ویژگیهای رهبری در پرتو آیات، روایات و قانون اساسی
فرمان امام علی (ع) به مالک اشتر: ثم ألصق بذوی الأحساب و اهل البیوتات الصالحة و السوابق الحسنةبر اساس قانون اساسی ج.ا.ا مسئولیت خطیر رهبری نظام اسلامی، امامت و ولایت امر از اهمیت فوق العادهای برخوردار است که در فصول و اصلهای متعدد به موضوع ولایت فقیه پرداخته شده است از جمله مقدمه قانون اساسی، اصل پنجم و فصل هشتم ( از اصل ۱۰۷ تا ۱۱۲) .برای نمونه در اصل پنجم ویژگیهای ولی فقیه اینگونه بیان شده است: «در زمان غیبت ولی عصر "عجل الله تعالی فرجه" در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن میگردد.»و در اصل ۱۰۹ قانون اساسی شرایط و صفات رهبر به این صورت تبیین شده است:«۱- صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف۲- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام۳- بینش سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری»در پاسخ به این پرسش که اگر چند شخصیت علمی، سیاسی و مدیریتی در مظان این مسئولیت بسیار مهم قرار گیرند، تکلیف خبرگان چیست و کدام خصلت باید معیار رجحان قرار گیرد؟ در پایان این اصل چنین مقرر شده که:« در صورت تعدد واجدین شرایط فوق شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قویتر باشد، مقدم است»
دلیل این نکته را چنین می توان توضیح داد که در نظام اسلامی تکیه گاه قوانین و مقررات احکام الهی است، و با توجه به سرعت تحولات جهانی در عرصه های گوناگون، قطعا رهبری نظام که نظراتش در موارد اختلافی مبنای تصمیمگیری و اجرا قرار میگیرد به هر میزان از احاطه و اتقان علمی جامعتری به ویژه نسبت به مسائل مستحدثه در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بین المللی برخوردار باشد، نتایج بهتری عاید جامعه خواهد شد.و نیز در جهان پیچیدهی کنونی که قدرتهای شیطانی با اتکا به زور، زر و تزویر می کوشند تا با لطایفالحیل از جمله بهرهگیری از قدرت نظامی، فناوریهای نو همچون هوش مصنوعی، دست نشاندگی سازمانها و مجامع بینالمللی و نیز سیطره بر رسانه های جهانی، سر ستیز با نظام مستقل، الگو و الهام بخش ایران اسلامی دارند و معالأسف در داخل کشور نیز شیفتگان، همراهان، زمینه سازان و توجیهگرانی دارند، درک این اوضاع و نحوهی مواجهه با آن نیازمند کیاست و فراست خاصی است که از عهده هر فقیه و مدیری بر نمی آید، لذا دقت در شناسایی بهترین فرد و معرفی وی، آثار و برکات فراوانی به همراه دارد و برون رفت از چالشها، استمرار نظام اسلامی، غلبه بر خصم تبهکار، رشد و پیشرفت کشور، تحقق ایران قوی و زمینهسازی ظهور به این تصمیم حساس و سرنوشت ساز گره خورده است.
نگاهی گذرا به اصل ۱۱۰ قانون اساسی که وظایف و اختیارات متنوع و بسیار مهم رهبری را برشمرده، نشان می دهد که ولی فقیه باید از شرح صدر، توان فکری و علمی، قدرت و جسارت تصمیم گیری های سخت و اجرایی، روحیه نظارتی و پیگیری و شناخت کافی نسبت به چهرههای شاخص و تاثیرگذار فقهی، علمی، فرهنگی، سیاسی و نظامی کشور داشته باشد تا در گزینش افراد شایسته برای مناصب عالی کشور خللی ایجاد نشود.برای نمونه چند از این مسئولیتها یاداوری میشود: - «تعیین سیاستهای کلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت» که سندی بالادستی برای امور مختلف از جمله تدوین برنامه های ۵ساله، بودجه سالانه، قانون گذاری و اجرا محسوب می شود و نیازمند آینده پژوهی است و با توجه به اختلاف دیدگاهها در کشور، تعیین بهترین سیاستها حائز اهمیت است که خوشبختانه در موارد متعددی این سیاستهای کلی از سوی امام خامنه ای شهید ابلاغ شده و شورای عالی نظارت در مجمع تشخیص نیز عهدهدار رصد و اظهار نظر برای عدم تخلف از این سیاستها شده است. و البته در مواردی نیز مجمع تشخیص مصلحت، سیاستهایی را پیشنهاد کرده مثل ساستهای کلی فرهنگی که رهبر حکیم انقلاب تایید نکرده و مجدد به مجمع ارجاع داده است.- «فرماندهی کل نیروهای مسلح» که خود به تنهایی وظیفه ای سنگین محسوب می شود و اگر فردی از قبل شناخت کافی در این امر که امنیت و تداوم انقلاب به آن وابسته است، نداشته باشد، ایرانِ فردا درگیر معضلات جدّی خواهد شد.- یکی از مسئولیت های سرنوشت ساز فرمانده کل قوا «اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها» هست که نیازمند شناهخت شخصی و بهرهگیری از نظرات صائب مشاوران فهیم ، شجاع و امین، اشراف اطلاعاتی نسبت به توانمندی نظامی، تاب آوری جامعه، ظرفیت های
