خبر را که شنید غم نبودن محمدرضایش بیشتر روی دلش سنگینی کرد. یاد فرشهای نویی افتاد که تازه خریده بودند، یاد وسایل دستدومی که با هزار عشق و زحمت در خانهشان چیده بودند. اما همه آنها چه ارزشی داشت وقتی محمدرضا نبود؟!
زیبا بود و تکان دهنده...فجایعی که رژیم صهیونیستی رقم میزند مانند خواب است!قبل از این جنایات اگر سوال میشد باند جنایتکاری بیش از ۴۵ هزار زن و کودک و مردم بیگناه مسلمان را به شهادت میرساند، رگ غیرتمان بیرون میزد!اما... انگار عادت کردهایم!!خدایا ما را ببخش که کاری نمیکنیم...