فهم احادیث تاریخی در اندیشه علامه مجلسی

نتایج بررسی و ارزیابی «تاریخ الحجه» نشان داد که علامه در روش شناسی خود از فهم متن و فهم مقصود بهره جسته و ژرف اندیشانه به چینش و تحلیل روایات مهدویت پرداخته است.
چکیدهعلامه مجلسی در «تاریخ الحجه» که بخشی از کتاب بحارالانوار است، به گزینش و گزارش روایات مهدویت پرداخته است. مسئله اصلی این پژوهه، روش شناسی روایی و گونه شناسی مصادر علامه مجلسی; در این بخش است. نتایج بررسی و ارزیابی «تاریخ الحجه» نشان داد که علامه در روش شناسی خود از فهم متن و فهم مقصود بهره جسته و ژرف اندیشانه به چینش و تحلیل روایات مهدویت پرداخته است. ایشان پس از احراز صحت متن از طریق توجه به اختلاف نسخه ها، تصحیف و توجه به تقطیع، به دنبال فهم متن به واسطه بررسی غریب الحدیث ها و توجه به بلاغت و خانواده حدیث است و از طریق گردآوردن قرینه هایی چون آیات قرآن کریم، عقل باوری، تاریخی نگری به دنبال کشف مراد جدی و مقصود اصلی معصوم می باشد. تنوع، اعتبار و اصالت سه ویژگی مصادر مجلسی در«تاریخ الحجه» به شمار می‌آید.واژ‌گان کلیدی: تاریخ روایی مهدویت، مصادر مهدویت، روایات مهدویت، اعتبارسنجی مهدویت، علامه مجلسی.مقدمهدر باره مهدویت مصادر روایی مشهوری چون الغیبه، تألیف محمد بن ابراهیم نعمانی(342 ق)، اکمال الدین و اتمام النعمه، تألیف محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه؛ شیخ صدوق (381 ق)، الغیبه، تألیف شیخ طوسی (460 ق) در قرن چهارم و پنجم هجری نوشته شده است و این در زمانی است که از طرف فرقه های مختلف نسبت به شیعه طعن ها و شبهه‌های زیادی در مورد امام غایب و نحوه غیبت مطرح می شده است و علمای امامیه با نوشتن این کتاب‌ها در صدد پاسخ دادن به این شبهه‌ها بودند.
علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار تاریخ ائمه: را عنوان کرده و در جلد 51 به تاریخ الحجه پرداخته است ایشان با استفاده از این سه کتاب و منابع متعدد دیگر، حدود 1297 روایت را در 31 باب با دسته بندی و ساختاری نیکو، به گونه ای عرضه کرده که یافتن حدیث برای مخاطب آسان باشد و بسیاری از روایات در زمینه موضوعات مختلف که در کتاب‌های قبلی ذکر نشده؛ عنوان نموده  است؛ مانند مبحث رجعت، جانشینان حضرت مهدی و آنچه بعد از وی روی می‌دهد.جامعیتی که علامه در تاریخ الحجه دارد، در سه کتاب دیگر نیست. علامه از روش روایی استفاده کرده؛ هرچند در بحث‌های کلامی از کتاب شیخ طوسی فراوان نقل قول می کند. برخی از عناوین باب ها عبارتند از: ولادت حضرت مهدی، نام‌ها و لقب ها، صفات بارز و علامات، روایاتی از پیامبر (ص) و ائمه در باب حضرت مهدی (عج)، تصریح به امامت امام زمان (عج) از قول خداوند و از پدران، اخبار کاهنان به حضور حجت، اخبار معمرین تاریخ بشر، معجزات حضرت، علت غیبت امام زمان (عج)، فضیلت انتظار فرج، علامات ظهور، روز قیام حضرت و مباحث مربوط به رجعت.در این پژوهش سعی بر این است که هدف علامه مجلسی در تاریخ نگاری، مصادر تاریخ الحجه روش و فهم احادیث تاریخی در اندیشه وی روشن گردد. علامه در مصادر تاریخ الحجه از منابع روایی، تفسیری، رجالی، تاریخی و ادبی بهره جسته و در فهم حدیث خود ابتدا به دنبال احراز صحت متن است که با روش گوناگون اثبات شده و سپس دنبال کشف معنای حقیقی در ماورای واژه‌هاست.
