گفت‌وگو| بررسی مصادیقی از سیره امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب در مقاطع حساس

یک کارشناس سیاسی ضمن بیان مواردی از مقاطع حساس جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبر انقلاب و امام خمینی(ره)، به بررسی چگونگی مواجهه ایشان با این مقاطع حساس پرداخته است.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: همواره در تاریخ انقلاب اسلامی شاهد رویدادها و مقاطع حساسی هستیم که شواهد گویای آن است که اگر رهبری داهیانه حضرت امام خمینی (ره) نبود، ممکن بود عنان نظام جمهوری اسلامی از دست برود، اما بنیانگذار جمهوری اسلامی با صلابت و روحیه خداباوری که داشتند، کشور را از این مقاطع حساس عبور دادند و پس از دوران رهبری ایشان نیز، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای زعامت امور را عهده‌دار شدند که مواجهه ایشان با برهه‌های حساسی در کشور، پس از رهبری امام خمینی (ره) و تطابق سیره عملی رهبر انقلاب با امام خمینی (ره) جای تأمل دارد.به همین منظور گفت‌وگویی با مسعود رضایی، کارشناس سیاسی پیرامون میزان تطابق مشی و منش رهبر معظم انقلاب با امام خمینی(ره) در مواجهه با مقاطع حساس انقلاب اسلامی پرداخته‌ایم.مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:
فارس: به عنوان اولین سوال بفرمایید که حضرت امام در مواقع بحرانی، به‌خصوص در سال‌های دهه 60 که شاهد اتفاقاتی هستیم چه مواضعی داشتند و چگونه بحران را مدیریت می‌کردند و همین طور رهبر معظم انقلاب تا چه اندازه به سیره و منش ایشان نزدیک هستند؟
رضایی: به نظرم می‌رسد که بحث را از همان ابتدای پیروزی انقلاب باید شروع کرد، یعنی زمانی که بعد از فروپاشی رژیم پهلوی در واقع انقلاب به پیروزی رسید و حضرت امام به عنوان رهبر انقلاب، سکان هدایت کشور و نظام را بر عهده گرفتند، در همان ابتدای کار ایشان بر مبنای دوراندیشی و روشن‌بینی و هوشمندی که داشتند، اقدام به ساختارسازی در نظام نوپای بعد از انقلاب کردند، می‌دانیم قبل از پیروزی انقلاب حدود دو، سه ماه قبل از انقلاب، شورای انقلاب را تشکیل داده بودند و مأموریت‌هایی را هم به این شورا سپرده بودند که تظاهرات را هدایت کنند و پیش ببرند و بعد از پیروزی انقلاب این شورا در واقع قانون اساسی جدید و ترتیبات آن را انجام دهد که به تصویب برسد و دولت انتقالی را شکل دهند و به یک وضعیت ثباتی برسیم، در همان ابتدای انقلاب حضرت امام به حضور و کارکرد شورای انقلاب بسنده نکردند در حالی که در خیلی از انقلاب‌ها و تحولات سیاسی در دیگر کشورها اینگونه بوده که وقتی یک جابجایی در قدرت صورت می‌گرفته، به سرعت به سمت تدوین قانون اساسی و ایجاد ساختارهای نوین وارد نمی‌شدند و معمولاً مسئولیت‌ها به عهده شورای انقلاب و یا جمعی شبیه این، که در آن کشورها شکل می‌گرفت، سپرده می‌شد و تا سال‌ها وضعیت به همین ترتیب ادامه داشت، اما حضرت امام(ره) بر مبنای دیدگاه اسلامی خودشان و بصیرت و هوشمندی که داشتند، تصمیم گرفتند که نظام نوپای جمهوری اسلامی را بر مبنای ساختارهای قانونی استوار کنند و به این ترتیب یک استحکام بسیار خوبی به نظام دهند، بنابراین در همان ابتدای انقلاب حدود دو ماه بیشتر نگذشته بود که شاهد برگزاری رفراندوم نظام در ایران هستیم که با آراء بسیار بالایی این رفراندوم رأی آورد
