ایران، نه؟ پس رهبر مقاومت کجا باید شهید شود؟!

«اسماعیل هنیه در خط مقدم به شهادت رسید؛ در کشوری که به مدت ۳۰سال، محاصره است و بهای حمایت از آرمان فلسطین و محور مقاومت را می‌پردازد. بعضی‌ها متعجبند چرا هنیه در تهران شهید شده؟ پس کجا باید شهید می‌شد؟ اگر قهرمانان در تهران، یمن و لبنان شهید نشوند، پس کجا باید شهید شوند؟ آیا باید در شهرک‌های آمریکایی کشته شوند؟!» این‌ها را خبرنگار فلسطینی می‌گوید و جملاتش انگار آبی می‌شود روی آتش دل ما...
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ مرد، نگاهش را به زمین دوخته، گوش‌هایش را تیز کرده و منتظر‌ ایستاده تا خبر جدید را بشنود. وسط عیادت از بیماران و مجروحان در روز عید فطر، اطلاع داده‌اند خبر فوری رسیده. دست‌هایش را در هم قلاب کرده و دل توی دلش نیست که باز قرار است خبر کدام جنایت دشمن ناجوانمرد را به اطلاعش برسانند. زبان اطرافیان اما قفل شده. انگار کلمه پیدا نمی‌کنند برای شرح آنچه اتفاق افتاده. هرطور که هست اما ماموریت انجام می‌شود. با جملات بریده بریده و بغض‌آلود که خبر شهادت ۳پسر و ۳نوه مرد را به او ابلاغ می‌کنند، انگار تازه راه نفسش باز می‌شود. گره دستانش باز می‌شود و پا‌هایش قدرت حرکت پیدا می‌کند.بی‌آنکه حالت چهره‌اش تغییر کند، سری به رضایت تکان می‌دهد و حلقه اطرافیان را به ادامه برنامه عیادت، تشویق می‌کند. انگار که بگوید: «خبر مهم‌تان، همین بود؟ خبر شهادت بچه‌های من؟ خب، خدا را شکر. فدای سر فلسطین...»*(واکنش شهید «اسماعیل هنیه» بعد از دریافت خبر شهادت 3پسر و 3نوه اش)
9 MB
چیزی در قلبم آتش می‌گیرد و ذوب می‌شود و گدازه‌هایش از گوشه چشم‌هایم روی صورتم شیار باز می‌کند. صلابت مرد و اقتدار همراه با مظلومیتش موقع شنیدن خبر شهادت ۶جگر‌گوشه‌اش و لبخند رضایتی که در اوج مصیبت روی صورتش می‌نشیند، دلم را می‌برد به ۱۴۰۰سال قبل و میانه میدانی با شهدایی ارباً اربا. صدای ابرقهرمانی در قلب و ذهنم تداعی می‌شود که در وصف شهادت عزیزکرده‌هایش گفت: «ما رأیت إلّا جمیلا»...
این، دلنوشته‌ای بود در ستایش صبر و صلابت «اسماعیل هنیه»، رئیس دفتر سیاسی حماس، بعد از ترور دلخراش و شهادت مظلومانه فرزندان و نوه‌هایش. نوشتم و پاک کردم. نوشتم و تغییر دادم. عاقبت اما این جملات، لایق نشد برای وصفِ عظمتِ ابوالشهدا. و نمی‌دانستم کمتر از ۴ماه بعد، باید در بهت و حسرت، از فقدان خودش بگوییم و بنویسیم؛ مردی که مهمان ما بود و در خانه ما او را به شهادت رساندند...