وی به معنا و فهم ظاهری بسنده نکرده است لذا ساختار مقاله به دو بخش اصلی تقسیم می‌گردد: 1٫ مصادر تاریخ الحجه؛ 2٫ فهم احادیث تاریخی در اندیشه علامه مجلسی.پیشینیه پژوهشباتوجه به جست و جوهایی که درباره سابقه و پیشینه این پژوهش با عنوان «روایات تاریخ الحجه بحارالانوار مصادر و روش شناسی علامه مجلسی» در منابع و مآخذ صورت گرفته است؛ هیچ گونه پژوهشی که به روایات تاریخ الحجه بحارالانوار علامه مجلسی پرداخته باشد، مشاهده نشده؛ اما درباره روش علامه مجلسی در بحار الانوار آثاری چون مبانی و روش‌های فقه الحدیثی علامه مجلسی در بحارالانوار از عبدالهادی فقهی زاده، و آشنایی با بحارالانوار از احمد عابدی نگاشته شده است که اینان نیز به طور خاص مهدویت در بحار الانوار را مورد بررسی قرار نداده اند.هدف علامه مجلسی در تاریخ الحجهبهترین منبعی که می تواند هدف علامه مجلسی را در نگارش آثار تاریخی به ما نشان دهد آثار مکتوب و موجود علامه مجلسی است. آنچه علامه مجلسی را وارد این عرصه کرده دو چیز بوده است:1٫ اعتقاد علامه به تشیع و دوازده امام و دفاع از حریم اهل بیت:2٫ جمع آوری کتاب‌های روایی و جلوگیری از، از بین رفتن آثار شیعی.بهترین گواه و شاهد ما عباراتی است که از خود علامه در مقدمه عنوان شده و در نوشتار وی اعتقاد به شیعه بودن به صراحت دیده می شود.
علامه در مقدمه کتاب بحارالانوار چنین بیان می کند:از هر چشمه ای شربتی نوشیدم …چون نیک اندیشیدم فهمیدم باید دانش را از چشمه صافی بجویم که سرچشمه آن وحی و الهام است: یک رشته آن قرآن مجید و دیگری آثار اهل بیت: است لذا در اخبار آل محمد (ص) به فحص و بحث پرداختم و اخبار آنان را کشتی نجات امت یافتم (مجلسی، 1421، ج1: 3) و در ادامه بیان می کند: بلاد مختلف را جست‌وجو کردم؛ بسیاری از اصول معتبره را جمع آوری نمودم و چون کتاب‌های مشهور خالی از آن بود و می‌توانست مدرک بسیاری از احکام قرار گیرد، مصمم شدم به جمع آوری آن اصول بپردازم که مبادا آن اصول از بین برود (همان: 4)گونه شناسی و تحلیل مصادرعلامه مجلسی برای نوشتن تاریخ الحجه در کتاب بحارالانوار از کتاب‌های مختلف روایی، تفسیری، تاریخی و رجالی در بحار استفاده کرده است. همچنین در مقدمه بحارالانوار در فصل دوم به اعتبار سنجی کتاب‌ها می‌پردازد و در این فصل اطلاعات کتاب شناسی و رجالی ارزشمندی ارائه می کند. وی در صحت انتساب این کتاب‌ها به مولفان آن‌ها بحث و میزان اعتماد خود را بر نسخه‌های فراهم شده از آن آثار و چگونگی نقل مطلب از آن‌ها بیان کرده است. در ذیل کتاب هایی که علامه از حدیث، تاریخ، رجال و…استفاده کرده مشاهده می‌کنیم و میزان بهره برداری از هر کدام در نمودار مشخص گردیده است.1-1٫ روایی محضعلامه مجلسی تاریخ را با روش روایی بیان می کند؛ لذا بسیار از کتاب‌های روایی استفاده کرده است.
در تاریخ الحجه از 51 منبع روایی استفاده کرده که بیش‌ترین استفاده را از کتاب‌های ذیل است: اکمال الدین و اتمام النعمه(324 روایت)، الغیبه نعمانی(321 روایت)، الغیبه طوسی(320 روایت)، مختصر بصائر الدرجات(84 روایت)، الکافی(77 روایت) که در ادامه نگاهی به اعتبارسنجی این منابع داریم:تحلیلکتاب کمال‌الدین و تمام‌النعمه: تألیف محمدبن علی بن بابویه، معروف به شیخ صدوق(381ق) است. این کتاب مورد توجه علمای شیعه بوده و در میان عالمان امامیه مورد اعتبار و ارجاع بوده است (آزادی، 1390: 174). صدوق فردی بزرگوار، دارای حافظه قوی، آشنا به رجال حدیث و ناقد اخبار بوده و در میان قمیون کسی همانند او در حفظ و کثرت علم دیده نشده است (حلی، 1411: 147). برخی از علمای رجال متاخر، مراسیل وی را در حکم مسانید دانسته اند (آزادی، 1390: 174).کتاب غیبت شیخ طوسی: تألیف ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، معروف به «شیخ الطائفه»، یکى از بهترین و مهم ترین منابع شناخت امام زمان (عج) می‌ باشد. شیخ آقابزرگ تهرانی در معرفی کتاب الغیبه درمقدمه این کتاب نوشته  است: «یتضمن هذاالکتاب اقوی الحجج والبراهین العقلیه علی وجود الامام الثانی عشر…» (طوسی: 217).کتاب الغیبه نعمانی: تألیف ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر، کاتب نعمانی، معروف به ابن ابی زینب از مشایخ بلند مرتبت و والا منزلت حدیث شیعه (نجاشی، 1408، ش 1043)؛ کتاب وی از مهم ترین کتاب‌های روایی امامیه در موضوع ائمه اثنا عشر و غیبت دوازدهمین امام است.