و در واقع تغییر حکومت و تغییر نظام سیاسی از پادشاهی به جمهوری اسلامی بر مبنای رأی مردم صورت گرفت و بلافاصله بعد از آن حضرت امام بر تدوین و تصویب قانون اساسی تأکید کردند که لازمه آن تشکیل مجلس خبرگان بود و دستور دادند که به سرعت مجلس خبرگان تشکیل شود و آن هم اعضایش با رأی مردم انتخاب شدند، یک پیشنویسی تهیه شده بود که پیشنویس به مجلس خبرگان رفت و بعد از بحث‌ها و بررسی‌هایی که انجام شد، به تصویب نهایی رسید و بعد هم به رفراندوم مردم گذاشته شد و قانون اساسی هم تصویب و به سرعت بر مبنای قانون اساسی اقدام به تشکیل نهادهای قانونی مثل ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و همچنین مجلس خبرگان رهبری شد، بنابراین شاید در فاصله بسیار کمی حدوداً تا پایان سال ۵۸ قانون اساسی، نهاد ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی را هم داریم و سپس کمی بعدتر در سال ۶۱، مجلس خبرگان رهبری هم با رأی مردم تأسیس می‌شود، بنابراین عرض بنده این است که کار مبنایی و اساسی که حضرت امام انجام دادند، این ساختارسازی قانونمندسازی نظام بود و به این ترتیب یک نظام استواری را بر مبنای قانون و اراده ملی‌ شکل دادند، بنابراین معتقدم این اساسی‌ترین کار امام بود، اما در کنار این قضایا، در ابتدای پیروزی انقلاب شاهد این هستیم که بعد از دگرگونی اساسی که به وجود آمده بود، اتفاقات پی در پی و واقعاً خطرناکی در کشور صورت گرفتفارس: آیا می‌شود از این اتفاقات پی در پی به مقاطع حساس یاد کرد؟
۲۷ MB
بله، واقعاً بحران بود، گروه‌های ضد انقلاب و گروه‌هایی که در فضای جدیدی که به‌وجود آمده بود، احساس می‌کردند که باید با زور اسلحه هرچه بیشتر از قدرت برای خودشان به دست بیاورند، بنابراین دست به اسلحه بردند و در مناطق مختلف کشور، البته با حمایت‌های بیگانه‌ای که از آنها می‌شد، شروع به بحران‌سازی کردند که نمونه‌های آن را در ترکمن صحرا، در کردستان، در خوزستان و در آذربایجان دیدیم و همه این‌ها بحران‌های بسیار بزرگی بود که هرکدام این‌ها می‌توانست یک کشور را به ورطه نابودی بکشاند و این‌ها عمدتاً گروه‌های چپ بودند و تحت تأثیر ایدئولوژی مارکسیسم قرار داشتند که در آن زمان به هر حال برای خودش اسم و رسمی داشت و هوادارانی را پیدا کرده بود و این‌ها هم عمدتاً وابسته به این ایدئولوژی بودند و حمایت سیاسی و بلکه حمایت‌های تسلیحاتی هم از خارج می‌شدند و در تمام این بحران‌ها حضرت امام (ره) به عنوان شخصیت مرکزی نظام، مثل یک ستون خیمه که بسیار مستحکم است و خیمه را از طوفان‌ها و بادهای شدید محافظت می‌کند و آن را استوار نگه می‌دارد، ایستادگی کردند و حضرت امام این نقش را در کنار نهادهای قانونی هم که شکل گرفته بود، داشتند؛ یعنی این‌ها یک مجموعه‌ای بودند که این ستون خیمه مرکزی، هم نهاد ولایت‌فقیه و هم شخص امام بود، زیرا این‌ها در واقع دو چیز هستند، ما یک نهاد ولایت فقیه داریم و یک شخص ولی‌فقیه و خب از آنجا که شخصیت حضرت امام کاملاً منطبق بر این نهاد ولایت فقیه بود، این نهاد یک استحکام خاصی داشت و موجب می‌شد به دیگران هم این استحکام منتقل شود. مثلاً حوادث کردستان را در نظر بگیرید؛
