وقتی حزب‌الله به بهانه شهید حججی، عشقش را به ایران اثبات کرد

«محسن حججی را که کسی نمی‌شناخت. اما آن ماجرای اسارت و شهادت غریبانه‌اش، کاری کرده بود که در دل همه جا گرفته بود. ایرانی و لبنانی و عراقی نداشت. بچه‌های حزب‌الله هم، شهید حججی را از خودشان می‌دانستند. به همین خاطر هم، برایش فداکاری کردند...» حاج «سیف‌الله حاجی حسینی»، گفتنی‌ها دارد از مبادله پیکر شهید محسن حججی که به ابتکار حزب‌الله لبنان انجام شد.
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ «محسن حججی را که کسی نمی‌شناخت. اما رابطه خالصانه‌اش با خدا و آن ماجرای اسارت و شهادت غریبانه‌اش، کاری کرده بود که در دل همه جا گرفته بود. ایرانی و لبنانی و عراقی نداشت. ماجرا از بحث ایرانی بودن، خارج شده بود و بچه‌های حزب‌الله هم، شهید حججی را از خودشان می‌دانستند. به همین خاطر هم، برایش فداکاری کردند...» *(حاج «سیف‌الله حاجی حسینی»، پیشکسوت ایثارگران سپاه و خادم شهدا)
حاج «سیف‌الله حاجی حسینی» که ۴۴سال از عمر ۶۲ساله‌اش را در مسیر خدمت به اسلام و انقلاب در لباس سپاه گذرانده و از میان سنگر‌های این جبهه، سنگر خدمت به شهدا را انتخاب کرده، خاطره‌ها دارد از همنشینی با رزمندگانی که با مدال شهادت به دیدار خدا رفتند. ماموریت خاص حاج سیف‌الله در دوران دفاع مقدس و دفاع از حرم اما یک نقطه عطف دارد؛ حضور در جریان مبادله پیکر شهید «محسن حججی» میان جبهه مقاومت و نیرو‌های داعش.در روز‌هایی که نیرو‌های حزب‌الله و شیعیان لبنان برای مراسم تشییع پیکر مطهر شهید «سید حسن نصرالله» آماده می‌شوند، در گفت‌و‌گو با حاج سیف‌الله حاجی حسینی، جزئیات آن مبادله تاریخی را که با نقش‌آفرینی مستقیم حزب‌الله لبنان انجام شد، مرور کرده‌ایم.*(حضور شهید حاج قاسم سلیمانی در حلب در روزهایی که شدیدترین درگیری ها میان جبهه مقاومت و داعش در جریان بود)
وقتی حاج قاسم ۱۸روز در محاصره ماند!«عملیات محرم در حلب، یکی از سخت‌ترین مقاطع دوران دفاع از حرم بود چون با بسته شدن جاده‌های اصلی توسط داعش، ما در محاصره کامل قرار گرفتیم. در آن ۱۸ روز که محاصره بودیم، پیکر شهدا که جای خود دارد، راهی برای انتقال مجروحان هم نبود و بچه‌های زخمی یکی‌یکی به شهادت می‌رسیدند. هر روز که می‌گذشت، شرایط سخت‌تر می‌شد؛ نه مهمات داشتیم، نه سوخت و نه حتی آب. روز تاسوعا و عاشورا، درِ سردخانه را باز کردم و با شهدا شروع به درد دل کردم. گفتم: در تمام عمر هرچه برایمان می‌گفتند پیکر شهدای کربلا سه روز و سه شب روی زمین ماندند، درک نمی‌کردیم. حالا می‌فهمیم دشمن آن روز چه کرد. فقط شنیده بودیم دشمن آب را به روی لشکر امام حسین(ع) بست. حالا که داعش، آب را به رویمان بسته، معنی آن روضه‌ها را درک می‌کنیم...*(یکی از عملیات های انتقال پیکر شهدای مدافع حرم با هواپیما/ عکس، تزینی است)
اما در آن میان، یک اتفاق بزرگ، همه آن سختی‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده بود. خود حاج قاسم هم در تمام آن مدت، همراه بچه‌ها در محاصره بود! در آن شرایط محاصره و درگیری شدید، حاج قاسم از حلب تکان نخورد. تمام مدت در کنار بچه‌ها ماند و خودش فرماندهی عملیات را به دست گرفت. عاقبت هم، تدبیر حاجی بود که آن محاصره را شکست. وقتی به دستور حاج قاسم، هلی‌کوپتر آمد و در جایی به نام «سُفِیره» در نزدیکی حلب نشست، عملیات انتقال نفرات، مجروحان و پیکر شهدا شروع شد. نوبت که به ما رسید، اول مجروحان را سوار آن هلی‌کوپتر قراضه کردیم که حتی عقبش در نداشت! و پشت سر آن‌ها، پیکر شهدا را قرار دادیم. وقتی هلی‌کوپتر بلند می‌شد، مدام دلهره داشتیم که نکند خدای نکرده این پیکر‌ها از درِ باز هلی‌کوپتر بیفتند...»
