ارتش پهلوی، چگونه تسلیحات خود را با خواهش و تمنا تأمین می‌کرد؟

محمدرضا پهلوی در طول حکومت خود، در پی تقویت نیروی نظامی بود. وی گفته بود که چاره‌ای غیر از تقویت بنیهٔ قدرت نظامی نداریم. اما این عمل، همواره با التماس از غربی‌ها همراه بود که بتواند از آن‌ها اسلحه بخرد؛ آن هم تسلیحاتی که بسیاری‌شان ناکارآمد بوده و شاه را در تقویت ارتش، همراهی نمی‌کردند.

چاره‌ای غیر از تقویت بنیهٔ قدرت نظامی نداریم

محمدرضا شاه در یکی از سخنرانی‌های خود - درباره تقویت نیروی نظامی - می‌گوید: «برای حفظ صلح با استقبال، چاره‌ای غیر از تقویت بنیهٔ قدرت نظامی این کشور، نیست و غیر از این، کسانی هستند که متأسفانه مثل کبک، سرشان را در برف فرو برده‌اند و چشمان خود را به روی حقایق بسته‌اند. وقایع دنیا به ما آموخته است که امروز، ضعف یعنی مرگ و ما خیال مُردن را نداریم!».
۱ MB

التماس شاه برای خرید اسلحه

اسدالله علم در خاطرات خود، می‌نویسد: «صبح شرفیاب شدم. شاهنشاه فوق‌العاده نگران وضع اردن بودند. فرمایشاتی فرمودند که به سفیر آمریکا بگویم: آیا با این اندازه وضع دَرهم بَرهم باید وضع دفاعی ما طوری باشد که فقط برای هشت روز جنگ، مهمات داشته باشیم؟ آخر ما که از شما چیزی و کمکی نمی‌خواهیم، می‌گوییم نفت ما را ببرید و پول ما را بدهید که در راه منافع مشترک و دفاع مشترک خرج بکنیم. از این هم مضایقه دارید؟».یادداشت‌های علم، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳‌۴۹، جلد ۲، صفحه ۱۰۷.

بالا بردن قیمت تسلیحات توسط انگلیس و آمریکا

همین‌طور که شاه برای خریدهای نظامی به طرف‌های خارجی التماس می‌کرد، فروشندگان اسلحه نیز با بالا بردن قیمت و دریافت پول این تسلیحات، دست محمدرضا را در پوست گردو می‌گذاشتند و محمدرضا پهلوی نیز کاری از دستش بر نمی‌آمد جز اینکه به درخواست‌های پی‌درپی برای خرید اسلحه ادامه دهد.
اسدالله علم در یادداشت روز یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳‌۵۳ می‌نویسد: «شاهنشاه... فرمودند: به انگلیس‌ها هم بگو که تانک‌های چیفتن شما معیوب است. این سفارش عمده‌ای که می‌خواهیم بعداز این به شما بدهیم، اگر به همین بدی باشد که اصولاً خطرناک است. توپ‌های این تانک مهمات کم دارد. چرا مهمات به ما نمی‌دهید؟ ما که پولش را نقد می‌دهیم؛ به‌علاوه قیمت تمام اسلح‌های که به ما پیشنهاد کرده‌اید، از سال گذشته ۲۰۰٪ اضافه شده است».یادداشت‌های اسدالله علم، جلد ۴، صفحه ۴۱۵.
اسدالله علم، وزیر دربار پهلوی، در بخش‌های دیگر از خاطراتش می‌نویسد: «شاهنشاه... فرمودند، به سفیر آمریکا بگو، شما ۶ عدد ناوشکنی که قرار بود به ما بدهید، اول گفتید یک عدد ۱۲۰ میلیون دلار می‌ارزد؛ بعد گفتید ۲۶۰ میلیون، حالا می‌گویید ۳۳۸ میلیون».یادداشت‌های علم، جمعه ۱۶ آبان ۱۳‌۵۴، جلد ۵، صفحه ۳۳۹.

