بررسی علم عملیات روانی با رویکرد کلام امیرالمومنین(ع)
علم عملیات روانی با رویکرد کلام امیرالمومنین(ع) بررسی شد.
خبرگزاری فارس؛ هرمزگان، معصومه امیرزاده نوشت: از ابتداییترین نزاع بشر بر سر کسب جایگاه؛ نبرد بین هابیل و قابیل چندین میلیارد سال میگذرد و این خاطره دور در ذهن انسان از نزاع، با نقشه و برنامهریزی مناسب انجام شده بود. جنگ در بین انسانها با کسب علم و پیشرفت در کشف توانمندیها و دستمایههای خدادادی، صورتهای مختلفی به خود گرفت. جنگ با سنگ، چوب، شمشیر، اسلحه، بمب هسته و شیمیایی، اسلحههای لیزری و فوق مدرن همه و همه صورتهای مختلف نزاع در بین بشر است. به موازات رشد تکنیکهای نظامی، تاکتیکهای روانی نیز در جنگ رشد قابل ملاحظه ای داشته، به گونه ای که هم اکنون جنگ یا عملیات روانی به عنوان یک شاخه علمی در دانشگاههای آموزش نظامی مورد مطالعه و بررسی است. همچنین از جنگ نرم میتوان به عنوان روشی بسیار موثر در مغلوب کردن دشمن نام برد. امروزه رهیافت تقابلگرایی و خشونت محور با محوریت اقدامات نظامی در نظام بینالملل جای خود را به رویکرد نرم افزاری و جنگ نرم داده است. این رهیافت از سوی مراکز مطالعاتی و موسسات وابسته به بنیانهای غرب اشاعه یافته و توسط موسساتی همچون کمیته خطر کنونی (CPD)، بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی(NED)، موسسه هوور(HI) و بنیاد دفاع از دمکراسی(FDD) ترویج شده است. (عسکری،۱۳۹۰،۷۱) آیت الله خامنه ای در دو دهه اخیر، مهمترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی را، جنگ نرم معرفی کرده اند.
ایشان در این مورد باهدف شناخت بیشتر جامعه و نخبگان، با ادبیات مختلف، جنگ نرم را معرفی و به خوبی تبیین فرموده اند: (همان ،۷۶) «جنگ نرم، جنگ ارادهها و عزمها، سیاستها و تدبیرهاست» (پیام رهبری به حجاج بیتالله الحرام ۲۳اسفند ۱۳۷۸) «جنگ نرم یعنی جنگ به وسیله نفوذ، دروغ و شایعه پراکنی» (دیدار با جمع زیادی از بسیجیان کشور ۴ آذر۱۳۸۸) «جنگ نرم یعنی تهاجم به مرزهای ایمانی، عقیدتی و فرهنگی» (دیدار با جمع زیادی از بسیجیان کشور ۴ آذر۱۳۸۸) همه این موارد ما را بر آن میدارد که با تفحص در دستمایههای دینی، فرهنگی و اعتقادی خود در برابر این هجوم روانی مجهز شویم در حوزه جنگ و دفاع دستورالعملهای سازندهای در سیره معصومین(علیهم السلام) قابل مطالعه و شناسایی است. در سیره نبوی و علوی این امر به دلیل ایجاد موقعیت حکومت برای این دو بزرگوار بیش از سایر ائمه الهدی (ع) قابلیت مشاهده و کنکاش را دارد. موضوع این نوشتار بر محوریت عملیاتهای روانی امام علی علیه السلام و تکنیکهای روانی در دوران ایشان استوار است. گویا او را میبینم که سوار بر اسبی تیز رو وبدون زره(۱) و شمشیری که بر هرکه بگذرد به دوزخ با صورت افکنده میشود. مثل تند بادی مهیب بر صفوف دشمن فرود میآید. گویا رسول الله را میبینم که از رزم حیدر کرار تبسمی شیرین بر لب دارد و فضای سینه اش را غروری مقدس از داشتن بازویی توانا چون علی آکنده است.
