عکسی که قرار بود قاب شود ولی شد روایت یک فاجعه

عکسی که قرار بود برای زینت اتاق قاب شود اما بعد از نه اسفند، روایت زهرا کوچولوی شهید، نوه ۱۴ ماهه رهبر شد.
چند ماه قبل از نه اسفند، فاطمه پاپیچم شده بود که: «مامان چرا من توی اتاقم عکس بابا جون علی رو ندارم ولی شما دارید؟» ‌از توی اینترنت عکس‌ها را نگاه کردم و نشانش دادم. دلش می‌خواست عکسی از رهبر که بچه‌ها بغلش هستند را قاب بگیریم. چندتا عکس انتخاب کرد و ذخیره کردم.
گذشت و توی سرشلوغی‌هایم فرصت نکردم تا قاب را برایش سفارش بدهم؛ تا اینکه نه اسفند، باباجون علیِ فاطمه شد باباجون علیِ شهید. چند روز پیش که این عکس آقا را دید، ذوق کرد و گفت: «مامان، من همین رو می‌خوام، فقط همین عکس. توروخدا...»
وقتی چاپش کردم تا بعد از مراسم تشییع برود روی دیوار اتاق فاطمه، قلبم درد گرفت. با خودم گفتم ببین چطور روزگار چرخید و چرخید تا آن بچه‌ای که قرار بود توی قاب باشد، زهرا کوچولوی شهید، نوه ۱۴ ماهه آقا باشد.راوی: سمانه آتیه‌دوست#باید_برخاست #یا_لثارات_الخامنه_ای #رهبر_شهید
20:05 - 14 جولای 2026
امام و رهبری
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

1 بازنشر2 واکنش
22٫4k بازدید