ملاک نعمانی در گزینش و نقل احادیث، حصول وثوق به صدور آن‌ها از معصوم است لذا گاه در این اثر احادیثی از روات ضعیف نقل شده است؛ لیکن تعدد طرق روایات و وثوق به صدور آن‌ها از معصوم، جبران کننده ضعف‌های احتمالی احادیث الغیبه نعمانی است (نادری، 1391: 181)کتاب الکافی: تألیف محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی (م 329ق) است. این کتاب یکی از مهمترین کتاب‌های حدیثی و نخستین کتاب از کتب اربعه شیعه است که از بالاترین درجه اعتبار برخوردار است؛ زیرا در حوزه ای مثل حوزه قم نوشته شده و مؤلفش متفکر دوران خودش بوده است و هدف را این‌گونه می‌گوید که تا قیامت، راهنمای همه دانش‌پژوهان باشد. یا خودش می‌گوید من فقط روایات صحیح را در این کتاب می‌آورم. این معیارها باعث می‌شود امتیاز این کتاب بالا برود.آنچه مشخص است علامه از کتاب‌هایی که اعتبار آن‌ها بیش‌تر است افزون تر نقل کرده و در نقل مطالب از کتاب‌هایی که اعتبار آن‌ها کم‌تر است، دقت کرده است. هر چهار کتاب الغیبه طوسی و نعمانی و اکمال الدین و اتمام النعمه و کافی اعتبار بسیار بالایی دارند که در بخش روایی علامه بیش‌ترین روایت را از این کتاب‌ها بیان کرده است.2-1٫ تفسیریعلامه مجلسی در تاریخ ائمه: از کتاب‌های تفاسیر روایی هم بهره برده است؛ چه تفسیر شیعی، چه تفسیر سنی.
همان‌طور که در نمودار مشاهده می‌شود، علامه از تفاسیر شیعی از تفسیرعلی بن ابراهیم قمی (66 روایت)، تفسیر عیاشی (48 روایت)، تفسیر فرات(10 روایت)، مجمع البیان (4 روایت) تفسیرنعمانی (2 روایت)؛ و از تفاسیر سنی از تفسیر بیضاوی (3 روایت)، تفسیر کشاف زمخشری (2 روایت) بهره برده استتحلیلتفاسیر شیعی که علامه از آن ها نقل کرده است، از تفاسیر متقدم به حساب می آیند. در واقع مولفان آن‌ها در عصر حضور امامان و یا بسیار نزدیک به ایشان می زیستند. علامه بیش از همه از تفسیرقمی بهره برده است؛ تفسیری که مولف آن از عالمان بزرگ شیعه و از محدثان و فقیهان حوزه قم بوده و کلینی حدود نیمی از احادیث «الکافی» را از طریق او نقل کرده است. نجاشی در کتاب فهرست خود وی را به صراحت توثیق می کند و او را «ثبت، معتمد و صحیح المذهب» می داند (نجاشی، 1408: 260) و نجاشی و شیخ طوسی هر دو عالم کتاب شناس شیعه، به کتاب های علی بن ابراهیم و از جمله تفسیر او، طریق های متصل و معلوم دارند و طریق شیخ کاملا مورد اعتماد است. از این رو طریق وصول کتاب به نسل های پس از مولف مشکل ندارد. لیکن نسخه در دسترس از تفسیر دربردارنده عبارت هایی است که انتساب دست کم بخشی از کتاب موجود را به «علی بن ابراهیم» تضعیف می کند. لذا روایات به بررسی سندی و به ویژه متنی نیاز دارد که باید از طریق شیوه اعتبار سنجی محتوایی بررسی شود (مسعودی، 1392: 25).علامه پس از تفسیر قمی حدود 48 روایت از تفسیر عیاشی در بحث تاریخ الحجه بیان داشته است.
تفسیر عیاشی هم از تفاسیر کهن تشیع و به زمان ائمه نزدیک است و هم این‌که دو نسخه قدیمی از این تفسیر را علامه مجلسی دیده است ابن ندیم، نجاشی و شیخ طوسی هرسه کتاب تفسیر وی را در صدر فهرست کتاب‌های او آورده اند (نجاشی، 1408: 350، ش 944؛ طوسی، بی‌تا: 396، ش605، ابن ندیم، 2009م: 244). این کتاب به طریق وجاده است (عیاشی، 1380، ج 1: 73) و نویسنده اسناد روایت را هنگام نسخه برداری حذف و کتاب را به مشکل جدی بی سند و مرسل بودن دچار می کند (مسعودی، 1392: 28). البته گستردگی دانش عیاشی و منابع متعددی که از هر دو حوزه حدیثی شیعه و اهل سنت در اختیار بوده است، کتاب تفسیر او را از دیگر تفاسیر متقدم، متمایز و آن را به رغم بی سند بودن مقبول محدثان و مفسران متاخر پس از خود کرده است (همان).علامه روایت اندکی هم از «تفسیر فرات» نقل می کند که موضوع تفسیر فرات بیش‌تر درباره آموزه‌های شیعی و فضایل اهل بیت است. درباره شخصیت مولف هیچ کس از رجال شناسان متقدم شیعه، مانند کشی، نجاشی و شیخ طوسی و حتی متاخران، ابن داوود و علامه حلی وی را معرف نکرده اند. مشکل دیگر تفسیر فرات ضعف اسناداست که یا منقطع است و یا با حذف واسطه هاست.چنان که دیده شد، علامه از تفسیر قمی و عیاشی بسیار نقل نموده  که تفسیر قمی به اعتبارسنجی محتوایی نیازمند است و تفسیر عیاشی هم با بررسی صحت سندی بسیاری از روایاتش به گردونه اعتبار باز می گردد.
