایی فارابی وقت نوشته بود آن هم برای فیلمی از داریوش مهرجویی.استخاره یا کشتنفردی که حتی تذکر و توجه دادن را با استخاره انجام میداد و اینطور محکم پای نظر خودش میایستاد طوری که بسیاری از سینماییهای دوران قبل انقلاب را از فعالیت محروم کرد به جایی رسید که یکی از فیلمهایش را در حیفا ساخت و حتی از رئیس جمهوری آمریکا هم درخصوص اشغال لانه جاسوسی هم عذرخواهی کرد.جعفر پناهیها دستآویزی برای بقیهچندی بعد، مخملباف از مقامات انگلیسی در لندن جایزهای به نام «آزادی آفرینش» به مبلغ ۵۰ هزار پوند دریافت کرد و اعلام کرد: «بخشی از این جایزه را به آیتالله منتظری اهدا میکنم، به پاس عذرخواهیاش از آمریکا بابت تسخیر سفارت این کشور در سال ۵۸». همچنین، در مهرماه ۱۳۸۸ بهدلیل حمایت از جنبش سبز، از جشنواره فیلم حقوق بشر نورنبرگ در آلمان جایزهای دریافت کرد و آن را به زهرا رهنورد تقدیم کرد.مردم اسرائیل را هم دوست داشتحتی در دهه 90 هم در جشنواره فیلم اورشلیم در سرزمینهای اشغالی حاضر شد و گفت که او در این جشنواره سخنان تلخی بیان کرد و خطاب به ساکنان سرزمینهای اشغالگر گفت شما را دوست دارم.
البته بسیاری از منتقدان هنر مخملباف را رو به افول میدانند و او را الان صرفا به عنوان یک کارگردان تجربهگرا میدانند و هیچگونه پارامتر هنری و اعتقادی و اعتراضی هم در آثارش وجود نداردالبته اینکه جوایز سینمایی کاملاً غیرسیاسی باشند، ادعای درستی نیست. فستیوال کن، جعفر پناهی و حتی امثال جعفر پناهیها نیز از این قاعده مستثنی نیستند و گاه دستاویزی میشوند برای تهاجم نرم و ارائه تصویری سیاه و تحریفشده از ایران در سطح جهانی.مرحوم امیرحسین فردی از خاطرهای در یادداشتی نوشته بود که نشاندهنده تندمزاجی و رفتار خشن محسن مخملباف در اوایل انقلاب است؛ ماجرایی که باعث شد فردی از فضای حزباللهی آن زمان دلزده شود و حوزه هنری را ترک کند.
محسن مخملباف در دهه ۶۰ نماد سینماگر انقلابی و اسلامی بود. او در مصاحبهای تأکید کرد هنر طاغوتی پایان یافته و هنرمند مسلمان باید سیاسی باشد. خود را شاگرد مطهری، بهشتی و شریعتی میدانست و شهادت را آرزوی نهایی عمرش عنوان میکرد.رفتی شکار گراز اما...البته مرحوم فردی پس از سال ۱۳۸۴ هم که مخملباف از ایران مهاجرت کرد و سپس در سال ۸۸ همنوا با سازمان مجاهدین خلق علیه نظام و انقلاب موضعگیری میکرد، طی یادداشتی خطاب به او نوشت: «همکارانم عکس پاپیون دارت را نشانم دادند تا من عصبانی بشوم، اما نه تنها عصبانی نشدم، بلکه خنده ام هم گرفت. میدانی چرا؟ برای اینکه هیچ وقت نتوانستم تو را جدی بگیرم. یادت هست با موتور تو خیابانهای تهران راه میافتادی تا عناصر فراری سازمان مجاهدین خلق را شناسایی و معرفی کنی؟ میگفتی من تو زندان با اینها بودم و می شناسمشان. شده بودی شکارچی گراز. دنبال مسعود رجوی می گشتی، حالا خوب تو فرانسه به هم رسیدید! بازی روزگار را می بینی؟ تو و مسعود رجوی، به هم پیوند خوردید! آن هم احتمالا تو پاریس! فکرش را میکردی کارت به اینجاها بکشد؟»#محسن_مخملباف#امیرحسین_فردی#جعفر_پناهی 16:36 - 8 خرداد 1404