«و همين درد مرا سخت مي‌آزارد!»

استان همدان در سال‌هاي اخیر شاهد از دست دادن چندين چهره‌ از اهالی فرهنگ، ادب و هنر بود، فرهیختگانی که چهره در نقاب خاک کشیدند و یاران خود را تنها گذاشته و جامعه فرهنگ و هنر را سوگوار ساختند.
به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، متاسفانه در سال‌های اخیر شاهد از دست دادن چهره‌های متعددی از اهالی فرهنگ، ادب و هنر خویش بوده‌ایم. فرهیختگانی که چهره در نقاب خاک کشیدند و یاران خود را تنها گذاشته و جامعه فرهنگ و هنر را سوگوار ساختند که از میان آنها می‌توان به شادروانان؛ شاهرخ ذوقی، اصغر شمس‌الواعظین، احد مسیبی، سید ابوالحسن روح القدس، عزیزالله قیطاسی، علی‌اکبر بلالی، علی‌اکبر محمودی وثاق، رحمت‌الله فلاحی، مظاهر هندی ورکانه، علی وزینی، غلامرضا خورشیدی، ناصر مهرورز، مصطفی عنابی، محمدعلی میهمنی و پرویز ترتیبیان اشاره کرد. همه این عزیزان اگر چه بخش عظیمی از عمر خود را در راستای ترویج و پاسداشت فرهنگ و ادب این مرز و بوم سپری کردند اما در طول حیات خود، کمتر مورد لطف و توجه مسوولان و حتی مردم قرار گرفتند. نمونه بارز این ادعا را می‌توان در مورد مرحوم «پرویز ترتیبیان» به وضوح مشاهده کرد. هنرمندی که اگر چه مدام در مقابل دیدگان همگان و به خصوص مسوولان و دست‌اندرکاران بود، اما هیچ وقت به معنای واقعی دیده نشد و گذران زندگی برای این عکاس پیشکسوت معمولاً با سختی و در تنهایی و خلوت همراه بود، به‌ طوری‌ که متاسفانه در سال‌های پایانی عمر دچار عارضه نخاعی نیز شده بود و مجبور به استفاده از ویلچر بود. همین عامل بر سختی‌های حال و اوضاع این هنرمند پیشکسوت افزود تا جایی که دیگر تاب نیاورد و در نهایت هم دار فانی را وداع گفت.
اما نکته اساسی این‌جاست که با توجه به شرایط اقتصادی امروز، توقع از عموم مردم برای حمایت از چنین سرمایه‌هایی آن هم در زمان حیات خود، شاید چندان درست نباشد، اما در مورد مسئولان و بخصوص مدیران دستگاه‌های فرهنگی استان هم می‌توان چنین نظری داشت؟ نهادهایی که هدف و اساس تشکیل آنها برپایه اهمیت دادن و توجه ویژه به هنرمندان بنا نهاده شده است ! آیا این عزیزان تاکنون از خود پرسیده‌اند که تاکنون چند بار برای دلجویی و عیادت از هنرمندان پیشکسوتی که در بستر بیماری‌ هستند، پیشقدم شده‌اند و آیا اصلاً خبر دارند خانه امثال پرویز عکاس‌ها کجاست؟ آیا بهتر نیست در کنار هزینه‌های گزاف برگزاری همایش‌های ریز و درشت، مراسم و برنامه‌هایی که گاهی شاید هیچ تاثیری هم جز اتلاف بیت‌المال ندارند، مبلغی هم هر چند ناچیز، برای دلجویی از افرادی که سال‌ها در جبهه فرهنگ و هنر این دیار حضور داشته‌اند، در نظر گرفته شود تا شاید رضایتی هرچند مختصر در دل درد کشیده آنان نقش ببندد در پاسخ به این سوال‌ها متاسفانه نقل قول یکی از دوستان به خاطر می‌آید که می‌گفت: «این کار مگر چه سودی برای آنها دارد...!!!» آری ... شاید هم حق با او باشد.
زیرا بها دادن به هنرمندان و افرادی که عمر گران‌بهای خود را صرف توسعه و پاسداشت فرهنگ و هنر اصیل ایرانی کرده‌اند، برای آن دسته از مدیرانی که همه چیز را فدای میزهای ریاست خود می‌کنند، چه ثمره‌ای دارد که بخواهند فرصت گران‌بهایی را که می‌توان از آن در راستای ارائه آمار و ارقام پوشالی خود به مافوق کرد، این گونه‌ به هدر دهند!!  همان‌گونه که عرض شد خوب یا بد، راضی یا ناراضی همه افراد ذکر شده دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی شتافته‌اند اما مهم آن است که هم اکنون که در روزهای پایانی سال هستیم، دستی هم بر گرد و غبارهای رسوب شده دل‌هایمان بزنیم و تا دیر نشده و ما هم به خیل آنها ملحق نشده‌ایم، برای پرویزهای در قید حیات و ده‌ها نفر از اقشار مختلف جامعه و بخصوص هنرمندانی که با مشقت در حال ارتزاق بوده و نیازمند یاری هستند، اقدامی اساسی انجام دهیم. خدایا چنان کن سرانجام کار / که تو خشنود گردی و ما رستگار =========== مرتضی بیات =========== انتهای پیام / 89041/ 30.
خانه دوست
09:18 - 9 مارس 2017

1 بازنشر
1 بازدید




1 پاسخ