شهدا این بار به سوریه دعوتم کردندحاج «سیف‌الله حاجی حسینی» که حالا دیگر ۴۰سال می‌شود در خدمت شهداست، صحبت‌هایش را با ذکر خاطره‌ای از شجاعت سردار دل‌ها و دغدغه‌مندی‌اش در انتقال مجروحان و پیکر شهدا در بحبوبحه جنگ شروع می‌کند و بعد، برای روایت حضورش در جمع مدافعان حرم، بر‌می‌گردد به ۱۰سال قبل و می‌گوید: «از ابتدای جنگ تحمیلی، کارم با شهدا بود. بعد از آن هم، در بحران‌های کشور ازجمله سقوط هواپیما، عملیات‌های انتحاری و انفجار‌ها، اغلب ما حضور داشتیم و در زمینه شناسایی و تطهیر پیکر‌های مطهر شهدا خدمت می‌کردیم. اینطور بود که از وقتی حضور مستشاری نیرو‌های ایرانی در سوریه و جنگ با داعش مطرح شد، برای حضور در آن میدان هم، اعلام آمادگی کردم و درخواست اعزام دادم.*(حاج سیف الله حاجی حسینی در مناطق عملیاتی سوریه/ تفحص پیکر شهدای مدافع حرم)
بعد از مدت‌ها پیگیری، بالاخره بهمن ماه سال ۹۳ به سوریه اعزام شدم؛ یعنی زمانی که حدود ۸۵درصد از خاک سوریه دست دشمن بود. از همان موقع، در تمام عملیات‌ها حضور داشتم و مثل سال‌های دفاع مقدس، کار شناسایی پیکر شهدای مدافع حرم و آماده‌سازی آن‌ها برای انتقال به کشور را با کمک همکارانم انجام می‌دادیم. ماموریت طولانی دوران دفاع از حرم برای من با حوادث و فراز و نشیب‌های زیادی همراه بود اما ماجرای مبادله پیکر شهید محسن حججی، حکایت دیگری است...»
