قلب تیارا در برابر کودککشها ایستاد
سهشنبه شب رژیم کودککش صهیونیستی در آسمان یزد نعرهای وحشیانه برآورد و قلب تیارا دخترک کلاسدومی و بیگناه در برابر این ظلم و وحشیگری ایستاد.
به گزارش خبرگزاری فارس از یزد، چند روزی است آتش ظلم دشمن در حوالی یزد شدت گرفته و هنوز دلمان از شهادت شهید دهقانی پدر پنجقلوهای تفتی آرام نگرفته بود تا اینکه سهشنبه شب حمله هوایی آمریکایی_صهیونیستی با شدت انفجاری وحشیانه، نور و صدای بیشتری در مقایسه با حملات گذشته سکوت و آرامش شهر میراث جهانی را شکست. یزد پریشان احوال شده بود!
خبرهای اولیه از عدم خسارت جانی و حمله به یک نقطه نظامی در محدوده غیرمسکونی خارج از شهر یزد حکایت میکند اما در همان ساعت پدری هراسان کودک عزیزش را از قاب سال نو و سفره هفتسین به آغوش کشیده و مادر مدام صدایش میزدند تیارا، تیارا دخترم؛ اما انگار این سکوت گرهخورده بهصورت کبود و لالهگونش معنای دیگر دارد.تیارا این دختر مهرماهی با لبخند شیرنش از کنار سفره هفت سین و پنجره خانه به بهار چشم دوخته بود و موهایش در ترنم باران شکوفه میداد که...
پدری با دخترش در آغوش از راه رسید؛ اینجا درمانگاه
مادری در درمانگاه و نوبت مراجعه به پزشک است و میگوید همان ساعتی که حمله شد من درمانگاه بودم؛ صدای انفجار بیشتر از همیشه وحشتناک و دلهره آور بود، چند دقیقه نگذشت که ناگهان دختر کوچولویی تقریبا ٨ ساله روی دست پدرش وارد درمانگاه شد.بهش گفتم چی شده آقا؟ گفت موقعی که زدند بچم ترسیده و غش کرده! به سمت اتاق پزشک رفت و پرستارا و همه پرسنل سراسیمه به سمت اتاق میرفتند.بابای بچه هم افتاد روی صندلیها و مادرش هم بیتابی میکرد و ضجه میزد!
آخه گناه این بچه چی بود؟
زمان زیادی نگذشت و هنوز باورم نمیشه! یه کودک؟ آخه گناه این بچه چی بود؟ مکان نظامی؟ کمکهای ترامپ؟از کلانتری و بنیاد شهید و... همه اومدند و دارن پرونده تکمیل میکنن!بیتابی مادر قابلگفتن نیست؛ اصلاً نمی دونم چه جور دربارش حرف بزنم، هر کی مادر باشه میتونه درک کنه من میخوام چی بگم و راستی چقدر پدرها دختریاند و بابا میلاد تیارا دلتنگتر از همیشه...
دهه نودیها نسل مقاومت شدهاند
و حالا تیارا صادقی، دانش آموز پایه دوم دبستان مدرسه امام حسین (ع) یزد در صف اول شهادت مشق عشق مینویسند؛ کودک نازنینی که دیگر حتی عروسکهایش هم گوشه اتاقش بغض کردهاند و لباس مدرسهاش عطر لاله دارد؛ راستی تیارا جان قرار بود با عیدیهای امسالش چه چیزی بخرد؟ آخرین بار لباسهای عیدش را کجا پوشیده بود؟لالا کن؛ دختر زیبای شبنم؛ لالاکن؛ روی زانوی شقایق
دخترها از همان اول عجله دارند
چه روایتی دارند مکتب داران شهادت در جنگ رمضان؛ حالا دیگر در یزد مادر شهید دهه نودی داریم؛ حالا دختران دبستانی همانهایی که تا دیروز در فضای مجازی به آنها نسل z گفته میشد پویش همکلاسی شهیدم راه انداختهاند و نسل مقاومت شدهاند و دیگر وطنداری از محدوده خارج شهر یزد به خانه و لحظههای معصوم کودکانهها رسیده است؛ همراه شویم که از امشب همکلاسیهای تیارا صف اول میدان مبارزه در یزد هستند.راستی میگویند دخترها از کودکی زودتر راه میروند؛ زودتر حرف میزنند؛ زودتر به سن تکلیف میرسند؛ اصلا انگار از همان اول عجله دارند و زودتر هم شهید میشوند.
12:05 - 5 فروردین 1405