*پرده اول: مهمان عزیزمان، مهمان حاج قاسم شد

تاریخ، تکرار شده. ۱۰مرداد ۱۴۰۳ شده عین ۱۳ دی ۱۳۹۸. دوباره صبح، دوباره خبر ترور، دوباره جنایت نیمه‌شب و دوباره، سیاهپوشی در مصیبت یک «کشته دور از وطن». جلوی تلویزیون میخکوب شده‌ایم و چشم‌های خواب‌آلودمان، آنچه را زیرنویس قرمز رنگ شبکه خبر فریاد می‌زند، فهم که نه، باور نمی‌کند.خبر فوری دارد می‌گوید دوباره وقتی خواب بودیم، قهرمان دیگری آسمانی شده؛ مردی که در عمر ۶۲ساله‌اش، بیش از ۴۰سال برای بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه‌هایشان، جهاد کرد و عاقبت، دور از خانه و وطنش، به شهادت رسید. و این، برای جماعت ایرانی عاشق مقاومت، یعنی مصیبت مضاعف. برای ما ایرانی‌ها که همیشه تاریخ، سرفراز بوده‌ایم به مهمان‌نوازی، داغ بزرگی است که رژیم کودک‌کش صهیونیستی، مهمان عزیزمان را در خانه ما به شهادت رسانده...

*پرده دوم: یک داغ به حرارت داغ ساعت ۲۰: ۱

ساعت‌ها از انتشار خبر می‌گذرد اما ناباوری آمیخته به خشم، دست از سرِ دل‌هایمان بر‌نمی‌دارد؛ درست مثل آن جمعه تلخ ۵سال قبل. بهت، نفس را در سینه‌هایمان حبس کرده و بغض، راه گلویمان را بسته؛ درست مثل ۵سال قبل. محتاج دست تسکینی هستیم که بیاید و قلب‌های آشفته‌مان را به آرامش برساند. و این بار هم، فرمانده - همانی که از همه داغدارتر است -، می‌آید و به دادِ دل‌های سوخته‌مان می‌رسد.
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب که از راه می‌رسد، حال غریب ۵سال قبل برایمان تداعی می‌شود: «ملت عزیز ایران! رهبر شجاع و مجاهد برجسته فلسطینی، جناب آقای اسماعیل هنیه، در سحرگاه دیشب به لقاء‌الله پیوست و جبهه عظیم مقاومت، عزادار شد...» انگار صفحات ذهنمان ورق می‌خورد و مطلع پیام حضرت آقا بعد از شهادت حاج قاسم، پیش چشم‌هایمان زنده می‌شود: «ملّت عزیز ایران! سردار بزرگ و پرافتخار اسلام، آسمانی شد. دیشب ارواح طیّبه شهیدان، روح مطهّر قاسم سلیمانی را در آغوش گرفتند...»کلمات فرمانده انگار مأمور شده‌اند به ما بگویند دوباره صاحب‌عزای داغی از جنس داغ ساعت ۲۰: ۱ شده‌ایم و با وجود آتشی که در دل و بغضی که در گلو داریم، باید پیش چشم حرمله‌ها، دست روی زانو بگذاریم و کمر راست کنیم مبادا دشمن به مصیبت‌مان بخندد.*(روایت نوه شهید هنیه از اتهاماتی که به پدربزرگش زده می شد؛ اتهاماتی که با شهادت عموها و عموزاده هایش رنگ باخت)
6 MB

