گمانه‌ای درباره هدف آمریکا از محاصره دریایی ایران

تجربه‌های پیشین نشان داده که سیاست فشار بر صادرات نفت ایران، نه‌تنها دستاورد پایداری برای آمریکا به همراه نداشته، بلکه در مواردی نتایج معکوس ایجاد کرده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، همشهری نوشت: آنچه دونالد ترامپ از آن به‌عنوان «محاصره دریایی ایران» یاد کرده، در واقع بیش از آنکه بیانگر یک اقدام واقعی و عملیاتی باشد، برساخته‌ای لفظی برای توصیف مجموعه‌ای از تحرکات محدود و فاقد اثرگذاری تعیین‌کننده است.در سطح میدانی، این اقدام واجد ویژگی‌های یک محاصره کلاسیک دریایی نیست و نمی‌تواند کارکردی مشابه آنچه در ادبیات نظامی تعریف می‌شود، ایفا کند. واقعیت آن است که ایالات متحده اساسا از توانایی لازم برای اعمال محاصره کامل بر تنگه هرمز و مسیرهای آبی دریای عمان برخوردار نیست و محدودیت‌های عینی متعددی در برابر چنین سناریویی قرار دارد.یکی از مهم‌ترین این محدودیت‌ها، ماهیت شبکه تجارت انرژی و نقش بازیگران بزرگ اقتصادی در آن است. در شرایط کنونی، چین و هند به‌عنوان اصلی‌ترین خریداران نفت ایران شناخته می‌شوند و هرگونه اقدام علیه کشتی‌های مرتبط با این کشورها، به‌طور بالقوه می‌تواند به تنش‌های فراتر از سطح دوجانبه میان ایران و آمریکا منجر شود. بدیهی است که واشنگتن تمایلی ندارد با ورود به چنین عرصه‌ای، خود را در معرض یک درگیری گسترده‌تر قرار دهد که کنترل آن دشوار و هزینه‌های آن پیش‌بینی‌ناپذیر است.
از سوی دیگر، تجربه‌های پیشین نیز نشان داده که سیاست فشار بر صادرات نفت ایران، نه‌تنها دستاورد پایداری برای آمریکا به همراه نداشته، بلکه در مواردی نتایج معکوس ایجاد کرده است. توقیف نفتکش‌های ایرانی در گذشته با واکنش متقابل و متوازن ایران مواجه شد و همین تجربه اکنون نیز به‌عنوان یک متغیر بازدارنده عمل می‌کند. در شرایطی که تنگه هرمز با محدودیت مواجه است و تعداد زیادی از کشتی‌ها در دسترس قرار دارند، هرگونه اقدام علیه نفتکش‌های ایرانی می‌تواند با پاسخی قاطع‌تر و چندلایه روبه‌رو شود.در بُعد راهبردی، باید توجه داشت که پیوند دادن امنیت ایران با امنیت اقتصادی جهان، یکی از اهداف کلیدی در مدیریت تنگه هرمز بوده است. در چنین چارچوبی، هرگونه تنش در این گذرگاه حیاتی، بلافاصله اثرات خود را در بازار جهانی انرژی نشان می‌دهد. افزایش اخیر قیمت‌ها نیز مؤید همین واقعیت است که کوچک‌ترین اختلال در این مسیر، پیامدهای فراملی به‌دنبال دارد و هزینه آن متوجه بازیگران متعددی خواهد شد.در نهایت، این اقدام را می‌توان در چارچوب تلاش آمریکا برای بهره‌گیری از ابزارهای سیاسی و روانی در کنار تحرکات محدود میدانی تحلیل کرد. هدف آن است که این وضعیت به‌عنوان یک اهرم فشار در مذاکرات احتمالی بازنمایی و از طریق روایت‌سازی، دست برتر در فضای چانه‌زنی ایجاد شود. با این حال، فاصله میان واقعیت میدانی و ادعای مطرح‌شده، نشان می‌دهد که چنین رویکردی بیش از آنکه بر قدرت واقعی متکی باشد، بر تصویرسازی و مدیریت ادراک استوار است؛ امری که مواجهه با آن مستلزم دقت، هوشیاری و شناخت دقیق از مختصات واقعی قدرت در میدان و دیپلماسی است.
10:41 - 26 فروردین 1405
بین‌الملل
منتخب رسانه ها

2 بازنشر2 واکنش
23٫3k بازدید