در آسمان طنینی ملکوتی پیچیده: لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار (۲) اما علی(ع) خود را همچنان پرورده دامان نبوت میداند و در وصف رزم پیامبر(ص) میفرماید:«کنا اذا احمر البأس اتقینا برسول الله (ص) فلم یکن احد منا اقرب الی العدو منه» هرگاه جنگ شعله ور و سخت میشد ما به رسول خدا (درود خدا بر او خاندانش باد) پناه میبردیم و در آن هنگام هیچ یک از ما به دشمن نزدیک تر از او نبود(۳) پی نوشت: ۱- سعید بن قیس همدانی میگوید: روزی در یکی از جنگها نگاهم به مردی افتاد که زره به تن نداشت گفتم: «یا امیرالمؤمنین، درچنین وضعیتی زره به تن ندارید؟ فرمود:« آری. هر بندهای از سوی خدا دو فرشته نگهبان دارد که نمیگذارند از بالای کوهی سقوط کند یا در چاهی بیفتد، اما وقتی که قضا فرود آید ( زمان مرگ فرا رسد)، آن دو فرشته از میان او و سرنوشتش کنار میروند. بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۶، حدیث ۷ اصول کافی ۲- در سال سوم هجری به پیامبر اکرم(ص) خبر رسید که مشرکان قریش به منظور انتقام شکست بدر و با هدف نابودی مسلمانان، با لشکری آماده و مجهز به سوی مدینه در حرکت هستند. رسول الله(ص)، به همراه تعداد کمی از مسلمانان از شهر خارج شدند و در کنار کوه احد با مشرکان روبرو شدند. ولی متأسفانه در اثناء جنگ گروهی از مسلمانان برای جمع آوری غنیمت، سنگر خود را ترک کردند. این کار موجب شد تا لشکر مشرکان آرایش مجدد پیدا کرده و با حمله ای شدید ضربه سختی به مسلمانان وارد ساختند.
از طرف دیگر شایع شد که پیامبر(ص) در جنگ جان خود را از دست داده است عده ای با دیدن این وضع دست از جنگ کشیده و فرار کردند ولی علی(ع) پروانه وار گرد شمع وجود رسول خدا(ص) میگشت در حالیکه بدن مبارکش مجروح شده بود. در این هنگام صدایی از طرف آسمان به گوش رسید که «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» جوانمردی چون علی و شمشیری مثل ذوالفقار وجود ندارد..» ۳- خطبه ۷۲ نهج البلاغه عملیات روانی در گذر زمان عملیات روانی واژه است که تا کنون برای آن تعریفی جامع و مانع که مورد توافق همه نظریه پردازان این عرصه باشد ارائه نشده است. اما یکی از تعاریفی که تقریبا تمامی پژوهشگران این حوزه بدان استناد کردهاند این است که پنتاگون (۱) به آن پرداخته است: «عملیات روانی، عملیات طراحی شده ای برای انتقال اطلاعات و شاخصهای انتخاب شده به مخاطبان خارجی به منظور تاثیرگذاری بر احساسات (هیجانات)، انگیزهها، استدلال بیطرفانه و در نهایت، رفتار حکومتها، سازمانها، گروهها و افراد خارجی است» (ابراهیمی، صدوقی، ۱۳۸۹، ۱۹) قصد آن را نداریم که تعاریف متنوعی که « پل لاینبرگر» ، «ویلیام داواتی» یا سایر نظریهپردازان این حوزه به آن پرداخته اند را در این مجال مورد نقد و بررسی قرار دهیم، بلکه ارائه تعریفی روان و ساده برای استفاده در ادامه بحث مورد نظر ماست.