*پرده سوم: مردی از جنس حماسه، در دل کربلای غزه

تکلیف همه را از خیلی قبل‌تر مشخص کرده بود؛ از ۳، ۴دهه قبل که در جواب تهدیدات مستمر رژیم اشغالگر درباره ترور و حذف، گفت: «شهادت، در میان ملت ما، نام یک مرحله از زندگی است که همه بچه‌ها و همه جوان‌ها از آن حرف می‌زنند.» شاهدش، حرف‌های «حازم» بود، پسرکش که در نوجوانی، پا جای پای پدر مبارزش گذاشته بود و می‌گفت: «شهادت را دوست دارم. شهادت، بهتر از زندگی است چون راه رسیدن به بهشت است.» عاقبت هم، هر دو به آرزویشان رسیدند؛ پسر اما زودتر از پدر.اعضای خانواده شیخ اسماعیل، یکی‌یکی لباس شهادت پوشیدند اما بازماندگان هیج‌وقت حاضر به ترک خانه و کاشانه‌شان نشدند. خاندان هنیه، ۶۰شهید تقدیم راه فلسطین کرده بود اما همیشه متهم بود. با این حال، مرد همیشه صبور حماس، هرگز لب به گله و شکایت باز نکرد. اما دست تقدیر الهی، از او اعاده حیثیت کرد.*(اعضای خانواده شهید اسماعیل هنیه که توسط اسراییل به شهادت رسیدند)
چند ماه قبل، وقتی بعد از یک ماه روزه‌داری در محاصره مطلق، ۳پسر و ۳نوه هنیه در روز عید فطر با اصابت موشک مستقیم اسراییلی‌ها به خودرویشان در اردوگاه الشاطی در شمال غزه به شهادت رسیدند، مرد باعظمت داستان ما، حتی خم به ابرو نیاورد و گفت: «خون فرزندان من، رنگین‌تر از خون کودکان غزه نیست. همه مردم فلسطین، فرزندان‌شان را فدا کرده‌اند، ما هم مثل آن‌ها. خداوند را به خاطر این افتخار که با شهادت پسران و نوه‌هایم نصیبم کرد، سپاسگزارم.»این‌ها را مردی می‌گفت که در تمام این سال‌ها، متهم بود به اینکه فرزندانش از فلسطین خارج شده‌اند و در‌حالی‌که مردم غزه هر روز زیر آوار بمب‌های اسراییلی شهید می‌شوند، آن‌ها در ترکیه و قطر زندگی امن و راحتی دارند. حالا خون همان بچه‌ها، از اسماعیل هنیه رفع‌ اتهام کرده بود...

*پرده چهارم: ... و او «ایران» را انتخاب کرد

سال ۲۰۱۷ که آرای هم‌رزمانش، رأی به ریاستش بر شاخه سیاسی حماس داد، تصمیم گرفت با سفر به کشور‌های مختلف و رایزنی با مقامات بلندپایه، برای گسترش دایره حمایت از فلسطین تلاش کند. مجوز خروج از غزه را اما چه کسی باید برای او صادر می‌کرد؟ اداره گذرنامه فلسطین؟ نه! او هم مثل تمام ساکنان سرزمین‌های اشغالی، تنها با مجوز دشمن اشغالگر می‌توانست به صورت قانونی از غزه، خارج شود! نقل است پاسخ اسراییل به درخواست اجازه‌نامه سفر هنیه این بود: به شرط عدم سفر به تهران!*(سخنرانی شهید هنیه در مراسم تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی)
2 MB
سفر‌های دوره‌ای هنیه شروع شد؛ یک روز مالزی، روز دیگر قطر، بعد از آن، روسیه و... در تمام آن روز‌ها اما سفر به ایران، از برنامه رئیس دفتر سیاسی حماس، خارج نشد. و عاقبت، یک اتفاق تلخ، باعث شد او تصمیم نهایی را بگیرد. خبر شهادت حاج قاسم سلیمانی که دنیا را تکان داد، اسماعیل هنیه دیگر تردید نکرد؛ خودش را به مراسم تشییع سردار پرافتخار ایران در دانشگاه تهران رساند و شد سخنران اصلی آن مراسم که چشم دوربین‌های تمام رسانه‌های دنیا به آن دوخته شده بود.سخنرانی رهبر شجاع مقاومت فلسطین در آن روز، به خاطره‌ای ماندگار در ذهن و قلب ایرانیان شیفته جبهه مقاومت تبدیل شد؛ آنجا که هنیه از حمایت‌های بی‌دریغ شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از مقاومت فلسطین گفت و از او با عنوان «شهید القدس» یاد کرد.
آن روی سکه حضور در مراسم تشییع ژنرال پرآوازه جبهه مقاومت و خار چشم صهمیونیست‌ها اما برای هنیه، حسابی پرهزینه بود. اسراییل اعلام کرد که هرگز اجازه بازگشت به نوار غزه به او داده نخواهد شد. و اینطور بود که اسماعیل هنیه، رهبر پرافتخار مقاومت فلسطین، از آن سال، در میان قطر و ترکیه و لبنان، آواره شد؛ درست مثل هموطنانش، و در ۵سال آخر عمرش دیگر هرگز نتوانست قدم روی خاک وطنش بگذارد...

*پرده پنجم: وقتی «اسماعیل فلسطین»، دشمن اشغالگر را عصبانی کرد...

