دانشجو باید سیاسی باشد نه ابزاردست سیاسیون
ایران، نخبه علمی کم ندارد؛ اما بسیاری از آنان ترجیح میدهند وارد تشکلهای سیاسی نشوند. شاید چون گاه به بهانههای واهی دانشجویان در اثر کوچکترین اعتراض با بدترین واکنشها از سوی دانشگاه مواجه میشوند و گاه بهرهکشی جریانهای سیاسی از دانشجو یک انسان ازخودبیخود مقلد میسازد.
به گزارش خبرگزاری فارس، دانشجو ازاینرو که در مبدأ تحولات علمی یک جامعه قرارگرفته بهعنوان قشری از خواص تأثیرگذار و فرهیخته به شمار میآید که در مقایسه با متفکران اقشار دیگر چون مسئولیت تأمین معاش کسی را بر عهده ندارد و با ممیزیها و درگیریهای ذهنی کمتری روبروست و وابستگیهای حزبی و صنفیاش هنوز پاهایش را محصور نساخته و گلویش را به قل و زنجیر نکشانده، از فراغتی ارزشمند برخوردار است تا در کنار جهاد علمی که مهمترین وظیفهای است که براو محول شده، در باب رویدادهای سیاسی به تعمق و تدبر بنشیند و بر اساس تحلیل، عملِ درخور ارائه کند. استقلال فکری و روحیه جوانی سبب میشود تا بدون وابستگی و تقلید، صدای رسای مشکلات جامعه باشد و بدون دغدغه از دست دادن موقعیت شغلی یا فاصله گرفتن اطرافیان، موضع صریح بگیرد و جرأت و جسارت انتقاد از هر مسئولی با هر سمتی در کشور را با حفظ احترام و بیان ادله متقن داشته باشد. *ورود دانشجویان به سیاست، آری یا خیر؟ "دانشجوی سیاسی " از آن دسته مضامین و عبارات موردبحثی است که غالباً از سه وجه به آن پرداخته میشود. گروهی که ابداً مخالف ورود دانشجویان به فعالیتهای سیاسیاند؛ دانشجویان را جوانان جو زدهای خطاب میکنند که توهم معلومات گرفتهاند و معتقدند وظیفه دانشجو تنها تحصیل است و به "مدرکگرایی" بهشدت معتقد. گروه دوم کسانی که تلاش میکنند به هر نحوی پای عواطف و احساسات جوانان را وسط بکشند و از دانشجویان بهعنوان پیادهنظامان بی جیره و مواجب در راستای افکار و مقاصد خود استفاده کنند.
این جریانها از دسته اندک جوانان کمعمق برای بهرهکشیهای سیاسی سود میبرند و شخصیتهایی مقلد، بیبنیان، کمسواد و تابع بار میآورند تا در وانفسای فعالیتهای سیاسی مُبلغشان باشند گروه سوم کسانی که حامی ورود دانشجویان عمیق و مدبر در عرصه فعالیتهای سیاسیاند. دانشجویانی که هم در خط مقدمِ جهاد علمی و هم در بزنگاههای سیاسی متولی حرکات و فعالیتهای تأثیرگذارند و مفهوم واقعی دانشجو را بروز و ظهور میدهند. *علم و آگاهی و پایبندی بهنظام، ویژگیهای دانشجوی سیاسی تأکید بر ورود دانشجویان دارای قدرت تحلیل و علاقهمند بهنظام جمهوری اسلامی به عالم سیاست ازاینروست که همانقدر که ویژگی ممتاز جوانی، میتواند آرمانگرایی واقعبینانه را در عملکرد به ارمغان بیاورد اما همانقدر هم میتواند در برخی مواقع بساط سوءاستفاده را نیز فراهم کند. جریان دانشجویی بهعنوان جریان پیشرو، هرگاه نظام، نیازمند به حضورش بوده، چه در تاریخ پیش از انقلاب و چه پسازآن، حضور و تأثیر جدی داشته است. برای جریان دانشجویی هیچچیز مهمتر از اقتدار و وحدت درونی کشور نیست و تنها در چنین فضایی دانشجو میتواند رسالت خویش را بهخوبی ادا کند. اعتراض به مشکلات موجود و بیان ایرادها حق قانونی و اساسی دانشجویان است و نقد منصفانه و سازنده در مواقع لزوم برای هشدار به جامعه، اثبات نقش خطیر جوانان فرهیخته در کشور است. *دانشجویان را باور کنیم ایران، نخبه علمی کم ندارد؛ اما بسیاری از آنان ترجیح میدهند وارد تشکلهای سیاسی نشوند.
شاید چون گاه به بهانههای واهی دانشجویان در اثر کوچکترین اعتراض با بدترین واکنشها از سوی دانشگاه مواجه میشوند و گاه بهرهکشی جریانهای سیاسی از دانشجو یک انسان ازخودبیخود مقلد میسازد گاه افراد، تشکلهای دانشجویی را بستر سیاسی بازی میکنند و زبان رسمی احزاب در ساحت دانشگاه میشوند و متعصبانه و کورکورانه و بدون منطق و ادله در حمایت از شخص و جریان دچار افراط میشوند. درواقع روحیات خاص و خالص قشر دانشجو یعنی جسارت، صراحت و بیباکی، دستمایه سوءاستفاده برخی احزاب و جریانات قرار میگیرد و این روند به پرورش مدیران و سیاستمدارانی بیمنطق و با عصبیت در آینده و سیاست زده کردن دیگر دانشجویان خواهد انجامید. درهرحال این آسیبها جنبش دانشجویی را تهدید میکند. دانشجویی که با شعار " میمیریم ذلت نمیپذیریم " در وانفساهای تاریخ مردانه ایستاده و 16 آذر را رقمزده است. قشری را که به قول شهید بهشتی مو ذن جامعه است و اگر خواب بماند، نماز امت قضا میشود. انتهای پیام/.
15:27 - 16 آذر 1396