از برآیند همه تعریفها میتوان این را گفت که: «مجموعه اقدامات تبلیغی-روانی یک کشور یا گروه به منظور اثرگذاری و نفوذ برعقاید و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب با اتکا به زمینهها و ابزارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی» تعریف ساده ای از عملیات روانی است (همان،۲۳) ۱-Pentagon نمونههای متعددی از جنگ روانی را میتوان در تاریخ صدر اسلام یافت. آتش روشن کردن توسط سپاهیان اسلام در شب فتح مکه و ایجاد رعب در مکیان یا حیله قرآن بر سر نیزه کردن عمروعاص و شکست دادن سپاه در حال پیروزی حضرت علی (ع) با این وسیله، نمونههای برجستهای (البته با ارزشهای متفاوت) از جنگ روانی است که به اقتضاء فرصت و ذوق و نبوغ طراحان آن به اجرا در آمده اند. با مطالعه در سنت میتوان روایات زیادی جهت تأئید این مطلب ذکر کرد. از مهمترین ابواب و روایات این بخش روایاتی است که حاکی از جواز به کار بردن خدعه در جنگ است: «الحرب خدعه» و جنگ روانی از مصادیق بارز «خدعه» است. «خدعه» در لغت به معنای «مایخدع به» است. یعنی آنچه به وسیله آن خدعه ورزیده میشود که عبارت از «مکر و حیله و فریب» است. از دیدگاه فقه اسلامی، خدعه در جنگ جایز است. علامه حلی (ره) در کتاب «تذکره» و «منتهی» براین مطلب، ادعای اجماع کرده است. روایاتی که علمای اسلام جهت جواز خدعه در جنگ، بدان استدلال کردهاند گویای جواز جنگ روانی است.
از جمله این روایات حدیثی است که علامه حلی(ره) از منابع اهل سنت نقل میکند که مربوط به رویارویی حضرت علی (ع) با عمروبن عبدود در جنگ احزاب (خندق) است: «قال: وروی العامهان عمروبن عبدود بارز علیاً علیهالسلام فقال: مااحب ذلک یابن اخی، فقال علیهالسلام لکنی احب اناقتلک فغضب عمرو فاقبل الیه فقال علیهالسلام به مابرزت لاقاتل اثنین فالتفت عمروفوثب علی علیهالسلام فضربه فقال عمرو خدعتنی فقال علیهالسلام . الحرب خدعه» یعنی: عامه روایت کردهاند که چون «عمروبنعبدود» با علی علیهالسلام روبرو گشت، گفت: من این امر (مصاف با علی علیهالسلام.) را دوست ندارم، ای پسر برادرم، امام علی علیهالسلام فرمود: امّا من مایلم، آنگاه عمرو غضبناک شد و به سوی امام روان گردید. امام علی علیهالسلام [از روی خدعه] گفت: من به میدان نیامدهام که با دونفر بجنگم پس عمرو متوجه جانبی شد (غافلگیر شد) آنگاه امام جستی زد و به او ضربهای وارد کرد عمرو گفت: به من خدعه زدی و امام فرمود جنگ خدعه است. البته گفتنی است، امام در کنار اعتقاد به زیرکی در جنگ در تدابیر روانی خود به اصول مستحکم پایبند است.
ایشان پس از جنگ صفّین در سال ۳۷ هجرى در خطبهای در کوفه فرمود: « إِنَّ اَلْوَفَاءَ تَوْأَمُ اَلصِّدْقِ وَ لاَ أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَى مِنْهُ وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ اَلْمَرْجِعُ وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اِتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ اَلْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ اَلْجَهْلِ فِیهِ إِلَى حُسْنِ اَلْحِیلَهِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اَللَّهُ قَدْ یَرَى اَلْحُوَّلُ اَلْقُلَّبُ وَجْهَ اَلْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اَللَّهِ وَ نَهْیِهِ فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ اَلْقُدْرَهِ عَلَیْهَا وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لاَ حَرِیجَهَ لَهُ فِی اَلدِّینِ» (اى مردم وفا هم راه راستى است،که سپرى محکم تر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم آنکس که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد خیانت و نیرنگ ندارد. امّا امروز در محیط و زمانهایى زندگى مىکنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکى مىپندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر مىخوانند. چگونه فکر مىکنند خدا بکشد آنها را! چه بسا شخصی تمام پیش آمدهای آینده را میداند، و راههای مکر و حیله را میشناسد ولی امر و نهی پروردگار مانع اوست، و با اینکه قدرت انجام آن را دارد، آن را به روشنی رها میسازد. ما آن کس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصتها برای نیرنگ بازی استفاده میکند». (خطبه ۴۱ نهج البلاغه) همانگونه که مشاهده کردید؛ ایشان ضمن بیان توانایی ذهنی برای ترتیب دادن بهترین استراتژیهای روانی، اوامر و نواهی پروردگار را مانع از به کارگیری هر نوع حرکتی در این راستا میداند و جایگاه حیله را از زیرکی تمیز میبخشد.
