سنت علمی در تمدن اسلامی
ادعای پژوهش حاضر این است که نظامهای علمی و فنی، فلسفه علم و صنعت، سنت علمی و حرفهای، و متن و محتوای علوم و فنون، از مواریث ارزشمند تمدن اسلامی است که اگر بخشهایی از آنها با رویکرد جدید مورد تحلیل قرار گیرد، کماکان قابل استفاده هستند.
چکیدهبا وجود حجم انبوه کتب، مقالات، و یادداشتهای مختلف در تحلیل آثار علمی، فنی، هنری، فلسفی، عرفانی، ادبی، تفسیری، و نظایر اینها، که از دوران شکوفایی و درخشندگی تمدن اسلامی بر جای مانده است، کمتر میتوان اثری را یافت که میراث برجای مانده را از این دیدگاه بررسی و بخشهای مورد استفاده آن را مشخص کند. به عبارت دیگر، یکی از پرسشهای اساسی آن است که آیا میراث علمی و فنی بر جای مانده از دوران شکوفایی تمدن اسلامی، قابل اعتنا و حتی در عصر جدید قابل استفاده است؟ادعای پژوهش حاضر این است که نظامهای علمی و فنی، فلسفه علم و صنعت، سنت علمی و حرفهای، و متن و محتوای علوم و فنون، از مواریث ارزشمند تمدن اسلامی است که اگر بخشهایی از آنها با رویکرد جدید مورد تحلیل قرار گیرد، کماکان قابل استفاده هستند. با توجه به گستردگی مطلب، توجه پژوهش حاضر معطوف به علوم طبیعی و فنون مهندسی با تمرکز بر یک حوزه خاص علمی، مانند فیزیک خواهد بود. در این راستا برای معرفی تجارب و یافتههای نگارنده طی دهه اخیر به عنوان صحت مدعای تحلیل تلاش گردیده است. کلیدواژه هاکلیدواژهها: تمدن اسلامی؛ میراث علمی و فنی؛ علوم طبیعی؛ فیزیک؛ صنعت؛ مهندسیمقدمهبا مطالعه آرای دانشمندان و آثار مهندسان دوره اسلامی مشخص میگردد که آثار ارزشمندی از دوران شکوفایی تمدن اسلامی، در حوزه علوم طبیعی و دانش و فنون صنعتی بر جا مانده است.
علاوه بر این، تعدادی از حکمای مسلمان درباره علم و صنعت اندیشیده و آرای جالب توجهی مطرح کردهاند نمونههای اول در قلمرو علم تجربی و صنعت و مهندسی قرار میگیرد و نمونههای دوم به حوزه فلسفه علم و صنعت مربوط است. علما و مهندسانی مانند زکریای رازی، بنوموسی، ابوریحان بیرونی، کرجی، ابن سینا، جزری، عبدالرحمان خازنی، ابن هیثم، قطبالدین شیرازی، و کمالالدین فارسی، بدون غفلت از بخش نظری علوم و فنون به گسترش آن پرداختهاند. عالمانی مانند فارابی، ابن سینا، ناصرخسرو، خواجه نصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی از جمله حکمایی هستند که به برخی از حوزههای علوم طبیعی وارد شده و پارهای از جنبههای صنعت و هر دو جنبه تجربی و برهانی (فلسفی) را مورد توجه قرار دادهاند. علاوه بر این، دانشمندان مسلمان طی چند قرن تلاش، نظامهای علمی و فنی منحصربهفردی پدید آوردهاند که حتی با معیارهای امروز جالب توجه و قابل استفاده است. پژوهش حاضر، معرفی بخشی از میراث بر جای مانده از تمدن اسلام و ایران در حوزههای علوم طبیعی و فنون مهندسی را مورد توجه قرار داده است. از آنجایی که صاحبنظران این حوزه به طرح و تحلیل چنین موضوعی نپرداختهاند، بررسی حاضر فاقد پیشینه پژوهش به صورت صریح است.هدف پژوهش حاضر، نشان دادن این حقیقت علمی است که آثار علمی متفکران مسلمان در حوزه تمدن اسلامی، نقش مهمی در تولید علمی جهان داشته است، دوم اینکه بخشی از یافتههای علمی آنها همچنان قابل استفاده است.
یکی از پرسشهای اساسی درباره میراث تمدن اسلامی این است که آیا دانشمندان و فناوران دوره اسلامی درباره علوم تجربی و فنون مهندسی اندیشیدهاند؟ آیا آثار علمی و صنعتیِ در خور توجه پدید آوردهاند؟ آیا همه یا پارهای از آنچه بر جای مانده، کماکان قابل استفاده است؟رویکردهای نظریکاوش میراث تمدن اسلامی منوط به اتخاذ رویکرد صحیح، سازنده، و نوآورانه در مقایسه با کار پیشینیان است در ادامه مهمترین رویکردهایی بیان میشود که بر اساس آنها میتوان منابع علمی و فنی تمدن اسلامی را مورد کاوش قرار داد.3-1-رویکرد تاریخییکی از رایجترین رویکردها به میراث علمی هر تمدنی، رویکرد تاریخی است. تاریخ علم، دانشی است که چگونگی وقایع علمی و تبیین چرایی و چگونگی وقوع آنها را در بستر تاریخی بررسی، مطالعه و تحلیل میکند. حاصل تتبعات تاریخی، استخراج حقایقی است که کامیابیها و شکستها، توسعه و عقبماندگی علمی یا فنی تمدن و جامعه مورد بررسی را مشخص میکند. فرجام این مطالعه، آشنایی نسل جدید با یافتههای نسلهای گذشته در آینه تاریخ است.به هر حال، با وجود ارزشمندی رویکرد تاریخی، این رویکرد کمتر محتوای فعالیتهای علمی گذشتگان را مطرح میکند، در نتیجه با استناد به یافتههای این رویکرد، نمیتوان پیوند عمیقی با گذشته برقرار کرد. بهویژه اگر توجه کنیم که در ایران حداقل به مدت چهار قرن، گسستی در حوزه علم و فناوری رخ داده است.
از این رو، در ایران اتخاذ رویکردی تاریخی برای پیوند با سرمایههای علمی و فنی یا استفاده روزآمد از میراث بر جای مانده ناکافی است از این رو، در کنار مطالعات تاریخی علم و فناوری در تمدن اسلام و ایران، باید نتایج حاصل از فعالسازی سایر رویکردها را نیز مورد استفاده قرار داد.در رویکرد تاریخی، درباره تاریخ تمدن، تاریخ علم، و تاریخ صنعت و فناوری سخن میگوییم و کمتر متعرض محتوای علمی و فنی آثار و منابع بر جای مانده میشویم. در بخش قابل ملاحظهای از متونی که در چند دهه اخیر تدوین شده، منابع و دانشمندان تمدن اسلامی مورد توجه قرار گرفته و از این دیدگاه به موضوع نگریستهاند. از این رو، گرچه اینگونه آثار در آشنایی نسل جوان با منابع و مواریث تمدن اسلامی موفق بوده، در برقراری پیوند معنایی و محتوایی موفق نبودهاند.3-2-رویکرد محتوایی و علمیاین رویکرد ضمن توجه عمومی به تاریخ تحولات علم و فناوری، توجه اصلی خود را به محتوای آثار علمی و فنی بر جای مانده معطوف میکند. در این بررسی، به دو حوزه توجه میشود:الف- بررسی محتوای مطالب در دوره زمانی تاریخ پیدایش آنها . در این بررسی مطالب منسوخ به لحاظ انطباق با واقع، مشخص میشود. به مطالبی که کماکان معتبرند، فارغ از سطح دشواری و پیچیدگی آنها، توجه ویژهای میشود.ب- با توجه به سطح علمی مطالب، مواردی که احتمال استفاده از آنها در زمان حاضر وجود دارد، مشخص و به صورت دقیق تحلیل میگردد. سعی میشود که مطالبِ برگزیده با زبان علمی جدید مورد بازنویسی قرار گیرد.