گروه‌های ضد انقلاب و وابسته به خارج تحت عنوان خودمختاری تلاش داشتند تا یک نوع تجزیه‌طلبی را در این منطقه به راه بیندازند و تسلیحات بسیار زیادی را هم برای خودشان تدارک دیده بودند و به مراکز نظامی موجود در منطقه هم حمله کرده بودند و موفق شده بودند بعضی از آن جاها را تصرف کنند و اسلحه‌های آنجا را برای خودشان جمع‌آوری کنند و برای خودشان استفاده کنند، برای اینکه حوزه فعالیت خودشان را گسترش دهند، تا جایی که در مرداد ماه سال ۵۸ این قضایا تقریباً به اوج خودش می‌رسد، یعنی چیزی حدود ۷، ۸ ماه از عمر انقلاب گذشته و شاهدیم که در کردستان چنین اتفاقاتی می‌افتد که بعد از اینکه پاوه را آن‌ها مورد هجوم قرار می‌دهند و دیگر شهرهای کردستان نیز در معرض سقوط است، حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا دستور حرکت همه نیروها به سمت پاوه و آزادسازی آن و در مجموع کل کردستان را صادر می‌کنند و ضربه بسیار شدید به این گروه‌ها وارد می‌شود، اما در عین حال درگیری‌ها وجود دارد.فارس: آقای رضایی، یکی از نکاتی که مطرح است این است که تأکید حضرت امام (ره) در مواقع حساسی که ایجاد می‌شد، مثل شهادت شهیدان رجایی و باهنر که به هر حال می‌توانست ضربه بسیار بزرگی به ساختار کشور و حکومت‌داری وارد کند، تأکید و منش حضرت امام (ره) در این مواقع حساس چه بود؟
۴۶ MB
قبل از اینکه به وقایعی مثل شهادت شهید بهشتی و جمعی از مسئولان کشور و یا شهادت آقایان رجایی و باهنر، بپردازیم، ما انبوهی از بحران‌های دیگر را داشتیم که واقعاً وقتی امروز به آن وقایع رجوع می‌کنیم و یا مطبوعات آن زمان را ورق می‌زنیم می‌بینیم که چه دوره پرخطر و دوره ملتهبی را در کشور طی کرده‌ایم، مثلاً غائله آذربایجان را در نظر بگیرید که حزب جمهوری خلق مسلمان آن غائله را در آنجا به راه انداخته بود و تحت زعامت آیت‌الله شریعتمداری یک فتنه بسیار بزرگی را به پا کرده بود که آن هم در نوع خودش بسیار خطرناک بود و با حضور شخصیتی مثل حضرت امام (ره) بود و حمایتی که مردم آذربایجان کردند، آن غائله خوابید یا مثلاً در خوزستان بحث سازمان خلق عرب و وابستگی که به حزب بعث عراق داشت و تسلیحاتی که از آنجا می‌گرفت، خب این‌ها هم به هر حال با مدیریت و رهبری حضرت امام این بحران‌ها خاموش شد و البته حضرت امام (ره) خودشان به دلیل جایگاهی که در بین مردم و قلوب مردم داشت و همچنین جایگاهی که در نیروهای مسلح داشت، از جمله سپاه پاسداران که به تازگی متولد شده و در حال رشد بود و هنوز مراحل اولیه تشکیل خودش را می‌گذراند، به واسطه این قضایا، یعنی عامه مردم به علاوه نیروهای مسلح، نیروهایی بودند که اراده حضرت امام را برای ایجاد آرامش و یکپارچگی کشور ایران به اجرا در می‌آوردند، این فتنه‌ها و آشوب‌ها در واقع یک مرحله‌ای از ابتدای انقلاب را شکل می‌دهد که البته در بین این‌ها حتماً باید به فتنه سازمان منافقین هم اشاره کنیم.