نکته دیگری که وجه تمایز عملکرد امام علی علیه السلام با تئوریهای موجود در حوزه عملیات روانی است اینکه ایشان نه تنها بر دشمن که بر انبوه سپاهیان خود نیز با تاکتیک تبلیغ و رجز تاثیر به سزایی گذاشته و هم زمان ضمن تحریک سپاهیان به نشان دادن تهور و دلاوری و به کارگیری همه قوا، نسبت به ایجاد رعب در دشمن اقدام میکردند این تاکتیک هم زمان در تئوریهای نوین کمتر دیده شده است. پس آنچه از ایشان مشاهده میکنیم همه توانایی علی علیه السلام نیست بلکه بخشی از تدیبر ایشان است که با تقوای الهی به هم آمیخته است. بیشک این اولین درس برای کسانی است که در سپاه اسلام مسؤولیت پیریزی تدابیر روانی را برعهده دارند. دروه حکومت حضرت علی علیه السلام با قتل خیلفه سوم؛ عثمان، آغاز و با شهادت امام تمام میشود. در این دوره سه جنگ جمل، صفین و نهروان به جامعه اسلامی تحمیل شد. این جنگها فقط به اسب، سوار، شمشیر و نیزه محدود نیست بلکه وجوه بارز عملیات روانی؛ شبههانگیزی، ترور شخصیت، استفاده ابزاری از دین و مقدسات، جعل خبر، تبلیغات، تهدید و تطمیع نیز نمایان است. (قنبری،۱۳۸۹،۳) در دوره علی علیه السلام در عین حال که جنگ با ابزار بسیار ساده ای رخ میداده اما به لحاظ روانی گاهی شاهد پیچیدهترین عملیاتها هستیم که شاید تا امروز قابلیت بازخوانی ،الگو گیری و بهرهبرداری را برای تئورسینهای عملیات روانی داشته باشد. به عنوان مثال کاری که عمروعاص در جنگ صفین در خصوص بر نیزه کردن قرآنها کرد؛ یکی از بارزترین این رویدادهاست.
در آن زمان از ابزارهای مختلفی برای پیادهسازی عملیات روانی بهره میبردند: ۱- انتشار شایعه ۲- رجز خوانی و استفاده از شعارهای رزمی ۳-استفاده از اشعار رزمی و حماسی ۴- لافزنی و تظاهر به قوی بودن ۵-ایراد خطبه و سخنرانی بهخصوص در شروع جنگ ۶- پایبندی به مقدسات خود و حمله بهمقدسات طرف مقابل ۷- نامه پراکنی و ارسال نامه توسط سفیران ۸-اقناع و تسلیم ۹-تفرقه ۱۰-فریب دشمن ۱۱-ایجاد تردید و شبهه در پیروزی و حقانیت طرف مقابل ۱۲-تحریک عواطف و احساسات ۱۳-تقویت نیروی خودی ۱۴-ایجاد رعب و وحشت در قلب دشمن ۱۵- مبارزهطلبی و همآورد خواهی گفتنی است، ارتش آمریکا، هفت اصل را برای فعالیتهای عملیات روانی ارائه میدهد: ۱تاثیرگذاری ۲.دستیابی ۳.کنترل متمرکز و اجرای غیر متمرکز ۴.سازمان نیروهای ویژه ۵.جنبه روانشناختی ۶.همگرایی ۷.همزمانی» (ابراهیمی، صدوقی، ۱۳۸۹، ۲۵) جالب است که بعضی از این اصول در زمان امام علی علیه السلام نیز در عملیاتهای روانی اجرایی شده است. به طور مثال میتوان به اصل تاثیرگذاری پرداخت: ۱.تاثیرگذاری: توانایی متقاعدسازی مخاطب مورد نظر به انجام دادن یا ندادن یک عمل تعریف میشود. امیرمومنان علی علیه السلام در مقاطع مختلف زمانی این توانایی خود را به نمایش گذاشته اند. به گونه ای که مبلغان و خطیبان زبردست بر توانایی تاثیرگذاری کلام ایشان بارها و بارها اعتراف کرده اند.