پشتیبانی و اقتصادی، طراحی های دشمن و نیز اعتماد بنفس و تصمیم گیری خردمندانه، شجاعانه و به هنگام است.- وظیفه غامض دیگر «حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه» است که به دلایل مختلف از جمله نداشتن روحیه کار جمعی، در مقاطع مختلف این اختلاف نظرها منجر به نزاع و تنش میشود و برای کشور هزینه و تبعات منفی دارد. انجام این مهم تنها با حکمت و درایت، ارائه رهنمودهای قبلی مثل تاکید بر جلسات منظم برای تفاهم و همفکری، شفاف کردن وظایف هر قوه برای پیشگیری از بروز این معضل هست و علیرغم همهی تدابیر اگر اصطکاک و تنشی ایجاد شد، لازم است که رهبری نظام از چنان جایگاه رفیعی برخوردار باشد که راهکار و کلامش فصل الخطاب و پایان بخش منازعات باشد.- دیگر اختیارات و وظایفی که در این اصل ذکر شده مثل «حل معضلات نظام» یا «عزل رئیسجمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور» نشانگر نقش بیبدیل و اهمیت والای مقام رهبری در نظام اسلامی است و در طول ۴۷ سال گذشته امامین انقلاب در پرتو الطاف الهی نگذاشتهاند نظام اسلامی به بن بست برسد، در حالیکه از زمان شکل گیری دولت موقت تاکنون در مقاطعی برخی سیاستمداران غربگرا و نا آشنا با ابعاد اجتماعی و حکومتی اسلام، ساز به بن بست رسیدن کشور را به صدا درآورده و تنها نسخه غیر شفابخش آنان تسلیم شدن در برابر نظام سلطه بوده است.از منظر آیات و روایات نیز پرداختن به این موضوع مجال مفصلی می طلبد که خوشبختانه خبرگان قانون اساسی که غالبا از عالمان ربّانی، مجاهدان و عباد صالح بودند، به آن مفاهیم و آموزه ها توجه داشتند. در این جا به شکل موجز چند مورد از باب تذکار اشاره می شود که «فذکّر اِنّ الذکری تنفع المؤمنین»
پس از معرفی حضرت طالوت به عنوان حاکم و فرمانده جنگِ با جالوت، جمعی که معیارهای ظاهری و مادی از جمله طبقه اجتماعی و ثروت مدنظرشان بود، معترض شدند و پیامبر آن زمان، رمز و راز این گزینش و انتخاب خدایی را قدرت علمی ( و فکری) و جسمی(اجرایی) بیان می کند ( زاده بسطة فی العلم و الجسم) و در عمل هم ثابت شد که طالوت بواسطه برخورداری از این دو خصلت ارزنده، عامل موفقیتهایی همچون پیروزی بر لشکر جالوت شد.
مؤیّد و مکمّل این دو ویژگی درماجراها، توطئه ها، زندانی شدن و رها گشتن حضرت یوسف به خوبی تبیین شده است. وقتی پادشاه مصر به پاکی، منزلت، معرفت، شایستگی و تخصص، تعهد و امانتداری حضرت یوسف پی برد خطاب به او گفت: اِنّک الیوم لَدَینا مَکینٌ امینٌ.این اذعان بیانگر این است که حاکم باید از اعتبار، جاذبه، پایگاه و جایگاهی در جامعه برخوردار باشد که بتواند پذیرش عمومی و قدرت حل مسائل را داشته باشد. بر این مبنا یوسف پیامبر برای خدمت به مردم و عبور دادن جامعه از خطر جدی خشکسالی و گذر از بحران قحطی به دو ویژگی خویش اشاره کرد که ضامن برنامه ریزی دقیق و حساب شده و اجرای قوی برای حفظ دارایی و محصولات کشاورزی و مصرف تدریجی مردم بود و لذا فرمود: «اجعلنی علی خزائن الارض اِنّی حَفیظٌ علیم». و گذشت زمان مهر تایید بر این صیانت و پاسداری و نیز دانایی و تدبیر گذاشت.نکته قابل توجه و درس آموز از داستان حضرت یوسف به عنوان احسن القصص قرآن این است که مدیریت امور در شرایط عادی شاید از عهده عدهای برآید اما در بحرانها و کوران حوادث دشوار و در شرایط کشوری مثل ما که به تعبیر امام شهیدمان آمریکا در صدد بلعیدن ایران هست و شیطان بزرگ تمام ظرفیتهای خود را علیه ما بکار گرفته است، مجال آزمون و خطا در مورد افراد را نداریم و این منصب خطیر چنین اقتضایی حتی در دوران عادی هم ندارد، بنابراین ضرورت فوری جامعه است که فردی عالم، منزه، آشنا به زوایای حکمرانی، هرچه سریعتر به جامعه معرفی شود تا با حمایت گسترده مردمی بتواند بر مشکلات فائق آید و آینده درخشانی فراروی امت اسلامی ترسیم و در راه تحقق آن مجاهدت نماید.
مشابه دو امتیاز و خصلتی که حضرت یوسف بر شمرد در خصوص اوصاف بارز حضرت موسی از زبان دختر حضرت شعیب نیز ذکر شده که روح الامین از جانب خداوند بر پیامبر نازل و تایید کرده است یعنی: «القوي الامین» که هریک از این دو ویژگی، در بردارنده اوصاف و قابلیت های متعدد می باشد. ادامه دارد.ادامه را اینجا بخوانید 19:34 - 17 اسفند 1404