امید و ناامیدی اصلاحطلبان از گفتمان وفاق
کارشناسان معتقدند که واکنشهای متناقض شخصیتهای مختلف جریان اصلاحات به گفتمان وفاق نشاندهنده اختلافات در مورد کارایی و آینده سیاست وفاق است.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: پس از استقرار دولت چهاردهم و انتخاب شعار «وفاق» به عنوان سیاست اصلی دولت، این سیاست به موضوعی چالشبرانگیز برای جبهه اصلاحات تبدیل شده است. در ابتدا، برخی از فعالان و تحلیلگران اصلاحطلب از سیاست وفاق حمایت کردند، اما به تدریج نظرات و دیدگاههای آنها نسبت به این سیاست تغییر کرد و حتی در برخی مواقع شاهد انتقادات تند علیه آن بودیم. وفاق؛ مفهوم و چالشهاسیاست وفاق به معنای تلاش دولت چهاردهم برای ایجاد همافزایی و همکاری میان نهادهای مختلف کشور و نیروهای سیاسی است، بهویژه در راستای کاهش تنشهای سیاسی و ارتقاء وحدت ملی. در حالی که این سیاست به عنوان گامی مثبت در جهت برقراری ثبات و هماهنگی بیشتر در عرصه سیاسی شناخته میشود، اما واکنشهای متناقض جریان اصلاحات نسبت به آن، سوالاتی را در مورد اثربخشی و آینده آن مطرح کرده است.
انتقادات و تردیدها نسبت به سیاست وفاقمحمدعلی ابطحی، رئیس دفتر دولت اصلاحات، بر ضرورت تعامل دولت با مجلس در چارچوب قانونی تأکید کرد و هشدار داد که دولتمردان نباید زیر بار وفاق یکطرفه بروند. به تدریج، دیدگاههای اصلاحطلبان نسبت به این سیاست تغییر کرد و انتقادات شدیدی از سوی برخی چهرههای برجسته اصلاحطلب مطرح شد. عباس عبدی، تحلیلگر اصلاحطلب، پس از استیضاح همتی با لحنی انتقادی اظهار داشت که «باید نعش وفاق را برای تدفین بدرقه کرد». این کنایه به معنای پایان یافتن سیاست وفاق در فضای سیاسی کشور است و نشاندهنده ناامیدی از اثرگذاری این سیاست است.احمد زیدآبادی، دیگر فعال اصلاحطلب، نیز با ابراز تردید نسبت به امکان موفقیت سیاست وفاق، اظهار داشت که توافق میان دولت و مجلس روی سیاستهای مشخص نتیجهای نداشته و بعید است که در آینده نیز نتیجه دهد. این نگرانیها از ناتوانی وفاق در ایجاد تغییرات ملموس حکایت دارد.محمدرضا تاجیک، تئوریسین جریان اصلاحات، در تحلیل خود «وفاق» را در نگاه برخی از صاحبان قدرت، نه بهعنوان یک راهبرد همگرایی، بلکه ابزاری برای تسلط بر دولت توصیف میکند. او معتقد است که نتیجه عملی آن، حذف و طرد نیروهای همسو بوده است و به همین دلیل به نظر میرسد که بسیاری از اصلاحطلبان به این سیاست با دیده تردید نگاه میکنند.
نبوی: نباید حلوای وفاق را خورد! بهزاد نبوی، فعال سیاسی اصلاحطلب، بهطور صریح اعلام میکند که نمیتوان از «حلوای وفاق» سخن گفت و باید جدیتر این ایده را دنبال کرد. او معتقد است که هرگونه نقد و حمله به رئیس قوه مقننه و رئیس قوه قضائیه از سوی تندروها، نشاندهنده اثرات مثبت سیاست وفاق است، چرا که آنها نیز به نوعی همراه ائتلاف ملی شدهاند.نبوی همچنین بر لزوم مقابله با ناامیدی میان طیفهای مختلف سیاسی تأکید میکند. به گفته او، پاشنه آشیل وفاق، ناامیدی جریانهای اصلاحطلب، اصولگرایان میانهرو و مستقلها است و باید تلاش کرد تا جلوی گسترش این ناامیدی گرفته شود.کارشناسان بر این باورند که جبهه اصلاحات در مواجهه با سیاست وفاق دولت چهاردهم با چالشی جدی روبهرو است. واکنشهای متناقض شخصیتهای مختلف این جریان، نشاندهنده اختلافات در مورد کارایی و آینده سیاست وفاق است. این سردرگمی، به ویژه در شرایط کنونی که نیاز به همگرایی و وحدت بیشتر از هر زمان دیگری احساس میشود، ممکن است مانعی بر سر راه تحقق اهداف دولت چهاردهم باشد.اصلاحطلبان باید با توجه به اهمیت سیاست وفاق برای ثبات سیاسی کشور، موضعی روشنتر و سازگارتر اتخاذ کنند تا بتوانند نقشی مثبت در فرآیند همگرایی و وحدت ملی ایفا کنند. اگر اصلاحطلبان نتوانند در این زمینه انسجام و هماهنگی لازم را پیدا کنند، ممکن است به عنوان یکی از دلایل اصلی ناکامی این سیاست در آینده شناخته شوند.
13:55 - 20 اسفند 1403