وقتی شهید «محسن حجتی» را اشتباهی به عراق بردند!«اسم شهید حججی را اولین بار در ساختمان شیشه‌ای دمشق شنیدم؛ البته نه به شکل درست. یک ساختمان در نزدیکی فرودگاه دمشق بود که به آن می‌گفتند ساختمان شیشه‌ای. با توجه به اینکه در مناطق عملیاتی، امکانات درست و حسابی وجود نداشت، سپاه در آن ساختمان شیشه‌ای یک پایگاه ایجاد کرده بود که بچه‌هایی که از ایران برمی‌گشتند یا می‌خواستند به ایران پرواز کنند، می‌توانستند در آنجا استراحت و تجدید قوا کنند، از حمام استفاده کنند، لباس تمیز بپوشند و بعد هم زیارتی بروند.من آن روز در پایان مرخصی‌ام، تازه از تهران به دمشق رسیده بودم که در ساختمان شیشه‌ای، یکی از رفقا را دیدم. تا چشمش به من افتاد، با توجه به اینکه با جنس مسئولیت من آشنا بود، گفت: حاجی! چند روز پیش(۱۸مرداد سال ۹۶) با عملیات انتحاری داعشی‌ها در منطقه «تَنَف»، چند نفر از بچه‌های عراق به شهادت رسیدند. یکی از بچه‌های ایرانی هم در همان منطقه شهید شده. احتمالاً بچه‌های عراقی پیکر او را اشتباهی با خودشان برده‌اند عراق. گفتم: اسمش چیه؟ گفت: محسن حجتی!*(فیلمی که داعش از اسارت و شهادت «‌محسن حججی» منتشر کرد)
۳ MB
منطقه تَنَف، معروف به مدار ۵۰درجه، محل چاه‌های نفت سوریه است که آمریکایی‌ها بر آن مسلط هستند و سال‌هاست نفتش را می‌برند. آن روز‌ها هم، مجموعه نیرو‌های داعشی در روستا‌های این منطقه مستقر بودند و از طرف آمریکایی‌ها تغذیه می‌شدند. تا ماجرای شهادت نیرو‌های ایرانی و عراقی در تنف را شنیدم، با سردار شریفی، مسئول ایثارگران ستادکل نیرو‌های مسلح تماس گرفتم و از‌ایشان درخواست کردم صحت و سقم موضوع را از دوستان حشدالشعبی عراق جویا شود.یکی دو روز بعد، سردار تماس گرفت و گفت: نه. شهیدی به نام حجتی به عراق منتقل نشده... بعد از این اتفاقات بود که داعش، خودش آن فیلم معروف اسارت شهید محسن حججی را پخش کرد و همه با هویت او آشنا شدند.»
تنها شهیدی که توسط داعش، دفن شد«فیلم اسارت شهید حججی، به شکل عجیبی در فضای مجازی، گل کرد و همه توجهات را به این شهید جلب کرد. در اینطور مواقع که فیلم کسی در فضای مجازی موردتوجه قرار می‌گیرد، داعش فکر می‌کند این فرد، یک شخصیت خاص است و مسئولیت خاصی دارد. خوب است بدانید داعش، دو ویژگی داشت. اول، پیکر شهدای ما را دفن نمی‌کرد. دوم، به هیچ‌وجه مبادله انجام نمی‌داد؛ نه درباره اسرا و نه پیکر شهدا. اما درباره پیکر شهید حججی، همه این قواعد را نقض کرد. با توجه به سر و صدایی که فیلم اسارت و خبر شهادت محسن حججی در فضای مجازی به پا کرده بود، پیش خودشان فکر کرده بودند که شاید او پسر یکی از شخصیت‌های ایران باشد و پیکرش بعد‌ها به دردشان بخورد. به همین دلیل، بقایای پیکرش را دفن کردند.»
حاج آقا حاجی حسینی انگار بخواهد جملات سنگینی ادا کند، نفس بلندی می‌کشد و در ادامه می‌گوید: «شهادت محسن حججی برایمان مسجل شده بود اما نمی‌دانستیم پیکرش را کجا برده‌اند و قصد دارند با آن چه کنند. از خبر‌هایی که کسب کردیم، متوجه شدیم شهید حججی در مناطق اشغال‌شده سوریه به شهادت نرسیده بلکه او را به عراق منتقل کرده و در منطقه الولید به شهادت رسانده‌اند. کیفیت شهادت محسن حججی، واقعاً دلخراش بود. شنیدیم بعد از شهادت، سر از تنش جدا کرده‌اند، پیکرش را به خودرو بسته و مسافت زیادی روی خاک‌ها کشیده و بعد در بیابان ر‌ها کرده‌اند...!»
مبادله‌ای که سید حسن نصرالله به آن لقب «آزادسازی دوم» داد«گذشت تا اینکه ماجرای مبادله اسرا و شهدا میان حزب‌الله و داعش در منطقه «عَرْسال» و«جَرود» در مرز میان سوریه و لبنان پیش آمد. ماجرا از این قرار بود که حزب‌الله آن منطقه را که در دست داعش بود، محاصره کرده بود. بعد از مدتی که زد و خورد میان آن‌ها ادامه داشت، نیرو‌های حزب‌الله موفق به شکست داعش شدند و طی توافقی که میان دو طرف صورت گرفت، اجازه تخلیه امن منطقه به داعش داده شد و به‌این‌ترتیب، منطقه عرسال آزاد شد.»
