گذری از کوی کتابهای نادر ابراهیمی
نادر ابراهیمی نوشتن را از ۱۶ سالگی آغاز کرد و در سال ۱۳۴۲ نخستین کتاب خود را با عنوان «خانهای برای شب» به چاپ رساند و تا سال ۸۰ علاوه بر صدها مقاله تحقیقی و نقد، بیش از صد کتاب از او چاپ و منتشر شد.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، نادر ابراهیمی داستاننویس معاصر ایرانی است. او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه و روزنامهنگاری نیز فعالیت کردهاست. در گزارش زیر نگاه کوتاهی به برخی از کتابهای منتشر شده از این نویسنده میپردازیم.
«مجموعه داستان های کوتاه نادر ابراهیمی» در انتشارات امیر کبیر سال 1372 منتشر شد. این مجموعه در قالب 3 جلد کتاب چاپ شده است که گزینش آثار در هر مجلد بر اساس سبک و فضای داستانها صورت گرفته است: در جلد اول اکثر کاراکتر ها حیوانند! در جلد دوم فضا کاملا سوررئال همراه با طنزی گزنده که در لابهلای نوشتهها فریاد میزند! و داستانهای جلد سوم داستانهایی کاملا شعر گونه را در بر میگیرد چنانکه بخشی از آنها ( غزل داستان ) نام میگیرند.
این مجموعه دیگر تجدید چاپ نشد اما 2سال پیش انتشارات روزبهان که اکثر کارهای ابراهیمی را منتشر میکند، این مجموعه را همراه با مجموعههای دیگر این نویسنده که در سالهای پیش از انقلاب چاپ شده بودند به علاقه مندان عرضه کرد. این مجموعهها با نامهای «خانهای برای شب» ، «مصابا و رویای گاجرات» ، «آرش در قلمرو تردید» ، «افسانه باران» ، «هزارپای سیاه وقصه های صحرا» و «غزل داستانهای فصل بد» مجددا با همان شکل سابق به زیور طبع آراسته شد.
این 6 کتاب حاصل نخستین سالهای کار ابراهیمی به عنوان نویسندهاند. تاریخ چاپ اول اولین مجموعه 1341 و چاپ چهارم آخرین مجموعه 1357 است. «بار دیگر شهری که دوست میداشتم» در حد فاصل مجموعه دوم و سوم منتشر شده است.
ابراهیمی نه تنها نثری شاعرانه دارد بلکه اصولا مضمون داستانهایش نیز شاعرانه و حتی گاه کاملا سوررئال و نماد پردازانه است. به طور نمونه «خانهای برای شب» داستان ماهیگیر پیریاست که به دنبال تاریکی و سرمای شبهای زمستان به هر چه فانوس لعنت میفرستد و بر آن میشود که به شکار خورشید برود و برای آن تور پهن کند!
«پیادهروها از هم جدا هستند» داستان انتظار زن و مردی که در چهارراه به انتظار کسی ایستادهاند و گرگهایی که به سمت شهر میآیند و زن و مرد به چندین نفر – که خود واضحا نماد هستند - راه نشان میدهند و همچنان به انتظارند و عاقبت در مییابند که این همه سال منتظر هم بودهاند!
«در خمیره بد» داستان مردی که همه عمر در هراس از آمدن دزد است و دزد شبی می آید و او با دزد به بازی نقطه خط مینشیند و سالها میگذرد چنانکه به اسکلتی تبدیل میشوند و هر یک گرم ساختن خانههای خط خطی! و بازی همچنان ادامه دارد و …!
«پاسخ ناپذیر» داستان مردی است که اصرار دارد به جهنم برود و بر آن است که جهنم رفتن کاری بسیار دشوار است و دلایل خود را نیز البته دارد!!
«آرش در قلمرو تردید» حکایت آرشی امروزی است که تیر و کمان کودکانهای به دستش میدهند تا از فراز دماوند رسالت تاریخی خود را انجام دهد و ایران را از دست دشمنان برهاند! و آرش در کمرکش کوه در مییابد که حتی نمیداند به کدام سوی باید تیر بیافکند و کمان را بر سر زانو میشکند و گریان در دل کوه گم میشود!
