بسیاری از عقاید محصول آزادی فکر نیست/ نظر شهید مطهری درباره آزادی اندیشه
پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی با اشاره به شکاف عمیقی که بین انسانشناسی در تفکر غربی و اسلامی وجود دارد، گفت: بزرگان ما نظیر استاد مطهری به این مسئله اشاره کردهاند که بسیاری از عقاید انسانی محصول آزادی فکر نیست.
مهدی جمشیدی در گفتوگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس با تأکید بر اندیشههای استاد مطهری درباره تفاوت آزادی فکر و عقیده و اینکه وی اندیشه را اعم از فکر و عقیده میداند، گفت: استاد مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی» که مشتمل بر سخنان دو تا سه ماه آخر حیاتش است به تفاوت جالب بین فکر و عقیده اشاره کرده است، در این فرآیند اندیشه دو شکل دارد یک زمان محصول فکر آزاد است یعنی انسان میتواند بیاندیشد و راهی را عقلی یا تجربی انتخاب کند که به این معنی استاد مطهری معتقد است که اسلام با آن نه تنها منافاتی ندارد بلکه کتبی نیز به نام احتجاجات موجود است که اسلام نیز حتی همین اصول عقایدش را از طریق همین عدله عقلی و آزادی فکری بیان میکند، یعنی پذیرش زمانی حجیت دارد که انسان از طریق قوای عقلانی خود به نتیجه رسیده باشد.
*بسیاری عقاید محصول آزادی فکر نیست
وی در ادامه افزود: اما یک تعبیر دوم به نظر استاد مطهری برای آزادی اندیشه این است که هر عقیدهای مسوول آزادی فکر نیست به این معنی که هر عقیدهای از قوه عقلانیت و انتخاب آزادانه انسان برنخواسته است بلکه بسیاری از عقاید محصول تعصب، لجاجت، ، تقلید و مقولات غیرعقلانی دیگری هستند وی میگوید این نوع آزادی اصلا مطلوب نیست. درست است که در فرهنگ عمومی یا خطابههای سیاسی مطرح میشود باید به همه عقاید احترام گذاشت اما به نظر شهید مطهری این ایده غلط است چرا که هر عقیدهای محصول آزادی فکر نیست به طور مثال عدهای از مردم دنیا گاوپرست هستند اما گاوپرستی به عنوان یک عقیده محصول فکر صحیح و آزاد انسان است و باید به آن احترام گذاشت؟ بنابراین اینطور نیست که باید به هر عقیدهای احترام گذاشت.
جشمیدی یادآور شد: گذاره فقهی تقریباً مغفولی در اسلام وجود دارد که براساس آن در جامعه اسلامی نشر کتب ضاله ممنوع است چرا که اینها کتبیند که انسان مسلمان را از راه حقیقت که همان اسلام است، غافل میکنند و باعث گمراهی میشوند در نهایت به ورطههای دیگر میکشانند براین اساسا انسان قایل به یک امنیت فکری و اندیشهای در جامعه است و اینطور نیست که نگاه لیبرال داشته باشد چرا که این دیگر یک قائده فقهی مسلم است و با آزادی لیبرالی در تعارض است، با وجود این در جای دیگری شهید مطهری میگوید که وجود یک استاد مارکسیست در دانشگاه را تأیید میکنم اما برای آزادی بیان قیدی میگذارد که هر کس نباید در ساحت و لوای اسلام افکار التقاطی خود را مطرح کند.
*استاد مطهری التقاط فکری را برنتافت
وی با تاکید بر اینکه شهید مطهری التقاط معرفتی را بر نمیتابد و همین امر نیز علتالعلل شهادت ایشان در کشمکشهایش با افکار التقاتی به ویژه با گروهک فرقان میشود، گفت: اینها گروهی بودند که دعاوی اسلامی داشتند اما تفاسیر مارکسیستی از قرآن ارایه دادند، شهید مطهری در مقدمه یکی از کتابهایش بیان کرد که این التقاط از مادیگری و الحاد خطرش اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست چون تصویر واژگون از اسلام ارایه میدهد. علاوه بر این استاد مطهری با این امر که برخی از اساتید نظرشان را تنها برای یک عده محدود دانشجویان نوپای معرفتی بدون مطالعات اسلامی متقن بگویند، مخالف بود. وی بیان میکرد که حاضر است در خود دانشکده الهیات یا هر مکان دیگر با مارکسیستها یا هر گروهی مناظره کند، حتی در دوران پهلوی با وجود اینکه حاضر نبود در تلویزیون پهلوی حاضر بشود اما بابت این قضیه حاضر شد و این اوج آزاداندیشی اوست.
*حد آزادی براساس شاخصهای شهید مطهری
جمشیدی با تاکید بر اینکه از دل افکار شهید مطهری چند شاخص به عنوان حد آزادی درمیآید، گفت: بنابراین یک شاخص این است که عقاید باطل نباید در جامعه اسلامی تبلیغ و نشر شود، یعنی افکار ضاله که تنها به کتب ضاله محدود نمیشود بلکه همه محصولات فرهنگی مطرح است و کتاب به این علت مورد توجه قرار گرفته که در گذشته مطرح بوده اکنون رسانهها نیز شامل میشوند و قید دوم نیز التقاط معرفتی است که متأسفانه باید ابراز کنم از اواخر دهه شصت ما درگیر گونههای جدیدی از التقاط که مخربند هستیم اگر در دهه چهل و پنجاه بحث داغ مارکسیست و اسلام بود الان اسلام و لیبرالیسم است که در دورههای مختلف نمود پیدا کرده است.
وی با تأکید بر اشکالی که خیلی از بزرگان ما امثال استاد مطهری، علامه جعفری، آیتالله مصباح یزدی براین نوع آزادی گرفتهاند که ما در انسانشناسیمان با تفکر غربی یک شکاف عمیقی داریم، گفت: این نشان میدهد مبانی اندیشه و نوع انسان شناسی چگونه بر فرهنگ غرب تأثیر میگذارد، بنابراین اشکالی که بزرگان معرفتی معاصر ما میگیرند این است که برخلاف تفکر فلاسفه و اندیشمندان غربی ملاک محدود کردن و تغییر آزادیها فقط آزادی دیگران نیست خود فرد هم مصالحی دارد مثل مصالح معنوی که آنها هم علاوه بر آزادی دیگران، آزادی خودش نیز باید محدود شود.
پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی با تاکید بر نظر استاد مطهری مبنی بر اینکه دموکراسی غرب حیوانیت رها شده و اسلام انسانیت رها شده است، افزود: این آزادی متکی بر اندیشه اسلامی باید سیر تکامل را طی کرده و بالقوهها را به بالفعل تبدیل کند، اگر این آزادی در سیر تکاملی قرار نگیرد، ارزش نیست آزادی مطلوبیت دارد که موجبات بالفعل شدن فطرت و قوای اصلیاش را فراهم کند. غرب متاسفانه در انسان شناسی خود این را درنظر نگرفته بلکه مبنا را همان میل ، هوا و اراده فرد قرار داده است.
انتهای پیام/
11:14 - 14 تیر 1392