سازمان منافقین و یا مجاهدین خلق برای خودش داعیه‌دار و خانه تیمی تشکیل داده و یک ارتش شبه نظامی برای خودش تشکیل داده بود، تحت عنوان میلیشیا و برای خودش احساس قدرت می‌کرد، به خصوص اینکه با رئیس‌جمهور وقت هم به تدریج وارد یک پیوندهای فکری، عقیدتی و سازمانی شدند و این‌ها اتحادشان با همدیگر در ۱۴ اسفند ۵۹ به اوج خودش رسید، این هم برای خودش یک فتنه بزرگی بود و در نهایت بعد از اینکه بنی‌صدر به دلیل آن ناسازگاری و رفتارهای غلطی که داشت، از فرماندهی کل قوا عزل شد و بعد هم به دلیل رأی مجلس و عدم کفایت سیاسی، از ریاست‌جمهوری عزل شد، ما با آشوب و شورش ۳۰ خرداد ۶۰ مواجه می‌شویم که باز هم برای خودش یک آشوب بزرگ بود و سازمان منافقین با تمام توان تشکیلاتی و نظامی خودش وارد صحنه شد و در خیابان‌های تهران به زد و خورد پرداخت و افرادی را شهید و تعدادی را زخمی کرد، اما باز آن ستون خیمه و شخصیت حضرت امام و نیروهای مردمی وفادار و دل بسته حضرت امام، وارد صحنه شدند و آن فتنه را جمع کردند، هر چند که بعد از آن شاهد شکل‌گیری تیم‌های ترور سازمان منافقین هستیم که یک در واقع ترورهای کوری را از طریق بمب‌گذاری در مناطق مختلف، ترور افراد با مراجعه به منازلشان و و محل کارشان و مغازه‌هایشان در کوچه‌ها و خیابان‌ها شروع کردند و چیزی حدود حداقل ۱۲ هزار نفر را به این ترتیب ترور کردند و شیوه‌های بسیار وحشتناکی هم داشتند؛ یعنی واقعا می‌شود آنها را پدرخوانده‌های داعش نام گذاشت، واقعاً اینطور بود، البته ما که سنمان یک مقدار قد می‌دهد و آن دوره را دیده‌ایم شرایط به قدری به واسطه این ترورهایی که هر روز چند نفر ترور می‌شدند، وحشتناک شده بود
واقعاً صبح که از منزل بیرون می‌آمدیم، خیلی شاید برایمان جای تعجبی نداشت و خیلی امیدی نداشتیم که شب سالم به خانه برگردیم، چون ممکن بود در جایی بمب منفجر شود و یا مردم به رگبار بسته می‌شدند و به همین ترتیب یک ماشین ترور با تمام قوت راه افتاده بود؛ خب این بحران با حضور حضرت امام خنثی شد، یعنی بعد از آن ماجرا خنثی شد بعد از آن ماجرا که بنی‌صدر عزل شد، سازمان منافقین تحلیلش این بود و تحلیل بسیار اشتباهی بود و خودشان هم پی بردند که نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر افراد است، اگر ما تعدادی از این افراد را بزنیم، این نظام فرو می‌ریزد، در صورتی که حضرت امام نظام را مبتنی بر ساختارهای قانونی کرده بودند، یعنی به هر حال همه نهادهای قانونی شکل گرفته بود، از قوه مجریه، قوه‌مقننه و قوه قضاییه، وقتی که رئیس‌جمهور خلع شد، در چهارچوب قانون اساسی روال تعیین رئیس‌جمهور جدید کاملاً معلوم بود و توانست آن مسیر طی شود و طی شد که به انتخابات ریاست‌جمهوری رسید و آقای رجایی رئیس‌جمهور شدند و بعد هم آقای باهنر نخست‌ وزیر ایشان بودند.
۴۱ MB
در مسأله شورای عالی قضایی هم همه چیز مشخص بود، عرض بنده این است که تحلیل منافقین اشتباه بود، آنها فکر می‌کردند با زدن افراد، قضیه تمام می‌شود و این کار را با نفوذی‌هایی که داشتند انجام دادند، ماجرای انفجار در حزب جمهوری اسلامی را داریم که شهید بهشتی و حدود ۷۰ تن از مسئولان کشور، اعم از چندین وزیر و نماینده مجلس و همچنین مدیران کل در آن واقعه شهید شدند، آنها فکر می‌کردند با شهادت این تعداد، نظام فرو می‌پاشد، اما اصلاً چنین اتفاقی نیفتاد، اولاً که خیمه و ستون نظام پابرجا بود و حضرت امام حضور داشتند و به خصوص با آرامشی که ایشان داشتند، یعنی یک اطمینان قلبی در ایشان وجود داشت که ناشی از ایمان عمیق ایشان به خداوند و نصرت الهی بود، این یک مسأله بسیار مهم است.فارس: درباره این موضوعی که فرمودید، آن طمأنینه قلبی و آرامش چقدر درباره رهبر معظم انقلاب نیز در شرایط و بحران‌های پس از رحلت حضرت امام صدق می‌کند؟بله، ما همین شیوه را درباره رهبر انقلاب هم می‌بینیم، یعنی واقعاً می‌توان گفت که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیرو صادق و خلف صالح حضرت امام(ره) هستند، هم در رفتارها و شیوه‌های شخصی و فردی و هم در رفتارها و شیوه‌های حکومتی. فارس: نمونه‌های این سیره عملی و تطابق با رفتار و منش حضرت امام(ره) از سوی رهبر انقلاب را در عصر حاضر سراغ داریم؟