«بار دیگر شهری که دوست میداشتم» به نظر بسیاری از درخشانترین کتابهای ابراهیمی است. این کتاب در سال 1345 به چاپ اول رسید و تا سال 1380 به چاپ دوازدهم رسید! این داستان نسبتا کوتاه و با فضایی کاملا سیال و بی زمان پیش میرود. نویسنده به جهت اینکه تقطیع زمانی سبب سردرگم شدن خواننده نشود 3 زمان موجود در داستان ( گذشته دور، گذشته نزدیک و حال) را نشان داده است.
«یک عاشقانه آرام» داستانی بلندتر با همان حس و حال است. این داستان با پرشهای زمانی نیست و داستان جز در بعضی یاد آوری ها زمانی خطی دارد. فضا کماکان عاشقانه است اما سیاست هم رنگ و بویی ندارد! میشود گفت کاراکتر گیله مرد همان کاراکتر «بار دیگر ...» است که این بار دغدغههای اجتماعی نیز دارد؛ ضمن اینکه عشق را با اندیشگی و پختگی بیشتری درک میکند. عاشقانگی ابراهیمی در این کتاب یک عاشقانگی اندیشمند است. عشقی که با پویش و زایش و درخشش همراه است و از عادت و رکود و خمودی دور! شادکامی دلپذیری که دل را میلرزاند و عقل را متحیرانه به تکاپو وا میدارد تا عقب نماند.
«چهل نامه کوتاه به همسرم» واگویههای ابراهیمیاست با همسرش. چهل واگویه که گاه در 5-4 سطر تمام می شوند. این عشق در لا به لای واژگان تمامی آثار ابراهیمی فریاد میزند. ابراهیمی صادقانه و پر شور از عشقش سخن میگوید و گاه صراحتش با روحیه محافظه کار ایرانی تقابل مییابد. اما به قول خودش - در کتاب یک عاشقانه آرام - :«من از بزرگترها به خاطر آنکه عاشقانه نگاه کردن را میدانم، خجل نخواهم بود.به من چه ربطی دارد که آنها کارشان را نمیدانند؟! ...»
«آتش، بدون دود» رمان بلندی است اثر نادر ابراهیمی که در هفت جلد منتشر شده و نویسنده در آن پس از اشاره به زیباییهای ترکمنصحرا در سه جلد اول در چهار جلد بعد به شیوهای داستانی-تاریخی به بیان مبارزات انقلابی معاصر پرداخته است.
قهرمان رمان در جلد اول گالان اوجا نام دارد که یک قهرمان اسطورهای ترکمن به شمار میرود. در جلد دوم نویسنده با گذاری کوتاه بر اتفاقات صحرا شرایط را برای معرفی یگانه قهرمانان داستان؛ دکتر آلنی آقاویلر و همسر وفادارش دکتر مارال آقاویلر فراهم میکند. آلنی نوه گالان اوجاست و یک شخصیت واقعی به شمار میرود. او یک انقلابی تحصیلکرده است که برای اعتلای نام وطن و رهایی آن از ظلم از هیچ کوششی فرو گذار نمیکند. موضوع اصلی بقیه رمان زندگی و فعالیتهای سیاسی این زوج است.
نادر ابراهیمی برای ساخته و پرداخته کردن آتش بدون دود بیش از سی سال - یعنی نیمی از عمرش- را صرف کرده است. سریالی نیز با همین نام و توسط خود نادر ابراهیمی ساخته شده است. جلد اول کتاب «گالان و سولماز»، جلد دوم «درخت مقدس»، جلد سوم «اتحاد بزرگ»، جلد چهارم «واقعیتهای پرخون»، جلد پنجم «حرکت از نو»، جلد ششم «تو هرگز از حرکت باز نخواهی ایستاد» و جلد هفتم «هر سرانجام آغازیست» است.