حزب‌الله اما به راحتی به تخلیه ارتفاعات عَرسال و جَرود توسط داعش رضایت نداده و یک بند مهم در آن توافق، گنجانده بود؛ ‌بندی که عبارت بود از آزادی چند اسیر و تحویل پیکر چند شهید جبهه مقاومت که در دست داعش بودند. اما چرا توافق «جرود» برای ایران، اهمیت داشت و در خاطرات دوران دفاع از حرم، ماندگار شد؟ حاج سیف‌الله حاجی حسینی اینطور جواب می‌دهد: «موضوع توافق که پیش آمد، حزب‌الله گفت به همین راحتی اجازه ترک منطقه را به داعش نمی‌دهد و شرط کرد در صورتی که داعش پیکر ۲ شهید حزب‌الله، ۲ اسیر جبهه مقاومت و همچنین پیکر شهید محسن حججی را تحویل دهد، می‌تواند بدون درگیری از منطقه خارج شود...»
گفته می‌شود وقتی داعش در مقابل این شرط حزب‌الله سر تسلیم فرود آورد و ضمن تخلیه منطقه با تحویل اسرا و پیکر شهدا ازجمله شهید حججی موافقت کرد، سید حسن نصرالله، دبیر کل وقت حزب‌الله لبنان، از این پیروزی به «التحریر الثانی»(آزادسازی دوم) تعبیر کرد.*(اتوبوس های حامل نیروهای داعش و خانواده هایشان که طی توافق میان حزب‌الله و داعش، با چند اسیر و پیکر شهدای محور مقاومت ازجمله شهید «محسن حججی» مبادله شدند)
رخ به رخ با ۱۹ اتوبوس داعشی!«آن روز‌ها ما در منطقه تدمر مستقر بودیم. یک روز از مقر فرماندهی در دمشق تماس گرفتند و گفتند: فردا ساعت ۸ صبح به منطقه‌ای به نام «حُمَیمِه» - که تحت تسلط داعش است - بروید و پیکر شهید حججی را تحویل بگیرید.» حاج آقا بر‌می‌گردد به آن روز سرنوشت‌ساز که در دوران دفاع از حرم، مشابهی نداشت و در ادامه می‌گوید: «قرار بود فردا صبح یعنی روز ششم شهریورماه سال ۹۶، به گروهی از دوستان ملحق شویم و به‌اتفاق به محل مبادله برویم اما وقتی صبح به محل قرار رفتیم، دیدیم بچه‌ها رفته‌اند! نیرو‌های حاضر در آن محل گفتند: دیشب ساعت یک نیمه‌شب، کاروانی متشکل از ۱۹ دستگاه اتوبوس برای انجام تبادل سر رسید، بچه‌ها هم مجبور شدند دنبالش بروند!*(حاج سیف الله حاجی حسینی در روز مبادله پیکر شهید حججی / اتوبوس های حامل داعشی ها در سمت مقابل دیده می شوند)
پرس و جو که کردیم، معلوم شد آن ۱۹ اتوبوس را حزب‌الله فرستاده برای انتقال داعشی‌ها از منطقه عرسال؛ ۱۷ اتوبوس به تعداد نیرو‌های داعش و خانواده‌هایشان و ۲ اتوبوس خالی برای احتیاط. گفتم: حالا ما چه کنیم؟ یکی از دوستان گفت: من حدودی می‌دانم از کدام مسیر رفته‌اند. سه نفری سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به طرف حمیمه که ۱۲۰کیلومتر با تدمر فاصله داشت.وارد منطقه که شدیم، در طرف مقابل، ۱۹ اتوبوس دیدیم پر از آدم‌هایی با ریش‌های بلند که نقاب‌زده بودند و فقط چشم‌هایشان پیدا بود. معلوم شد هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و مبادله‌ای انجام نشده و حالا حالا‌ها باید منتظر باشیم. حالا زیر تیغ آفتاب شهریورماه، ما نه نان داشتیم نه آب...»