علامه از تفاسیر دیگر چون مجمع البیان، المحکم و المتشابه، و تفاسیر سنی بسیار اندک در حد یک یا دو روایت نقل کرده که آن‌ها نیز در شرح احادیث می باشد3-1٫ رجالیعلامه برای تبیین احادیث از کتاب‌های فهرست نگاری و رجالی هم بهره برده است؛ داستان‌ها، روایت‌ها و نکاتی که برای شناخت کتاب‌ها و اشخاص رهگشا می باشد. برای نمونه (رک: مجلسی، ج 51: 307 و ج 51: 608)، گاهی هم از این کتاب‌های روایت و یا حدیثی بیان می کند که شاهد احادیث دیگر است؛ مانند(مجلسی، 1403، ج52: 284).علامه در تاریخ الحجه بحار از اختیار رجال کشی(11 مرتبه)، رجال نجاشی(6 مرتبه)، الفهرست طوسی(3 مرتبه)، الفهرست منتجب الدین (3 مرتبه)، خلاصه الاقوال علامه حلی و رجال طوسی(هر کدام یک مرتبه) استفاده کرده است.تحلیلرجال کشی: محمد بن عمر بن عبدالعزیز (م حدود 340)، معروف به کَشّی دارای کتاب رجالی مهمّی بوده که نخستین بار درباره رجال شیعه تدوین یافت و به «معرفه الرجال یا معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین» معروف است.شیخ الطائفه، محمد بن حسن طوسی با اذعان به جایگاه علمی کشی و اعتبار کتاب، تلخیصی از آن که تنها شامل رجال شیعه بود، فراهم آورد و نام کتاب را «اختیار معرفه الرجال» گذاشت. کشی در کتاب رجال خود با ارائه مستندات داوری رجالی نشان می‌دهد که قواعد و اصول شیعه اصالت دارند و اطلاعات آن گسترده می باشد. کتاب رجال کشّی که در درون خودش روایات فراوان دارد، در حوزه حدیثی مشهور شیعه نوشته نشده و همین باعث می‌شود اعتماد به این کتاب کاهش پیدا کند.
رجال نجاشی: (م 450) به دلیل تنوع اطلاعات و دقت مولف نزد رجالیون شیعه ممتاز بوده است نجاشی عالمی دقیق و واقف بر وجود اغلاط و اشتباهاتی است که در رجال کشی بوده (رحمان ستایش، 1385: 132) و در دانش انساب و تاریخ متبحر بوده است (همان: 134). در عظمت و جایگاه علمی نجاشی همین بس که کتاب رجال او به عنوان بهترین منبع اولیه رجال شیعه قلمداد شده و عموماً دیدگاه او به عنوان قول فصل در بررسی راویان مورد توجه قرار می‌گیرد.رجال و فهرست طوسی: تألیف ابو جعفر محمد بن حسن بن على طوسى (385 – 460ق) از بزرگان شیعه در قرن پنجم هجرى که از اصول اولیه رجال شیعه محسوب می‌شوند و مورد اعتماد بزرگان رجالی می باشد.فهرست منتجب الدین: نام کامل آن «فهرست اسماء علماء الشیعه و مصنفیهم» از شیخ منتجب الدین علی بن عبیدالله بن حسن بن بابویه قمی، از بزرگان شیعه در قرن ششم هجری(ولادت504- وفات، بعد از 600 ق) می‌باشد. درمورد اعتبار این کتاب به هیچ سخنی نیاز نیست؛ چرا که بزرگان وقتی در خصوص شخصیتی سرگردان شوند همین که در «الفهرست» توثیقی در مورد او بیابند، برای آن‌ها کافی است.کتاب‌های رجالی ما منابعی برای دستیابی به اطلاعات رجالی است و دارای بالاترین درجه اعتبار هستند. علامه حتی در بیان تاریخ از این کتاب‌ها غافل نبوده و از آن ها یاری جسته  است.