عصبانی که نه، دیوانه کرده بود از صدر تا ذیل آن رژیم جعلی را. خیال می‌کردند با زندان و تبعید، مرد مجاهد فلسطین را مجبور به سکوت و عقب‌نشینی می‌کنند. او اما آب پاکی را روی دست اسراییلی‌ها ریخت و با صدای بلند اعلام کرد که «رژیم اشغالگر را به رسمیت نمی‌شناسد». تا آخر هم به هیچ قیمتی حاضر نشد بر سر موجودیت وطن آبا و اجدادی‌اش، فلسطین، با دشمن معامله کند. هر بار بعد از آزادی، بی‌واهمه از تهدید‌های دائمی ترور، با قامتی افراشته، دوباره به خانه بر‌می‌گشت؛ به غزه قهرمان.*(سجده شکر شهید اسماعیل هنیه و یارانش بعد از اجرای عملیات طوفان الاقصی)
5 MB
رهبر شجاع آزادگان فلسطینی اما تیر خلاص را ۱۰ماه قبل به پیکر اسراییل زد؛ درست بعد از رسانه‌ای شدن خبر عملیات بی‌نظیر طوفان الأقصی. تصاویر نفوذ غرورآفرین شیربچه‌های حماس به شهرک‌های‌ یهودی‌نشین در سرزمین‌های اشغالی که روی خروجی خبرگزاری‌های دنیا رفت و کابینه نتانیاهو در بهت فرو رفت، نوبت اسماعیل هنیه و یارانش بود که از کیلومتر‌ها دورتر، شلیک نهایی را به قلب صهیونیست‌های قاتل انجام دهند.فیلم سجده شکر دسته‌جمعی او و همراهانش ازجمله «صالح العاروری» بعد از شنیدن خبر اجرای موفقیت‌آمیز عملیات طوفان الأقصی، به سرعت در صدر اخبار قرار گرفت و آتش خشم سران اسراییل را شعله‌ورتر کرد.
*(وقتی شهید اسماعیل هنیه، خبر شهادت فرزندان و نوه ها را به همسرش داد)

*پرده ششم: زنانی با دامن‌های شهید‌پرور...

فصل آخر داستان زندگی «اسماعیل عبدالسلام احمد هنیه» هم، مثل همرزمانش، بعد از عمری جهاد و مبارزه خستگی‌ناپذیر، با شهادت رقم خورد؛ همانطور که آرزویش را داشت. از اینجای داستان به بعد، پرچم مقاومت را خانواده شهید اسماعیل هنیه بلند کردند. و الحق که سربلند بیرون آمدند از این آزمون کمرشکن. خوش‌سابقه بوده‌اند البته خاندان هنیه در مواجهه با بلا‌های عظیم.همین ۴ماه قبل، همسر شهید اسماعیل هنیه، با صبر زینبی که در مصیبت شهادت فرزندان و نوه‌هایش نشان داد، به قهرمان جدید جامعه زنان مسلمان و بلکه زنان آزاده جهان تبدیل شد. ‌ام عبدالسلام، که از مدتی قبل به خاطر بیماری در بیمارستان بستری بود، خبر شهادت ۳پسر و ۳نوه‌اش را روی تخت بیمارستان از زبان همسرش شنید که به ملاقات او رفته بود. واکنش‌ ام‌الشهدا، رشک‌بر‌انگیز بود؛ به زبان گفت: «الحمدلله» و بعد، وضو گرفت و در عمل هم، دو رکعت نماز شکر به جا آورد.*(صحبت های عروس شهید هنیه بعد از دریافت خبر شهادت او)
5 MB