افتضاح نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی در مقابل چشمان شاه

اما همین خریدهای نظامیِ شاه برای نیروی دریایی نیز - به غیر از بالا بردن قیمت توسط آمریکایی‌ها - با چالش‌های دیگری نیز مواجه بود و در یک رزمایش در مقابل چشمان شاه و مهمانی‌های خارجی‌اش، افتضاحی به بار آمد که اشاره به آن، خالی از لطف نیست.
اسدالله علم در یادداشت روز یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳‌۵۲ می‌نویسد: «شب هوا طوفانی شد. صبح از مؤسسات گوناگون بازدید به عمل آوردیم و به موقع برای رژه در ساعت ۱۰ رسیدیم. به‌دلیل هوای بد، برای ما امکان نداشت که از کشتی سلطنتی که در کیش لنگر انداخته بود، مانور را تماشا کنیم، در عوض از یک برج مراقبت دریایی بالا رفتیم. در میان میهمانان، نوهٔ امپراطورِ اتیوپی هم حضور داشت که فرماندهٔ نیروی دریایی کشور خودش است؛ ۲۹ کشتی و یک ناوگان کاملِ قایق‌های اژدرافکن رژه رفتند و به‌هنگام عبور از جلوی جایگاه ما، توپ‌هایی به علامت احترام شلیک کردند. در پشت آن‌ها تعدادی هلیکوپتر و ۱۶ هاورکرافت رد شدند. در همان لحظه، شاه درخواست کرد که چند تا از کشتی‌های مجهز به موشک، به هدفی که دیروز هلیکوپترها با آن دقت هدف‌گیری کرده بودند، تیراندازی کنند. دو تا از کشتی‌های برای این منظور انتخاب شدند...
...اولی به‌کلی هدف را ندید، و دومی حتی نتوانست موشک را از سکوی پرتاب شلیک کند. افتضاح غریبی بود و بیشتر به‌خاطر حضور میهمان اتیوپی ناراحت کننده‌تر بود. از شدت عصبانیت دچار چنان سردردی شدم که لاجَرَم به بیش از یک لیوان وُدکا متوسل شدم. شاه از خشم می‌لرزید، ولی آرامش ظاهری‌اش را حفظ کرده بود. ناهار، در حال و هوایی پر تنش و عصبی صرف شد. آهسته به وزیر دارایی که در کنارم نشسته بود اشاره کردم، اگر هدف‌گیری‌ها بر طبق برنامه پیش رفته بود، حالا چه مدح و ستایشی درباره نیروی دریایی می‌شنیدیم و چه صحبت‌هایی در مورد تسلط بر خلیج‌فارس و تمام اقیانوس هند گفته می‌شد».خاطرات اسدالله علم جلد یک، چاپ اول، ص۳۹۵.

رضایت آمریکایی‌ها از فروش اسلحه به شاه

ژنرال ویلیامسون، رئیس هیئت مستشاران نظامی آمریکا در ایران، در پایان مأموریت دوسالهٔ خود می‌گوید: «این دوسال (۱۹‌۷۱‌ - ‌۱۹‌۷۳) به نظرم دویست سال طول کشید که در این مدت، درمورد ۷۰۰ قرارداد به ارزش تقریبی ۴میلیارد دلار مذاکره کردم... ایران مرکز معامله خوبی بود. این کشور بوفهٔ بازرگانان نام گرفته بود. این بوفهٔ بسیار بزرگ، بسیار خوب بود و منافع تجاری در آن فوق‌العاده بود».
همین‌طور، مایکل لدین، مورخ، فیلسوف، خبرنگار، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی می‌نویسد: «در برابر هر یک دلاری که ایالات متحده آمریکا برای خرید نفت ایران خرج می‌کرد، ایرانی‌ها دو دلار برای خرید تجهیزات نظامی و سایر کالاها به ایالات متحده بر می‌گرداندند».
برای پیگیری اخبار سرویس فرهنگی باشگاه خبرنگاران توانا، می‌توانید با کلیک روی آدرس ذیل، سرویس فرهنگی توانا را دنبال (فالو) کنید:farsnews.ir/Culture_Tavana#حقیقت_روشن_می_شود#تاریخ#پهلوی#زمان_شاه#ارتش#نظامی
farsnews.ir

فرهنگی / باشگاه خبرنگاران توانا (@Culture_Tavana) | Fars

01:25 - 10 آبان 1403





1 پاسخ