رضایی: بله، مثلاً ما در زمان حضرت امام، شاهدیم که همین اتفاقات و بحران‌های ابتدای انقلاب و سپس، این شهادت‌ها و عملیات‌های تروریستی که ضربه‌های سنگینی بود و یا مثلاً بعد از ماجرای هفتم تیر ماجرای ۸ شهریور را داریم که یک دفعه نخست وزیر و رئیس‌جمهور از صحنه سیاسی کشور با یک عملیات تروریستی کنار زده و حذف می‌شوند،خب این واقعه کمی نبود، اما باز هم شاهدیم که حضرت امام با طمأنینه و آرامشی که به دیگران هم این آرامش را منتقل می‌کردند، شرایط را مدیریت کردند، از طرف دیگر در دوره رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز با بعضی از این بحران‌ها مواجه بودیم، البته نه به شکل دقیقاً به اصطلاح مسائل ابتدایی انقلاب، شاید بزرگترین بحرانی که می‌توان در ابتدا و نقطه شروع رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نام برد، رحلت حضرت امام است، اصلاً ما شخصیتی بالاتر، محکم‌تر، قوی‌تر و مؤثرتر از حضرت امام در نظام‌مان نداشتیم، البته آقای شهید بهشتی که شهید شدند و آقایان رجایی و باهنر، در جایگاه خودشان بسیار مهم بودند، اما مهم‌ترین شخصیت، حضرت امام بود و بعد از آن ترورها و مسائل ابتدای انقلاب، تحلیل دشمنان انقلاب این بود که بالاخره حضرت امام، سنشان بالاست و زمانی از دنیا خواهند رفت و آن زمان بحران اصلی نظام جمهوری اسلامی شکل خواهد گرفت، اگرچه مردم ایران واقعاً آرزویشان این بود که هیچگاه حضرت امام را از دست ندهند و ایشان رحلت نکنند، اما بالاخره تقدیر الهی این بوده و هست و خواهد بود که انسان‌ها روزی از دنیا می‌روند و حضرت امام هم از دنیا رفتند؛ آنها فکر می‌کردند که با درگذشت حضرت امام همه چیز در نظام ما فرو می‌پاشد، اما آن چیزی که نظام ما را نگهداشت، اولاً این ساختاری بود که که وجود داشت، یعنی با
۲۸ MB
درگذشت حضرت امام بلافاصله مجلس خبرگان شکل گرفت و بلافاصله رهبری جدید و ولایت فقیه جدید کار خودش را آغاز کرد و رهبری نظام مجدداً مستقر شد و با حضور رهبری و این ساختارهای قانونی و اراده ملی و حمایت ملی از رهبری و نظام، جمهوری اسلامی به کار خودش ادامه داد.البته در طول دوران رهبری رهبر انقلاب هم با چنین مسائلی از جنس دیگر مواجه بودیم، مثلاً اگر خیلی کلی عرض کنم، فرض کنید وقایع ۱۸ تیر سال ۷۸ که یک فتنه‌ای برای خودش بود، البته به این نکته هم باید توجه شود که شاید هیچ کشور دیگری در در دنیا نتوانید پیدا کنید که وضعیت مشابه ما را از این لحاظ که کافیست کوچک‌ترین اتفاقی در این کشور رخ دهد و تمام سازمان‌های تبلیغاتی و سیاسی به صورت منسجم و یکپارچه بر روی این واقعه متمرکز شوند و آن را بزرگنمایی کنند و بخواهند آتش فتنه را برافروخته کنند، سراغ داشته باشید؛ مثلاً غائله عجیب و غریبی به وجود آورند، خب ما همواره در طول دوران انقلابمان و در طول دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای با این مسأله مواجه بودیم، مثلاً ببینید در دانشگاه‌های آمریکا می‌بینیم اعتصابات و تجمعاتی در حمایت از فلسطین رخ می‌دهد، پلیس هم بدترین برخوردها و رفتارهای خشونت‌آمیزی دارد، اما هیچ تبلیغات دیگری روی آن نمی‌شود، اما در ایران کافیست که یک نفر به علت زمین خوردن دستش بشکند، همه بنگاه‌های تبلیغاتی و سیاسی امپریالیستی جمع می‌شوند که بگویند این دختر یا پسری که زمین خورده و دستش شکسته است به واسطه خشونت نیروی انتظامی و یا پلیس بوده است و از این قبیل حرف‌ها و از آن بحران بسازند، در فتنه ۷۸هم به همین ترتیب بود.