3-3-رویکرد فلسفی و برهانی:در این رویکرد، علم و صنعت و فناوری، موضوع بررسیهای نظری و برهانی و فلسفی میشود در رویکردهای تاریخی و علمی و محتوایی، معمولاً عوامل فرهنگی، ارزشی و حتی دینی در محتوای بررسیها و تحلیلها مؤثر نیست. زیرا ماهیت علوم در تمدنهای مختلف غالباً یکسان است و برای مثال، تفاوتی بین ریاضی یا فیزیک و یا نجوم یونانی و اسلامی نیست. اما در بخش فلسفه علوم یا فلسفه صنعت، این نگرشهای اجتماعی به طور مستقیم اثرگذارند و بنابراین، نتایج حاصل از آن در تمدنهای مختلف متفاوت است. به هر حال اگر در پی یافتن نسبت بین علم و فلسفه در تمدن اسلامی هستیم، باید این رویکرد را در بررسی آثار بر جای مانده اتخاذ کنیم.3-4-رویکرد تعلیمی:در این رویکرد بر استفاده از منابع علمی تمدن در کتب آموزشی، کمکآموزشی و فناوری آموزشی تأکید میشود. نتایج حاصل از این رویکرد، پیوندی عمیق بین دانش قدیم و جدید ایجاد میکند و پیوستگی علمی و تمدنی را در بستر تاریخی فراهم میآورد. از بین رویکردهای مذکور، در پژوهش حاضر تلاش میشود که از منظر رویکرد محتوایی و تعلیمی به میراث تمدن اسلامی در حوزه علوم طبیعی و فنون مهندسی توجه گردد و نشان داده شود که این دستاوردها همچنان در دنیای امروز قابل استفاده است.یافتههای پژوهشابتدا بحثی موجز درباره نظام علم و فناوری، نظام یاددهی و یادگیری و سنت علمی در تمدن اسلامی مطرح میشود.4- نظام علم و فناوریمهمترین عامل تمدنساز در هر جامعهای، نظام علمی به معنای اعم آن است.
به عبارت دیگر، هیچ تمدنی استوار نگردید و رشد نکرد، مگر اینکه از یک نظام علمی قدرتمند، پویا و زاینده برخوردار بوده است تمدن یونانی با وجود محدودیت مرزهای جغرافیایی و طول عمر کوتاه، یکی از تمدنهای بزرگ بشری معرفی شده است.1 علت اصلی، نظام علمی قدرتمندی بود که بر اساس فعالیتهای پیشروانه دانشمندان مشهور آن ایجاد شده بود. اما امپراتوری روم، با وجود دیرپایی (حدود قرن دوم قبل از میلاد تا قرن چهارم بعد از میلاد)، اقتصاد توانا، قدرت نظامی برتر، و در برخی از مقاطع زمانی، نظام سیاسی پیشرو، هیچگاه تمدنساز نشد. علت اصلی، فقدان نظام علمی پویا و کارآمد بود.مهمترین بخشها و مؤلفههای سازنده نظام علمی (و فناوری) در هر تمدنی به شرح ذیل است:الف- نظام آموزشی؛ یا نظام یادگیری و یاددهی؛ب- سنت علمی؛ یا طریق و سلوک فردی و جمعی اتخاذ شده در کسب و انتقال معرفت علمیج- روش پژوهش؛ یا شیوه ارزشیابی علم و کسب معرفت جدید؛د- نحوه به کارگیری علم در حوزه عمل.ریشههای تمدن اسلامی را نمیتوان بدون نظام علمی، که برخاسته از آموزههای اسلامی است، شناخت و تحلیل کرد. به یقین، یکی از مهمترین عوامل رشد و شکوفایی تمدن اسلامی، مبانی و اصول برآمده از آموزههای اسلامی در خصوص نظام یاددهی و یادگیری و پژوهش و نوآوری است. خاستگاه تمدن استوار و زایندهای که در جهان اسلام پدید آمد و چند قرن مهمترین و غنیترین تمدن جهانی محسوب میشد، متعلق به مکتبی بود که در آن علم و عالم، جایگاهی منحصر به فرد دارد[2].
مکتبی که قرائتِ به حق آن، منشأ تولید علم، مبدأ نوآوری، و گشایشگر فضای تعلیم و پژوهش استاگر نقل جرج سارتون را بپذیریم، تمدن اسلامی از عصر جابر بن حیان، یعنی نیمه دوم قرن دوم هجری (نیمه دوم سده هشتم میلادی) آغاز میشود و حداقل تا عصر عمر خیام، یعنی نیمه دوم قرن پنجم هجری (نیمه دوم سده یازدهم میلادی) ادامه مییابد و این جریان تمدنی، حداقل تا انتهای قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) به حیات پربار خود ادامه میدهد و دانشمندان مشهوری را به جهان عرضه میکند. از این رو، تمدن اسلامی دیرپاترین تمدن جهانی تا کنون محسوب میشود.قبل از اینکه به محتوای نظام علم و فناوری بپردازیم، مناسب است که به این پرسش پاسخ دهیم: آیا علم و فناوری در تمدن اسلامی از نظام مشخص و مستقری برخوردار بوده است؟ اصولاً یکی از مهمترین سرمایههای علمی هر تمدنی، نظام علم و فناوری پدید آمده در آن تمدن است. آیا تمدن اسلامی، حاوی نظام منسجم علمی و فنی بوده است؟ برای اثبات یا رد این ادعا باید به تعریف عوامل و ملاکهایی پرداخت که در صورت وجود آنها، بودن نظام تأیید میشود. تمدن اسلامی به دلایل زیر نظام هماهنگ و یکپارچهای را در علوم و مهندسی پدید آورد که خاص این تمدن محسوب میشود:الف- استفاده از تجربیات پیشینیان: از دستاوردهای علمی و مهندسی تمدنهای قبل از خود به صورت جامع و عمیق، به لحاظ نظری و عملی استفاده شده است.
ب- برخورداری از مبانی نظری و فلسفی: دانشمندان متعددی مباحث نظری مناسبی درباره علم و فناوری مطرح کرده و کلاً فلسفه ویژهای برای علوم و فنون پدید آوردهاندپ- نوآوری: فعالیتهای علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان، حاوی نوآوریهای متعددی است که قبلاً سابقه نداشته است.ت- جامعیت علمی و فنی: قلمرو فعالیتهای علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان، شامل همه حوزههای علمی و مهندسی است و به شاخه خاصی محدود نمیشود.ث- گستره وسیع جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی فعالیتهای علمی و عملی دانشمندان و مهندسان مسلمان در همه سرزمینهای اسلامی گسترده است.ج- استمرار و پایداری: زمان فعالیت و درخشش علمی و فنی درازمدت بوده است و بیش از هفت قرن را شامل میشود.ز- انتقال و اثرگذاری: بر دستاوردهای علمی و مهندسی سایر تمدنها به ویژه غرب تأثیر گذاشته است.چ- دانشمندان و مهندسان بسیار: دانشمندان، صنعتگران و مهندسان بسیاری در این حوزه فعال بوده و آثار ارزشمندی تولید کردهاند.ح-تولید منابع فراوان: آثار و کتب کافی در این حوزه پدید آمده است که برای بررسی و قضاوت در دسترس هستند.خ- وحدت و یکپارچگی: شاخههای مختلف علمی و مهندسی، نظامی هماهنگ و یکپارچه به وجود آوردهاند. علاوه بر این، شاخهها، رشتهها و گرایشهای مختلف علم و فناوری، پیوندی ارگانیک داشته و نظامی یکپارچه را ایجاد کردهاند.
