آزادگان سرمایه های زنده 8سال جنگ تحمیلی
آنها از اسارت آمدند اما دردهایی را هنوز باخود حمل میکنند آنها سرمایههای زنده جنگ تحمیلی هستند، سرمایههایی که باید قدردان آنها باشیم.
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، یکسال از عروج بنیانگذار کبیر انقلاب میگذشت در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه آزادگان ایرانی پس از سالها اسارت در زندانهای رژیم بعث عراق با ورود به کشور به جمع خانوادههای خود بازگشتند. این رویداد 2 هفته پس از اشغال نظامی کویت توسط ارتش صدام و ۲ روز پس از آن صورت گرفت که صدام در نامهای به مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران بار دیگر عهدنامه ۱۹۷۵ الجزیره را پذیرفت و به شرایط ایران برای پایان جنگ تسلیم شد و از جمله قول عقبنشینی از مرزهای ایران و آزادسازی اسیران ایرانی را داد. 26مرداد برای همه مردم ایران که آن روزها را درک کردهاند، روز شیرین و به یاد ماندنی است. روز بازگشت سرافرازانی که سالها در زندانهای حزب بعثی عراق سختترین شکنجهها را به جان خریدند و حال عزم وطن کردند. از قدیم گفتهاند« شنیدن کی بود مانند دیدن ....» به عنوان نویسنده این مطلب که آن روزها را درک کردهام، میخواهم اندکی از آن روزها بنویسم و تجدید خاطرات شیرین و به یاد ماندنی آن. فرض کنید یکی از نزدیکترین اقوام یعنی داییتان حدود سه سال و اندی اسیر شده باشد و در چنین روزی بشنوید که قرار است به خاک وطن بازگردد. تبریز آن روزها سراسر شور و نوا بود. خیابانها و کوچهها آذین بسته شده بودند و کوچهها سرتا پا گلهای رنگارنگی بودند که توسط اهل محل چیده شده بود.
فرشهای رنگارنگ و دستباف اهالی در کوچهها پهن شده بود و میوه و شیرینی بود که بین مردم پخش میشد آزادگانی که آمده بودند نه متعلق به یک خانواده و شخص مورد نظر بلکه متعلق به همه مردم بودند لااقل در شهر تبریز این چنین بود آقای سیاوش پوراسد(دایی بزرگوار اینجانب) آزاده سرافرازی که بعد از اسارت به افتخار جانبازی نیز نائل شده است. از آن روزها برایمان میگوید: از روزهای تلخ اسارت در دهلران عملیات مرصاد به اسارت دشمن در آمدم، ما جزو تیپ 2لشگر 21حمزه بودیم. بعد از یک هفته محاصره اسیر شدیم من هم اکنون جانباز 25درصد هستم(اعصاب و روان )و دلیلش نیز محیط بد اسارت میباشد. آسایشگاهی که ما در آن نگهداری میشدیم از کمترین امکانات بهداشتی و زندگی بهرهمند بود. تصور کنید 100 نفر آدم را در یک جای خیلی کوچک جای دهند. آنجا هم محل خواب ما بود، هم زندکی و هم دستشویی و حمام. ما در چنین محیط بدی نگهداری میشدیم اما روحیه دوستان خیلی بالا بود. همه ما به امید روز آزادی و بازگشت به وطن آن روزها را تحمل میکردیم. دوستی داشتم که اهل قلم بود و روی مقوای تاید لباسشویی خاطراتش را مینگاشت. به امید اینکه روزی به ایران که میآید آن را چاپ کند. یکبار هم به دستور صدام ما را به حرم امام حسین(ع)بردند. اما با ما نیز چون اسیران کربلا رفتار کردند. تعدادی صف بسته بودند و ما را سنگ میزدند. اما سنگها نه درد داشتند و نه جای زخمی بر تنمان گذاشتند.
چون ما درد را احساس نمیکردیم دل ما در هوای زیارت بود زیارت سالار شهیدان امام حسین (ع) وقتی از اسارت و آن روزها صحبت میکند، ابروهایش درهم میرود و تن صدایش عوض میشود، انگار که حتی گفتن از آن روزها نیز دردی به خواب رفته را در استخوانهایش بیدار کند. از شیرینی آزادی و 26مرداد اگر بپرسید باید بگویم همان اندازه که اولین شلاق نیروی بعثی عراق هنگام اسیر شدن دردی جانسوز را در ستون فقراتم انداخت، شنیدن خبر آزادیمان تمام دردهای عالم را ازیادمان برد. یادم هست وقتی مرز خسروی را رد شدیم و هوای وطن به مشاممان خورد باور کردیم که آزاد شدهایم و دیگر آن روزهای سخت در پشت مرزهای خاکی ایران و عراق باقی ماند. لااقل لحظه ورودش به تبریز را من یکی به یاد دارم، چقدر لاغر و رنگ پریده بود، به درختی میماند که سالها به آن نرسیدهاند، نه آب به آن داده باشی و نه نور طبیعی خورشید تا بارور شود. صدای مادر بزرگ هنوز در گوشم هست که بعد از شنیدن خبر آزادی دایی از خوشحالی گریه کرد و شروع به مویه کرد. نزدیکان گفتند چرا اینکار را میکنی. خدایی نکرده طوریشان که نشده است، گفتند از مرز گذشته و تا چند روز دیگر تبریز است. مادر بزرگ گفت باید مادر باشی تا بفهمی لمس شانههای پسر یعنی چه ....بغل کردن قد رعنای او یعنی چه ...من تا نبینمش بویش را نچشم سیر بغلش نکنم ...حسرت این سالها از دلم بیرون نمیرود....
او از اسارت آمد اما دردهایی را هنوز که هنوز است با خود حمل میکند، اینها سرمایههای زنده جنگ تحمیلی هستند، سرمایههایی که باید قدردان آنها باشیم بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) چه زیبا فرموده بودند« اگر اسرا آمدند و من نبودم به آنها بگویید در فکرشان بودم». آنها درست زمانی آمدند که امام خوبیها از این جهان رخت بسته بودند و به ملکوت اعلا پیوسته بودند. گزارش از فاطمه داداشی انتهای پیام/ ۶۰۰۰۲ /30/س .
00:01 - 27 مرداد 1396