این زن، پرچم را در انتهای افق خواهد کوبید

در مقابل خبر سنگین شهادت پدر اما، این زنان جوان خانواده بودند که وسط میدان آمدند و با جملات لطیف‌شان، به دوستان قوت قلب دادند و برای دشمن، رجزخوانی کردند. «ایناس»، عروس اسماعیل هنیه، اولین شیرزنی بود که از این خانواده، قامت راست کرد و گفت: «‌ما با قلب‌هایی راضی از قضا و قدر الهی، شهادت مردی را تسلیت می‌گوییم که زمین و آسمان از ذکر خوبی‌هایش پر است و نیازی به معرفی ندارد. از عمویم، پدرم، تاج سرم و نور چشمم می‌گویم. از عمویم، ابوالعبد هنیه، که به خیل مجاهدین و صادقین و نیکبختان و به جمع فرزندانش و خون‌های پاک پیوست.ما چیزی جز آنچه رضای خدا در آن است، بر زبان نمی‌آوریم. إنا لله و إنا الیه راجعون. خدایا به ما برای صبر در این مصیبت، اجر بده و جایگزینی بهتر نصیبمان کن. مصیبت، بزرگ است اما تسلی ما این است که این دنیا فانی است و دیدار دوباره ما ان‌شاء‌الله در بهشت خواهد بود. خداحافظ‌ ای رهبر امت...»*(تمدن‌ها را زن‌ها می‌سازند/ عکس، تزیینی است)
نویسنده خوش‌ذوقی در وصف صلابت عروس اسماعیل هنیه، در اولین ساعات دریافت خبر شهادت او، اینطور نوشته: «به چشم‌های این زن و تقلایش برای گریه نکردن، نگاه کنید. به استواری‌اش، به‌ ایمانش. این زن، همان کسی‌ست که پرچم را در انتهای افق خواهد کوبید... تمدن‌ها را زن‌ها می‌سازند؛ همین‌ها که بعد از شهادت مردانشان، به خانه برمی‌گردند. همین‌ها که حماسه‌ها را لالایی می‌کنند و گهواره‌ها را مهد قهرمان‌پروری...»*(دیوارنگاره میدان ولی عصر(عج) با پیام تسلیت رییس جمهور در شهادت اسماعیل هنیه: «دیروز دست فاتح او را بالا بردم و امروز باید روی شانه‌هایم او را تشییع کنم»)

*پرده هفتم: ایران، نه؟ پس رهبر مقاومت در کجا باید به شهادت برسد؟!

«چرا ایران؟»... از صبح روز دهم مرداد ۱۴۰۳ که خبر ترور اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، در تهران، آن هم ساعاتی بعد از شرکت در مراسم تحلیف دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور جدید جمهوری اسلامی ایران، منتشر شد، سراسر ایران را شوکی عمیق فرا گرفت. دلدادگان جبهه مقاومت که بعد از ۵سال، هنوز در غم شهادت غریبانه و دور از وطنِ حاج قاسم سلیمانی عزادارند، با چشم‌های اشکبار، مدام زیر لب می‌گفتند: چرا ایران؟ چرا رهبر مقاومت فلسطین، باید دور از سرزمین مادری‌اش و در‌حالی‌که مهمان رسمی جمهوری اسلامی ایران بود، به شهادت برسد؟*(تفسیر خبرنگار فلسطینی از شهادت اسماعیل هنیه در ایران)
6 MB
فارغ از بغض‌ها و اشک‌ها و البته طعنه‌ها و کنایه‌ها در دو روز گذشته، «خالد صبارنه»، خبرنگار فلسطینی، با استدلالی زیبا و قوی، اینطور از حکمت شهادت اسماعیل هنیه در ایران می‌گوید: «به هیچ‌وجه از این ترور متعجب نشدم. به نظر شما انسان‌های شریف و قهرمان اگر در میدان نبرد شهید نشوند، پس کجا باید با مرگ رو‌به‌رو شوند؟ آیا فکر می‌کردید در خانه‌هایشان یا اینکه در اماکن نزدیک به رژیم اشغالگر یا آمریکایی‌ها شهید شوند؟آقای هنیه در یک مکان طبیعی، ترور شد؛ در یکی از میدان‌های نبرد. در کشوری شهید شد که به مدت ۳۰سال، محاصره است و بهای حمایت از آرمان فلسطین، محور مقاومت و گروه‌های مقاومت فلسطینی را می‌پردازد. بنابراین تعجب نمی‌کنم که هنیه در تهران شهید شده. پس کجا باید شهید می‌شد؟ اگر قهرمانان در تهران، یمن و لبنان شهید نشوند، پس کجا باید شهید شوند؟ آیا باید در شهرک‌های آمریکایی کشته شوند؟ او در خط مقدم به شهادت رسید...»

