پنجه بر چهره خورشیدوار عمار زمانه - بخش دوم و پایانی

کالبدشکافی خط هجمه به علامه جوادی آملی
عمق کینه از کجاست؟اما در بررسی ریشه‌های پنهانی عمیق ماجرا باید کاوش بیشتر داشت. آنجاست که معلوم می‌شود آنچه موجب شده تا اینگونه علامه زمانه ما مورد هجمه قرار گیرد، حمایت تمام قدی است که ایشان از انقلاب اسلامی و جایگاه رفیع و عظمای ولایت فقیه داشته‌اند. آیت‌الله جوادی آملی در این مراسم فرمودند:«کار امام (رضوان‌الله تعالی علیه) آن بود که ایشان تنها شاهنشاهی را به جمهوری تبدیل نکرد که البته کار خوبی بود، اما این کار امام نبود. کار امام نظام امامت امت بود... همه ما باید بکوشیم که امام فعلی‌مان را جانشین امام عصر (عج) بدانیم. امام (رضوان‌الله تعالی علیه) و مقام معظم رهبری (حفظه‌الله)، این راه را دارند زنده می‌کنند که فرمایشات ائمه (ع) را به ما می‌رسانند. ما هم ان‌شاءالله تا آنجا که ممکن است اطاعت می‎کنیم... اگر گفتند این جای امام نشسته است نه برای اجتهاد است، نه برای مرجعیت است. چون مجتهد به جای امام نمی‌نشیند. مرجع به جای امام نمی‎نشیند. وارث به جای امام می‎نشیند.»همین اظهارات ناب و الهی کافی بود که دیگ خشم دشمنان به جوش آید و هجمه‌ها به سوی ایشان سرازیر شود. در واکنش به این اظهارات بود که هتاکان به میدان آمدند و عبدالرحیم سلیمانی که از این تعابیر حقیقت‌زا و بصیرت‌افزا در تمجید از انقلاب اسلامی و مقام عظمای ولایت به خشم آمده است، اینگونه عصبانیت خود را آشکار کرده و اعلام می‌کند: «در خبر‌ها دیدم که مورد تمجید حاکمان قرار گرفته‌اید و شما نیز از آنان تجلیل کرده‌اید! به گمان بنده هردو جهت بسیار ترسناک است و ممکن است به نام زیبای (عبدالله) خدشه وارد کند! هم باید بیندیشید که چه کرده‌اید که مورد تمجید حاکمان قرار گرفته‌اید و هم ببینید چرا به‌جای نقد حاکمان مداحی کرده‌اید؟»
این تعابیر به خوبی حکایت از آن دارد که تمجید امام خامنه‌ای از آیت‎الله جوادی آملی، علامه بیش از پیش به خار چشم اعضای مجمع محققین و مدرسین بدل کرده است! عقده‌گشایی این هتاک آنگاه آشکار می‌شود که وی ناشیانه در ادامه این نامه، ماجرای فتنه منتظری در ۱۳ رجب سال ۱۳۷۶ را یادآور می‌شود که در آن ماجرا، آن بازیچه دست منافقین، رسماً به رهبری توهین کرد. در آنجا بود که این عمار زمانه– علامه جوادی آملی (حفظه‌الله) – شجاعانه به میدان آمد و طی سخنانی، حقیقتِ پستِ منتظری را که اسیر شهوت عملی و کبر و حسد و غرور جاه‌طلبانه شده بود، رونمایی و یادآوری کرد و جواب دندان‎شکنی به یاوه‌گویی‌های او علیه رهبر معظم انقلاب ارائه داد. این کینه شتری امروز سر باز زده و شاگرد منتظری همان شگرد توهین و هتاکی را برای گرفتن انتقام از علامه جوادی به کار گرفته است.هتاک کم سواد دیگر «سیداصغر ناظم زاده قمی» نیز که به مثابه یار کمکی به میدان آمده تا هم پالگی‌اش تنها نماند، در ادامه نامه از علت اصلی نامه‎نگاری‌اش رونمایی می‌کند و از آنجا که معلوم است تعابیر کم‌نظیر علامه جوادی در شأن رهبر حکیم انقلاب اسلامی، وی را به خشم آورده، می‌نویسد: «اولاً: آیا شما که ۸۰ جلد کتاب تفسیر گفته و نوشته‌اید و عمری با فقه و قرآن و روایات سر و کار دارید؛ آیا باید نظرات ائمه را به حضرت رهبری برسانید یا ایشان به شما برسانند؟!... ثانیاً: حضرت عالی در این سخنان، مطالبی درباره نظام (امت و امامت) فرموده‌اید، چه خوب بود اشاره‌ای به حقوق امت و مردم هم می‌داشتند، تا برداشت نشود در نظر شما وظیفه مردم فقط فرمان بردن است....»
این تعابیر کودکانه و سخیف، به خوبی کم بضاعتی نویسنده را آشکار می‌کرد و حکایت از آن دارد که آنچه موجب شده تا این افراد اینگونه ناشیانه دست به قلم ببرند، نه نقدی عالمانه، بلکه عقده‌گشایی جاهلانه و سفارشی از جانب بیگانه است که از یک سو برای دیده شدن نویسندگان و از دیگر سو تنگ کردن فضا برای عمار‌های زمانه ما طراحی شده است. تا در عصری که امام جامعه برای ایستادگی در برابر زیاده‌خواهان عالم، بیش از هر زمانه دیگر نیازمند نصرت و یاری علما و بزرگان حوزه‌های علمیه است، به واسطه میدان یافتن اوباش اجیرشده، این بزرگان از ترس هتاکان و اتهام زنان، جرئت و جسارت ورود به میدان دفاع از ولایت را پیدا نکنند و ولی الهی در این معرکه بی‌یاور بماند!ملت ایران زمین بیش از نیم قرن است که آیت‌الله جوادی آملی را به خوبی می‌شناسند و به خوبی می‌دانند که علامه زمانه ما که عمری در سلوک عارفانه و مراقبت زاهدانه و عالمانه به سر برده است، بری از چنین اتهاماتی است که بدخواهان بخواهند او را به مدیحه‌سرایی سلطان متهم کنند! چنین سیاهه‌نویسی‌هایی بیش از آنکه از اعتبارشان بکاهد، بر محبوبیت ایشان بر قلب‌ها خواهد افزود و حکایت از آن دارد که در طرف درست تاریخ ایستاده است! همانجا که عمار‌ها و مالک‌ها در صف دفاع از امیرالمؤمنین (ع) ایستاده بودند؛ لذا در واکنش به این قلم به دستان مزدوری که در زمین بیگانگان نقش‌آفرین شده‌اند، باید گفت: «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست / عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری»
11:16 - 15 March 2025

2 Reactions
29.2k Views