(ابوعثمان عمرو بن بحر الجاحظ که بحق او را از أئمه ادب عرب شمردهاند و مسعودى وى را فصیحترین نویسندگان سلف دانسته در ذیل این فقره از سخنان على علیه السّلام: « قیمة کل امرى ما یحسنه؛ ارزش انسان همان است که آن را نیکو میداند» چنین مینویسد: اگر از این نوشته جز همین کلمه نداشتیم، آن را شافى، کافى بسنده و بى نیاز کننده مىیافتیم بلکه آنرا افزون از کفایت و منتهى به غایت مىدیدیم و نیکوترین سخن آن است که اندک آن ترا ز بسیار بى نیاز سازد (شهیدی.۲۰۳:۱۳۶۰) عبدالحمیدبن یحیی عامری کاتب(قرن دوم هجری قمری) که او را پدر فنّ کتابت به شمار آوردهاند و در باره اش گفته اند:«کتابت با عبدالحمید آغاز و با ابن عمید پایان یافت» نوشتههای او در بلاغت مثل است. نک(شهیدی.۲۰۲:۱۳۶۰) او کاتب مروان بن محمد بود اما ایرانى الاصل و پدر زن « صالح بن نصر» که او هم ایرانى و کاتب حجاج بن یوسف بود. دربارهاش گفتهاند که این مرد، یعنى عبد الحمید، مىگفت: «هفتاد خطبه از خطبههاى این اصلع(۱) را من فرا گرفتم تا قلمم به نویسندگى جارى شد».
(امیرزاده، ۱۳۸۹ ،۸) یکی از بهترین نمونههای تاثیرگذاری ایشان،کلامی است که در جنگ جمل سال ۳۶ هجرى روز پنجشنبه ۱۵ جمادىالآخر هنگام دادن پرچم به دست فرزندش محمد حنفیّه فرمود: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ- عَضَّ عَلَى نَاجِذِک أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَک- تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَک- ارْمِ بِبَصَرِک أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَک- وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ» ️اگر کوهها از جای کنده شوند تو ثابت و استوار باش، ️دندانها را بر هم بفشار، کاسه سرت را به خدا عاریت ده،️ پای بر زمین میخکوب کن، به صفوف پایانی لشگر دشمن بنگر، از فراوانی دشمن چشم پوش، و بدان که پیروزی از سوی خدای سبحان است (خطبه ۱۱نهج البلاغه) گفتنی است، توصیه ای که ایشان به محمدحنفیّه در خصوص نگریستن به صفوف پایانی لشکر میکند دقیقا روشی است که اکنون تصویربرداران حرفه ای شبکههای متصل به غولهای اطلاعرسانی جهان برای کوچک نمایی جمعیتهای در حال تظاهرات و یا شرکت کننده در یک مراسم از آن استفاده میکنند. نمای سر پایین(۲): نمایی که از بالای سر سوژه و رو به پایین فیلم برداری میشود. در این حالت دوربین رو به پایین به سوژه نگاه میکند. این نما ، ارتفاع و ظاهر شخصیتها را تغییر میدهد و حرکت آنها را کند جلوه میدهد ، به این دلیل چنین نمایی میتواند، شخصیت مورد نظر را آسیبپذیر نشان دهد. این تصویر برداران برای کوچک نشان دادن جمعیت از گرفتن تصویر با نمای باز و عموما از بالا استفاده میکنند و با نشان دادن محدوده پایانی جمعیت به مخاطب، آن را در دارای حد، قابل شمارش و کم نشان میدهند.