در واقع این کتاب‌ها هم از جهت قدمت متعلق به قرن چهارم و پنجم هجری است و هم از جهت اعتبار شخصیت علمی مولفان آن‌ها از زمره علمای برجسته شیعه اند و هم دارای جامعیت نسبی هستند (همان: 25)4-1٫ تاریخیبه دلیل پیوند حدیث و تاریخ از همان قرن‌های نخست که تاریخ شیعه از احادیث گرفته شده است بسیاری از تاریخ ما درباره ائمه از روایات گرفته شده و علامه از اکثر این کتاب‌ها بهره جسته اند که بیش‌ترین بهره را از این کتاب‌ها برده‌اند: کتاب الارشاد شیخ مفید (حدود 57 روایت)، کشف الغمه عن معرفه الامامه از علی بن ابی الفتح اربلی (14روایت)، دلائل الامامه طبری (10 روایت)، منتخب الانوارالمضیئه (9 روایت) و…تحلیلکتاب الارشاد: تألیف محمدبن محمدبن نعمان عکبری بغدادی، معروف به شیخ مفید (م 413 ق) مهم ترین نوشته ای است که در طول تاریخ امامیه از سوی یکی از متکلمان این مکتب در موضوع زندگانی ائمه: به صورت مجموعی نگاشته شده است. از این کتاب معتبرترین منابع روایی شیعه و از منابع دست اول درباره زندگانی ائمه: می باشد. شخصیت نویسنده این کتاب را می‌توان دارای رفعیع ترین جایگاه در طول تاریخ امامیه دانست (صفری، 1386: 16). علامه در مقدمه بحارالانوار درباره کتاب الارشاد می‌فرماید: «این کتاب از مولفش مشهورتر است.»کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه: تألیف علی بن عیسی اربلی (متوفای 692 ق) از عالمان شیعه قرن هفتم است.
این کتاب در شرح حال، فضائل چهارده معصوم: نوشته شده و نویسنده در معرفی امامان شیعه:، استفاده از منابع اهل سنت را بر منابع شیعی مقدم دانسته و اهمیت بیش‌تر کتاب در بیان روایات از کتاب هایی است که برخی از آن‌ها امروزه در دست نیستعلامه مجلسی; از برخی کتاب‌ها زیاد روایت نکرده و علت آن را هم در مقدمه بیان داشته  است، مانند کتاب مشارق الانوار، تالیف حافظ رجب برسی. علامه مجلسی درباره این کتاب می فرماید:من به خاطر اشتمال برخی اشتباهات و آمیختگی ها بر روایاتی که او در نقل آن ها منفرد است، اعتماد نمی کنم….بلکه صرفا از آن ها اخباری را برمی گزینم که از اصول معتبر اخذ شده‌اند. (مجلسی، 1421، ج1: 14).ایشان از کتاب سلیم بن قیس در تاریخ الحجه یک روایت بیش‌تر بیان نکرده است. شیخ مفید درباره کتاب سلیم بن قیس می‌فرماید:اصل این کتاب ثابت است؛ ولی به دستبرد دچار شده و شایسته اعتماد نیست (همان).5-1٫ ادبیعلامه مجلسی فقط به منابع شیعی تکیه نکرده و از منابع سنی هم استفاده کرده است و علل نقل از آن‌ها را شناسانده است. وی در این زمینه می‌نویسد:ماگاه به کتاب‌های مخالفین خود(اهل سنت) نیز برای تصحیح الفاظ خبر و بیان معانی آن‌ها مراجعه می‌کنیم، مانند کتاب لغت صحاح جوهری(64)، قاموس فیروزآبادی(43)، نهایه جزری(35)، الفائق و مستقصی الامثال زمخشری…. (بحار، ج1: 22-23).
تحلیلتوضیح لغات و اصطلاحات و مباحث ادبی روایات و احادیث خود راهی است که به فهم درست احادیث منجر می‌گردد و علامه به این مهم اشاره داشته است و در صورت برخورد به واژه مشکلی به کتاب‌های مربوط مراجعه می‌کرد علامه از سه کتاب لغوی مهم متعلق به قرن چهارم و هفتم و نهم فراوان استفاده کرده است: صحاح اللغه، از اسماعیل بن حمّاد جوهرى (م 393)؛ القاموس المحیط، نوشته محمّد بن یعقوب فیروزآبادى (م 816) و در میان کتاب‌های غریب الحدیث، از النهایه فى غریب الحدیث و الاثر، نوشته ابن أثیر جوزى (606). این سه از مهم ترین معاجم زبان عربی به شمار می-آیند. سیوطی کتاب صحاح اللغه جوهری را دقیق ترین کتاب عرب می داند.فیروزآبادی که دلیل نامگذاری کتاب خود را چنین بیان کرده است: «آن را القاموس المحیط نامیدم چون دریاى عظیمى از لغات را دربر مى گیرد»؛ در مورد معنایى که براى لغت ذکر کرده فراوان به قرآن کریم و احادیث نبوى استدلال مى کند. جزری هم در النهایه احادیث غریبى را که در متون و منابع دینى پراکنده است، گرد آورده و به شرح و توضیح آن‌ها از جهت لغوى پرداخته است.جمع بندیعلامه مجلسی در هر دسته از مصادر روایی، تاریخی، تفسیری، رجالی و ادبی سعی کرده از منابعی که دارای بالاترین اعتبارند استفاده کند.