د-طبقهبندی علوم: گستره و ژرفای علوم تا حدی است که اندیشمندان آن تمدن، به طبقهبندی علوم پرداخته و طبقهبندیهای جدیدی به جامعه بشری عرضه کردهاندذ- اذعان و تأیید تمدنهای دیگر: مورخان علم و تمدن، غیر از جامعهای که تمدن به آن تعلق دارد، در آثار خود جنبههای ممتاز آن را تأیید کردهاند.ر-قاعدهمندی و نهادسازی علم و فناوری: جریان فراگیری علم و فناوری، قاعدهمند و ساختارمند است. ز- سنت علمی و فنی ویژه: نظامهای علمی و فنی، حاوی فرهنگ و سنت خاص آن تمدن هستند.به اعتقاد نگارنده، تمدن اسلامی از همه ملاکهای فوق برخوردار بوده و در نتیجه، نظام آموزشی و علمی، و نیز نظام صنعت و فناوری خاص خود را داشته است.4-1-نظام یاددهی و یادگیرییکی از میراث تمدن اسلامی، نظام آموزشی پویا و کارآمد آن بوده است.
این نظام که متعلق به تمدن اسلامی است، متکی بر اصولی بوده است که برخی از آنها به شرح زیر است:اصل یک: فضیلت علم[3]اصل دو: والایی علما[4]اصل سه: عدم پیروی از جهل[5]اصل چهار: لزوم (وجوب) کسب دانش بر هر فرد مسلمان[6]اصل پنج: بدون مرز بودن تعلیم و تعلم[7]اصل شش: مداومت تعلیم و تعلم؛ آموزش و یادگیری مادامالعمر؛ آموزش مستمر[8]اصل هفت: بینهایتی (کسب) درجات علم[9]اصل هشت: توأمانی علم و عمل[10]اصل نه: توأمانی تعلیم و تربیت[11]اصل ده: روشمندی تعلیم و تعلم[12]اصل یازده: ارزشمداری تعلیم و تربیتاصل دوازده: ساختارمندی تعلیم و تعلمبا توجه به محدودیت مقاله و گستره وسیع هر کدام از اصول، تشریح آنها را باید در متون دیگر یافت4-2-سنت علمی در تمدن اسلامیمهمترین عاملی که نظام علمی اسلامی را از سایر نظامها مثلاً نظام ایرانی (قبل از اسلام)، چینی، هندی، یونانی، و غربی متمایز میکند، سلوک اخلاقی، اسلوب فعالیت، سنت کسب معارف جدید و در کل روششناسی آنهاست. برای مثال اینک پذیرفته شده است که دانش جدید برآمده از سنتی است که به روش علمی مشهور است. حجم عظیم یافتههای علمی دانشمندان مسلمان، مبتنی بر سنت علمی خاصی است که بخش عمدهای از روش و فلسفه علمی غرب متکی به آن است یا به طور مستقیم تحت تأثیر آن بوده است.
1سنت علمی به معنای طریق فردی و جمعی کسب و انتقال معرفت، نوع نگرش به پدیدههای طبیعی، نحوه برخورد با موضوعات علمی، سیره و سلوک فردی و جمعی در محیطها و نهادهای آموزشی، انگیزهها و اهداف مشخص و اختصاصی در بررسی مباحث علمی در نظر گرفته شده است سنت علمی، به این دلیل سنت نامیده شده است که از ویژگی دیرپایی (محدود به مقطع زمانی کوتاه نبوده است)، تکرارپذیری (توسط دانشمندان مختلف در دورانهای متفاوت تکرار و پیروی شده است)، جمعی بودن (روش و منش یک یا چند دانشمند خاص نبوده و بر فعالیتهای جمعی و نهادی حاکم بوده است)، تقید پیروان به رعایت آن برخوردار بوده است. علاوه براین، دانشمندان هم نگهبان این سنتها و هم انتقالدهنده و مروج آنها بودهاند. همچنین بر خلاف سنتهای جاهلی یا متعصبانه که دائم با حوزههای نوآورانه درگیر هستند، آنها در بطن خود نوآوری را پرورش میدادند. بر این اساس، سنت علمی را میتوان مجموعهای از رفتار، گفتار و پندار پژوهشگران و دانشورزان دانست که در طول زمان به انتقال، انباشت، و خلق دانش مبتنی بر ارزشهای فرهنگی و اصول اخلاقی جامعه همت میگمارند. آنچه که هر تمدنی را از تمدن دیگر در عرصه علم (و فناوری) متفاوت و متمایز میکند، سنتهای علمی (و فناوری) است.در حالی که غالباً نتایج حاصل از فعالیتهای علمی محض، مانند ریاضی و فیزیک، در تمدنهای مختلف بسیار شبیه یکدیگرند.
به عبارت دیگر، «سنت علمی اسلامی» متفاوت از «سنت علمی غربی» است، هر چند ممکن است برای مثال، ریاضی و فیزیک آنها یکسان و حتی روش آنها در کسب معرفت تجربی مشابه باشدبرخی از مهمترین قواعد سنتساز و اصول جاری در فعالیتهای علمی و شیوههای کسب معرفت در تمدن اسلامی در زیر مطرح شده است.2اصل اول: میراثداری علوم؛ انتقال، مطالعه و فهم آثار دانشمندان پیشین[13]اصل دوم: بهرهگیری عالمانه و نقادانه از آثار دانشمندان گذشتهاصل سوم: میراثسازی؛ نوآوری[14]اصل چهارم: آزاداندیشی؛ حقیقتجویی بیتعصباصل پنجم: جامعنگری در کسب معرفت علمی؛ وحدت علوم در معرفتشناسی اسلامیاصل ششم: روشمندی در کسب معرفت؛ روش تجربی در علوم طبیعیاصل هفتم: کاربردی کردن دانش؛ علم معطوف به عملاصل هشتم: تواضع علمیاصل نهم: جدل احسن علمیاصل دهم: مستندسازی، کتابت و انتشار نتایج فعالیت علمیاصل یازدهم: آئینمندی تعلیم و تعلماصل دوازدهم: تحمل سختیها و مقابله با دشواریهااصل سیزدهم: تنظیم و ترتیب ویژه علوم؛ طبقهبندی خاص علوماصل چهاردهم: سازماندهی و مدیریت ویژه علوم (نظام ویژه یاددهی و یادگیری علوم)تفصیل این اصول، فرصت دیگری میطلبد، بنابراین خواندگان محترم به منابع مربوط ارجاع داده میشوند.5-فلسفه علم؛ فلسفه صنعت و فناوریفلسفه علم و فناوری، دانشی درباره علم و فناوری است نه خود علم و صنعت. در این حوزه متعرض مؤلفههای اصلی علم یعنی موضوع، محتوا، تحلیل، آزمایش؛ و فناوری یعنی علم و دانش فنی، ابزار و فن، تجربه و مهارت، محصول و کالا، مدیریت و اقتصاد نمیشویم.
فلسفه علم و فناوری، دانش اشتقاقی و معرفتی دست دوم محسوب میشود غالب عالمان و صنعتگران و کثیری از عالمان و فناوران نه چیزی از فلسفه علم و صنعت میدانند و نه برای پیشبرد امور خود نیازی به دانستن آن دارند. اما این به معنای بیهوده و زائد بودن این نوع معرفت نیست.فلسفه علم دانشی است که مفاهیم و نظریههای علمی را تشریح و تحلیل میکند، ویژگیهایی را مشخص میکند که پژوهش علمی را از سایر پژوهشها متمایز میکند، روش کسب معرفت تجربی را جستجو میکند، تبیین علمی را کالبد شکافی و شرایط اثبات و ابطال نظریهها و قوانین علمی را مورد بررسی قرار میدهد. همچنین تحولات و انقلابهای علمی و علل و عوامل آنها را ریشهیابی میکند. علاوه بر این، فلسفه علم پارهای از مفاهیم بنیادین علوم طبیعی را از منظر برهانی و فلسفی میکاود. نتایج کاوشهای اخیر را باید در مرز بین علوم تجربی و دانش برهانی قرار داد. این حوزهای است که برخی از دانشمندان مسلمان به نحو گستردهای متعرض آن شدهاند.در مجموع، فلسفه علمی، دانشی فلسفی درباره علم است نه خود علم. اکنون فلسفه علم، تقسیمات متعددی یافته و به رشتههای اصلی علم تجربی، تعلق یافته است. مانند فلسفه ریاضی، فلسفه فیزیک، فلسفه زیستشناسی، فلسفه علوم اجتماعی، و نظایر اینها.فلسفه فناوری، زنجیره تولید محصولات صنعتی را از بدو تولد ایده یا دانش اجمالی تا تحقق فرایندهایی که منجر به تولید کالا (پدیده) میشود، به لحاظ جنبههای مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد.