حالا مسائلی در داخل به وجود آمده بود که ما وارد جزئیات آن نمی‌شویم، اما به هر حال در آنجا هم آنها به شدت تلاش کردند برای اینکه کل دانشگاه‌های کشور را به آشوب بکشند، اما در عین حال یک مسائلی در تهران هم به وجود آمد، اما باز این طمأنینه و آرامش و این صلابت روحی رهبر انقلاب بود که توانست نیروهای نظام را منسجم کند و آنها را به مسئولیت خودشان بگمارد و این بحران به تدریج در طی چند روز فروکش کرد، یعنی بحرانی که آن‌ها فکر می‌کردند قرار است کل کشور را در بر گیرد، شاید در سه، چهار روز تمام شد و در روز ۲۳ تیر بود که این مسأله خاتمه یافت و بعد از آن به ۱۰ سال بعد از این واقعه می‌رسیم، در فتنه ۸۸ که فتنه بسیار بزرگی بود، متاسفانه با عملکرد بسیار نابخردانه آقای میرحسین موسوی مبنی بر اینکه یا من برنده انتخابات هستم و یا در انتخابات تقلب شده، شاهد یک بحران دیگر در کشورمان بودیم و اگرچه رهبر انقلاب سعی کردند در مذاکراتی با آقای موسوی این قضیه را حل کنند، اما ایشان به هیچ‌وجه زیر بار حرف‌های قانونی و منطقی نمی‌رفت و بر این اصرار داشت که یا من پیروز این انتخابات هستم و یا این انتخابات باید ابطال شود، آن هم نه از طریق شکایت قانونی به شورای نگهبان و نهادهای قانونی که در قانون انتخابات مشخص هستند، بلکه به واسطه اینکه من چنین چیزی را می‌گویم.فارس: آقای رضایی در همین مسأله‌ای که فرمودید، در ختم غائله فتنه سال ۸۸ و مدیریت وضعیت کشور، نقش رهبر معظم انقلاب چقدر پررنگ بود؟، چون به هر حال تعبیری شد مبنی بر اینکه نظام و حاکمیت را طلبه پرتگاه پیش بردند...

الگوگیری استحکام روحی و شخصیتی رهبر انقلاب از امام خمینی(ره)

رضایی: البته بنده عبارت «لبه پرتگاه» را نمی‌پذیرم، اینطور نبود، فتنه بود و فتنه بزرگی هم بود و کشور و نظام را دچار مشکلاتی کرد که در این شکی نیست، اما نظام مستحکم‌تر و مستقر‌تر از این است که ما بتوانیم تعبیر «تا لبه پرتگاه» را برای آن به کار ببریم، اینطور نبود، هرچند که خساراتی بر همه مردم و نظام وارد شد، در این شکی نیست، اما به هر حال آنچه که موجب شد کشور درگیر جنگ داخلی نشود، تدابیر رهبر و اراده و صلابت رهبر انقلاب بود، یعنی اگر در آن انتخابات رهبر انقلاب در مقابل این حرف ناحق و غیر منطقی و غیرقانونی مقاومت نمی‌کردند و انتخابات را صرفاً بنا به خواست یک کاندیدا ابطال می‌کردند، بساط جمهوریت در این کشور برچیده می‌شد، یعنی دیگر نمی‌توانستید در کشور انتخابات برگزار کنید، برای اینکه هر انتخاباتی یک طرف برنده و یک طرف بازنده دارد و اگر یک بار شما به حرف و اراده طرف بازنده انتخابات را ابطال کردید، دفعه بعد طرف بازنده دیگر هم همین فشار را خواهد آورد، همین لشکرکشی خیابانی را خواهد کرد و این تازه کمترین ضرر آن است و ضرر بالاتر آن درگیری‌های داخلی است که می‌توانست به وجود بیاید، یعنی اگر رهبر انقلاب در آن مقطع به خواسته آقای میرحسین موسوی تن می‌دادند، اینطور نبود که طرف مقابل ساکت بنشیند، طبیعتاً طرف مقابل هم می‌گفت من برنده انتخابات هستم و او هم طرفداران خودش را به خیابان می‌کشید و سپس درگیری‌های شدید خیابانی به‌وجود می‌آمد که جمع کردن این درگیری‌ها اصلاً کار ساده‌ای نبود، به‌خصوص اینکه همان حالتی که بنده عرض کردم ووقتی یک چنین فتنه‌ای و درگیری‌ای به وجود بیاید، به شدت دشمنان روی آن نفت می‌ریزند برای اینکه این آتش را هرچه بیشتر شعله‌ور کنند
