باغ مزار میرزا کوچک ایده جدیدی از باغ مزارهای ایران در رشت
ایده اصلی باغ مزار میرزاکوچک در قبرستان سلیمانداراب رشت گونه جدیدی از باغ مزارهای ایرانی را به نمایش میگذارد تا نقش و عملکرد گورستانهای تاریخی را در شبکه فضای عمومی شهری معاصر به عنوان فضایی با ارزش بازتولید کند.
به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، باغ ـ مزار گونهای از انواع باغ بوده که تمام یا بخشی از عرصه آن به مزار یک یا چند شخصیت اجتماعی اختصاص مییابد و یکی از قدیمیترین اسناد دوران اسلامی حکایت از دفن سلطان محمود غزنوی در باغی بهنام پیروزی در غزنین در سال 421 هجری قمری دارد. مزار سلطان سنجر در مرو نیز براساس برخی از منابع در میان باغی با طرح چارباغ قرار داشته است. پیشینه باغ ـ مزار از دوران قبل از اسلام آغاز میشود. فردوسی محل دفن رستم را در باغی میداند که دربارهاش چنین میگوید؛ به باغ اندرون دخمهای ساختند ـ سرش را به ابر اندر افراختند. ویژگی کالبدی آرامگاه کوروش نیز با این الگو سازگار است. بنای آرامگاه بر روی صفهای زینهای و بلندتر از سطح زمین در میان فضایی باز و در بنگاه باغ بزرگی قرار داشت این بنا از فاصله دور قابل رؤیت بود. پادشاهان هخامنشی پس از کوروش الگوی آرامگاهی خود را تغییر دادند و از دشت به کوه منتقل کردند. در دوره ساسانی آتشکدهها و معابد نیز با باغ ترکیب شدند. از دوره صفویه طراحی فضای باز با الگوی باغ پیرامون مقابر بیش از پیش رایج شد. این اماکن بهصورت مقاصد زیارتی ـ سیاحتی و خدمات بینراهی در آمدند. ایجاد محیطی خلوت و عرفانی از اهداف طراحان بود. مقبره شاه نعمتالله ولی در ماهان از نمونههای برجسته این سنت دوران اسلامی است باغ ـ مزارها را میتوان در زمره نمونههای اولیه باغهای عمومی به حساب آورد. بنا به روایتی تاریخی حضرت معصومه(س) در باغ بابلان قم دفن شد.
تا اواسط قرن سوم بهفاصله نیم قرن قبهای از آجر و گچ با الگوی برج ـ مقبره بر فراز مزار برپا شد با دفن شخصیتهای دیگر این باغ بهتدریج به باغ مزار بابلان تغییر ماهیت داد. در سال 447 میرابوالفضل عراقی وزیر طغرل به طرح روضهای پیرامون سه قبه موجود در این باغ اقدام کرد. تاورنیه سیاح دوران صفویه از بقعه فاطمه معصومه(س) دیدن کرده است. وی مینویسد برای ورود ازحیاط مربع مستطیلی باید گذشت که به باغ شباهت بیشتری داشته و در جانب خیابان وسط آن، باغچههایی آراسته به گل دارد. کلیات باغ ـ مزار ملاحسن کاشی را هم در سلطانیه میتوان از نقاشیهای اوژن فلاندن دریافت کرد. بقایای پوشش گیاهی انبوهی از گلهای زرد که در اطراف بنا وجود داشته اکنون قابل احیا است. باغ مزارهای معروف شیراز، حافظیه، سعدیه و باغ مزار کریم خان زند در باغ ـ موزه پارس از نمونههای دایر و زنده این الگوی معماری و شهرسازی است. در خراسان باغ مزارهای معروف و متعددی وجود دارد. قرستانهای مناطق شمالی ایران نیز بهویژه در گیلان و مازندران بیشتر وسیع و متحیر بوده است. در محوطههای مذکور درختان کهنسال جنگلی از تعرض مصون مانده و در کنار برجهای آرامگاهی، فضایی اسرارآمیز داشتهاند. قبل از توسعههای جدید شهری این فضاها در بسیاری از شهرها و روستاهای شمالی فعال بود و بخشی لطیف از شبکه فضای عمومی را تشکیل میداد در برخی از این مجموعهها اماکن خدماتی متعددی وجود داشت. عرفا و هنرمندان و شعرای بنامی در باغ مزارهای آذربایجان دفن شدند.
در حوزه کلان فرهنگی ایران نیز نمونههایی از باغ مزارهای مشهور وجود دارند شاید باغ ـ مزار تاج محل در کنار رودخانه جمنا از معروفترین این نمونهها باشد. عنصر اصلی این مجموعه آرامگاه باوقار و سپیدپوش بانویی است که همسرش آن را برپا کرده است. این باغ از الگوی باغهای ایرانی الهام گرفته و با شرایط آب و هوایی هند خود را تطبیق داده است. باغ شالیمار در لاهور پاکستان نیز نمونه بزرگ دیگری از این الگوی ایرانی است. از باغ ـ مقبره همایون در دهلی نو اثر چندانی بهجا نمانده اما اکنون خطوط کلی آن قابل درک است. این نکته که بستر طبیعی نمونههای اخیر در سرزمینهای مرطوب و سرسبزی واقع است، از بدایع داستان انتقال الگوهای هنری از یک ناحیه به ناحیهای دیگر، با اقلیم متفاوت است. به هر حال باغسازی در شمال ایران نیز سابقه تاریخی و ویژگیهای خاص خود را دارد. ایده اصلی باغ ـ مزار میرزاکوچک در قبرستان سلیمانداراب رشت، گونه جدیدی از باغ مزارهای ایرانی را به نمایش میگذارد و در پی آن است که نقش و عملکرد گورستانهای تاریخی را در شبکه فضای عمومی شهری معاصر دوباره به عنوان فضایی با ارزش بازتولید کند. باغ ـ مزار میرزا کوچک تقلیدی شکلی از باغ مزارهای موصوف نیست بلکه توجه به مفهومی اکولوژیکی، فرهنگی، تاریخی و انسانی دارد که به مرور از حوزه زندگی شهری ما زدوده میشوند. این الگو با باغ ـ مزارهای سلطنتی ـ زیارتگاهی ـ برج مقبره امرا و اسپهبدان متفاوت است.
در واقع گونه جدیدی از فضای معماری را ارائه میدهد که در شرایط پویا زندگی شهری امروز بهویژه در ارتباط با فرآیند حفاظت و احیا بافتهای تاریخی این فضا کنشگر فعالی خواهد بود عنصری ساختاری در شبکه فضای عمومی و خدماتی شهر است که بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی آن را نیز منعکس میکند. از اینرو ترمیم و توانمندسازی ساختارهای اجتماعی مضمون اصلی عملکردی آن خواهد بود. -------------- مهدی مجابی ------------- انتهای پیام/84001/آ40.
08:29 - 23 فروردین 1396