زیرا انبوهی از پرسشهای انسانی درباره این زنجیره فناوری مطرح است که نفس صنعت و جوهره فناوری قادر به پاسخ به آن نیست هر چند که صنعتگر و فناور منتظر نیست که فیلسوف فناوری و صنعتی به وی بگوید که چه کار انجام دهد یا انجام ندهد. اما وی میتواند اهداف و جهتگیریهای ایجاد و توسعه صنعتی را با توجه به تحلیلهای حوزه فلسفه فناوری و نتایج حاصل از آن برنامهریزی کند.به عبارت دیگر فیلسوف صنعت میتواند صنعت و فناوری را از زوایای مختلف بررسی کند و با زبانی دقیقتر، به تحلیل فرازها و نشیبها، کامیابیها و ناکامیها، سودها و زیانهای این حوزه مهم تمدنی بپردازد و آن را در معرض دید صنعتگران و عموم مردم قرار دهد. هشدارهای لازم در خصوص جهتگیریهای ناروای صنعت و آسیبهای احتمالی ناشی از صنعتی شدن را بدهد؛ بشارتهای اساسی در نقش بیبدیل صنعت در تمدنسازی[15] و لزوم بهرهمندی انسانی و عادلانه از آن را اعلام کند؛ و بدین ترتیب، تکالیفی اساسی بر دوش فناوران بگذارد، بدون اینکه بتواند دخل و تصرفی در صنعت و فناوری بنماید.با بررسی صحیح موضوع، میتوان برای صنعت فلسفهای مهیا کرد که بر روح صنعتگر تأثیر بگذارد و اوصافی برای فناور پیشبینی شود که هدفی عادلانهتر و مسیری استوارتر برای سعادت بشری ترسیم کند.احساس میشود که تمدن اسلامی، فلسفه ویژهای برای علوم و فنون پدید آورده است. علاوه بر این، دانشمندان و حکمای مسلمان به برخی از بنیادیترین مفاهیم فلسفی علم و صنعت و فناوری توجه کرده و نظریههای ارزشمندی بیان کردهاند.
اگر این آراء به طور عمیق بررسی و تحلیل شود، اکنون کاملاً قابل بهرهگیری استدر خصوص تحلیل فلسفی برخی از مفاهیم بنیادین علوم طبیعی، به عنوان نمونه، مقالات مفهوم امتدادمندی جسم طبیعی در طبیعیات سینوی، ماده طبیعی در حکمت سینوی، و مفهوم جسم در طبیعیات سینوی را بنگرید. درباره فلسفه صنعت و فناوری در تمدن اسلامی، به عنوان نمونه، به مقالات صنعت از دیدگاه امام جعفر صادق (ع)، فارابی، علم الحیل و فلسفه فناوری، و کتاب مفهوم صنعت و فناوری در منابع تمدن اسلامی رجوع شود. در نهایت باید گفت که نوع نگاه برهانی و فلسفی به علم و صنعت است که علم و فناوری هر تمدنی را از سایر حوزههای تمدنی متمایز میکند نه خود علم و فناوری. به عبارت دیگر از آنجایی که فلسفه علم و فناوری، همانند سنت علمی تحت تأثیر نظام فلسفی و ارزشی هر جامعه و تمدنی است، کاملاً متعلق به آن جامعه و برخاسته از آن تمدن و فرهنگ است.6-علوم طبیعی در تمدن اسلامیحکمای مسلمان، حکمت یا علم را به دو حوزه نظری و عملی تفکیک میکردند.[16]ابن سینا در منطق شفا، هدف فلسفه را - که در اینجا مترادف حکمت و علم در نظر گرفته شده است - تا اندازهای که برای انسان میسر است، آشنایی با حقایق اشیاء میداند. سپس موجودات را به دو دسته تفکیک کرده است. وجود برخی از اشیاء، خارج از اختیار و فعل بشر است و وجود برخی دیگر، تحت اختیار و فعل انسان است.
معرفت و شناخت اشیای نوع اول، فلسفه نظری و شناخت دسته دوم، فلسفه عملی نامیده میشود[17] سپس وی شاخههای مختلف فلسفه نظری و عملی را با دقت معرفی و تشریح کرده[18] که با توجه به آرای سایر حکما، جمعبندی آن در زیر بیان شده است.الف- حکمت عملی؛ معرفتی که اراده انسانی در آن دخیل است و موضوع آن، موجوداتی است که وجود و تحقق آنها وابسته به اختیار و عمل بشر است. حکمت عملی حسب موضوع به سه حوزه اصلی تهذیب اخلاق (انسان)، تدبیر منزل (خانواده)، و سیاست مدن (جامعه) تقسیم شده است.ب-حکمت نظری؛ معرفتی که در آن همه موجودات معقول و محسوس، فارغ از مدخلیت اراده انسانی، مورد مطالعه قرار میگیرد. بنابراین موضوع آن موجوداتی است که وجود و تحقق آنها به اختیار و عمل ارادی بشر ارتباطی ندارد. حکمت نظری به سه حوزه گسترده تفکیک شده است: الهیات، ریاضیات، و طبیعیات.[19]به عنوان نمونه، کتاب شفای ابن سینا دوره کامل حکمت نظری است. در کتاب شفا نیز حکمت نظری به سه بخش الهیات (فلسفه اولی، مابعدالطبیعه)، ریاضیات (علوم تعلیمی) و طبیعیات (علوم طبیعی) تقسیم میشود.در کتاب شفا، مجموع علوم طبیعی در هشت فن ارائه شده است که فن اول آن، سَماع طبیعی است که درباره مبادی و علل و عوارض علم طبیعی بحث میکند و به مثابه اصول و مبانی طبیعیات است. جسم طبیعی و عوارض ذاتی و عرضی، و قواعد و خواص آن، کانون بحث سماع طبیعی است.
هفت فن دیگر عبارتاند از: فن دوم، آسمان و جهان است که به علم فیزیک و هیئت امروزی مربوط میشود فن سوم، کون و فساد است. فن چهارم، فعل و انفعالات. این دو فن کمابیش در حوزه فیزیک و شیمی قرار میگیرند. فن پنجم در کائنات جو و معادن است که بیشتر با جغرافیا و زمینشناسی امروزی نزدیک است. فن ششم، معرفت نفس است که به تاریخ طبیعی، روانشناسی و فلسفه امروز نزدیک است. فن هفتم، معرفهالنبات است که معادل گیاهشناسی و بخشی از کشاورزی امروزی است. فن هشتم نیز معرفهالحیوان است که کمابیش معادل زیستشناسی است.در این بخش، علوم طبیعی که معادل دانش تجربی جدید است، به عنوان بخشی از میراث علمی تمدن اسلامی به اختصار معرفی میشود. مراجعه به منابع و آثار نشان میدهد که دانشمندان مسلمان به نحو گستردهای در علوم طبیعی پژوهش کردهاند و شاخههای مختلف علمی را گسترش داده و برخی از آنها را خود پدید آوردهاند. در این بخش تعدادی از شاخههای مختلف علوم طبیعی، که معادل دانش تجربی جدید است، به عنوان بخشی از میراث علمی تمدن اسلامی بیان میشود و به عنوان نمونه، رشته فیزیک در تمدن اسلامی به طور ویژه معرفی میگردد.برای آشنایی با عمومیات این علوم میتوان به کتب عمومی تاریخ علم رجوع کرد که در آن علوم دوره اسلامی مورد توجه بوده است.