امام علی(ع) در این توصیه از محمد حنفیه میخواهد به صفوف پایانی دشمن بنگرد و بدین وسیله جمعیت دشمن را در چشم خود حقیر بنمایاند جنبههای روانشناختی: فرمانده عملیات روانی، مسؤول ارزیابی تمامی فعالیت ها و اقدامات نیروی پشتیبان و نیز جنبه های روان شناختی آنهاست. این عمل با نقش مدیران بازاریابی و کارشناسان روابط عمومی در جهان تجارت قابل مقایسه است؛ اما در امور نظامی به ندرت شاهد این اقدام هستیم. اما در سیره امام علی علیه السلام، بسیار با این مورد مواجه می شویم ؛که ایشان رفتار نیروهای خود را به شدت تحت نظر داشته، ترس آنها را مورد عتاب و یا شجاعتشان را مورد تحسین قرار میدهند و یا حتی با تبار شناسی جمعیت مورد مخاطب و یا بهره گیری از جغرافیای سیاسی، محل سکنی ایشان رفتارشان را مورد تحلیل روانشناختی قرار میدهند به کلام امام به هنگام نبرد در جنگ صفیّن خطاب به سربازان توجه نمایید: ۱-کسی را گویند که جلو سرش مو نداشته باشد و امیر المومنین (علیه السّلام) اینگونه بود. ۲. High Angle «...وَکَأَنِّیأَنْظُرُإِلَیْکُمْتَکِشُّونَکَشِیشَالضِّبَابِلَاتَأْخُذُونَحَقّاًوَلَاتَمْنَعُونَضَیْماًقَدْخُلِّیتُمْوَالطَّرِیقَفَالنَّجَاةُلِلْمُقْتَحِمِوَالْهَلَکَةُمُتَلَوِّمِ.» گویى شما را در برخى از حمله ها، در حال فرار، ناله کنان چون گلّه اى از سوسمار مى نگرم که نه حقّى را باز پس مى گیرید، و نه ستمى را باز مى دارید، اینک این شما و این راه گشوده، نجات براى کسى است که خود را به میدان افکنده به مبارزه ادامه دهد، و هلاکت از آن کسى است که سستى ورزد.
(نهج البلاغه،خطبه ۱۲۳) تعبیر امام از مواجه سپاه با دشمن به گله سوسمار دقت نظر ایشان و نگاه از بالا به رفتار عملیاتی نیروهایشان دارد بعضى از مفسران گفتهاند: بسیارى از حیوانات، مانند موش صحرایى و روباه و سوسمار براى لانه خود دو سوراخ قرار مىدهند. یکى آشکار که از آن وارد و خارج مىشوند، دیگرى پنهانى که اگر احساس خطرى کنند، از آن مىگریزند. این سوراخ پنهانى را نافقاء گویند. همچنین منافق کسی است که طریقی مرموز و مخفیانه برای خود برگزیند تا با مخفی کاری در جامعه نفوذ کند و به هنگام خطر از طریق دیگر فرار کند. پس امام با به کارگیری تعبیر سوسمار ویژگی های رفتاری سربازان را تبیین می کنند. از جمله تکنیکهای روانی امام در حوزه تاثیرگذاری گفت و گوی رودر رو با سربازان است که در آن سعی در تاثیر گذاری و مدیریت یکپارچه دارند. امام علی علیه السلام با در نظر گرفتن شرایط روانی سپاه خود دستورات مدبرانه ای به سربازان خود میدهد که از منظر روانشناختی جای بسی تبیین و تشریح دارد. ایشان در یکى از روزهاى آغازین جنگ صفّین در سال ۳۷ هجرى از لشکریان خود میخواهد که به چندین تکنیک روانشناسی پای بند باشند(۱): باس رویین را آرامش و خونسردى قرار دهید. دندانها را برهم بفشارید تا مقاومت شما برابر ضربات شمشیر دشمن بیشتر گردد. باگوشه چشم به دشمن بنگرید. چشمها را فرو خوابانید،که بر دلیرى شما مىافزاید. صداها را آهسته و خاموش سازید که سستى را مىزداید.
همه این موارد نشان میدهد روانشناسی سرباز و دشمن و به کارگیری عملیاتهای روانی در خصوص هر دو گروه از تکنیک های رایج امام بوده است نهج البلاغه خطبه ۶۶ و ۱۲۴ منابع: ابراهیمی خوسفی، منصور، جنگ نرم(۴) (عملیات روانی و فریب استراتژیک)، تهران، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر، ۱۳۸۹ عسکری، محمود، جنگ نرم در عرصه دفاع ملی، تهران، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ دوم، ۱۳۹۰ نرم افزار دانشنامه علوی منهج النور (بزرگترین دایره المعارف سخنان امیرمومنان علی علیه السلام)، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی یادنامه دومین کنگره نهج البلاغه. وزارت ارشاد و بنیاد نهج البلاغه. تهران. ۱۳۶۳ یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه. بنیاد نهج البلاغه. تهران. ۱۳۶۰ www.hawzah.net payf.blogfa.com tasvirbardaran.blogfa.com پژوهشگر: معصومه امیرزاده. 17:20 - 13 آذر 1398