وی از کتاب‌هایی که از جهت قدمت به قرن‌های اولیه متعلق است و هم از جهت اعتبار شخصیت علمی مولفان شخصیت‌های ویژه علمی هستند فراوان استفاده کرده و از برخی کتاب‌ها که آن ها را بر اشتباهات و آمیختگی مشتمل می‌داند، کم‌تر نقل می کند و اگر هم نقل کند اخباری را برمی گزیند که از اصول معتبر اخذ شده استدر بحث روایی از سه کتاب «الغیبه طوسی»، «الغیبه نعمانی» و «اکمال الدین» شیخ صدوق بهره برده است که هر سه مولف از عالمان بزرگ شیعه و کتاب‌های آن‌ها مشهور می باشند و از اعتبار بالایی برخوردارند. در رجال و تفسیر و ادبی و تاریخی نیز از کتاب‌های معتبر بهره برده است و کتاب‌هایی چون تفسیر قمی هم که تردیدهایی نسبت به آن می باشد، به اعتبارسنجی محتوایی نیازمند است.2٫ فهم احادیث تاریخی در اندیشه علامه مجلسیعلامه مجلسی در بررسی روایات تاریخ الحجه برای رسیدن به فهم احادیث، ابتدا صحت متن روایت را احراز و تلاش می کند متن معیار فاقد هرگونه تحریف را به دست آورد و فهم را بر آن استوار کند. بعد از دریافت فهم متن با قرینه های گوناگون مقامی و کلامی به دنبال مراد جدی گوینده می باشد. در واقع به فهم ظاهری متن بسنده نکرده و به دنبال کشف مراد جدی گوینده است. لذا در ادامه ذیل سه عنوان صحت متن، فهم متن و فهم مقصود بررسی روایات تاریخ الحجه علامه مجلسی را بیان می‌کنیم.بررسی صحت متن (متن معیار)نخستین مرحله پیش از ورود به فهم متن، احراز صحت متن منقول روایت است.
از این رو علامه مجلسی نخست به بررسی صحت متن روایت‌های مورد بحث می پردازد و در مرحله بعد آن‌ها را شرح می‌دهد وی برای احراز صحت متن از روش‌های فرعی زیر بهره می گیرد:1٫ توجه به نسخه‌های گوناگوندستیابی به نسخه‌های متعدد یکی از بهترین راه‌های احراز صحت متن و اطمینان نسبی برای دریافتن متن اصلی می باشد. باتوجه به نبود امکانات نشر و رواج نسخه برداری در قرون گذشته، احتمال ورود آسیب‌های مختلف در متن روایات، فراوان دیده می شود. علامه مجلسی به اختلاف نسخه ها توجه زیادی دارد و از ویژگی های ایشان این است که برای تحصیل نسخه‌های خطی تصحیح شده و کتاب‌های روایی بسیار دقیق و کوشا بوده و واقعا بهترین نسخه‌ها را تهیه کرده است (عابدی، 1378: 96)؛ چرا که مهم‌ترین نکته در تصحیح متن، اطمینان از نسخه‌هایی است که متن از آ‌ن‌ها اخذ می‌شود. علامه نسخه‌های مختلف را مقایسه و مقابله می‌کرد.ایشان، در مواردی که تفاوت نسخ، موجب تفاوت معانی می‌شوند، اختلاف نسخه و معانی آن‌ها را تذکر می‌دهد. علامه در ذیل روایتی پس از مقابله با نسخه های دیگر، چنین بیان داشته  است: کانت النسخ مصحفه محرفه فی أکثر ألفاظها (مجلسی، 1421، ج21: 89)؛ و یا در روایت های مختلف کلمه مورد اختلاف را بیان می کند : …فَسَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَبْقَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَهً شَرْقِیَّهً…(مجلسی، 1421، ج21: 47).علامه بیان می کند در بعضی از نسخه‌ها به جای تبقر، بالنون و الفاء أی تنفر آمده است و یا در مواردی اختلاف اسامی ناقلان روایت را از اشتباه ناسخان دانسته است (مجلسی، 1421، ج21: 314).
2٫ توجه به تصحیف در روایات«مصحّف» حدیثی را گویند که قسمتی از سند یا متن آن به کلمه یا عبارت مشابه آن تغییر یافته باشد (مامقانی، 1411، ج1: 237) «تصحیف» به هرشکلی که در متن حدیث رخ دهد به فهم درست و درک مقصود اصلی گوینده آن صدمه خواهد زد. یکی از راه های شناخت تصحیف در متن، مراجعه به نسخه ای مختلف از یک متن است (شبیری، 1375: 20). همان‌طور که بیان شد، علامه پس از مقابله با نسخه های دیگر مصحف بودن حدیث را بیان می کند و گاهی هم اگر متن حدیثی با مسلمات در تضاد باشد، بیان می کند:روایتی است از رسول خدا (ص) که می فرمایند:… اسْمُهُ اسْمِی وَ اسْمُ أَبِیهِ اسْمَ أَبِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛علامه می‌فرماید:اگر گفته شود، اسم پدر مهدى (عج) با نام پدر پیغمبر تطبیق نمی کند؛ خود چند جواب داده  است؛ اما بهترین جوابی که خود پذیرفته ، این است: «ابى» تصحیف «ابنى» است (مجلسی، 1421، ج21: 80).3٫توجه به تقطیع روایت‌ها و افتادگی در متنیکی دیگر از روش های علامه رعایت اصل اختصار است که یکی از ویژگی های برجسته کتاب بحارالانوار علامه مجلسی است. علامه برای جلوگیری از طولانی شدن مجموعه حدیثی خود، جاهایی که متن یا سند حدیث با حدیث قبلی شبیه است با کلمه «مثله» بیان می کند و یا اگر حدیث را تقطیع کرده باشند از آن خبر می دهد و محل اصلی نقل آن را هم بیان می کند.