*پرده هشتم: تشییع باشکوهی که دشمنان را هم به اعتراف واداشت

اما «خوشتر آن باشد که سرّ دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران». آنچه در روز یازدهم مرداد ۱۴۰۳ در مراسم تشییع شهید اسماعیل هنیه در قلب تهران، پایتخت جمهوری اسلامی ایران رقم خورد، تفسیری جز شکوه و عظمت امت اسلام و محور مقاومت نداشت. خیابان‌های منتهی به میدان انقلاب و دانشگاه تهران که لبریز از جمعیت ایرانی‌های وفادار به جبهه مقاومت و فرماندهان شجاعش شد، دوستان که هیچ، دشمنان لب به تحسین باز کردند.
جنگ، مغلوبه شده بود انگار. دوربین‌ها که روی صحنه اقامه نماز رهبر معظم انقلاب بر پیکر شهید هنیه زوم کردند، خبرنگار اسراییلی دیگر نتوانست در مقابل عظمت آنچه در جریان بود، سکوت کند. اینجا بود که توییت کرد: «تصاویر بسیار شگفت‌انگیز است! چون مهم‌ترین رهبر شیعیان جهان در حال اقامه نماز برای رهبر سازمان حماسِ اهل سنت است.»
توییت دیگر خبرنگار اسراییلی هم، انگار اساساً منتشر شد که آبی باشد روی آتش دل عزادارانِ «کشته دور از وطن». او اینطور نوشت: «تشییع جنازه هنیه، هم‌اکنون در تهران. تابوت در پرچم فلسطین پیچیده شده است. و (آیت الله)علی خامنه‌ای بر او نماز می‌خواند. هرجای دیگر ترور می‌شد، اینطور گرامی داشته نمی‌شد!»*(کودکان غزه امروز عزادار شهید اسماعیل هنیه اند...)

*پرده آخر: یا‌ ایها العزیز! ما یتیمان امت محمد(ص) را دریاب...

و حالا، در سکوت حزن‌انگیز بعد از بدرقه مهمان بهشتی‌مان، ماییم و یک بغض گلوگیر و خشم مقدسی که دل‌های داغدارمان را رها نمی‌کند. ما یتیمان امت محمد(ص)، که هر روز در نبرد با لشکریان شیطان، پاره‌های پیکر عزیزی را بر دوش می‌گیریم و تا بهشت بدرقه می‌کنیم، بغض و اشک‌مان را از دشمن پنهان می‌کنیم و شکایت‌مان را به درگاه آن قادر شکست‌ناپذیر عرضه می‌داریم که: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ کثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا...»*(بیش از 300روز از شروع دور جدید جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و اجرای نسل کشی آشکارش می گذرد...)
قلب‌های سوخته ما بعد از داغ حاج قاسم‌ها، ابومهدی‌ها، عماد مغنیه‌ها، فخری‌زاده‌ها، سید رضی‌ها، عاروری‌ها و هنیه‌ها و هزاران زن و کودک بیگناه، فقط با خنکای انتقام خرد‌کننده، تسکین پیدا می‌کند. و بعد از آن، بغض در گلو و خون‌به‌دل، منتظر می‌مانیم تا در لشکر آخرالزمانی منجی عالم، بر دشمنان بشریت خروج کنیم و کار ناتمام تمام مجاهدان و آزادیخواهان تاریخ را به سرانجام برسانیم. پس زمزمه می‌کنیم: «ای تک‌سوار فاطمه! به ظهورت شتاب کن/ عالم ز دست رفت، تو پا در رکاب کن...»پایان پیام/#شهید_اسماعیل_هنیه #شهید_القدس #ترور #رهبر_معظم_انقلاب #اسماعیل_فلسطین #حاج_قاسم_سلیمانی #ابومهدی_المهندس #عماد_مغنیه #شهید_فخری_زاده #سید_رضی #العاروری
18:02 - 11 مرداد 1403



