هنر به چه کار میآید؟
هنر در طول تاریخاش همواره با مسائل جمعی درگیر بوده است. آن را ثبت کرده و تلاش کرده ما را در جهت زندگی جمعی هدایت کند. هنر همواره کوشیده طرفدار ضعیف دربرابر قوی باشد. بر بیعدالتیهای اقتصادی و اجتماعی تمرکز داشته و سعی کرده صدای جامعه حاشیهنشین باشد و با ایجاد احساس همدردی و حتی خشم، تحولی در روند سیاست به وجود آورد. هنر انقلاب اسلامی شاهدی بر این مدعا است.
به گزارش خبرنگار تجسمی خبرگزاری فارس، حقیقت هنر را هر یک از اندیشمندان با توجه به نوع جهانبینی و تصوری که از جهان هستی دارند به گونهای معرفی میکنند. هنرمند متعهد شهید آوینی در تبیین حقیقت هنر و درونمایه آن میگوید: حقیقت هنر نوعی معرفت است که در عین حضور و شهود برای هنرمند مکشوف میگردد و این کشف، تجلی واحدی است که از یک سو در محتوا و از سوی دیگر در قالب هنر ظاهر میشود... هنر از حیث محتوا نوعی معرفت است و از این قرار عین حکمت و معرفت پس چگونه میتوان مظاهر مختلف حیات انسان را، علم و حکمت و هنر و فلسفه و دین را آن چنان که امروز معمول است از یکدیگر جدا کرد. هنر از لحاظ مضمون و محتوا عین تفکر و حکمت و عرفان است و تنها در نحوه بیان و تجلی از آنان متمایز است. این روزها که به میانه هفته هنر انقلاب اسلامی رسیدهایم بیشتر از همیشه به ماهیت و اهمیت هنر در زندگی و رشد انسان میاندیشیم.
از این رو در ادامه این یادداشت تلاش خواهیم کرد که پرسش بنیادین "چیستی هنر" را کنار بگذاریم و در امتداد آن این پرسش را پیش بکشیم که هنر به چه کار میآید؟ هنر به ما کمک می کند تا "به یاد بیاوریم" هنر به ما "امید" میدهد هنر "اندوه را برای ما قابل تحمل میکند" هنر در "تعادل یافتن" احساسات و عواطفمان به ما کمک میکند هنر به ما میآموزد که"چگونه خود را درک کنیم" هنر باعث "رشد" ما میشود هنر "تحسین کردن" را به ما میآموزد این نکات را میتوان کارکردها و عملکردهای هفتگانه هنر دانست، اینها عمومیترین و قابل قبولترین عملکردهای هنر نزد متفکران و صاحبنظران حوزه هنر هستند جهان مدرن برای هنر اهمیت بسیاری قائل است، به اهمیت مفهوم زندگی. شاهد این دیدگاه متعالی را میتوان در افتتاح گالریها و موزههای جدید، اختصاص منابع مالی دولتها در جهت تولید و عرضه هنر، شوق سردمدارن و حامیان هنر برای دستیابی بیشتر به آثار هنری، اعتلای رشتههای هنری دانشگاهها و قدردانی از بازار هنر تجاری مشاهده کرد. هنر، مانند هر ابزار دیگری، این توانایی را دارد که قابلیتهای ما را از آنچه طبیعت به ما داده، فراتر برد. هنر میتواند برخی نقطه ضعفهای فردی و اجتماعی ما را جبران کند. هنر به طور اعم (هنرهای تجسمی و سینما) وسیلهای کاربردی است که میتواند مخاطبش را راهنمایی کند، تسکین دهد و او را برانگیزد و از او انسان بهتری بسازد. هنر به ما کمک میکند اخلاقیتر زندگی کنیم.
خودشناسی را در ما تقویت میکند و روش فوقالعادهای است که از حاصل آن، برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، استفاده کنیم هنر منبعی است که میتواند ما را به ارزیابی دقیق تر از چیزهای ارزشمند رهنمون شود، آن هم با عمل کردن در جهت مخالف عادت داشتن، و دعوتمان میکند چیزهایی را که دوست داریم یا تحسین میکنیم، ارزیابی دوباره کنیم. هنر در طول تاریخاش همواره با مسائل جمعی درگیر بوده است. آن را ثبت کرده و تلاش کرده ما را در جهت زندگی جمعی هدایت کند. هنر همواره کوشیده طرفدار ضعیف دربرابر قوی باشد. بر بیعدالتیهای اقتصادی و اجتماعی تمرکز داشته و سعی کرده صدای جامعه حاشیهنشین باشد و با ایجاد احساس همدردی و حتی خشم، تحولی در روند سیاست به وجود آورد. هنر انقلاب اسلامی شاهدی بر این مدعا است. همواره میتوان این سوال را مطرح کرد که: نگاه کارکردی به هنر چه نتایجی عاید ما میکند؟ در واقع این که، قانع شویم هدف اصلی درگیر شدن با هنر این است که ما را به سوی بهبود زندگی هدایت کند-که دیدگاه بهتری نسبت به خودمان و جامعهمان پیدا کنیم. اگر هنر چنین قدرتی دارد به این دلیل است که ابزاری است برای اصلاح یا جایگزین کردن ضعفهای فراوان اجتماعی و روانی ما. هنر ترکیب بسیار والایی از تجربههای دیگران است، که به شکل خوب و سامان یافته به ما عرضه شده است. میتواند با کمال فصاحت، صدای فرهنگهای دیگر را به ما عرضه کند و به این ترتیب درگیر شدن با اثر هنری تصور ما را از خودمان و جهان توسعه میدهد.
هنر صدف بیرونی ما را برمیدارد و ما را از بیتوجهی عادیمان نسبت به چیزهای معمولی اطراف، نجات میدهد جامعه به وسیله هنر حساسیتهایش را بازمییابد و به چیزهای کهنه با نگاهی نو مینگرد. هنر از این تصور که زرق و برق و اشرافیت تنها راه حل است، جامعه را منع میکند. هنر میتواند خانهای مناسب و آرمش بخشی برای دل نگرانیهای نیمه شبان ما باشد. برای مشخص کردن وظیفهای برای هنر، با زبانی شاعرانه میتوان گفت: هنر یکی از وظایفش این است که به ما میآموزد دوستدار خوبیها باشیم: دوستدار رودخانهها و آسمانها، دوستدار جادهها و سنگها. و از آن مهمتر و همگام با آن، دوست دار انسانها و خدا. انتهای پیام//.
01:55 - 22 فروردین 1401