علامه از افتادگی در متن هم خبر می دهد:نی، [الغیبه للنعمانی ] ابْنُ عُقْدَهَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّیْمُلِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِیدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی الْبِلَادِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ نُبَاتَهَ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیّاً ع یَقُولُ إِنَّ بَیْنَ یَدَیِ الْقَائِمِ سِنِینَ خَدَّاعَهً یُکَذَّبُ فِیهَا الصَّادِقُ وَ یُصَدَّقُ فِیهَا الْکَاذِبُ وَ یُقَرَّبُ فِیهَا الْمَاحِلُ وَ فِی حَدِیثٍ وَ یَنْطِقُ فِیهَا الرُّوَیْبِضَهُ قُلْتُ وَ مَا الرُّوَیْبِضَهُ وَ مَا الْمَاحِلُ قَالَ أَ مَا تَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ قَوْلَهُ وَ هُوَ شَدِیدُ الْمِحالِ قَالَ یُرِیدُ الْمَکْرَ فَقُلْتُ وَ مَا الْمَاحِلُ قَالَ یُرِیدُ الْمَکَّارَدر ذیل این روایت علامه چنین بیان می کند:لعل فی الخبر سقطا؛ گویا از روایت چیزی افتاده است (مجلسی، 1403، ج 52: 246)فهم متنپس از اطمینان از صحت متن روایات؛ سراغ فهم متن می‌رویم. متن یک حدیث، حاوی لغات و اصطلاحاتی است که برای دستیابی به فهم اولیه روایت، ناگزیر باید آن‌ها را بفهمیم. علامه مجلسی برای فهم متن از مواردی چون معناشناسی واژه، بررسی واژه‌های غریب، بلاغت، کنایه و شعر بهره برده و گاهی هم برای فهم احادیث به تشکیل خانواده احادیث پرداخته است.غریب الحدیث مهدویتبرای دستیابی به معنای لغوی، بهترین روش، مراجعه به کتاب‌های لغت است. همان‌طور که در مصادر ذکر شد، علامه برای تبیین لغات به طور عمده از الصحاح جوهری، قاموس المحیط فیروزآبادی، النهایه ابن اثیر جزری استفاده کرده که ما را در رسیدن به معنای صحیح تر رهنمون می سازد.
علامه معنای لفظ «جران» را از کتاب قاموس المحیط فیروز آبادی بیان کرده است:الجران باطن العنق و منه حتى ضرب الحق بجرانه أی قر قراره و استقام کما أن البعیر إذا برک و استراح مد عنقه على الأرض (مجلسی، 1421، ج 21: 68)یا در روایت دیگر که گویای برطرف شدن سختی و گرفتاری از روزگار پس از ظهور حضرت مهدی (عج) است معنای عبارت «یذهب الزمان الکلب» را از کتاب النهایه ابن جزری استفاده کرده است:قال الجزری کلب الدهر على أهله إذا ألح علیهم و اشتد (همان: 561).و در روایت دیگری «مبدح البطن» را از کتاب قاموس معنا کرده است:«أی واسعه و عریضه قال الفیروزآبادی البداح کسحاب المتسع من الأرض أو اللینه الواسعه و البدح بالکسر الفضاء الواسع و امرأه بیدح بادن و الأبدح الرجل الطویل السمین… (همان: 29).علامه برخی از واژه هایی هم که در روایت آمده است و به نظر مبهم می‌آید با توجه به اطلاعات بیرونی خود شرح می‌دهد؛ مانند روایتی که علائم قائم را بیان می‌کند:شَامَهٌ بَیْنَ کَتِفَیْهِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَیْسَرِ تَحْتَ کَتِفَیْهِ وَرَقَهٌ مِثْلُ وَرَقَهِ الْآسِ ابْنُ سِتَّهٍ وَ ابْنُ خِیَرَهِ الْإِمَاءِ؛ در سمت چپ شانه‌های او خالی است و هم در زیر شانه‌هایش نشانه‌ای است چون برگ درخت آس فرزند شش می‌باشد و مادرش بهترین کنیزها است (همان: 35).