20 Replies

Profile picture of ‌امیررضا بخشنده‌
@AmirReza111 مرداد 1403
Replying to
والله عالی بود...لمس میکنید کربلای غزه رو؟؟؟...لمس میکنید هل من ناصر ینصرنی کاروان امام حسین رو؟؟؟...بخدا که تا امروز نمیدونستم هنیه و خونواده اش اینقدر شبیهند به امام حسین و خونواده اش...بنظر میرسه یحیی سنوار هم ابوالفضل زمانست...والله که این سنیها از ما ادعای شیعه ها،امام حسینی ترند

@repaydar11 مرداد 1403
Replying to
این فرصتی هست برای ما که بتوانیم برای مردم غزه کار اساسی بکنیم.نباید فرصت از دست داد

@repaydar11 مرداد 1403
Replying to
ما فقط نباید نذری خور امام حسین باشیم. باید کربلای غزه را متوقف کنیم.اگر امام حسین بود هم جلو کربلای غزه را میگرفت

@user170910030046921342911 مرداد 1403
Replying to
دوستان ربطی به واتساپ نداره اصلا مشخص نیست وسیله ترور چی بوده اگه موشک باشه که هیچ ولی اگه بمب جاساز باشه باید داخل خودمون بگردیم و قاتل را پیدا کنیم مرگ بر اسراییل

@user170910017409308195011 مرداد 1403
Replying to
این چ جور منطقیه!!!یاد این زبیر افتادم که وقتی کعبه رو آتش زدن گفت بذارید بسوزه

@user17101353047611 مرداد 1403
Replying to
وقتی میخوای به زور موضوعی رو توجیه کنی همین میشه،آخه این چه مقاله ای!! همیشه که مجبور نیستیم حرف بزنیم بعضی وقت ها باید مثل مرد بایستیم و‌مشکل رو حل کنیم نه که ماست مالی کنیم

@user17156038091011 مرداد 1403
Replying to
شهید فخری زاده رو زدن آخرش هم معلوم نشد دقیقا چی شده کلی دانشمند رو زدن..بعضی وقتا باید خودمون رو سرزنش کنیم تا عمل کرد بهتری داشته باشیم آقای هنیه مهمان ما بود باید دقت بیشتری انجام می‌شد این رسم مهمان نوازی نیست..ما ضعف داریم دشمن بیداره و داره کار می کنه برای ما ننگ بود

Profile picture of ‌امیررضا بخشنده‌
@AmirReza111 مرداد 1403
Replying to
این گزارش باعث شد متوجه بشم هنوز چه افراد خوب و مومن و باارزشی هستند تو این دنیای شیطانزده...افتخار میکنم که همدین و همکیش اسماعیل هنیه ام و پیامم به ایشون اینه که احسنتم،هم خودت راه درست زندگی رو پیدا کردی و هم به خونوادت تونستی راه درست زندگی رو نشون بدی و هم خدا بر همتون منت گذاشت و خونوادگی تونس…Show more

@user170910150031404909211 مرداد 1403
Replying to
اینکه اسرائیل در این ترور دست داشته شک نیست اما اینکه از اسرائیل با موشک در تهران یه نقطه را دلیل زده باورش سخته شک نکنید اسرائیل از طریق داخلی این کار را انجام داده انشاالله نیروهای اطلاعاتی سپاه این جاسوس‌ها را دستگیر خواهند نمود

@User140211 مرداد 1403
Replying to
این چه حرفیه از لحاظ احساسی شاید قشنگ باشهاما در واقعیت تنها جایی که نباید ترور میشد اینجا بود

@Ahmadi137112 مرداد 1403
Replying to
و چه خوش سعادتی که نائب امام زمان برایش نماز خواند!!

Profile picture of ‌علیرضا میم‌
@AliBandehKHoda4312 مرداد 1403
Replying to
درود و سلام و هزاران درود و سلام بیشمار، بر ارواح پاک شهدای اسلام عزیز.

Profile picture of ‌محمد منافی‌
@manaf13 مرداد 1403
Replying to
اسراییل با این کارش ضربه ای به وجه بین المللی امنیت ایران زده است که به هیچ وجه دیگر هیچ شخصیت سیاسی خارجی جرات نمیکند به ایران بیاید و به هیچ وجه هم قابل ترمیم نیست