یک روز تعطیل اما پر ازدحام در بازار کرمان
بازار کرمان بخشی از هویت کرمانیهاست، مکانی زیبا و منحصر بهفرد که طولانیترین راسته بازاری کشور را به خود اختصاص داده است، این طاقهای تودرتو و استوار این روزها پر از هیاهویند، انگار سال از اینجا نو نوار میشود و به کل شهر میکشد.
خبرگزاری فارس کرمان _ بازار کرمان بخشی از هویت کرمانیهاست، مکانی زیبا و منحصر بهفرد که طولانیترین راسته بازاری کشور را به خود اختصاص داده است.هزارهها اینجا روی هم آمدهاند و شکوه و اصالت را به رخ همگان میکشند، این طاقهای تودرتو و استوار این روزها پر از هیاهویند، انگار سال از اینجا نو نوار میشود و به کل شهر میکشد.قدم زدن روی این سنگ فرشهای قدیمی، نوعی فخر و غرور را به وجود ما کرمانیها میریزد و خوشا به حال ما که در مکانی به قدمت تاریخ و تمدن دنبال زرقوبرق عید میگردیم و بوی نوروز را استشمام میکنیم.جمعه را برای سر زدن به بازار انتخاب کردم تا هم ببینم و بنویسم و هم بگردم و خرید کنم.جشنواره طرحها و رنگها به این مکان تاریخی جلا داده و حضور پرشور مردم فضا را تر و تازه کرده بود.از ویترینهای فروش ملزومات سفره هفتسین گرفته تا مغازههای آجیل و خشکبار و میوه و پوشاک، همگی ایستگاه حضور خانوادههایی بودند که با ذوق و وسواس مایحتاج خود را انتخاب میکردند.جمعیت زیادی روز تعطیل را برای خرید گذاشته بودند، صدای خانمی را شنیدم که می گفت: «چقدر شلوغه انگار راهپیماییه»برگشتم و اطرافم را نگاه کردم، چقدر دقیق میگفت، انتهای صف مشخص نبود، خانم و آقایی هنوز به تفاهم نرسیده بودند که سبزی تازه خورشتی بخرند یا بروند آنطرفتر و آماده طبخ تهیه کنند، آخر سر هم خانم حجت را تمام کرد و گفت. « من هنوز کلی کار دارم، اگه خودت کمک میکنی بخر!» مرد لبخند زد و برای خرید جلو رفت.دخترکی لب خشکیده که انگار پیدا نکردن لباس مورد نظرش حسابی او را کلافه کرده بود هم پاهایش را روی زمین میکشید و غر میزد.
مادرش قربان صدقهاش میرفت و با ناراحتی از وضعیت سخت تهیه لباس برای نوجوانان در حکومت اسلامی گلایه داشت.بازار خرید آجیل هم برای خودش عالمی داشت، جشنواره رنگها در ویترینهای آجیل و شکلات و خشکبار به روی مردم لبخند میزد و آنها را به سمت خودشان میکشید.قیمتهای متفاوت روی هر کدام، برخی را هنوز نیامده پشیمان میکرد و بر میگرداند و برخی هم با اشتیاق این شور مزههای پر خاصیت را انتخاب و پای چانهزنی و تسویه حساب میرفتند.بخش فروش خرما هم از ویترینهای خیلی شلوغ بود، صاحب مغازه کار خودش را راحت کرده بود و قیمت انواع خرما را روی دیوار نوشته و هر کسی قیمت میپرسید، دستش را به طرفش دست نوشته میگرفت!هیاهوی خرید در میان جار زدن شاگرد مغازهها ادغام شده و این قطعه زیبا را زنده و پر نشاط کرده است.
پایان پیام/ ۸۰۰۶۵ / ش #کرمان
21:35 - 15 مارس 2024