علامه در توضیح این روایت چنین بیان می کند:در این روایت و سایر روایات که می فرماید امام فرزند شش می باشد ابن سته یا مقصود وقت رسیدن امام زمان (عج) به مقام امامت است که شش ساله بوده، و یا پدران حضرت جمعا شش اسم داشته اند: محمد، علی، حسین، جعفر، موسی، حسن، این موضوع برای هیچ یک از ائمه حاصل نشده است و… (همان)گاهی اوقات هم اطلاعاتی پیرامون محل، شهر و… ارائه می‌دهند: در روایت استاباد آمده است و علامه ذیل این روایت بیان می کند که شاید «استاباد» همان جاست که امروز به اسد آباد معروف می باشد (مجلسی،1403، ج 52: 42) و یا در روایتی که از کتاب غیبت نعمانی از امام صادق (ع) بیان شده است که صاحب الامر از نظرها غایب است؛ چون چاره ای ندارد و طیبه برای منزل کردن چه جای خوبی است؛ علامه در ذیل این روایت بیان می کند که «طیبه» اسم مدینه طیبه است (مجلسی، 1421، ج21: 389-390).منابعقرآن کریم.1٫ آزادی، پرویز، (بهار و تابستان 1390). بررسی جایگاه اهمیت و اعتبارسنجی کتاب کمال الدین و تمام النعمه، مشهد، مطالعات قرآن و حدیث، سال چهارم، شماره دوم.2٫ ابن بابویه، محمدبن علی (1382). کمال الدین و تمام النعمه، قم، دارالحدیث.3٫ ابن ندیم، محمدبن اسحاق (2009م). الفهرست، ترجمه محققین، د. أیمن فواد ولید، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی.4٫ پاکتچی، احمد (1391ش). نقد متن، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).5٫ حلی، ابن داود(1383 ق). رجال ابن داود، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.6٫ دلبری، علی (1386).
مبانی رفع تعارض اخبار، مشهد، انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی7٫ رحمان ستایش، محمدکاظم (1385). آشنایی با کتب رجالی شیعه، تهران، انتشارات سمت.8٫ عیاشی، محمد بن مسعود (1380ق). کتاب التفسیر، تهران، چاپخانه علمیه.9٫ شارل، شاماران (1375). روش های پژوهش در تاریخ، ترجمه: ابوالقاسم بیگناه و دیگران، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.10٫ شبیری، سیدمحمد جواد (1375). «تصحیف و تحریف» دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی.11٫ صفری فروشانی، نعمت الله (تابستان، 1386). «شیخ مفید و تاریخ نگاری او در کتاب الارشاد»، فصلنامه شیعه شناسی، سال پنجم، شماره 18٫12٫ طوسی، محمد بن حسن (بی‌تا). الفهرست، حجج، عبدالعزیز حلب حبائی، قم، مکتبه المحقق الطباطبائی.13٫ عابدی، احمد (1378). آشنایی با بحارالانوار، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.14٫ فیروزآبادی، محمدبن یعقوب (بی‌تا). القاموس المحیط، بیروت، دارالکتب العلمیه.15٫ مامقانی، عبدالله (1413ق). مقباس الهدایه فی علم الدرایه، قم، بی‌نا.16٫ مجلسی، محمدباقر الف (1421ق). بحارالانوارالجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار، تحقیق: شیخ محموددریاب، بیروت، دارالتعارف.17٫ ــــــــــــــــــ ب (1403ق). بحارالانوارالجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار، بیروت-لبنان، موسسه الوفاء الاسلامی.18٫ ــــــــــــــــــ (1375). بحارالانوار(مهدی موعود)، ترجمه: علی دوانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.19٫ مسعودی، عبدالهادی (بهار و تابستان 1392).
«اعتبارسنجی منابع تفسیر روایی شیعه»، مجله تفسیر اهل بیت20٫ ــــــــــــــــــ، (1384). روش فهم حدیث، تهران، انتشارات سمت.21٫ ــــــــــــــــــ، (1389). درسنامه فهم حدیث، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث.22٫ مفید، محمدبن محمدبن نعمان (1414ق). تصحیح اعتقادات الامامیه، بیروت، دارالمفید.23٫ نادری، مرتضی (زمستان1391). «اعتبار و تداول کتاب الغیبه نعمانی»، فصلنامه تخصصی مطالعات قران و حدیث سفینه، سال دهم، شماره 37٫24٫ نجاشی (1408ق). رجال النجاشی، تحقیق: سید موسی شبیری زنجانی، قم، انتشارات اسلامی.25٫ نورالدین، حیدر (بهار 1388). «نقش عقل در معرفت از دیدگاه علامه مجلسی»، شماره 39، پژوهش‌های فلسفی- کلامی.26٫ نصیری، علی (زمستان1380). «علامه مجلسی و تعامل با روایات تفسیری اهل بیت:»، شماره22، مجله علوم حدیث.نویسندگان:مریم نساج، علی رادمجله انتظار موعود شماره 46ادامه دارد....
درس‌هایی از «بحارالأنوار»
01:06 - 4 آذر 1395

50 Views


1 Reply