روابط عمومی، حلقه گمشده حکمرانی شهری / مدیریت شهریِ یکطرفه و شکاف عمیق اعتماد
نگاه کنید به ترکیب شوراهای شهر در سراسر ایران و حتی شورای شهر خودمان. حقوقدان، مهندس، روحانی، تاجر و حتی خیلیها اصرار دارند که مداح هم باید باشد اما از متخصص ارتباطات و روابط عمومی خبری نیست. در بسیاری از لیستهای انتخاباتی هم چنین دغدغهای نیست.
من روابط عمومی را از سه جایگاه دیدهام. سالها خبرنگار بودم و از پشت میز تحریریه با آن مواجه شدم. در همان سالها، خودم در روابط عمومی کار کردم و محدودیتها و ظرفیتهایش را لمس نمودم و امروز، با تحصیلات تخصصی در سه حوزه برنامهریزی شهری، مدیریت فرهنگی و مدیریت دولتی، از زاویهای دیگر به آن نگاه میکنم.حاصل این سه نگاه، یک جمعبندی ساده اما تلخ است: جایگاه روابط عمومی در مدیریت شهری ما تقریباً خالی است.مدیریت یک شهر فقط آسفالت و صدور پروانه نیست و هر تصمیم بر زندگی تکتک شهروندان اثر میگذارد اما در وضعیت موجود، این تصمیمات شفاف نیستند و روابط عمومی فقط وظیفه «اعلام نتیجه» را پیدا میکند.نه خبری از شنیدن صدای مردم پیش از تصمیم است و نه خبری از پاسخگویی مؤثر پس از آن. این یعنی مدیریت شهریِ یکطرفه و شکاف عمیق اعتماد.بارها من و همکاران رسانهای براساس وظایف و رسالتهایمان، نقدهای جدی به عملکرد شورا و مدیریت شهری نوشتهایم اما گویا شورا و شهرداری خود را موظف به پاسخگویی به اصحاب رسانه که نماینده مردم هستند نمیداند. این بیاعتنایی، ریشه همان «نگاه تشریفاتی به ارتباطات و روابط عمومی» است.نگاه کنید به ترکیب شوراهای شهر در سراسر ایران و حتی شورای شهر خودمان. حقوقدان، مهندس، روحانی، تاجر و حتی خیلیها اصرار دارند که مداح هم باید باشد اما از متخصص ارتباطات و روابط عمومی خبری نیست. در بسیاری از لیستهای انتخاباتی هم چنین دغدغهای نیست.
یک عضو شورای دارای سابقه روابط عمومی میداند که انتقاد، توهین نیست بلکه دادهای ارزشمند برای تصمیم بهتر است. شفافیت را هزینه نمیداند بلکه سرمایهای برای مصونیت سازمانی محسوب میکند و او آموخته است که باید با رسانه همکار و همدل باشد و خبرنگار را دشمن نپندارد. شورایی بدون چنین تخصص و نگاهی، نه صدای مردم را به درستی میشنود و نه پیام خود را به درستی میرساند.حال چه باید کرد؟ یکی از ایدههایی که میتواند راهگشا باشد، تشکیل «کمیته ارتباطات و شفافیت شهری» است و این کمیته را شهروندان، خبرنگاران محلی و متخصصان ارتباطات تشکیل میدهند.کار این کمیته فقط به پخش زنده جلسات شورا و انتشار صورتجلسات ظرف ۴۸ ساعت ختم نمیشود. فراتر از آن، باید سامانهای ایجاد کند تا مردم بدون واسطه نقد و پیشنهادشان را ثبت کنند.اینها حداقل کاری است که یک شورای پاسخگو باید انجام دهد. مردم حق دارند بدانند رأی هر عضو شورا چه تأثیری بر آلودگی هوای محلهشان، ترافیک خیابان روزانهشان یا کسبوکار کوچکشان داشته است. اینها آرزوی بزرگی نیست؛ حداقل انتظار است.مدیریت بدون روابط عمومی در هر عرصهای، رانندگی در تاریکی است. و شورای شهری که در آن یک متخصص ارتباطات و روابط عمومی ننشیند، هرگز نمیتواند ادعای پاسخگویی درست داشته باشد.✍️محمدرضا قربانزاده؛ روزنامهنگار و فعال رسانه
16:46 - 27 اردیبهشت 1405