«ابوالمشاغل» و «ابن مشغله» نیز اتوبیوگرافیهایی است که تلاش نویسنده را برای امرار معاش در میانه این روزگار سخت و باوجود همه دلمشغولیهای ادبی- هنری اجتماعی اش فراروی مینهد.
«حکایت آن اژدها» مجموعه داستانهایی کوتاه و شعر گونه است که نویسنده در آنها دست به تجربههایی جدید زده است. در حقیقت میتوان این مجموعه را امتداد آن دسته از آثار ابراهیمی که در منتخب داستانهای کوتاهش چاپ شده اند، دانست. داستانهایی کاملا شاعرانه با پرداختهایی گاه کاملاغریب و گاه کاملا ساده! و فضایی تقریبا سوررئال که با بهره گیری از شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده است.
«تکثیر تاسف انگیز پدربزرگ» داستانی با پیچیدگیهای دلپذیر است. اسم یکی از کاراکترهای داستان نادر ابراهیمی است و نام برادرش ( بورخس )! از آن طرف پدر بزرگشان طی داستان به موجودی مکانیکی بدل می شود و سپس تکثیر میشود! این داستان کاملا نمادین است و فریاد اصلی اش بر سر مدرنیته ایست که آوارگون طبیعت و احساس و عشق را نابود میکند.
«انسان، جنایت و احتمال» تجدیدچاپ دیگری است از آثار قدیمی نویسنده. باز هم نادرابراهیمی به مقولات عمیق زندگی بشر پرداخته است و دیگر بار چیزی که میخواهد بگوید بر همه چیز در روایتش میچربد. بحث محوری کتاب بر عدم ثبات و نیز تغییر واقعیت، و حتی شاید حقیقت، با توجه به زاویه دید بیننده است و اینکه گاه دروغها همانقدر راستند که راستها، دروغ ! نویسنده با به میان کشیدن موضوع مرگ مشکوک یک زن در هنگام زلزله و متهم شدن همسر او به قتل در چند فصل متوالی اندیشه مخاطب را به این چالش میکشد که اصولا آیا قتلی واقع شده است و آیا اگر شده قاتل سید بابا خان، همسر زن، است یا خیر ...
کتاب «رونوشت، بدون اصل» روایتی متفاوت از مفهوم زندگی و مرگ، جنگ، توهم، عشق، مبارزه، وطن خواهی و سکوت است. کتاب شامل هفت داستان است که هر کدام موضوعی متفاوت دارند. به موضوع هر داستان از زاویه دیگری نگاه و تعریف شده است. به عنوان مثال در داستان کارمرگ، راوی به شهری دعوت می شود که روی نقشه کره زمین نیست و قطاری که او را به مقصد می برد تنها یک مسافر دارد چرا که میزبان فقط او را دعوت کرده است. مردم این کشور مراسم سنتی دارند به اسم کارمرگ و همه باید این مراسم را انجام دهند و تا این مراسم در شناسنامه آنان ثبت نشود، اعتبار ندارند. کسی که کارمرگی می کند، تمام مراسم یک مرگ واقعی را قبول می کند و البته تحمل، از آغاز تا زمانی که سنگ بر گور بگذارند و آن شخص زمانی کوتاه در تاریکی مطلق گور به سر خواهد برد و سپس سنگ برداشته می شود و مراسم تمام.
«سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآمد» 253 صفحه دارد و دارای 10 بخش است. بخش اول حالتی توصیفی دارد و در قالب داستانی نمی گنجد. سخن از ورود مردی است که از دریا برآمده و یک راست به منزل راوی می آید و در پی آن مریدی راوی مشخص و تعریف و تمجیدهای از خود مطرح میگردد. در بخش دوم، داستان به دوران نوجوانی امام برمیگردد و در آنجا شخصیت هایی چون صاحبه بانو عمه امام، و حاج آقا مرتضی برادر امام. . . مطرح می گردند.