۲۸ MB
و همه مردم ایران را در آن بسوزانند، نه طرفداران کاندیداها را. در واقع انتقام خودشان را از مردم ایران می‌گیرند.خب در آن ماجرا بصیرت، دوراندیشی و اراده محکم رهبر انقلاب بود که جلوی این فتنه را گرفت و کشور را از افتادن کشور در یک باتلاق و سیاهچاله بسیار عمیق جلوگیری کرد، به هر حال در طول این سی و چند سال در دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای موارد ریز و درشت زیادی از این دو واقعه‌ای که بنده به آن اشاره کردم، یعنی فتنه‌های ۷۸ و ۸۸، داریم، این‌ها دو نمونه بودند.ما بعداً هم از اینجور آشوب‌ها و بلواها داشتیم، سال‌های ۹۶ و ۹۸ نمونه‌های آن موجود است، همین سال ۱۴۰۱ نمونه‌هایی داشتیم، بالاخره این‌ها یک روحیه بزرگ و روح مقاوم و یک شخصیت شجاع و مستحکم را می‌خواهد که از به اصطلاح گسترده شدن اینگونه فتنه‌ها و از افتادن کشور در یک بحران عمیق و یک آتش سوزان جلوگیری کند.فارس: می‌توانیم بگوییم این استحکام و شجاعت رهبر انقلاب نشأت گرفته از سیره عملی حضرت امام(ره) بوده که ایشان توانسته‌اند از حضرت امام الهام بگیرند؟بله، حتماً ایشان از حضرت امام الهام گرفته‌اند و حتماً امام‌شناسی رهبر انقلاب بسیار در پرورش یافتن چنین شخصیتی در ایشان مؤثر بوده است، البته مطالعات خودشان در حوزه فرهنگ اسلامی در قرآن و آن عبادات ایشان و به اصطلاح خودسازی‌یشان در طول دوره زندگی‌شان، مجموعاً مؤثر بوده است؛ یعنی آیت‌الله خامنه‌ای شخصیتی هستند که عمیقاً به مسأله خودسازی و پرورش روح بر مبنای مفاهیم قرآنی و فرهنگ اسلامی اعتقاد دارند، این کار را انجام داده‌اند، چون چنین کاری را انجام داده‌اند و
الگوهای متعالی مثل ائمه اطهار(س) داشته‌اند و الگوهای دیگری مثل حضرت امام(ره) داشته‌اند، این‌ها مجموعاً موجب شده که ایشان از یک شخصیت برجسته این گونه‌ای برخوردار باشند و این استحکام شخصیتی و روحی را داشته باشند و در مقابل اینطور حوادثی که بعضاً بسیار مهیب هم هستند، دچار تزلزل روحی نشوند. بنابراین ما می‌بینیم که مسائلی در طول دوره رهبری ایشان بوده است تا اینکه به آخرین مورد (شهادت شهید رئیسی و همراهان) می‌رسیم، قبل از آن بد نیست به واقعه شهادت سردار سلیمانی هم اشاره کنیم، سردار سلیمانی یک شخصیت بزرگ در نظام جمهوری اسلامی و واقعاً محبوب دل ملت ایران بود و رهبر انقلاب هم گذشته از اینکه ایشان را یک شخصیت بسیار کارآمد در حوزه مسئولیت خودش می‌دانستند، علاقه شخصی بسیار زیادی هم به ایشان داشتند، به واسطه آن خصوصیات شخصی آقای سلیمانی، به هر حال کارکردها و توانمندی‌های ایشان، احساس می‌کنیم وقتی که رهبری با شهادت چنین یاری و چنین شخصیتی مواجه می‌شود، واقعاً باید در هم بشکند، اما صلابت روحی ایشان به‌گونه‌ای بود که وقتی خبر شهادت را مطلع شدند، تحمل کردند و به مردم هم دلداری دادند و بالاخره از آن ماجرا ما عبور کردیم و ایشان قضیه را مدیریت کردند تا اینکه می‌رسیم به درگذشت شهادت‌گونه آیت‌الله رئیسی، رئیس‌جمهور بسیار محبوب، زحمتکش، دلسوز، پرکار و خستگی‌ناپذیر، آقای رئیسی هم برای رهبر انقلاب مانند شهید سلیمانی بود، یعنی هم به لحاظ آن ویژگی‌های شخصیتی خود آقای رئیسی، انسانیت، تعبد و آن ویژگی‌های شخصی خستگی‌ناپذیری و دلسوز بودن برای مردم و هم به واسطه کارآمدی که داشت مرتب در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کرد و کارنامه کاری ایشان هم مشخص است، گمانم بر این است که خب وقتی خبر این سانحه به