مانند "پویایی فرهنگ و تمدن اسلام ایران" از دکتر علی اکبر ولایتی، " تاریخ علم" از جورج سارتن ، "تاریخ تمدن" از ویل دورانت، ، " علم و تمدن در اسلام" از سید حسین نصر، "تاریخ تمدن اسلام"، از علی اصغر حلبی، "متفکران اسلام" از کارا دو وو، و نظایر اینهادر زیر درباره شاخههای مختلف علوم طبیعی صحبت میشود.6-1- ریاضیات[20]ریاضی با شمردن و اندازهگیری در دنیای واقعی شروع شد. سپس به شاخههای مختلف توسعه یافت و دقیقتر گردید. آنچه دیده میشد و حس میگردید، در ذهن و عقل بشر صورت مجرد و کاملتری مییافت. دایرهای که در طبیعت بود، تصویری ایدهآل در ذهن یافت و از واقعیت خود مجرد شد. مبانی و مفاهیم اساسی ریاضیات در این فرایند تجرید به تدریج پدید آمد و مستقر شد. ریاضیات در دو حوزه نظری و عملی توسعه یافت و به کار گرفته شد. ریاضیات نه تنها خود رشد و بسط یافت، بلکه موجب تقویت و گسترش سایر شاخههای علمی گردید.مهمترین علت پرداختن مسلمانان به ریاضیات برخورد با مسائل مختلف اجتماعی مانند معاملات، ارث، مساحی، نجوم و نظایر اینها بود. تشریح، صورتبندی و حل اینگونه مسائل فقط با کمک ریاضیات میسر بود. به همین دلیل باید گفت که مسلمانان پایهگذار یا حداقل توسعهدهنده ریاضیات کاربردی به معنای امروزی آن هستند.از دیدگاه مسلمانان، از آنجایی که ریاضی برای حل مشکلات و پاسخگوی برخی از نیازهای واقعی بشر بود، در قلمرو علم نافع قرار میگرفت و میگیرد.
علاوه بر این، حکیم عمر خیام درباره فایده ریاضی گفته است: «فایده علوم ریاضی این است که موجب ورزیدگی ذهن و تند کردن خاطر شود و نیز نفس را عادت میدهد تا از قبول اموری که مقرون به دلیل و برهان نباشد، اجتناب کند»از اهمیت ریاضی نزد مسلمانان همین بس که ریاضیات را یکی از سه شاخه اصلی و فربه حکمت نظری فرض کردهاند. اکثر قریب به اتفاق حکمای مسلمان در دستهبندی علوم مختلف، این تفکیک و تلقی را پذیرفته و اعمال کردهاند.تعدادی از ریاضیدانان صاحب نام و رأیِ تمدن اسلامی را میتوان نام برد: احمد بن عبدالله مروزی (م. 250 تا 260 ق)، ابوعبدالله محمدبنموسی خوارزمی (م. 232 ق)، فضل بن حاتم نیریزی (سدههای سوم وچهارم هجری)، بنو موسی بن شاکر خراسانی (سده سوم)، ابوالحسین ثابت بن قرّه بن زهرون (سده سوم)، حرّانی، ابوالوفا محمد بن محمد بوزجانی (سده چهارم)، ابوجعفر محمدبنحسین خازن خراسانی (سده چهارم)، ابوسعید احمدبن محمد بن عبدالجلیل سجزی، ابوالحسین عبدالرحمان بن عمر صوفی (ت. 291 ق)، کیا ابوالحسین کوشیار بن لبان بن باشهری گیلانی (سده چهارم و پنجم)، ابوالحسن علی بن احمد نسوی (ت. 393 ق)، ابوریحان محمدبناحمد بیرونی (سده چهارم و پنجم)، غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری (سده چهرم و پنجم)، امام ابوحاتم مظفربن اسماعیل اسفزاری (سده پنجم و ششم)، ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن، مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی (سده هفتم)، غیاث الدین جمشید بن مسعود بن محمود طبیب کاشانی (م.
حدود 840 ق)، صلاحالدین پاشا موسی بن محمد بن محمود قاضیزاده رومی (سده هشتم و نهم)، علاءالدین علی بن محمد سمرقندی معروف به ملأ علی قوشچی (سده نهم)، محمد بن عزالدین حسین متخلص به بهایی و معروف به شیخ بهایی (سده دهم)برای آشنایی با سایر ریاضیدانان دوره اسلامی به کتاب زندگینامه ریاضیدانان دوره اسلامی از ابوالقاسم قربانی و درآمدی بر تاریخ ریاضیات مسلمانان از عبدالله الدفاع رجوع شود.ریاضیات دوره اسلامی از حوزههای علمی است که باید آموخت تا تاریخ ریاضیات در تمدن بشری را مستمر و پیوسته یافت. علاوه بر این، برخی از مباحث ریاضیات دوره اسلامی در کتب آموزشی و کمکآموزشی دوره آموزشی قبل از دانشگاه قابل استفاده است.6-2- نجومنجوم یکی از شاخههای علمی است که مسلمانان در پیشبرد آن نقش مهمی ایفا کردند. نجوم نزد مسلمانان از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است، نخست به علت نیازهای شرعی، دوم، تنظیم اوقات کشاورزی، و سوم آنچه که به تنجیم مشهور بوده است. نجوم (اعم از محاسباتی یا رصدی) از پربارترین شاخههای تمدن اسلامی محسوب میشود. مسلمانان رصدهای جدیدی صورت دادند، زیجهای جدیدی نوشتند، و ابزارآلات متعدد و نوینی را اختراع کردند و ساختند و روشهای رصد را بهبود بخشیدند.
برخی از منابع عمومی و مقدماتی که به تاریخ نجوم در تمدن اسلامی پرداختهاند، بدین قرار است: متفکران اسلام (کارا دو وو، جلد اول: 188-236)؛ کاوش رصدخانه مراغه، از پرویز ورجاوند، انتشارات امیرکبیر، تهران، 13844؛ تاریخ نجوم اسلامی از نلینوبرخی از منجمان مشهور دوره اسلامی عبارتاند از:ابراهیم بن جبیب فَزاری (فوت 160 ه/777م)، محمد بن کثیر فَرغانی، ابو مَعشَر بلخی (فوت 272 ه/886 م)، ثابت بن قرّه صابی حَرّانی (ت. 221 ق....)، بنوموسی، ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزی (فوت 310 ه)، محمد بن جابر بَتّانی (فوت 317 ه)، ابوالوفای بوزجانی (از نیشابور) (328-388/940-998 م)، عبدالرحمن صوفی رازی (291-د376 ه/ 904-986م)، ابو حامد احمدبن محمد بن حسین صاغانی (قرن چهارم)، ابو محمود حامد بن خضر خجندی (فوت حدود 390 ه)، کوشیار گیلانی (حدود 330-400 ه)، ابو سهل کوهی، ابو سعید سجزی (حدود 340-415 ه)، ابوالحسن بن یونس (اواخر سده چهارم هجری)، ابوریحان بیرونی، حکیم عمر خیام، عبدالرحمن خازنی و اوحد الدین انوری از منجمان بنام قرن ششم هجری، خواجه نصیرالدین طوسی (597 ه)، مؤیدالدین عُرضی دمشقی، مُحی الدین مغربی 682فوت (ق./ 1283 م) و شمس الدین محمد وابکَنَوی بخارایی (ولادت حدود 652 ق)، غیاثالدین جمشید کاشانی، نظام الدین عبدالعلی بن محمد، معروف به فاضل بیرجندی و محقق بیرجندی ( سده نهم هجری).