سومین بخش به دیدار سوم مربوط می شود. در آن جا حضرت امام در دوران جوانی به سر می برند و با مدرس آشنا می گردند. بخش های بعدی به ترتیب دنباله این سه دیدار یا سه بخش هستند. بخش چهارم دنباله بخش اول، بخش پنجم دنباله بخش دوم و. . . و به همین ترتیب بخش هفتم دنباله بخش چهارم و تا آخر است. نویسنده در آخرین بخش دیدارها را در هم می آمیزد.
نادر ابراهیمى در کتاب «صوفیانهها و عارفانهها» با ارائه تاریخ تحلیلى پنجهزار سال ادبیات داستانى ایران از آغاز تصوف تا حمله غزنویها و 200 نمونه منتخب و تحلیل ومقایسه آنها، مسئله الگوبردارى از داستانهاى ایرانى را بررسى مىکند. فهرست مطالب کتاب عبارت است از: مقدمات و مکالمات، نمونهها و لحظههاى تحلیلى آنها، مقدمهاى بر کشف المحجوب هجویرى، منتخب حکایات کشف المحجوب هجویرى، مقدمهاى بر رساله بستان العارفین، منتخب حکایات رساله بستان العارفین، مقدمهاى بر شرح تعرف بخارى، منتخب حکایات شرح تصرف بخارى، مقدمهاى بر رساله قشریه، منتخب حکایات رساله قشریه، مقدمهای بر طبقات الصوفیه عبدالله انصارى، منتخب حکایات طبقات الصوفیه.
کتاب «صوفیانهها و عارفانهها» در سال 1370 در نشر گسترده به چاپ رسید ولی در توافقاتی که سوره مهر با همسر نادر ابراهیمی و ناشر قبلی این اثر داشت، چاپ جدید آن در سوره مهر عرضه شد.
به طور کلی می توان از آثار وی در عرصه ادبیات بزرگسال میتوان به با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ، خانهای برای شب، آرش در قلمرو تردید، مصابا و رویای گاجرات، بار دیگر شهری که دوست میداشتم، هزارپای سیاه و قصههای صحرا، افسانه باران، در سرزمین کوچک من، تضادهای درونی، انسان - جنایت – احتمال، مکانهای عمومی، رونوشت بدون اصل، درحد توانستن ، غزلداستانهای سال بد، ابن مشغله، ابوالمشاغل، فردا شکل امروز نیست، براعت استهلال ، مقدمهای بر فارسینویسی برای کودکان، چهل نامه کوتاه به همسرم، آتشْ بدون دود، با سرودخوان جنگ، یک صعود باورنکردنی، تکثیر تاسفانگیز پدربزرگ، مردی در تبعید ابدی، حکایت آن اژدها، بر جادههای آبیِ سرخ ، صوفیانهها و عارفانهها، یک عاشقانه آرام، سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآمد و طراحی حیوانات اشاره کرد.
ابراهیمی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان هم آثار زیادی از خود بر جا گذاشت که کلاغها، سنجابها، دور از خانه، قصه گلهای قالی، پهلوان پهلوانان؛ پوریای ولی، بزی که گم شد، من راه خانهام را بلد نیستم، سفرهای دورودراز هامی و کامی در وطن، پدر چرا توی خانه ماندهاست، جای او خالی، جای تو خالی، جَنگ بزرگ از مدرسه امیریان، مامان! من چرا بزرگ نمیشوم، روزی که فریادم را همسایهها شنیدند، آدم وقتی حرف میزند چه شکلی میشود، عبدالرزاق پهلوان، آنکه خیال بافت و آنکه عمل کرد، حکایت کاسه آب خنک، لب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟ مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد، داستان سنگ و فلز و آهن، مدرسه بزرگتری هم وجود دارد، گلآباد دیروز؛ گلآباد امروز، گلآباد امروز؛ گلآباد فردا، فرهنگ فراوردههای فلزی ایران، هفت آموزگار مهربان، ما مسلمانان این آب و خاکیم، قصه سار و سیب، قصه موش خودنما و شتر باصفا، با من بخوان تا یاد بگیری، حالا دیگر میخواهم فکر کنم و قصه قالیچههای شیری بخشی از آثار وی هستند.
انتهای پیام/و
14:29 - 19 خرداد 1392