شهید عبدالمجید رستمی: روزی به سرزمین بیت‌المقدس خواهیم رسید

شهید عبدالمجید رستمی در وصیت‌نامه خود با بیان اینکه می‌رسد روزی که تا کربلا و از آنجا به بیت‌المقدس پیش رویم، عنوان کرد: ولایت را یاری کنید.
به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، «شهید»؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد. می‌خواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستاره‌ها،‌ شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت... «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید». تبرک لحظاتمان با شهید عبدالمجید رستمی: شهید عبدالمجید رستمی در تاریخ 22 تیر 37 در شهر همدان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه داد و از طرف سپاه به جبهه اعزام و به عنوان رزمنده به ایفای مسؤولیت پرداخت. شهید رستمی در تاریخ 8 فروردین 61 در منطقه سرپل ذهاب روستای قراویزان در اثر اصابت ترکش نارنجک توسط دشمن بعثی به فیض شهادت نائل آمد. اکنون پیکر پاکش در گلزار شهدای همدان آرام گرفته است. آنچه می‌خوانیم وصیت‌نامه شهید عبدالمجید رستمی است: «بسم الله الرحمن الرحیم» سلام بر مادر عزیزم که برای من رنج فراوان کشید. مادری که شب‌ها از شیره جانش به ما خوراند تا مرا تنومند و توانمند کرد تا امروز به این سن و سال رسیدم تا بتوانم یکی از سربازان اسلام باشم.
شما مادران هستید که تشکیل‌دهنده لشکر اسلام هستید مادر تو باید افتخار کنی که دو فرزندت را تحویل لشکر اسلام دادی تا بتوانند نیرویی باشند برای احیای اسلام مادر تو همچون فاطمه(س) دختر پیامبر که دو فرزند تربیت کرد و هر دو فدای اسلام شدند دو فرزندت به خدمت اسلام درآمده‌اند و اگر هر دو نفر آنان شهید شدند باید همچون شیرزنان صدر اسلام صابر و پایدار باشی اگر چه ما در اینجا روز به روز پیروزی‌های چشمگیر به دست می‌آوریم، می‌رود که تا کربلا و از آنجا به بیت‌المقدس پیش رویم و هر روز شاهد شکست و مزار سربازان صدام می‌باشیم. اما اگر روزی شهید شویم چه افتخاری بزرگتر از این برای شما که خون فرزندانتان در راه‌ و مسیر کربلا ریخته شده است. شما افتخار می‌کنید که خون فرزندتان در سرزمینی ریخته شده که خون حسین(ع) ریخته شد و با خون خود راه سرخی را تشکیل داد که آن راه الله، حاکمیت الله و ثبات حکومت جمهوری اسلامی است و نجات مستضعفین از چنگال جهانخوران غرب و شرق و حکومت یزیدیان است.
مگر نشنیدی که آن روحانی بالای منبر هنگام خواندن مصیبت حسین(ع) فریاد «هل من ناصر ینصرنی» یعنی آیا کسی هست مرا یاری دهد را سه بار با صدای بلند تکرار می‌کند و آن وقت همه حاضرین در مجلس روضه گریه می‌کنند! بله این طور نیست که فقط برای حسین(ع) گریه‌ بکنی و از مسجد خارج شوی و بعد همه چیز را از یاد ببری و در میان اجتماع غرق در زندگی بشوی باید جواب امامت را بدهی زیرا او فرزند امیرالمومنین علی(ع) است و حقانیتش ثابت شده است آخر او فریاد زده آیا کسی هست مرا یاری دهد که در این شرایط اگر ما هم ساکت بنشینیم و بگوییم حسین(ع) 1400 سال پیش فریاد زده به ما چه مربوط است! پس ما هم از یزیدیان هستیم زیرا آنها ساکت ایستادند و جواب حسین(ع) را با کوبیدن سنگ به پیشانی مبارک دادند انتهای پیام/89047/ 30.
پلاک
08:01 - 7 شهریور 1397

1 Reposts
40 Views


1 Reply