کتاب الغارات را بخوانیم
ابو يحيى [9] گويد : شنيدم كه على (ع) مىگفت : اى باهليان بشتابيد و با ديگر مردم ، حق خويش بگيريد. خدا گواه است كه شما مرا دشمن مىداريد و من هم شما را.حارث بن حصيره [10] از ياران على (ع) روايت مىكند كه على (ع) گفت : غنّى و باهله را (و قبيله ديگرى كه نامش را برد) بخوانيد تا بيايند
و عطاى خويش از من بستانند. سوگند به آن خداوندى كه دانه را رويانيد و جانداران را بيافريد ، آنان را از اسلام بهرهاى نيست. و من در جايگاهم در كنار حوض و در مقام محمود گواهى خواهم داد كه ايشان در دنيا و آخرت دشمن من بودهاند. غنىّ را آن چنان به بازخواست كشم كه باهله از بيم مدهوش شود.
هرگاه جاى پاى استوار كنم قبيلههايى را به ميان قبيلههايى بازگردانم و نسبنامه شصت قبيله را كه در اسلام نصيبى ندارند باطل سازم.عمرو بن عمير [11] از پدرش روايت كند كه على (ع) گفت : غنّى و باهله را نزد من بخوانيد تا عطاهاى خويش بستانند. به آن خدايى كه دانه را رويانيد و جانداران را آفريد
آنان را در اسلام بهرهاى نيست و اگر جاى پاى استوار كنم ، قبيلهاى را به قبيله ديگر بازمىگردانم و نسبنامه شصت قبيله را كه در اسلام نصيبى نداشتهاند باطل خواهم كرد.
03:46 - 1 مرداد 1403