6-3- شیمیشیمی شاخهای از فیزیک، اما متمایز از فیزیک به معنای مدرسهای آن است و از این رو، بخشی از علوم طبیعی محسوب میشود اکنون شیمی شاخهای از دانش تجربی است که به مطالعه ترکیب، خواص، و رفتار مواد در مقیاس اتمی و ملکولی میپردازد. واژه «شیمی» در کلمه عربی «الکیمیاء»، «کیمیا»، و «الکیمی»[21] ریشه دارد.از دانشمندان پیشکسوت، مستشرقان و صاحبنظران غیرایرانی که در حوزه شیمی دوره اسلامی مطالعه کردهاند، میتوان اشخاص زیر را نام برد. م. برتلو[22] در جلد سوم شیمی در قرون وسطی (1893) و باستانشناسی و تاریخ علوم (19066) تعدادی از آثار جابر بن حَیّان را به چاپ رساند. در سال 1928 نیز هولمیارد[23] مجموعهای از آثار جابر را منتشر کرد[24]. یولیوس روسکا[25]، پاول کراوس[26] نیز فعالیتهای ارزشمندی درباره آثار شیمیایی زکریای رازی انجام دادند. علامه میرزا طاهر تنکابنی، دکتر قاسم غنی، و سید حسین نصر نیز در حوزه شیمی دوره اسلامی مطالعاتی انجام دادهاند.
تعدادی کتاب عمومی نیز وجود دارد که در آن نام، آثار و فعالیتهای علمی دانشمندان مسلمان در حوزه شیمی مطرح شده است، از جمله کتاب "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی" تألیف علی عبدالله الدفاع[27]، فصول نهم و دهم کتا
در اوایل پیدایش شیمی در تمدن اسلامی، دانش و فن شیمی با کیمیاگری درآمیخته بود. جابر و رازی هر دو هم کیمیاگر و هم شیمیدان به معنای امروزه آن محسوب میشوند. احتمالاً اندیشه کیمیاگری از پزشکان سوری به مسلمانان رسیده باشد. نسطوریان و صابئین در انتقال این فرهنگ نقش بسیار مهمی داشتند.دانشمندان اسلامی نقش مهمی در پیدایش و توسعه کیمیا و داروسازی و داروشناسی شیمیایی، و دانش شیمی ایفا کردند. نخستین آثاری که در دولت فاطمی به زبان عربی ترجمه شد، در علم کیمیا بود. خالد بن یزید ملقب به حکیم آل مروان اولین کسی بود که به کیمیا اشتغال یافت.در قرون میانه، کیمیا صرفاً به آنچه اینک شیمی خوانده میشود، محدود نبود. بلکه گاه با اساطیر، خرافه، رمز و نظایر اینها آغشته بود. از این رو، افرادی یافت میشدند که با استفاده از این موقعیت، به شیادی میپرداختند. کیمیاگران به دنبال عنصری به نام اکسیر یا حجرالفلاسفه بودند تا به وسیله آن، فلزها را به طلا تبدیل کنند. همان گونه به دنبال اکسیر حیات بودند، یعنی دارویی که همه علل و امراض را شفا بخشد.در هر حال، مطالعات منابع دوره اسلامی در حوزه شیمی نشان میدهد که با نفوذترین شیمیدانهای دنیای اسلام دو تن هستند: جابر بن حیان (قرن دوم ه./ قرن هشتم.) و ابوبکر رازی (و. 313 ه./ 9255 م.). آثار دو دانشمند مذکور در قرون وسطای اروپا شناخته شده بود و آنها را به نام "جِبِر" و "رازیس" میشناختند.
هر دو آنها اهل عمل بودند و کارهای آزمایشگاهی را به نظریهپردازیهای مجرد ترجیح میدادندابوالحکیم محمد بن عبدالملک خوارزمی، ابوالقاسم عراقی، عبدالله بن علی کاشانی، عزالدین جلدکی، از دیگر شیمیدان های مهم دوره اسلامی محسوب میشوند.6-4-زمین شناسیزمینشناسی[29]، علم معادن، کانیشناسی[30]، گیاهشناسی[31]و جانورشناسی[32]، علم جانداران (حیوانات، گیاهان)، زیستشناسی[33] ، هواشناسی، علوم جوشاخههای مذکور را نیز میتوان از جمله رشتههای علمی دانست که دانشمندان مسلمان به آنها توجه ویژه داشتهاند. به عنوان نمونه باید از آثار جاحظ و دَمیری در جانورشناسی نام برد. آثار زیر نیز از مهمترین آثار علمی در خصوص پدیدههای جوی هستند: آثار علوی اسفزاری؛ آثار علوی مسعودی؛ آثار علوی ابن سهلان، عجایب المخلوقات.6-5 -فیزیکدر این بخش به اختصار بیان میشود که فیزیک دوره اسلامی تا چه حد گسترش یافته است. همین امر را میتوان در سایر رشتههای علوم طبیعی یافت.فیزیک جدید، بخشی از علوم طبیعی دوره اسلامی محسوب میشود. در نتیجه معنای آن بسیار محدودتر از طبیعیات قدیم است. علاوه بر این، در تقسیمبندی علوم توسط تعدادی از دانشمندان مسلمان مانند فارابی، بخشی از رشتههای شاخه ریاضیات، مانند علم مناظر، نیز به حوزه فیزیک تعلق دارد. فیزیک جدید شاخههایی دارد که فیزیک قدیم فاقد آن بوده است، مانند فیزیک هستهای، فیزیک نسبیتی، فیزیک کوانتم و شاخههای متعدد دیگر.
در مقاله حاضر، آن بخش از طبیعیات مورد مطالعه قرار میگیرد که که با مباحث و سرفصلهای فیزیک جدید مشترک استاین مجموعه فعلاً شامل مباحث مکانیک، جاذبه عمومی، نورشناسی، صوت شناسی، گرما، و سیالات است. با توجه به اهمیت مفهوم جسم طبیعی در فیزیک دوره اسلامی، در ابتدا این مبحث بنیادین مطرح میشود. هر چند فیزیک جدید کمابیش فاقد این سرفصل مهم از علوم طبیعی است.مهمترین دانشمندانی که در حوزه فیزیک درخشیدند و آثاری بر جای نهادند، عبارتاند از.ثابت بن قره (قرن سوم هجری/ نهم میلادی)، الکندی (185-252 ه./801-867 م.)، بنوموسی (قرن سوم هجری/ نهم میلادی)، زکریای رازی (حدود 250-320 ه./ حدود 864-932 م.)، ابوعلی حسن بن هیثم بصری (354-430 ه./65-966 تا 1039 م.)، محمد بن احمد بیرونی (362-440 ق./ 973-1041 م.)، ابوعلی سینا (370-428 ه./980-1037 م.)، ابوالفتح عبدالرحمان خازنی (...-550 ه./ ...- 1155 م.)، ابوالبرکات بغدادی (54-480 تا 47-560 ه./ 62-1087 تا 52-1165 م.)، فخرالدین رازی (544 تا 606 هـ. / 1150 تا 1210 م.)، خواجه نصیرالدین طوسی (597-672 ه./ 1201-1274 م.)، قطب الدین شیرازی (633-711 ه./ 1236-1311 م.)، کمالالدین فارسی (متولد حدود 664/ ه . /1266 م.؛ وفات 718 ه ./1319 م. در تبریز).پی نوشت:1 دوران شکوفایی تمدن یونانی عملاً قرون چهارم ق.م. (عصر افلاطون و ارسطو) و سوم ق.م. (عصر اقلیدس و ارشمیدس) است. هرچند سده دوم میلادی (عصر بطلمیوس و جالینوس) شاهد درخشش چهرههای برجسته بود.