۱۰ MB
رهبر انقلاب برسد، ایشان خیلی متأثر می‌شوند، چنین یار و مسئولی را از دست داده‌اند، اما به لحاظ اینکه ایشان رهبر انقلاب هستند و مسئولیت بسیار سنگینی بر عهده‌شان است و باید کشور و نظام و جامعه را حفظ کنند و حالت آرامش را بر جامعه مستقر کنند، ایشان از استحکام روحی برخوردار هستند، ضمن اینکه در فرمایشات‌شان با خانواده‌های پاسداران، ضمن اینکه برای سلامتی رئیس‌جمهور و همراهانشان دعا می‌کنند، در عین حال به عنوان یک مقدمه این را هم می‌فرمایند که اگر به فرض هم اتفاقی افتاده باشد، مردم مطمئن باشند که هیچ‌‎گونه خللی در امور کشور به‌وجود نمی‌آید و کشور به مسیر خودش ادامه می‌دهد، کما اینکه بالاخره آن خبر منتشر و محرز شد که عزیزان ما جان باختند و مراحل قانونی بعد از این واقعه بلافاصله شروع شد، یعنی انتصاب آقای مخبر به مدیریت قوه مجریه و همچنین انتصاب دیگران، آقای باقری به سرپرستی وزارت خارجه و مسائل دیگر انجام شد؛ عرض بنده این است که آن ساختارسازی که در ابتدای انقلاب صورت گرفت و همینجور گسترش پیدا کرد و مستحکم شد، ما ثمره آن را این روزها می‌توانیم ببینیم و تعبیر حضرت امام را می‌توانیم ببینیم که هر پرچمی از دست سرداری بیفتد، سردار دیگری آن را بلند خواهد کرد و به مسیر ادامه خواهد داد، این آن ساختاری است که شکل گرفته و در این ساختار رهبر انقلاب آن نقش اصلی را ایفا می‌کند که الحمدلله همانطور که عرض کردم، هم در دوره حضرت امام و هم در دوره حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شخصیت حقیقی رهبری، کاملاً منطبق است با شخصیت حقوقی ولایت‌فقیه، یعنی در رأس نهاد ولایت‌فقیه شخصی قرار گرفته که کاملاً به لحاظ ویژگی‌های شخصی بر نهاد ولایت فقیه منطبق است و این نکته
بسیار مهمی است، یعنی ممکن است فردی مدیر یک کارخانه باشد، بالاخره برای خودش اختیاراتی دارد، یک وزیر و یا وکیل برای خودشان اختیاراتی دارند، اگر شخصی را در مقام وزارت قرار دهیم که به لحاظ شخصیت حقیقی، خودش ناکارآمد باشد و از عهده مسئولیت‌های آن شخصیت حقوقی برخوردار نباشد، در واقع آن مقام و جایگاه را ضایع می‌کند، اما ما در زمان حضرت امام خمینی(ره) و در زمان رهبر انقلاب شاهد هستیم که کاملاً ویژگی‌های شخصی حضرت امام و آیت‌الله خامنه‌ای منطبق و متناسب با مسئولیت‌هایی است که در این شخصیت حقوقی نهفته است و به همین دلیل هم ما می‌بینیم که به هر حال امور به نحو خوب و کاملاً مطمئن انجام می‌شود و امور کشور پیش می‌رود و این حوادث هم اگرچه تلخ هستند، اما با حضور رهبر انقلاب این‌ها مدیریت می‌شوند و جامعه به مسیر خودش ادامه می‌دهد.
پایان پیام/#سیاسی#سیاست #امام #رهبر_انقلاب
14:18 - 6 خرداد 1403

3 بازنشر4 واکنش
24٫6 هزار بازدید




1 پاسخ