داعشی‌ها؛ از اینجا رانده و از آنجا مانده«دوستانی را که دیشب ساعت یک به طرف این منطقه آمده بودند را همان‌جا دیدیم. جلو رفتم تا از یکی از آن‌ها کسب اطلاع کنم. گفت: هنوز هیچ خبری نیست. تبادل پیام میان فرماندهی حزب‌الله و فرماندهی داعش ادامه دارد اما داعشی‌ها هر دفعه یک بهانه می‌آورند... ماجرا از این قرار بود که فرماندهی مستقر در المیادین که مرکز حکومت داعش محسوب می‌شد، حاضر نبود سرنشینان آن ۱۹اتوبوس را بپذیرد و می‌گفت: این‌ها به ما خیانت کرده‌اند، نباید با حزب‌الله توافق و منطقه عرسال را تخلیه می‌کردند. ما این‌ها را نمی‌خواهیم. باید به همان منطقه برگردند!*(تصاویر دیگری از روز مبادله پیکر شهید حججی)
بهانه دیگری که آوردند، این بود که ما به شما اعتماد نداریم. بعد از انجام این تبادل، ایرانی‌ها می‌خواهند منطقه المیادین را بمباران کنند و ما را از بین ببرند... دفعه بعد گفتند: ما از انتخاب این منطقه برای تبادل، رضایت نداریم و منطقه باید تغییر کند. اینطور بود که با موافقت حزب‌الله، ۴، ۵کیلومتر تا عمق بیابان عقب رفتند تا طرف داعشی راضی شود.خلاصه ساعت ۴بعدازظهر بود که بچه‌های حزب الله وارد جلسه با نمایندگان داعش شدند و پیکر شهدا ازجمله شهید حججی را تحویل گرفتند. دیدار ما با شهید حججی اما باز هم به تعویق افتاد. با توجه به اینکه در منطقه حمیمه شرایط مساعد نبود، نیرو‌های حزب‌الله پیکر شهید حججی را پیش خودشان بردند و بعد، به شهر تدمر آوردند و آنجا به ما تحویل دادند.»*(تابلوی نقاشی «حسن روح‌الامین» با الهام از لحظه اسارت شهید محسن حججی)
سرِ سرباز ره عشق به پیکر، عجب است‏...«پیکر شهید حججی را که تحویل گرفتیم، طبق روال همیشگی، پوشش را باز کردیم تا کار‌های آماده‌سازی را انجام دهیم. اما تا نگاهمان به پیکر افتاد، خشکمان زد...»۷سال از آن روز‌ها گذشته اما هنوز هم یادآوری آن لحظات سخت، قلب خادم موسپید شهدا را به درد می‌آورد. حاج آقا حاجی حسینی اما صبوری می‌کند و می‌گوید: «تمام آنچه به‌عنوان پیکر شهید حججی تحویل داده بودند، دو کیلو استخوان بیشتر نبود! سر که نداشت. بقیه هم، استخوان کاملاً خالی از گوشت بود! فقط استخوان. در آن میان، پای راستش، فقط آنجا که داخل پوتین بود، کمی گوشت برایش باقی مانده بود. تمام پیکر، کلاً دو کیلو می‌شد.*(آماده سازی پیکر شهید حججی در شهر تدمر سوریه برای اعزام به ایران)
۲ MB
افرادی که در محل حضور داشتند ازجمله خبرنگاران، تا آن پیکر را دیدند، صدای شیون‌شان بلند و حال و هوایشان از کنترل خارج شد. حق هم داشتند؛ فقط ۲۵روز از شهادت محسن حججی می‌گذشت. هیچ‌کس نمی‌دانست آن جنایتکاران، چه بلایی سر پیکر او آورده‌اند که فقط ۲کیلو استخوان از آن باقی مانده؟!...»