[2] تمدن اسلامی به مدت چند قرن بالید و درخشید و در دنیای آن روز به تنهایی زمام پیشرفت علوم و فنون را بر دوش کشید این دوران از نیمه دوم قرن دوم هجری (هشتم میلادی) شروع و تا انتهای قرن ششم ( دوازده میلادی) ادامه مییابد. پس از آن به مدت حدود چهار قرن همراه با سایر تمدنها در پیشبرد علوم سهیم و شریک است. از قرن دهم هجری، زوال علوم آغاز و با توجه به رشد تدریجی علمی و فنی غرب، دوران عقبماندگی و انحطاط آغاز میشود. نکته قابل ملاحظه این است که این ضعف همهجانبه با حاکمیت امپراطوریهای بزرگ صفویه در ایران، عثمانی در ترکیه و گورکانیان در هند همراه است و این خود بیانگر این واقعیت است که تمدن پیشرو لزوماً فقط با حکمرانی گسترده و اقتدار سیاسی و حتی قوت اقتصادی پدید نمیآید و ادامه نمییابد.
[3] اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَرَبُّک الْأَکرَمُ، الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿سوره علق ـ آیه 1-4﴾3 برای نمونه بنگرید: وَ اِذا ماتَ العالِمُ ثَلُمَ فی الِاسْلامِ ثَلُمَ لایسُدُّها اِلّا خَلَفٌ مِنْهُ (امام علی (ع) منیه المرید ـ ص 12)؛ سائِلِ العُلَماءَ وَ خالِطُ الحُکماءَ وَ جالِسِ الکبَراءَ (رسول اکرم (ص))؛ یرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ﴿سوره مجادله ـ آیه 11﴾؛ العُلَماءُ وَرَثَه الاَنْبیاء (اصول کافی ج 1 ـ حدیث 1)؛ - عالِمٌ مُعانِهٌ خیرٌ مِنْ جاهِلٍ مُساعِدٍ (علی (ع) – غرر ص 518)؛ اِنَّمَا النّاسُ عالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ و ماسِواهُما فَهَمَجٌ (علی (ع) ص 319)3 برای نمونه بنگرید: وَلاَ تَقْفُ مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کلُّ أُولئِک کانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿سوره اسراء ـ آیه 36﴾؛ مَنْ اَفَتی النّاسَ بِغَیرٍ عِلْمٍ لَعَنَتَهُ ملائِکه السَّماءِ والارضِ (پیامبر (ص) – تحف العقول – ص 66)؛ مَنْ عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلْمِ کان مایفْسِدُ اَکثَرَ مِمّا یصْلِحُ (پیامبر (ص)تحف العقول – ص 78) ؛ اِعْمَلُوا بالعِلْمِ تَسْعَدُوا (علی (ع) – غررص 172) .
؛ 4 طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَه عَلَی کلّ مُسْلِمٍ (حدیث نبوی ـ الکافی ص 35-36)؛ اَقْرَبُ النّاسَ مِنْ دَرَجَه النُبُوَه اَهْلُ العِلْمِ وَ اَهْلُ الجِهاد (حدیث نبوی ـ محجبه البیضاء ج 1 ـ ص 11)؛ الحِکمَه ضالَّه الموُمِنِ، فَحَیتُ وَجَدَها فَهُوَ اَحَقَّ بِها (پیامبر (ص) منیه المرید ص 58)؛ مَن جلس مَجْلِسا وَ لَم یزدد فیه عِلما اَزداد مِن الله بعداً (محجه البیضاء ـ ج 1 ـ ص 11) ؛ آزادی هر اسیر منوط به آموزش ده نفر در جنگ بدر؛ تَعَلَّمُوا العِلْمَ، فَإنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنه، و مُدارَسَتَهُ تَسْبیحٌ، والبَعْثَ عَنْهُ جِهادٌ، وتعلیمَهُ صَدَقه، وَ بَذَلَهُ لِاَهْلِه قُرْبَه (پیامبر (ص) – تحف العقول ص 48) 5 اُطْلُبوالعِلْم وَلو بالصین6 اُطْلُبوالعِلْم مِن المَهْدِ اِلی اللَحْد7 العِلْمُ کنْزٌ عَظیمٌ لایفْنی (علی (ع) غرر ص 97)8 أَیهَا النّاسُ اعْلَمُوا أَنّ کمَالَ الدّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ (امام علی (ع) ـ الکافی ص 35) ؛ العِلْمُ بِغیرِعَمَلٍ وبالٌ (علی (ع) - غررالحکم ص 97) ؛ العَمَلُ بِغیرِعِلْمٍ ضَلالٍ (علی (ع) - غررالحکم ص 97) ؛ العِلمٌ بِلاعَمَلٍ کقَوْسٍ بِلا وَتَرٍ (علی (ع) – غرر ص 518) ؛ عِلمٌ لاینْقعُ کدَواءٍ لاینْجَعُ (علی (ع) – غرر ص 518) ؛ عِلمٌ بِلاعَمَلٍ کشَجَرٍ بِلاثمرٍ (علی (ع) – غرر ص 518)؛ اِعْمَلوُا اِذا عَلِمْتُم (علی (ع) – غرر ص 172) ؛ عَلَی العالمان یعْمَلَ بِماعَلِم ثُمَّ یطَلُبَ تَعَلَُمَ مالَمْ یعْلَم (علی (ع) – غرر ص 509) ؛ کمالُ العِلْمِ العَمَلُ (علی (ع) – غرر ص 589)9 وَ یزَکیهِم وَ یعَلِمُهُم الکتابَ وَ الحِکمَه؛ لایرْکواالعِلْمَ بِغَیرِ وَرَعٍ (علی (ع) – غرر ص 643)10 برای
دکتر نصر در کتابهایی مانند علم در اسلام (Islamic Science: An Illustrated Study) و علم و تمدن در اسلام (Science and Civilization in Islam) دیدگاههای خود را منعکس ساخته و عثمان بِکار آرای خود را در کتاب تاریخ و فلسفه علوم اسلامی ((The History and Philosophy of Islamic Sciencee) مطرح کرده است. اثبات بخشی از ادعای فوق را میتوان در کتب و مقالات صاحبنظران مذکور یافت.2 برای مطالعه بیشتر کتاب از علم سکولار تا علم دینی نوشته دکتر مهدی گلشنی، فصل «علل و عوامل شکوفایی تمدن اسلامی»، صفحات 124 ـ 933) مفید است.[13] این اصل یادآور احادیث نبوی: «اطلبوا العلم و لو بالصین» و «الحکمه ضاله المؤمن یاخذها حیث وجدها» و فرموده علی (ع): «خذوا الحکمه ولو من المشرکین»، و احادیث مشابه، است. تحصیل علم از نظر اسلام یک ضرورت قطعی و بدون هیچ قید و شرطی است.[14] نوآوری واژهای مرکب از «نو» و «آوری» که مترادف آن ابتکار و ابداع است. نوآوری ریشه در ادراک انسانی دارد و انعکاس عملی آن خلاقیت است. به عبارت دیگر هر نوع خلاقیتی حاوی مؤلفهای از نوآوری است. از صفات ذاتی خداوند مبدع و خالق بودن است: «الله خالق کل شیء» و «بدیع السموات والارض»[15] باید توجه کرد که مهمترین دلیل صحت و قوت علم جدید، صنعتی است که به اتکای آن پدید میآید.
