ناگفتههایی از چهار دهه خدمت یک طبیب به محرومان تربتجام
نام دکتر محمد کوثری، در تربتجام با خدمت بیمنت و عشق به همنوعان گره خورده و هر ساله از ۱۶ دیماه سالروز درگذشت این طبیب نیکوکار، ضمن برگزاری مراسم و برنامههای مختلف، خاطرات ماندگار او برای نسل جوان بازخوانی میشود. دکتر کوثری که عمر خود را وقف خدمت به محرومان کرد، نه تنها به مداوای جسم بیماران می پرداخت، بلکه با دستان پر مهر خود، بذر امید و شادی را در دل نیازمندان می کاشت. داستان زندگی او، الهام بخش نسلی است که معنای واقعی انسانیت را در خدمت بیریا میجویند.
عضو ستاد بزرگداشت سالروز درگذشت دکتر محمد کوثری در تربتجام در گفتوگو با خبرنگار فارس تربتجام اظهارکرد: سلسله همایشهای مختلف بهمنظور گرامیداشت یاد و خاطره این پزشک فقید که سالهای متمادی از عمر خود را صرف کمک به نیازمندان کرد، هر ساله از ۱۶ دیماه تا چندروز با برنامههای متنوعی در این شهرستان با مشارکت مردمی و هم تعامل بین دستگاهی اجرا شد.سعید صباغیان، اعزام ۳۰ پزشک متخصص برای ویزیت رایگان ۶۰۰ بیمار در بخش نصرآباد (روستای کاریزنو) و بخش بوژگان (نیلشهر) همراه با اهدای داروی رایگان، توزیع نان رایگان در پنج نانوایی مناطق محروم و حاشیه شهر، برپایی ایستگاههای صلواتی توسط اتاق اصناف در سطح شهر، تخفیف ۵۰ درصدی ویزیت پزشکان در سطح شهر، ارائه بیش از ۳۰۰ خدمت رایگان توسط دستگاههای اجرایی خدماترسان، حضور مردم و مسئولان بر مزار دکتر محمد کوثری را اهم برنامههای سالروز آسمانی شدن دکتر کوثری برشمرد.انصراف از بورسیه برای همراهی با دکتر کوثری در خدمت بیمنت در ادامه پزشک داروساز تربتجامی و از دوستان نزدیک دکتر کوثری، به بیان خاطراتی از آن مرحوم پرداخت و گفت: سالها پیش، پس از فارغالتحصیلی از دانشکده، قصد استفاده از بورسیه دولتی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور را داشتم. با دکتر کوثری مشورت کردم و ایشان با جدیت مخالفت کردند و گفتند: زودتر به شهر خودت برگرد، این مردم به امثال تو احتیاج دارند. دارو کمیاب است و داروخانه کم. بیا و داروخانهای تاسیس کن. تحت تأثیر صحبتهای ایشان، به تربتجام بازگشتم و از رفتن به خارج منصرف شدم.
دکتر احمد جامی در ادامه به خاطرهای از شبهای عید نوروز اشاره کرد: در یکی از شبهای نزدیک عید، حدود ساعت ۹ شب به دیدن دکتر رفتم. ایشان بسیار خوشحال شدند و گفتند: "باید جایی برویم." در حالی که به سختی در خیابانهای برفی حرکت میکردیم، دکتر گفتند: "به سمت محله فقیرنشین شهر برو. ده آدرس دارم که باید به در خانههایشان برویم." من خود شاهد بودم که چگونه دکتر آدرس دقیق فقیرترین مردم را داشت.سکهای که در شب برفی، لبخندی بر لبان کودک فقیر نشاندوی ادامه داد: تا نیمههای شب به در منازل آنان رفتیم. کودکان میگریستند و دکتر نیز با آنان همدردی میکرد. به در خانهای رسیدیم که صاحبخانه حضور نداشت. دکتر به همسایه سفارش کرد که اگر آمد، به منزل ایشان برود. همان شخص نیمههای شب به منزل دکتر آمد و دکتر به او گفت: "خوب شد که آمدی، وگرنه مجبور بودم دوباره در این سرما به در منزل تو بیایم." سکهای را به او داد و آن مرد در حالی که صدای گریهاش در انتهای کوچه شنیده میشد، میگفت: "بچههایم فردا لباس نو خواهند پوشید." دکتر میگریست و ما نیز میگریستیم.وقتی تمبرها، مرهمی بر زخم فقرا شدند
دکتر جامی همچنین به خاطرهای دیگر از بخشش دکتر کوثری اشاره کرد: شبی شخصی با ظاهری آراسته به مطب دکتر آمد و از وضعیت مالی نامناسب خود گفت و درخواست کمک کرد. دکتر در پاسخ گفت: "من چیزی ندارم. میبینی که خانهام اجارهای است و هر لحظه ممکن است سقف آن فرو بریزد. من فقط با حقوق بازنشستگیام زندگی میکنم. چند آلبوم تمبر قدیمی دارم که شاید ۱۵۰ هزار تومان ارزش داشته باشد." دکتر در حالی که من با حیرت نظارهگر بودم، آلبومها را به آن شخص داد و گفت: "قرض میدهم. بفروش. هر وقت وضع مالیات خوب شد، دوباره بیاور که این پول باید خرج مردم شود." آن شخص رفت و سال بعد در حالی که ۲۵ هزار تومان در جیب داشت، بازگشت. دکتر از گرفتن پول امتناع کرد. جامی در پایان افزود: در طول ۱۵ سالی که با دکتر کوثری بودم، از مناطق مختلف کشور، بدون آنکه نام شخص را بدانیم، به حساب دکتر یا داروخانه ما پول واریز میشد و میگفتند این پولها را به دکتر بدهید تا دارو تهیه کند و به محرومان بدهد. دکتر نیز همیشه تا آخرین ریال آن را خرج نیازمندان میکرد. #دکتر_کوثری #خدمت_بیتوقع #خدمات_رایگان #الگوی_خدمت #اردوی_جهادی_پزشکی #تربتجام #خاطرات #خدماترسانی 10:57 - 6 January 2025