حلقوم بریده‌ای که ریشه داعش را قطع کردسبعیت داعش در نحوه به شهادت رساندن شهید محسن حججی و داغی که این اتفاق بر دل مردم ایران و آزادگان دنیا گذاشت، درواقع تیر خلاص بود بر موجودیت نحس این گروه تکفیری. و این، تحقق آرزویی بود که سردار بزرگ مقاومت، وعده‌اش را داده بود. حاجی حسینی در ابن باره می‌گوید: «بعد از شهادت محسن حججی، حاج قاسم در پیامی نوشت: به حلقوم بریده این شهید عزیز راه اباعبدالله(ع) سوگند یاد می‌کنیم که از تعقیب این شجره ملعونه و نابودی این غده خطرناک برآمده در پیکر جهان اسلام تا آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست...
سردار اما حرف آخر را مدتی بعد از تحویل گرفتن پیکر شهید، در ۳۰شهریور سال۹۶ در مراسم چهلمین روز شهادت «مرتضی حسین پور»، فرمانده محسن حججی زد، آنجا که گفت: کمتر از ۳ ماه دیگر، اعلام پایان داعش و حکومت داعشی در این کره خاکی خواهد بود.»و حاج قاسم مثل همیشه، سر قولش ماند و در ۳۰ آبان سال۹۶ در نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب، «پایان سیطره آن شجره خبیثه ملعونه را اعلام کرد.»
نه‌فقط ایران، شهید حججی متعلق به تمام جبهه مقاومت استروایت حاج سیف‌الله حاجی حسینی از مبادله پیکر شهید حججی به نقطه پایانی رسیده اما قلاب یک سؤال بی‌جواب هنوز ذهن مرا ر‌ها نمی‌کند؛ چرا حزب الله، تحویل پیکر شهید حججی را جزء شروطش برای توافق با داعش قرار داد؟ می‌پرسم و حاج آقا در جواب می‌گوید: «چون شهید حججی، یک شهید معمولی نبود. خیلی گل کرده بود. نه‌فقط در ایران بلکه در خارج از ایران هم برجسته شده بود. از آن طرف، بچه‌های حزب‌الله هم، عشق و علاقه زیادی به بچه‌های ایران دارند. قبل از اینکه جواب سؤال‌تان را کامل کنم، اجازه بدهید یک خاطره قشنگ از بچه‌های حزب‌الله برایتان بگویم.
در یک مقطع، در ایام زمستان در شهر «الحاضر» در مرز سوریه و ترکیه مستقر بودیم. جبهة‌النصره، شهر مجاور یعنی «العِیس» را تصرف کرده بود و مدام صدای تیراندازی می‌آمد. یک شب که در مقر نشسته بودیم و مراقب اوضاع بودیم، صدای زمزمه چند نفر را از بیرون شنیدیم. در آن تاریکی، فضای وحشتناکی حاکم بود. هر لحظه ممکن بود دشمن کمین بزند. در آن شرایط، صدای حرف زدن افرادی از بیرون مقر، حسابی خطرناک بود. با احتیاط بیرون آمدیم و چراغ انداختیم. با تعجب دیدیم دو نفر از نیرو‌های حزب‌الله، آن بیرون‌ایستاده‌اند!بعد از سلام و احوالپرسی، دعوت کردیم داخل بیایند اما قبول نکردند. گفتیم: اینجا خیلی سرد است. گفتند: نه. همین‌که می‌دانیم اینجا مقر بچه‌های ایران است، برایمان قوت قلب است. ما از بودنِ شما روحیه می‌گیریم.*(سیف الله حاجی حسینی 19ساله در کنار رهبر معظم انقلاب در سال 60)
ابراز لطف آن دو نیروی حزب‌الله باعث شد سرما را فراموش کنیم و صحبت‌مان با آن‌ها گل بیندازد. آن دو جوان وقتی موی سفید مرا دیدند و متوجه شدند سن و سالم از بقیه بیشتر است، شروع کردند از امام و حضرت آقا پرسیدن. با یک حالت عاطفی عمیقی گفتند: شما هیچ‌وقت امام خمینی و سید القائد را از نزدیک دیده‌اید؟ گفتم: حضرت آقا را که زیاد دیده‌ام. با‌ایشان عکس هم دارم. اما امام را سه بار دیدم. تا این را گفتم، آنقدر خوشحال شدند که مرا در آغوش گرفتند و بوسیدند...!»*(شهید «مجتبی الشیخ حسین حریری»، عضو حزب الله لبنان، وصیت کرده بود اگر پیکرش برگشت، او را زیر سایه پرچم جمهوری اسلامی ایران تشییع کنند)
۱ MB
چرا حزب‌الله، برای تحویل پیکر شهید حججی پیشقدم شد؟«تمام ماجرا، به همین محبتی برمی‌گردد که در قلب بچه‌های حزب الله نسبت به ایران وجود داشت. آن‌ها می‌دانستند مردم ایران چقدر مشتاق و پیگیر پیدا شدن پیکر شهید حججی هستند. به همین دلیل، برای توافق با داعش شرط کردند باید پیکر شهید حججی را هم تحویل بدهند.