[16] هرچند که این تفکیک ریشه ارسطویی دارد، اما اندیشمندان مسلمان آن را بازسازی کرده و بویژه محتوای آن را خود اصلاح کرده و یا پدید آوردهاند[17] " .. إنّ الغرض فی الفلسفه أن یوقف علی حقائق الأشیاء کلّها علی قدر ما یمکن الإنسان أن یقف علیه. و الأشیاء الموجوده إما أشیاء موجوده لیس وجودها باختیارنا و فعلنا، و إما أشیاء وجودها باختیارنا و فعلنا. و معرفه الأمور آلتی من القسم الأول تسمی فلسفه نظریه، و معرفه الأمور آلتی من القسم الثانی تسمی فلسفه عملیه .. " (شفا، منطق، فصل دوم، ص 12)[18] " .. فالقسم الأول من العلوم هو العلم الطبیعی. و القسم الثانی هو العلم الریاضی المحض، و علم العدد المشهور منه؛ و أما معرفه طبیعه العدد، من حیث هو عدد، فلیس لذلک العلم. و القسم الثالث هو العلم الإلهی. و إذ الموجودات فی الطبع علی هذه الأقسام الثلاثه، فالعلوم الفلسفیه النظریه هی هذه.و أمّا الفلسفه العملیه: فإمّا أن تتعلق بتعلیم الآراء آلتی تنتظم باستعمالها المشارکه الإنسانیه العامیه، و تعرف بتدبیر المدینه، و تسمی علم السیاسه؛ و إمّا أن یکون ذلک التعلّق بما تنتظم به المشارکه الإنسانیه الخاصیه، و تعرف بتدبیر المنزل؛ و إمّا أن یکون ذلک التعلق بما تنتظم به حال الشخص الواحد فی زکاء نفسه، و یسمی علم الأخلاق. و جمیع ذلک إنما تحقّق صحه جملته بالبرهان النظری، و بالشهاده الشرعیه، و یحقق تفصیله و تقدیره بالشریعه الإلهیه.
و الغایه فی الفلسفه النظریه معرفه الحقّ، و الغایه فی الفلسفه العملیه معرفه الخیر.. " (شفا، منطق، فصل دوم، ص 12)[19] حکمای مسلمان، از جمله ابن سینا، موجودات را به دو قسم تفکیک کردهاند. قسمی که ماده ندارند، لذا محسوس نیستند و فقط به عقل دریافت میشوند. مانند عقل و نفس، که به آنها "معقولات" و "مجردات" می گویند. و قسمی که ماده دارند و به حس در میآیند. به آنها "جسم" گویند. با این تفکیک سه حوزهٔ اصلی حکمت نظری معین میشود. اول، علم به معقولات و مجردات که آن را علوم الهی یا الهیات، و نیز فلسفه اولی و یا مابعدالطبیعه، میخوانند. دوم، علم به احوال جسم فارغ از ماده آن، از حیث شکل و مقدار، که به آن علوم تعلیمی یاریاضیات می گویند. سوم، علم به احوال جسم از حیث تغیرات و تبدلات آن که آن را علوم طبیعی یا طبیعیات مینامند. ( به عنوان بنگرید: الهیات دانشنامه علایی، ص 2 تا 6؛ و نیز ابن سینا، شفا، ج 1، ص 3-44)[20] از مستشرقان و مورخان متقدم در حوزه تاریخ ریاضیات دوره اسلامی میتوان از هاینریش سوتر (سویس: 1844-1922 م.)، فرانسوا وپکه (فرانسه: 1826-1864 م.)، بوریس رزنفیلد (روسیه-آمریکا: 1917-2008 م.)، عبدالحمید صبرا (مصر: 19300- م.)، کندی، رشدی راشد، و... نام برد. از صاحب نظران متقدم ایرانی که در خصوص ریاضیات دوره اسلامی کار کردهاند، از غلامحسین مصاحب، ابوالقاسم قربانی، جعفر آقایانی چاوشی،.... میتوان نام برد.
[21] Alchemy[22] Berthelot[23] Holmyard[24] زندگینامه علمی دانشمندان اسلامی، 350[25] Yulius Ruska[26] Paul Kraus[27]علی عبدالله الدفاع، "نقش دانشمندان مسلمان در علم شیمی"، ترجمه محمود کریمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، 1389[28]نصر، علم و تمدن در اسلام، ص 261-318[29] Geology[30] Mineralogy[31] Botany[32] Zoology[33] Biologyمراجعمنابعابنسینا، حسینبن عبدالله، شفا (بخشهای الهیات، طبیعیات، و منطق)، به کوشش ابراهیم مدکور و دیگران، قم، منشورات مکتبه آیه الله العظمی المرعشی، 14055هـابن سینا، الهیات دانش نامه علایی، مقدمه و تصحیح از: محمد معین، تهران، انتشارات انجمن آثار و مفاخر ایران، 1383آلدو مییلی، "علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان"، ترجمه محمدرضا شجاع رضوی و اسدالله علوم، مشهد، 1371 شآتیلا بئر،"کتاب الحیل از منظر مهندسی کنترل"، ترجمه غلامحسین رحیمی، پژوهشگاه علوم انسانی، تهران، آبان ماه،1389میکله جوآ، "تاریخ جامع شیمی"، ترجمه باقر مظفرزاده، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374 علی اصغر حلبی، "تاریخ تمدن اسلام"، چاپ و نشر بنیاد، تهران، 1365ویل دورانت، "تاریخ تمدن، عصر ایمان"، ج4، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1366کارادو و، بارون، "متفکران اسلام"، ترجمه احمد آرام، جلد 2، جغرافیدانان، علوم ریاضی و طبیعی، دفتر نشر فرهنگ
139-161، تابستان 1391رحیمی، غلامحسین، " استفاده از نوسانگر هیدرولیکی بنوموسی برای تدریس ارتعاشات واهلشی (جام تانتالوس ونوسانگرهیدرولیکی بنوموسی)"، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش مهندسی ایران، دوره 15، شماره 59 ، پاییز 1392 ، ص 115-1377)رحیمی، غلامحسین،" استفاده از چراغهای روغنی بنوموسی برای کمک به تدریس و تفهیم کنترل خودکار"، مجله آموزش مهندسی، در دست بررسی، 1393رحیمی، غلامحسین، "ماشینهای ساده و مرکب در معیار العقول"، موزه علوم و فناوری، تهران، خرداد ماه 1389 (چاپ اول)؛ 1392 (چاپ دوم با اضافات)سارتون جورج، تاریخ علم،ابوالقاسم قربانی، زندگینامه ریاضیدانان دوره اسلامی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1375.عمادی و غلامحسین رحیمی،"مکان وخلاء از نگاه ابوعلی سینا و ابوالبرکات بغدادی"، فصلنامه آینه معرفت، دانشگاه شهید بهشتی، سال نهم، شماره 26، بهار 1390، ص 113-142سید حسین نصر، "علم و تمدن در اسلام" ، ترجمه احمد آرام، ج2، ص 234، تهران ،1359کرلو آلفونسو نلینو، تاریخ نجوم اسلامی،( ترجمه کتاب علم الفلک)، ترجمهٔ احمد آرام، تهران، 1349ولایتی، علی اکبر، "پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران"، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ پنجم، 1390Edmond R. Kiely, Surveying Instruments: Their History and Classroom Use, National Council of Teachers of Mathematics, Year book 19, Columbia University, New York.,1947Lewis, M. J.T.
Surveying Instruments of Greece and Rome, Cambridge Uni Press, 2001, England.Wallis D.A., History of Angle Measurement", WSHS1-History of Technology, FIG Working Week, UK, 2005.Anderson John, " Modern Compressible Flow: With Historical Perspective", McGraw-Hill, 2004Lock Gary, "Fluid Mechanics with Historical Perspective", Engineering Education: Journal of the Higher Education Academy, Vol.2, No. 1, 2007Behnaz Savizi "Applicable problems in the history of mathematics: practical examples for the classroom",TEACHING MATHEMATICS AND ITS APPLICATIONS, Volume 26, No. 1, 2007 45نویسنده:غلامحسین رحیمی: استاد دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه تربیت مدرسدو فصلنامه الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی شماره 6ادامه دارد....
06:18 - 15 خرداد 1396