چابهار و تنگه هرمز، دو بازوی ژئوپلیتیکی در رقابت کریدورهای منطقهای
در دورهای که قدرتهای بزرگ جهان برای کنترل مسیرهای تجاری و انرژی با یکدیگر رقابت میکنند، بسیاری از تحلیلهای ژئوپلیتیکی درباره ایران همچنان در دام یک خطای تکراری گرفتار میمانند؛ تمرکز بیش از حد بر بعد نظامی و امنیتی و غفلت از مهمترین اهرمهای واقعی قدرت ایران که علاوه بر انبارهای سلاح، در نقشه جغرافیای آن نیز نهفتهاست.
خبرگزاری فارس_هادی دوراهکی: ائتلافی که در جنگ اخیر علیه ایران شکل گرفت، در نوع خود بیسابقه است. آمریکا و اسرائیل در خط مقدم این تقابل قرار دارند و کشورهای حاشیه خلیج فارس و برخی کشورهای منطقه نیز، برای اجرای این عملیات علیه ایران چراغ سبز نشان دادند. برخی دولتهای اروپایی نیز پشت این ائتلاف ایستادهاند و آشکارا از این تجاوز آشکار به جمهوری اسلامی، حمایت میکنند. روی کاغذ این ترکیب برتری آشکاری دارد اما جنگ تنها روی کاغذ پیش نمیرود.آنچه این ائتلاف در محاسبات خود نادیده گرفت، سه متغیر اساسی بود که هر سه به نفع ایران عمل کردند:ایستادگی مردم ایرانفشار خارجی در ایران همواره اثری معکوس داشته است. بخشهایی از جامعه که در شرایط عادی منتقد سیاستهای داخلی بودند، در برابر تهدید خارجی پشت مرزهای ملی ایستادند. این پدیده یک واقعیت جامعهشناختی است. مردم ایران تجربه هشت سال دفاع مقدس را در حافظه تاریخی خود دارند و آن تجربه به آنها آموخته که در برابر فشار خارجی نه تسلیم میشوند و نه میشکنند.
شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان
شهادت آیتالله سید علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران و شماری از فرماندهان ارشد نظامی، در جریان این جنگ، لحظهای بود که دشمنان ایران گمان میکردند میتواند ساختار قدرت را فرو بپاشد. اما دقیقاً عکس این اتفاق افتاد. نظام جمهوری اسلامی انتقال رهبری را با سرعت و اجماع مدیریت کرد و آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی با رای فقهای خبرگان رهبری انتخاب شد. این انتقال نشان داد که ایران یک نظام نهادمند است که از فقدان افراد، حتی در بالاترین سطح، فرو نمیریزد. شهادت فرماندهان نه ضربهای کاری، بلکه آتشی بود که اراده ملت ایران را شعلهورتر کرد.هزینهای که ائتلاف دستکم گرفتجنگ پیامدهای اقتصادی سنگینی برای بازارهای جهانی به همراه داشت. وزیر امور خارجه ایران در این باره تصریح کرد که بازارها با بزرگترین شکاف در تاریخ روبهرو شدند؛ بحرانی که از مجموع تحریم نفتی عربها در سال ۱۹۷۳، انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۹ و اشغال کویت توسط عراق در ۱۹۹۰ نیز بزرگتر ارزیابی شد. فرسایش تجهیزات نظامی و فشار افکار عمومی در کشورهای درگیر، ائتلاف را با چالشهایی مواجه کرد که پیشبینی آنها را نکرده بود. کشورهای حاشیه خلیج فارس دریافتند که تکیه بر چتر امنیتی آمریکا در بحرانهای واقعی چقدر شکننده است.
جغرافیا؛ آنچه نه تحریم میشود و نه بمباران
اما آنچه در این جنگ بیش از هر چیز خود را نشان داد، یک حقیقت ساده بود؛موقعیت جغرافیایی ایران را نمیتوان از بین برد.ایران در نقطهای از نقشه جهان ایستاده که هیچ معمار ژئوپلیتیکی نمیتوانست آن را بهتر طراحی کند؛ در تقاطع سه حوزه مجزا و پرتنش آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه. و مهمتر از این موقعیت کلی، ایران صاحب دو ابزار استراتژیک است که در کنار هم، ترکیبی کمنظیر در معادلات قدرت منطقهای میسازند:تنگه هرمز در جنوب و بندر چابهار در جنوب شرقتنگه هرمز؛ اهرمی که جنگ ارزشش را اثبات کردتنگه هرمز را میتوان شریان اصلی اقتصاد جهانی نامید. روزانه بیش از یکپنجم کل نفت مصرفی جهان از این آبراه باریک عبور میکند. کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، هند و چین بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز خود را از همین مسیر تأمین میکنند. شرکت آرامکوی عربستان سعودی نیز در همین دوران هشدار داد که بستن تنگه هرمز عواقبی فاجعهبار برای بازار جهانی نفت خواهد داشت؛ هشداری که خود گویای اهمیت بیبدیل این آبراه است.در روزهای آغازین جنگ اخیر، واکنش بازارهای جهانی به تنش در این منطقه به روشنی نشان داد که هر بازیگری که با محاسبات صرفاً نظامی وارد این منطقه شود، ناگزیر است پیامدهای اختلال در این تنگه را نیز در معادله خود بگنجاند. این یک موقعیت ساختاری است؛ موقعیتی که بدون هیچ اقدام فعالی، ایران را بهطور خودکار در مرکز هر محاسبهای درباره امنیت انرژی جهان قرار میدهد.
کریدور ریلی چابهار؛ دروازهای که آینده از آن میگذرد
در حالی که تنگه هرمز اهرم انرژی ایران است،کریدور ریلی چابهار اهرم اقتصاد ترانزیتی آن به شمار میرود. این بندر که در سواحل دریای عمان قرار دارد، تنها بندر اقیانوسی ایران است و همین ویژگی آن را از تمام بنادر خلیج فارس متمایز میکند.چابهار در معادله کریدورهای آینده نقش یک گره اتصال را داردبرای هند دروازهای برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی بدون عبور از پاکستان،برای کشورهای آسیای مرکزی، نزدیکترین مسیر به آبهای آزاد، برای ایران، منبع درآمد ترانزیتی و ابزار تعمیق وابستگی اقتصادی شرکا است. چرا ایران در این بازی برنده است اگر ایران تنها تنگه هرمز را در اختیار داشت، قدرتش صرفاً در بازدارندگی انرژی خلاصه میشد. اگر تنها چابهار را داشت، یک بازیگر ترانزیتی منطقهای بود و نه بیشتر. اما ترکیب همزمان این دو، یک معادله متفاوت میسازد. ایران هم در امنیت انرژی جهان نقش دارد و هم در شبکه تجارت آینده منطقه.این یعنی هر قدرت بزرگی که بخواهد در کریدورهای آسیایی حضور داشته باشد، دیر یا زود ناگزیر از تعامل با تهران خواهد بود. جنگ اخیر این واقعیت را با هزینهای گزاف به اثبات رساند. کشورهای حاشیه خلیج فارس که تصور میکردند با همراهی در این ائتلاف میتوانند ایران را به حاشیه برانند، اکنون با این پرسش روبهرو هستند که چگونه با همسایهای که از این جنگ سربلند بیرون خواهد آمد، تعامل کنند. موازنه جنگ به نفع ایران تغییر کرده و ایران ابتکار عمل را در دست دارد؛ واقعیتی که حتی منتقدان نیز نمیتوانند از آن چشم بپوشند.
12:54 - 20 اسفند 1404