محسن حججی را که کسی نمی‌شناخت. اما رابطه خالصانه‌اش با خدا و آن ماجرای اسارت و شهادتش کاری کرده بود که در دل همه جا گرفته بود. ایرانی و لبنانی و عراقی نداشت. یعنی از بحث ایرانی بودن، خارج شده بود و بچه‌های حزب‌الله هم، شهید حججی را از خودشان می‌دانستند. به همین خاطر، حتی آزمایش دی‌ان‌ای روی پیکر شهید حججی را هم خودشان انجام دادند!»حاج آقا حاجی حسینی، نگاه پر از تعجبم را که می‌بیند، لبخند‌بر‌لب می‌گوید: «بله. همانطور که گفتم، بچه‌های حزب‌الله، شهید حججی را شهید خودشان می‌دانستند. وقتی پیکر را از داعش تحویل گرفتند، به‌سرعت ترتیب انجام آزمایش دی‌ان‌ای را دادند و سرِ ۷۲ ساعت هم جوابش را که هویت محسن حججی را تأیید می‌کرد، برای ما آوردند.
واقعیت این است که ما قبلاً ارادت و محبت عمیق شهید سید حسن نصرالله رحمت‌الله علیه نسبت به حضرت آقا را دیده بودیم که‌ایشان را با الفاظی مثل سیدنا و امأمنا خطاب می‌کردند. دوران دفاع از حرم، فرصتی فراهم کرد که شاهد عشق و محبت نیرو‌های حزب‌الله به حضرت آقا و همچنین مردم ایران هم باشیم. البته در ماجرای حمله اسرائیل به جنوب لبنان و آوارگی شیعیان این کشور در چند ماه اخیر، مردم ایران هم با سیل محبت‌های بی‌دریغ‌شان، به زیبایی به عشق لبنانی‌ها جواب دادند.»دقیق ترین و به‌روزترین اخبار حوادث، سلامت، قضایی و انتظامی، آموزش و پرورش، محیط زیست، شهری و آسیب‌های اجتماعی را در صفحه جامعه فارس دنبال کنیدپایان پیام/#شهید_محسن_حججی #مدافع_حرم #مبادله_پیکر_شهید_حججی #داعش #حزب‌الله_لبنان #سید_حسن_نصرالله #حاج_قاسم_سلیمانی
12:13 - 30 بهمن 1403

7 بازنشر21 واکنش
109٫8k بازدید




4 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌ملت امام حسین‌
@Zolfaghar11030 بهمن 1403
در پاسخ به
بله حزب الله داعش را در منطقه عرسال محاصره کرد و شرط تخلیه شهر تحویل پیکر چند شهید و اسیر بود

@bakhshi30 بهمن 1403
در پاسخ به
سید عزیز

تصویر نمایه‌ی ‌بیگی‌
@baigy1 اسفند 1403
در پاسخ به
حزب الله پاره تن امت اسلامی است و وجود پاک و مطهرش ، ریشه در دلهای شیعیان امیرالمؤمنین دارد